يکشنبه، 21 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

سعدالدوله

سعدالدوله
(ع. (موجب) نیكبختى دولت) ابن صفى‏الدوله طبیب از مردم ابهر زنجان (مقت. 690 ه.ق.). وى در عهد ارغون ایلخان مغول در عداد اطباى ایلخانى درآمد و در بغداد میزیست و در آنجا با مردم آمیزش داشت و چند زبان آموخته بود و در ضمن به كیفیت حال عمال و متصرفان اموال بغداد و عراق اطلاع كامل یافت. اطباى دیگر یهودى كه در دربار بودند وسیله احضار او را از بغداد فراهم آوردند.اتفاقا در این ایام ارغون را مختصر مرضى رسید كه به معالجه سعدالدوله بهبود یافت و او مقرب شد و اطلاعاتى كه در باب اسراف و تبذیر عمال داشت به عرض رساند. ارغون سعدالدوله را با دو تن دیگر از امراى مغول مأمور خطه بغداد و تحصیل بقایاى مالیاتى و اصلاح حال رعیت كرد. سعدالدوله در اواخر 686 ه.ق. به بغداد رفت و در اندك مدتى اموال فراوان از بقایاى سالهاى گذشته و حاصل سال جارى جمع‏آورد و به خدمت شتافت. این خدمت در چشم ارغون سخت جلوه نمود، و سعدالدوله را مسئول جمع و خرج بغداد كرد و او سال بعد بیشتر از دفعه اول از آن سرزمین جمع مال كرد و در نتیجه ارغون وى را وزیر و در حل و عقد مملكت مختار كرد و فرمان داد كه اگر مهمى پیش آید آزادانه به عرض او برساند. استقلال سعدالدوله یهود از یك طرف علامت سرشكستگى و عقب‏افتادن عمال و كفات مسلمان و از طرف دیگر نشانه زوال آفتاب اقبال امیر بوقا و برادر او آروق بود. در این زمان توطئه بوقاضد ارغون كشف شد و به امر ایلخان او و برادرش آروق كشته شدند. پس از قتل امیربوقا كوكب سعادت سعدالدوله اوج گرفت و این مرد جاه‏طلب و ارغون كه هر دو از مسلمانان بدگمان بودند شروع به قطع ایادى آنان از كارها كردند و قرار شد كه در امور جمع و خرج ممالك ایلخانى فقط عیسویان و یهود را به كار گمارند. سعدالدوله عموم اقوام یهودى خود را در كارهاى مهم ملكى داخل كرد و عراق عرب و الجزیره و آذربایجان را بین ایشان تقسیم نمود. سعدالدوله مردى زیرك و كافى بود و در ابتدا براى جلب قلوب امر داد كه امرا و حكام دعاوى را بر طبق شریعت اسلام فیصل دهند و در استحقاق حق مظلومان و اعانت فروماندگان جد بیلغ نمایند و ایلخان را واداشت كه حكام و ملوك تابع را مأمور وصول و ایصال وجوه خزانه سازد. بسیارى از اجحافات سابق از میان رفت و صدقات جارى شد و شعراى عرب و عجم و فضلا به نظم و نثر او را ستودند و مجموعه‏اى به نام او ساختند. یهود در سایه او ارتقا یافتند. كار سعدالدوله به استقلال مطلق و و استبداد كشید و این مسئله موجب تحریك غضب امراى ارغون و حسد ایشان نسبت بدو شد تا آنجا كه غالب آن جماعت به دستیارى طوغان به قتل او تصمیم گرفتند. سعدالدوله در آخر چون دید كه بسیارى از امرا و علما و متنفذان مسلمان كمر به قتل او و یاران یهودش بسته‏اند و بر آن شد كه از استیلاى خود بر نفس ارغون استفاده كند و با اجراى طرحى كه ریخته بود بینان عمر ایشان را از بیخ بركند. طرح وى این بود كه روزى به ارغون گفت نبوت از چنگیزخان به طریق ارث به ایلخان عادل رسیده و ارغون از جانب خداوند رسول است و چون قیام دین هر رسولى به جهاد و قلع مخالفان متعلق است باید ایلخان امر دهد تا هر كس سر از قبول دیانت او بپیچد و در زمره ملت جدید درنیاید سرش از تن جدا كنند و چون ارغون از مسلمانان نفرت داشت امر داد كه مسلمانان را در كارها دخالت و باردو راه ندهند. سعدالدوله براى رسیدن به نیت زشت خود محضرى تهیه كرد و جمعى از علماى مسلمان هم پاى آن را امضا و نقشه او را تصدیق كردند. سعدالدوله با تصویب اغون مصمم شد كه خانه كعبه را به بتخانه مبدل سازد. اما در این اثنا ارغون در تبریز مریض شد و براى اصلاح مزاج به موقان رفت و مرضشش شدت یافت و اطبا از معالجه او عاجز آمدند. سعدالدوله دانست كه ارغون یعنى آلت اجراى مقاصد او در حال رفتن است و با رفتن او دولت خود وى نیز رو به زوال، به همین جهت به جلب قلوب مردم و جبران شكستیگها- كه بر دست او رفته بود- مشغول شد و به اطراف نامه‏ها نوشت دردفع ظلم و فساد، ولى هیچیك مفید نیفتاد و امرا در خانه طغاجار ترتیب جشنى دادند و تصمیماتى گرفتند و سعدالدوله را دستگیر كردند و در سلخ صفر 690 به خانه طغاجار آوردند و به قتل رساندند. خبر قتل او در بلاد اسلام موجب مسرت و شفاى قلوب مسلمانان گردید و بازار یهودكشى رواج گرفت. (اقبال. تاریخ مغول).
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.