احمد ابراهیمی
احمد ابراهیمى از جمله هنرمندانى بود كه از همان اوان كودكى با مصائب و مشكلات زمان اجباراً دست و پنجه نرم كرد. وى به سال 1305 در اورامانات كردستان متولد شد و هنوز بیش از دوازده سال نداشت كه به تهران نقل مكان كرد و پس از دریافت گواهىنامه ششم ابتدایى در این شهر، براى تأمین مخارج مادر و خواهر كوچكش با توجه به این كه خودش نوجوانى چهار ده ساله بود روزها كار كرد و شبها جهت ادامه تحصیل به كلاس شبانه رفت و به تحصیل ادامه داد؛ سال 1320 بود و نائرهى جنگ جهانى دوم به میهن عزیز ما ایران نیز سرایت كرد و خرابىها و كمبودهایى را با خود به ارمغان آورده بود، در این شرایط سخت احمد ابراهیمى، مردانه ایستاد و با سن كم خود، با تمام مشكلات و نارسایىها كه با آنها مواجه بود مبارزه كرد و موفق شد. وى در سال 1327 با توجه به صداى خوشى كه داشت با استادان بزرگ موسیقى ایران نظیر استادان: ابوالحسن صبا، مرتضى محجوبى، حسین تهرانى، غلامحسین بنان، ادیب خوانسارى آشنا شد و از محضر همگى این بزرگان موسیقى ایران بهرهمند مىگردد و پس از پنج سال كه تحت تعلیم آنان قرار مىگیرد اولین برنامه رادیویى خود را با محمود ذوالفنون در رادیو تهران اجرا كرد مورد تشویق و استقبال مردم واقع مىشود. وى پس از یك سال اجراى برنامههاى مختلف موسیقى در رادیو، به سال 1333 به اركستر مرتضىخان محجوبى استاد پیانو كه با همكارى محمد میرنقیبى اداره مىشد منتقل شد و شكوفایى هنر وى از همین زمان آغاز مىگردد. همكارى وى تا سال 1335 با این اركستر ادامه داشت ولى در همین سال بنا به دعوتى كه هنرهاى زیباى كشور از وى به عمل آورد، همكارى خود را با هنرمندان این اداره كه شامل بودند از اركسترهاى علىمحمد خادم میثاق، فروتن راد، صبا و اركسترهاى دیگرى كه سرپرستى آنها با آقایان: فرامرز پایور، محمود تاجبخش، مهرافشان، عامرى و چند اركستر دیگر، شروع و ادامه مىدهد.
از این تاریخ، ابراهیمى علاوه بر شركت در برنامههاى رادیو تلویزیونى، براى برنامههاى هنرى دانشگاهها، میهمانان وزارت امور خارجه، كارگردان شركت نفت، كاركنان وزارت آموزش و پرورش و پادگانهاى ارتشى چه در تهران و چه در شهرستانها حتى پادگانهاى مرزى كشور و بزرگداشت شعراى نامى ایران مثل: فردوسى، حافظ، سعدى، مولوى و غیره در تهران و شهرستانها و اقبال لاهورى در پاكستان برنامههایى اجرا مىكند كه یكى از پركارترین خوانندگان در آن زمان به شمار مىرفت. وى در مسافرتى كه براى مجلس یادبود اقبال لاهورى به پاكستان و كنسرتى به هندوستان، كرده بود، پس از سه شبانه روز كه در آنجا با هیئت اركستر بودند، چون در آن شبه قاره هند مرض وبا شیوع یافته بود نزدیك بود كه با همراهان دچار این مرض هولناك شوند لذا برنامههاى خود را به طور فشرده اجرا و به سرعت به سوى ایران بازمىگردند ولى از بخت آنان، هواپیماى ایشان دچار نقص فنى مىشود و در بیابانهاى كویر یزد اجباراً با چرخهاى بسته به زمین فرود مىآید و مدت چهل و هشت ساعت گرسنه و تشنه با همراهان در بیابانها سرگردان و بدون آب و غذا مىمانند و نزدیك بود كه همگى هلاك شوند ولى خوشبختانه هلىكوپترهاى نجات پس از تجسس، آنان را به حال اغماء یافته و نجات مىدهند. احمد ابراهیمى، هنرمندى است كه در زمان خود از جملهى بلهگویان نبود و زیربار حرف زور نمىرفت و همین امر هم موجب شد تا شبى كه وى جهت اجراى برنامه با اركستر فروتن راد در تلویزیون آماده مىگردید، معاونت وزیر فرهنگ و هنر با وى بگو و مگوى داشته باشد و آن چنین بوده كه وقتى اركستر به سالن اجراى برنامه وارد مىشود، چون هواى سالن اجراى برنامه با هواى سالن تمرین برنامه، چند درجه تفاوت داشته، در نتیجه كوك سازها تغییر پیدا مىكنند لذا هیئت اركستر ناچار مىشوند سازها را دوباره كوك كنند و چون سر ساعت 8 شب مىبایستى برنامه اجرا شود و در آن زمان هنوز دستگاه «ویدئوتیپ» به ایران نیامده بود و برنامههاى زنده اجرا مىشد، آقاى معاونت وزیر كه سرپرستى كل برنامههاى هنرى وزارتخانه را هم به عهده داشته، به جاى این كه موضوع را با رئیس اركستر در میان بگذارد یقهى ابراهیمى را مىچسبد و مىگوید: «دو دقیقه به ساعت 8 جهت شروع برنامه نمانده شماها چكار مىكنید یك پیچ ساز شل و سفت كردن كه این قدر معطلى ندارد؟» ابراهیمى بىاختیار از این بىاطلاعى و صحبت آقاى معاون وزیر و سرپرست كل برنامههاى هنرى وزارتخانه خندهاش مىگیرد زیرا این جناب، سفت و شل كردن سازها را با سفت كردن میل گاردان اتومبیل یكى مىدانست و همین خندهى ناگهانى ابراهیمى سبب رنجش و كینهى جناب معاونت مىشود و موجب تصفیه حسابهاى بعدى وى با ابراهیمى مىگردد و موجب مىشود كه در حقوق و مزایاى وى كارشكنى شود لذا وى براى كسرى هزینهى زندگى، نامهاى به وزیر مىنویسد كه شرح مىدهد زندگى من با این حقوق ناچیز كه مانند دیگران از پاداش و مزایا بىبهره هستم اداره نمىشود پس از چندى همین آقاى معاون به وى مىگوید آقا فرمودند: «اگر مىخواهى پول بیشترى جهت ادارهى زندگیت دریافت كنى باید كار ادارى را هم به عهده بگیرى». لذا وى مىپذیرد و از سال 1342 تا اواخر سال 1354 به سمت رئیس دفتر اداره كل فعالیتهاى هنرى و از سال 1354 تا اواخر سال 1358 به سمت مدیر امور ادارى سازمان ملى «فولكلور» ایران منتصب و مشغول كار مىگردد و ضمناً به برنامههاى هنرى خودش ادامه مىدهد. احمد ابراهیمى در فروردین ماه 1359 با تقاضاى خودش بازنشسته مىشود و مدت بیست و چهار سال سابقه هنرى را پشت سر مىگذارد.
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.