يکشنبه، 21 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

حسین دادگر

حسین دادگر
معروف به عدل‏الملك، در 1260 ش تولد یافت. پدرش میرزا عبدالكریم‏خان از بازرگانان معروف تهران بود. تربیت و تحصیلات حسین تحت نظارت پدر انجام گرفت و علاوه بر معلومات زمان كه صرف و نحو عربى و فارسى و ادبیات بود، به تحصیل علوم معقول و منقول و معارف اسلامى پرداخت و در این راه توشه‏اى برگرفت. در آغاز مشروطیت وارد خدمات دولتى شد و به پیشنهاد علاءالملك دیبا وزیر كابینه‏ى اتابك، شغل قضاوت را انتخاب نمود. دادگر مشاغل قضائى را از عضویت محكمه‏ى ابتدائى و ریاست مختلف محاكم پیمود تا اینكه مدعى‏العموم تهران شد. بعد به ریاست محاكم بدایت رسید. در 1328 ه.ق به كمك وثوق‏الدوله به وزارت داخله انتقال یافت و ریاست اداره محاكمات آن وزارتخانه به وى محول گشت. در سال 1332 پس از آنكه عین‏الدوله وزیر كشور كابینه‏ى مستوفى، دستور انتخابات را صادر كرد، میرزا حسین‏خان كه یك سال قبل به لقب عدل‏الملك نامیده شده بود، كاندیداى نمایندگى مجلس شد و از طرف مردم بارفروش (بابل) به نمایندگى مجلس رسید و لدى الورود عضویت فراكسیون دموكرات را پذیرفت. در دوره‏ى سوم، فراكسیون دموكرات در مجلس سى نفر عضو داشت و غالبا رجال موجه و باسواد و اصلاح‏طلب عضو این فراكسیون بودند. شروع جنگ بین‏الملل اول دگرگونى‏هائى در وضع كشور ایجاد كرد. با وجودى كه مستوفى نخست‏وزیر وقت اعلان بى‏طرفى داد، مع‏الوصف، كشور محل تاخت‏وتاز ارتشهاى بیگانه گردید. سلطان احمدشاه درصدد تغییر پایتخت بود و فراكسیون دموكرات مجلس نیز تصمیم به مهاجرت گرفت و عدل‏الملك نیز در زمره نمایندگانى بود كه به این تصمیم صحه گذاشت و با سایر دوستان خود به قم و سپس كرمانشاه رفتند و موقتا حكومتى به ریاست نظام‏السلطنه مافى تشكیل دادند. پس از اتمام جنگ و مراجعت نمایندگان و رجال به تهران، بار دیگر عدل‏الملك خدمات دولتى خود را آغاز كرد و در سال 1294 در حكومت وثوق‏الدوله به معاونت وزارت داخله برگزیده شد. وثوق‏الدوله به زودى جاى خود را به فرمانفرما و مستوفى و سپهسالار داد و بالاخره علاءالسلطنه به نخست‏وزیرى رسید، در آن روزها كمیته‏ى مجازات در تهران دست به یك سلسله اقدامات تروریستى زده بود و ظرف چند روز عده‏اى به قتل رسیده بودند، از جمله اعلامیه‏اى نیز از طرف كمیته‏ى مجازات پخش شده بود كه نام عده‏اى كه باید از كار بركنار شوند در آن دیده مى‏شد. نام عدل‏الملك دادگر در سرلوحه‏ى این لیست بود. مستشارالدوله وزیر داخله، در برابر كمیته ایستادگى نمود ولى اقدامات حاد موجب سقوط دولت شد و بار دیگر وثوق‏الدوله به زمامدارى رسید و كمیته را از بین برد. پس از كودتاى 1299، دادگر در كابینه‏ى سیدضیاءالدین كه خود وزارت كشور را عهده‏دار بود، به كفالت آن وزراتخانه رسید و تا پایان حكومت سید، در وزارت كشور انجام وظیفه مى‏نمود. پس از بركنارى و تبعید سید از ایران و زمامدار شدن قوام‏السلطنه، دادگر از معاونت وزارت داخله معزول و امر نخست‏وزیر دائر بر تبعید وى صادر شد و عده‏اى از مامورین ژاندارمرى او را تحت‏الحفظ به قم بردند كه از آنجا به كاشان تبعید نمایند. عدل‏الملك در قم با مهارت خاصى به مقبره امین‏السلطان شتافت و در آنجا متحصن شد و اقدامات دولت براى خروج او از تحصن به نتیجه نرسید. در انتخابات دوره‏ى چهارم كه راى‏گیرى آن در دوران وثوق‏الدوله انجام گرفته بود، عدل‏الملك از بابل به نمایندگى رسید و چون افتتاح مجلس در زمان قوام‏السلطنه صورت گرفت، اعتبارنامه‏ى وى مردود و به جاى او نظام‏الدوله به وكالت رسید. در اواخر سال 1300 ش پس از كنار رفتن قوام‏السلطنه، دادگر از تحصن خارج شد و به تهران آمد ولى شغلى نداشت. در كابینه‏ى حسن مشیرالدوله (پیرنیا) كه در 26 خرداد 1302 ش تشكیل یافت، عدل‏الملك به كفالت وزارت فوائد عامه رسید و در پنجم عقرب 1302 در كابینه‏ى سردار سپه به معاونت رئیس‏الوزراء منصوب شد. در انتخابات دوره‏ى پنجم براى بار سوم مردم بابل عدل‏الملك را به نمایندگى برگزیدند. مجلس پنجم در تاریخ قرن اخیر ایران اهمیت زیادى دارد. عدل‏الملك با همكارى دوستان دیگر خود چون داور و تیمورتاش و تدین، در جلب افكار عمومى براى انقراض قاجاریه اقداماتى كردند و به پاس این خدمات در كابینه‏ى ذكاءالملك فروغى به وزارت داخله رسید و از آذرماه 1305 تا تیرماه 1306 در سمت وزیر كشور انجام وظیفه كرد. در انتخابات مجلس موسسان اول كه در سال 1304 تشكیل یافت، حسین دادگر نماینده‏ى مجلس موسسان گردید و در انتخابات هیئت رئیسه با 122 راى از 220 راى نایب رئیس اول شد. ریاست مجلس موسسان با مستشارالدوله صادق بود. عدل‏الملك در انتخابات دوره‏ى ششم، رئیس انجمن انتخابات تهران بود و خود به وكالت از طرف مردم بابل به مجلس رسید. در این دوره مدتى كوتاه تدین و سپس موتمن‏الملك ریاست كردند و عدل‏الملك سمت نیابت را داشت. در ادوار هفتم، هشتم و نهم نیز عدل‏الملك در مجلس بود. نهایت در دوره‏ى نهم وكیل مردم تهران بود. ریاست مجلس در ادوار هفتم، هشتم و نهم به عهده‏ى حسین دادگر قرار داشت. در اواسط 1314 در حالى كه با قدرت كامل بر مجلس ایران ریاست مى‏نمود، مورد غضب رضاشاه واقع شد و نزدیك بود به سرنوشت تیمورتاش و سردار اسعد دچار شود ولى فروغى به داد او رسید و شاه را راضى كرد كه دادگر ایران را ترك كند. از كشور تبعید شد و مدتها در كشورهاى سویس و بلژیك و فرانسه زندگى مى‏نمود. تا سال 1326 در كشورهاى اروپائى مى‏زیست مخصوصا در ایام جنگ از نظر معیشت متحمل سختى و گرفتارى شد. حسین دادگر در انتخابات دوره‏ى اول سنا، از طرف مردم مازندران سناتور شد و هنگام انتخابات ریاست مجلس سنا، یكى از كاندیداها بود. سیدمحمد تدین، مستشارالدوله صادق، حكیم‏الملك و تقى‏زاده نیز كاندیدا بودند. رجال صدر مشروطیت به نفع تقى‏زاده كنار رفتند و به رغم حكیم‏الملك مرشد آنها یعنى تقى‏زاده به ریاست مجلس سنا رسید. دادگر هم آراء قابل ملاحظه‏اى داشت. در انتخابات دوره‏ى دوم سنا نیز سناتور مازندران شد ولى در این دوره هوس ریاست نداشت و خود نیز به تقى‏زاده راى داد. وى در این دوره براى اصلاح معارف و پیشرفت كشور نطقهاى جالبى ایراد كرد و در تنقیح و تصحیح لوایح دولت سعى زیادى مبذول مى‏داشت. در اواخر دوره‏ى دوم، دادگر به علت سقوط از پلكان خانه‏ى مسكونى خود به شكستگى پا دچار شد. مدتى در اروپا به معالجه پرداخت و بهبود نسبى یافت ولى از آن تاریخ غالبا به مطالعه در منزل وقت مى‏گذرانید. عدل‏الملك دادگر یكى از وزراء فهمیده و تحصیلكرده‏ى كشور بود كه به زبانهاى خارجى نیز آشنائى داشت. گرچه بعد از شهریور 1320 مورد انتقاد شدید بعضى از مطبوعات و نویسندگان قرار گرفت. ایراد مهم به عدل‏الملك كه مخبرالسلطنه هدایت هم صریحا به آن اشاره كرده است، مداهنه و تملقهاى بیجا به رضاشاه است . از جمله مخبرالسلطنه مى‏نویسد: زمانى كه رضاشاه از سفر تركیه مراجعت فرمودند عدل‏الملك رئیس مجلس نطقى به عنوان خیر مقدم ایراد نمود كه ضمن آن گفته بود ترقیات و پیشرفت ایران از تركیه بیشتر است كه موجب تغیّر شدید شاه شد و كلام او را قطع نموده بود. دادگر مردى خسیس و مال‏اندوز بود. در تهران مستغلاتى براى خود دست و پا كرد و با خستى كه در خرج كردن داشت، هر روز بر ثروت او اضافه مى‏شد. رحیم و كریم پسران او رشد نسبى یافتند. دختر او هم به همسرى دكتر افخم حكمت فرزند مشارالدوله درآمد. در 1349 در سن 84 سالگى در تهران درگذشت.
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.