هنری میلر
«هنرى ميلر» نويسنده شهير آمريكايى است كه آثار اتوبيوگرافى اش تاثير فراوانى بر ادبيات اواسط قرن بيستم بر جاى گذارد. بسيارى از آثار ميلر به واسطه صراحت او در طرح مسائل جنسى و برداشت آزاد او از اين مقوله مدت ها در بسيارى از كشورها ممنوع الچاپ بود. «ميلر» در دهه ۶۰ بود كه به يكى از پرخواننده ترين نويسندگان آمريكا بدل شد. تصويرى كه خوانندگان آثار «ميلر» از نويسنده در ذهن داشتند يك نويسنده آمريكايى بى پول ولى آزاده بود كه روابط بسيار دارد و زندگى اش در مسير پاريس و نيويورك مى گذرد.
«هنرى والنتين ميلر» در ۲۲ دسامبر ۱۸۹۱ از پدر و مادرى آلمانى- آمريكايى از طبقه كارگر متولد شد و بعدها صاحب خواهرى به نام «لورتا» شد كه از لحاظ ذهنى، عقب مانده بود و به همين جهت بيشتر زمان «ميلر» صرف رها كردن او از دست كودكانى كه قصد مسخره كردنش را داشتند مى گذشت. پدرش «هانريش ميلر» خياط بود و مادرش «لوئيس» هيچ گاه نگاه پرمهرى به فرزندانش نداشت و در عوض آنها را مورد ضرب و شتم قرار مى داد.
«ميلر» در دوران تحصيل از دانش آموزان خوب مدرسه بود و پس از اتمام آن به كالجى در شهر نيويورك رفت اما پس از دو ماه دانشگاه را رها كرد. او كه از دوران كودكى، كتابخوانى قهار بود به شدت به آثار «داستايوفسكى»، «نيچه» و «الى فار» علاقه داشت. «ميلر» با رها كردن تحصيل به بازار كار پيوست و براى مدت كوتاهى در كارخانه سيمان سازى مشغول به كار شد و با حقوق دريافتى اش كه قرار بود كارى راه بيندازد به جنوب غربى آمريكا و آلاسكا سفر كرد. در سال ۱۹۱۳ بود كه براى كار به خياطى پدر رفت كه آن روزها مردى دائم الخمر بود. «ميلر» در سال ۱۹۱۷ با «بئاتريس سيلواس ويكنس» كه پيانيستى آماتور بود ازدواج كرد و خيلى زود پدر شد. در خلال سال هاى ۱۹۲۰ تا ۱۹۲۴ «ميلر» در شركت تلگراف «وسترن يونيون» مشغول به كار شد و پس از مدت كوتاهى خانواده خود را رها كرد و با يكى از رقاصه هاى محله «برادوى» هم خانه شد و او بود كه بيش از هر كس ديگرى «ميلر» را براى نوشتن تشويق و ترغيب مى كرد.
اين رابطه، الهام بخش «ميلر» در نوشتن رمان هاى آغازينش «خروس ديوانه» و «تب» شد كه در همان سال ها به چاپ رسيد. «ميلر» در واقع تا سن ۴۰ سالگى نوشتن را به صورت جدى آغاز نكرده بود با اينكه مقالات و داستان هاى كوتاه متعددى از او در مجلات در اواخر دهه اول قرن بيستم به چاپ رسيده بود. «بال هاى پيوسته» نام رمانى است كه او در سال ۱۹۲۲ به رشته تحرير درآورد اما بسيارى از انتشارات آن زمان از جمله «مك ميلان» از چاپ آن خوددارى كردند. در سال ۱۹۳۰ «ميلر» به پاريس نقل مكان كرد و خيلى زود با آن اوركت زيتونى و كلاه خاكسترى و لب هاى برآمده اش براى همه به شخصيتى آشنا بدل شد. آن روزها «ميلر» در فقر شديد مالى به سر مى برد كه با نويسنده اى اتريشى به نام «آلفرد پرلس» آشنا شد و او بود كه اجاره خانه و صورتحساب هاى رستوران «ميلر» را حساب مى كرد. «آنسن نين» هم يك سال بعد با «ميلر» آشنا شد و در حد خود از او حمايت مالى به عمل آورد. «ميلر» در يكى از يادداشت هايى كه در اولين پاييز حضورش در پاريس نوشته است مى گويد: «هيچ پولى ندارم، نه منبعى، نه اميدى. اما خوشحال ترين انسان روى زمينم.» اولين آثار او به دست انتشارات «اوبلسيك» به چاپ رسيد كه مديريت آن را «جك كاهن» برعهده داشت كه خود زمانى نويسنده بود. در اين دوران «ميلر» به شدت تحت تاثير سوررئاليسم قرار داشت و اولين آثار كلاسيك خود با عنوان «رأس السرطان» را به چاپ رسانيد كه تصوير روشن و واضحى از زندگى در پاريس و نيويورك ارائه مى كرد. اين آثار بيش از سه دهه در آمريكا با ممنوعيت چاپ و انتشار مواجه بودند تا آنكه دادگاه عالى كشور با صدور حكمى در مورد آثار ادبى، اين ممنوعيت را برطرف كرد. هنگامى كه «جورج اورول» نويسنده انگليسى براى تهيه گزارشى از جنگ هاى داخلى اسپانيا به آن كشور سفر كرده بود در پاريس توقفى داشت و با «ميلر» ملاقات كرد. عمده آثار «ميلر» در اين دوران را مى توان به اين ترتيب نام برد: «بهار سياه» به سال ۱۹۳۶ و «هيولاى ماروسى» به سال ۱۹۴۱.
با شروع جنگ جهانى دوم، «ميلر» به آمريكا بازگشت و در سن ۴۸ سالگى دچار احساس ناكامى و افسردگى شديدى شد و كار خود به عنوان يك نويسنده را تمام شده دانست.
در سال ۱۹۴۲ به كاليفرنيا عزيمت كرد و در ساحل كاليفرنيا سكنى گزيد. در همان سال ها با «جانينا مارتالپسكا» ازدواج كرد كه سى سال از او جوان تر بود و فلسفه مى خواند. اين بار نيز زندگى مشترك «ميلر» بيش از هفت سال دوام نياورد و به قول خودش: «هميشه در زندگى، تنها بوده ام مانند راهبان، بى جفت، در تبعيد.» او در سال ۱۹۵۷ به رياست موسسه ملى ادب و هنر برگزيده شد و سفرهاى متعددى نيز به اروپا انجام داد. او كه از اواخر دهه دوم قرن بيستم به نقاشى علاقه مند شده بود آن روزها ديگر نقاشى را شروع كرد و به آبرنگ رو آورد و تا آخرين روزهاى عمرش نقاشى را ادامه داد. او به سال ۱۹۸۰ در سن ۸۹ سالگى ديده از جهان فروبست. از ديگر آثار او مى توان به «كابوس تهويه شده»، «روزهاى آرام كليچى»، سه گانه «صليب گلگون» اشاره كرد.
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.