يکشنبه، 21 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

مارلون براندو

مارلون براندو
"مارلون براندو" در سوم آوريل 1924 در «اُماها بنداسكا» بدنيا آمد. او سومين و آخرين فرزند خانواده بود. مادرش بازيگر محلي و پدرش فروشنده بود. در سال 1925، والدينشاز هم جدا شدند و مادر خانواده همراه سه فرزندش به «سنتا‌آما» واقع در كاليفرنيانقل مكان كرد ولي دو سال بعد، والدين او دوباره ازدواج كردند و همگي به استان «ايلي ئويز» واقع در شمال شيكاگو رفتند. در سال 1940او به پانسيون نظامي فرستاده شدكه در آنجا شروع به تمرين‌هاي نمايش كرد ولي به خاطر سرپيچي از قوانين كمي پيش از فارغ‌التحصيلي اخراج شد. در سال 1943 براندو به نيويورك نزد خواهرش رفت و دركارگاههنرهاي در« اماتيك» ثبت نام كرد كه در آن‌جا با بازيگراني مثل «هدي بلافونت» و «شيليو نيترز» آشنا شد. اولين معلمش در آن‌جا استلا آدلر (Stella Adler) بود كه اهلخانواده بزرگي از روسيه بود. او شعارش اين بود كه بازي نكنيد،خودتان باشيد». اوراهنماي براندو بود و از همان چيزهايي آموخت كه امروز به آن «متد بازيگري» مي‌گويند. آنچه « استلا آدلر» به دانش‌آموزان خود ياد داد اين بود كه چگونه نيروهاي دروني خود را كشف كنند تا به كمك آن‌ها، احساسات ببيننده خود را هم بيدار كنند. براندو يك‌بار درباره آدلر نوشت: «او به من ياد داد كه طبيعي باشم و سعي نكنم حسي راكه خودم هنگام بازي،لمس نكرده‌ام تظاهر كنم» در سال 1944 براندو اولين تجربه صحنه‌اش در نمايشي درباره حضرت مسيح بود. در طول همان سال اولين همكاري‌اش باكمپاني «برادوي» در «من مادر را به خاطر دارم» به كارگرداني« جان ون دروتن» (yonvun Droten) كه بسيار موفق از كار در آمد و تا دوسال نمايش داده شد اين نمايشپرفروش تحسين‌هاي بسياري براي براندو در پي داشت كه يكي از تحسين‌كنندگانش «الياكازان» (Elia Kazan) كارگردان بود. «الياكازن» توانست تهيه كننده فيلمش «اتوبوسي بهنام هوس» كه «تنسي ويليامز» فيلمنامه آن را نوشته بود ‌ـ را راضي كند كه براندوبراي نقش «استنلي كوالسكي» مناسب است. با بازي چشم‌گير براندو در اين نقش مشخصمي‌شد كه او در پي گونه‌اي خاص از بازيگري است و قادر است روح دردمند و مجروح را بهخوبي نشان دهد. شيوه بازي براندو با راهنمايي‌هاي الياكازان خبر از ورود متد بهعالم بازيگري مي‌داد. شخصيت «استنلي كوالسكي» يكي احمق‌ترين و هوس بازترين شخصيت‌هايي است كه تا به حال در سينما ديده شده است. خاطره مردي كه به آرامي بهوسايل اطرافش ضربه مي‌زند و با بيان خاصش كه بين كلمات مكث مي‌كند و بي‌اختيار نام«استلا» را فرياد مي‌زند، براي هميشه جاودان شده است. از آن بعد هاليوود بهدنبال براندو بود ولي او تمام پيشنهادات را رد مي‌كرد،به جز فيلم «مردان» باكارگردان «استنلي».خلاقيت و سركشي او بر قوانين حاكم بر سينما چه رويپرده و چه خارج از آن، او را جاودانه كرد و تا كنون هيچ بازيگري نمي‌تواند ادعا كندكه مثل مارلون براندو در ارتقاي بازيگري مؤثر بوده است. کرامر» (Stanly Kramer) كه در آن سربازي است كه در جنگ فلج شده و نمي‌تواند با مشكلاتش در جامعهكنار بيايد و براي بازي در آن مدتي با اين گونه بيماران سپري كرده بود. اين فيلمنتوانست موفقيت فيلم قبلي براندو را تكرار كند اما او را نامزد جايزه اسكار كرد. منتقدي اشاره كرده است كه« بازي براندو در فيلم «مردان» مثل تزريق خون به جان بازيگري‌است» بعد‌ها همگي اين كار بزرگ او را تأييد كردند. در بهار 1955،براندو، كمپاني اختصاصي‌اش را با نام «پين باركر» كه اسم پيش از ازدواج مادرش راروي آن گذاشته بودرا تاسيس كرد. در اكتبر 1957، براندو با بازيگري بنام «آنا كاشيف» (Anakashif) كه اهل ولز بود ازدواج كرد. در دهه شصت او تعدادي فيلم ضعيف بازي كرد. در طول اين مدت او براي پايان دادن به تبعيض نژادي و بي‌عدالتي اجتماعي و برگرداندنحقوق سرخپوستان وارد جنبش «قانون مدني» شد و اعانه جمع مي‌كرد با حضور در فيلم«دربارانداز» (1954) و با كارگرداني الياكازان، براندو اولين اسكار خودش را كسبكرد. براندو در نقش شخصيت‌هاي متفاوتي بازي كرده بود و هيچ وقت پاي ثابت نوعخاصي از نقش‌ها نبود. او جرأت كرد كه در موزيكال «جوانان و عروسك‌ها» آوازبخواند. به كمدينشان داد. در «سايانورا» (1957) او را سربازي آمريكايي مي‌بينيم كه در حين مأموريتدر ژاپن عاشق بازيگري ژاپني مي‌شود در حالي كه ازدواج او ممكن است مجازات سختي درپي داشته باشد. اين فيلم برايش پنجمين نامزدي اسكار را به دنبال داشت. بار ديگر درهيبت يك نظامي بخت با او يار بود و و در فيلم «شيرهاي جوان» در كنار «مونت گويكليف» (Mont Gary Clift) درخشيد. اين جوان عاصي و پرشور دهه پنجاه آمريكا هيچ گاهروش زندگي فوق ستاره‌هاي هاليوودي را در پيش نرفت و در عوض راه را براي ستاره‌هايبزرگ ديگري مثل «جيمزدين» (James Dean) كه خيلي زود مرد و تنها در سه فيلم بازي كردو «پل نيومن» (Poul Newman) هموار كرد. در اين دهه براي چهار سال پياپي نامزدهجايزه اسكار شد. سال اول براي فيلم «مردان» سال دوم «براي زنده ياد زاپادا» كه درآن رهبر دهقاناني بود كه عليه حكومت شورش كرده بودند و سومي براي «جوليوس سزار» كهدر آن شكلي كاريكاتوري از مارك آنتوني سردار قدرت طلب سزاور نمايش مي‌دهد. اوخواهرزاده قيصر و مردي خوش گذران و دلير بود كه با قدرت كلامش، مردم را تحريك به انتقام مي‌كرد و چهارمي به خاطر يكي از بهترين ساخته‌هاي «الياكازان» يعني «دربارانداز» كه براندو در آن درخشيد و اوج بازي او در سال‌هاي جواني بود و بالاخره بهخاطر آن جايزه اسكار را گرفت. در سال 1962 براندو در فيلم ناموفق «آمريكايي زشت» بازي كرد،و او در عوض فرصت همكاري دوبارهبا الياكازان را از دست داد. كازان سعي كه تا براندو را براي بازي در فيلم جديدشيعني «سازش» راضي كند اما او نپذيرفت . فيلم‌ها : مردان (1950) اتوبوسي به نام هوس (1951) زنده باد زاپاتا (1952) جوليوسسزار (1953) وحشي (1954) دزيره (1954) در بار انداز (1954) جوانان و عروسك‌ها (1955) قهوه‌خانه ماه اوت (1956) سايانورا (1957) شيرهاي جوان (1975) نسلفراري (1960) سربازهاي يك چشم (1961) شورش در كشتي بوتني (1962) داستان وقت خواب (1964) آمريكايي زشت (1962) موريتوري (1965) آپالوزا (1966) تعقيب (1966) كنتسي از هنگ كنگ (1967) انعكاس در چشم طلايي (1967) كندي (1968) بسوزان (1968) شب بعد از حادثه (1968) شبروها (1971) آخرين تانگو در پاريس (1972) پدرخوانده (1972) ميسوري از هم مي‌پاشد (1976) سوپر من (1987) اينك آخرالزمان (1979) فرمول (1980) فصل خشك سفيد (1989) نوآموز (1990) كريستف كلمب (1992) دون ژوان دماركو (1995) جزيره دكتر مورو (1997) پول بادآورده (1998) امتياز (2001) اينك آخرالزمان، تدوين دوباره (2003) افتخارات: 1989 بهترين بازيگر نقش دوم مرد فصل خشك سفيد(1989) نامزد 1972 بهترين بازيگر مرد پدرخوانده (1972) برنده 1957 بهترين بازيگر مرد سايانورا (1957) نامزد 1954 بهترين بازيگر مرد دربار انداز (1954) برنده 1953 بهترينبازيگر مرد جوليوس سزار (1953) نامزد 1952 بهترين بازيگر مرد زنده باد زاپاتا (1952) نامزد 1951 بهترين بازيگر مرد اتوبوسي به نام هوس نامزد آكاداميانگلستان: 1953 بهترين بازيگر خارجي جوليوس سزار (1953) برنده 1952 بهترينبازيگر خارجي زنده باد زاپاتا (1952) نامزد جشنواره بين‌المللي فيلم كن: 1952 بهترين بازيگر مرد سربازان يك چشم(1952)برنده انجمن كارگردانان آمريكا: 1961 بهترينكارگردان سربازان يك چشم (1961) نامزد 1989 بهترين بازيگر مرد نقش دوم فصل خشك سفيد (1989) نامزد 1972 بهترين بازيگر مرد – درام پدرخوانده (1972) برنده 1963 بهترين بازيگر مرد – درام آمريكايي زشت (1963)نامزد 1957 بهترين بازيگر مرد ـ درام سايانورا (1957) نامزد 1956 بهترينبازگر مرد – موزيكال و كمدي قهوه‌خانه ماه اوت (19569 ) نامزد 1954 بهترين بازيگرمرد ـ درام در بار انداز (1954) برنده 1972 بهترين بازيگر مرد پدرخوانده ((1972نامزد 1957 بهترين بازيگر مرد سايانورا (1957) برنده 1954 بهترين بازيگر مرددر بارانداز (1954) نامزد 1952 بهترين بازيگر مرد زنده باد زاپاتا ( 1952نامزد 1951 بهترين بازيگر مرد اتوبوسي به نام هوس (1951) نامزد
نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.