جین آتری
بازيگر، کابوي آوازخوان، ترانه ساز، تهيه کننده (1907، در يک گله داري نزديک تيوگاي تکزاس- امريکا؛ 1998)
با نام اورون جين آتري به دنيا آمد. ابتدا متصدي تلگراف ايستگاه راه آهن اوکلاهما بود که ويل راجرز آوازش را شنيد و تشويقش کرد تا وارد دنياي نمايش شود. در سال 1934، در نخستين حضور سينمايي اش در يکي از وسترن هاي کن مينارد- در سانتافه ي قديم- آواز کوتاهي خواند. همين باعث شد تا نقش اول مجموعه ي سيزده قسمتي امپراتوري شبح را به دست آورد و پس از آن، در ده ها وسترن کمپاني ريپابليک جلوي دوربين رفت. او تنها ستاره ي فيلم هاي وسترن است که طي سال هاي 1938 تا 1942 جزو ده بازيگر پول ساز اول هاليوود (بالاتر از کساني مثل تيرون پاور، جيمز کاگني، بتي ديويس و جودي گارلند) قرار مي گيرد. در جنگ جهاني دوم به عنوان افسر پرواز در فرماندهي حمل و نقل هوايي خدمت کرد. در غياب او، جواني به نام روي راجرز قلمروي سلطان کابوي هاي ريپابليک را تصاحب کرد. آتري به کمپاني کلمبيا رفت و بعد کمپاني خودش- جين آتري پرودا کشنز- را راه انداخت. تاجري زيرک و صاحب چندين ايستگاه راديويي و تلويزيوني، گله داري، چاه نفت، مدرسه ي خلباني، کمپاني ضبط موسيقي، و تيم بيس بال «فرشتگان کاليفرنيا» بود. در زمينه ي تهيه مجموعه هاي تلويزيوني نيز فعاليت داشت. خاطراتش را در کتابي با نام دوباره سوار بر زين (1978) نوشته است.
آتري به هيچ وجه نماينده ي وسترن هاي رده ي «ب» دهه هاي 1930 و 1940 نيست. از همان نخستين فيلم بلندش فرمولي را پي ريخت که براي بيست و پنج سال پابرجا ماند. هم راه با اسبش، «قهرمان»، و هم راه هميشگي اش، اسمايلي برنت، در زماني کم تر از يک ساعت- به سبک فرانک کاپرا- قرباني بي گناهي را از چنگ تاجر استثمارگري نجات مي داد. تمام ماجراهايش هم در غرب مدرن- با اتوموبيل، راديو و هواپيما- مي گذشت. در همه ي فيلم هايش هم، بدون توجه به منطق داستان، پنج تا هشت ترانه مي خواند. پيدا کردن چيزي در شخصيت يا سبک بازيگري آتري که محبوبيت فوق العاده اش را توجيه کند، کار آساني نيست. اما شايد يک دليلش صداي بينگ کرازبي وارش باشد. او که يکي از نخستين ستارگان مهم سينما بود که به تلويزيون راه يافت، خيلي زود فهميد که اين رسانه ي جديد،وسترن هاي رده ي «ب» را تحت الشعاع قرار خواهد داد. بنابراين، با شم تجاري فوق العاده اش شروع به تهيه ي مجموعه هاي تلويزيوني بسياري کرد.از فيلم ها (به عنوان بازيگر): 1934- در سانتافه ي قديم (د. هوارد)؛ 1936- سلاح ها و گيتارها (کين)، مرجان قديمي (کين)؛ 1937- چرخ و فلک منهتن (رايسنر)، وقت گرد آوري در تکزاس (کين)؛ 1938- ريتم زين اسب (ج. شرمن)؛ 1939- غروب کلرادو (ج. شرمن)؛1940- رانچو گرانده (مک دانلد)، ماه کارولاينا (مک دانلد)؛ 1941- سوار بر رنگين کمان (لندرز)، دوباره روي زين اسب (لندرز)، تپه ي آواز خوان (لندرز)؛ 1942- قلب ريو گرانده (مورگان)، آواي دره (سنتلي)؛ 1947- غروب در ريوگرانده (مک دانلد)، دوستان اسب سوار (سلاندر)، آخرين گردآوري (اينگليش)؛ 1949- سومبره روي بزرگ (مک دانلد)، گاوچران و سرخ پوستان (اينگليش)؛ 1950- پسران نيو مکزيکو (اينگليش)، سرزمين سرخ پوستان (اينگليش)؛ 1951- تکزاسي ها هرگز گريه نمي کنند (مک دانلد)، گردباد (اينگليش)، دره ي آتش (اينگليش)؛ 1952- قطار شبانه به کالوستن (آرچينباد)؛ 1953- شبح سواران گلدتان (آرچينباد)، گذرگاه ساگينا (آرچينباد)، آخرين سوار (آرچينباد)؛ 1959- جسي
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.