اریک استولتس
Eric Stoltz
بازيگر (1961، ويتي ير کاليفرنيان- امريکا)
از کودکي به آموختن پيانو پرداخت و هنگام نواختن آن در ـاترهاي مدرسه اي، به بازيگري تآتر علاقه مند شد. سپس براي تحصيل هنرهاي نمايشي به انشگاه کاليفرنياي جنوبي رفت، اما پس از دو سال آن جا را ترک کرد تا نزد استلا آدلر و ويليام تيلر بازيگري بياموزد. در پي آن، هم راه با يک گرئه نمايشي به اروپا سفر کرد و در ادينبورگ روي صحنه رفت. پس از بازگشت به امريکا، در چند مجموعه تلويزيوني نقش هايي کوتاه را ايفا کرد و در سال 1982 در نخستين حضور خود در سينما، با بازيگراني جوان، مثل شان پن، جنيفر جيسن لي و جاج را ينهولد در اوقات خوش در ريچ مانت هاي هم بازي شد. از آن =پس در چند فيلم تحسين شده به ايفاي نقش پرداخت، اما هيچ کدام از آن ها نقش هايي ستاره ساز نبودند. از اواسط دهه ي 1980 به بازي در تآتر روي اورد و پس از پشت سر گذاشتن دوراني بشکوفا در «دور از بردودي»، در 1988 براي نخستين بار در برودوي و در اجرايي از شهر ما به روي صحنه رفت و کانديداي دريافت توني شد.
استولتس، با پوستي روشن، قامتي ظريف و موهايي سرخ، در نخستين فيلم خود به خاطر ارائه يک بازي جالب مورد توجه قرار گرفت و به جرگه بازيگران ژانر فيلم هاي جوان پيوست. اما پس از ايفاي چند نقش کم اهميت، در 1986 شخصيت «راکي دنيس» را در نقاب به تصوير کشيد و به شهرت رسيد. در اين فيلم، با صورت تغيير شکل يافته و سري دو برابر بزرگ تر شده، شبيه جان هرت در مرد فيل نما (ديويد لينچ، 1980)، جلوي دوربين رفت و پا را از کليه نقش هاي عادي بيرون گذاشت تا شخصيتي متفاوت را با قيافه اي ناخوش آيند بيافريند. به دنبال آن، در نوعي شگفت انگيز نقش اصلي را به عهده گرفت و شخصيت پسري فقير را بازي کرد که دل باخته دختري از يک خانواده ثروتمند مي شود. فيلم بسيار مورد توجه نوجوانان قرار گرفت و موفقيت ديگري را براي استولتس به ارمغان آورد. در فيلم هاي بعدي نيز کماکان نقش هايي غير متعارف ايفا کرد. در تابستان شوم، «شلي»، شاعر پرآوازه، در مگس 2 موجودي نيمه انسان- نيمه حشره و در ممفيس بل اپراتور بي سيم يک هواپيماي بمب افکن ب- 17 (معروف به ممفيس بل») بود. اما همه اين فيلم ها نتوانستند استولتس را به حيطه ستارگان هاليوود وارد کنند. س. ا
از فيلم ها: 1982- اوقات خوش در ريچ مانت هاي (هکر لينگ)؛ 1984- فرار با سرعت (م. گريفيتس)، زندگي وحشي (لينسن)؛ 1985- نقاب (باگدانوويچ)، نام رمز: زمرد (سنگر)؛ 1987- شير دل (شفنر)، نوعي شگفت انگيز (دويچ)؛ 1988- تابستان شوم (پاسر)؛ 1989- هر چيزي بگو (ک. کرو)؛ 1990- مگس 2 (ک. والاس)، ممفيس بل (کاتن جونز)؛ 1992- رقص آب (خمينس)؛ 1993- بدن ها، سکون و حرکت (استاين برگ)؛ 1994- داستان عامه پسند (تارانتينو)، با من بخواب (ر. کلي)، کشتن زويي (ايواري)؛ 1995- راب روي (کاتن جونز)، خوش اقبالي (کارلئي)؛ 1996- جري مگواير (ک. کرو)، دو روز در دره مرگ (هرزفلد)؛ 1997- مار آناکوندا (لوسا)؛ 1998- مصيبت آين راند (منال)؛ 2000- آخرين رقص (دولينگ).
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.