وارد باند
Bond, Ward
بازیگر (1905، دنور کلرادو- امریکا؛ 1960)
برای تیم فوتبال امریکایی دانشگاه کالیفرنیای جنوبی بازی می کرد که جان فورد او را برای بازی هم راه جان ین- که او هم عضو همان تیم بود- در فیلم سلام (1929) برگزید. رابطه سه جانبه و دوستانه میان کارگردان و دو بازیگر جوانش برقرار شد. آنان در بسیاری از فیلم های بعدی استاد، نقش رفیق قهرمان را بازی می کردند و اگر چه وین بعدها به مقام یک ستاره ارتقا یافت، باند هم چنان یک نقش دوم نیرومند و مطمئن باقی ماند. این بازیگر درشت اندام و عضلانی در حدود دویست فیلم در این گونه نقش ها ظاهر شد. گاه به عنوان گردن کلفتی خشن و بیش تر به عنوان مرد قانون یا رفیق قهرمان اصلی که ظاهری زمخت ولی قلبی رئوف دارد. او هم چنین نقش اصلی «کاروان سالار» را در مجموعه ی تلویزیونی محبوب قافله (1957-1965) بازی کرد.
باند در بهترین حالت آن چه را که در واقع بود، بازی می کرد: یک محافظه کار در زمینه های سیاسی و اجتماعی و تبیین کاملی از آدم های غرب امریکایی. او تمایلات دست راستی افراطی اش را در دهه های 1940 و 1950 با غرور بیان می کرد، زمانی که برای کارگردان لیبرالی مثل جان فورد کار می کرد. فورد با این تیپ ثابت مرتب به شوخی می پرداخت و به گفته برخی منابع، او به دیده تحقیر به باند می نگریست. جلوه هایی از این نگاه را در نقش هایی که فورد از میان تمام گروه بازیگران ثابتش به باند می سپرد، می توان دید. در فیلم های اولیه، باند عموما آدم خنثایی عاری از تخیل و حساسیت است؛ در مقابل چهره ی نافرمان و حساس وین. در فیلم های بعدی فورد کم کم خود وین شخصیتی انعطاف ناپذیر پیدا می کند تا جایی که دیگر نیازی به حضور باند نیست. در بسیاری فیلم ها همین تقابل شخصیت ها، توازن مورد نظر فورد را فراهم می کند. در سه پدر خوانده، وین در نقش سارق بانک در تضاد با مرد قانون با بازی باند قرار می گیرد. جدالی میان حامی قانون با فرد متخلف از آن که از صحرا می اید و به دل آن باز می گردد. باند در نقش کلانتر هم فرماندهی جدی با لحنی تحکم آمیز است و هم حافظ شوخ طبع قراردادها و وضع موجود. هم مقرراتی و هم جذاب. در مرد آرام او یک کشیش است که برابر شخصیت های آتشین مزاج وین و ویکتور مک لاگلن کم نمی آورد. او نمی تواند در نقش طبقات دیگر اجتماع راحت باشد و نقش یک آدم علاقه مند به لذات زندگی را خیلی شق و رق بازی می کند. تنها گه گاه که لحنی کشیش وار به خود می گیرد (مثلاً در مقام راوی) است که پذیرفتنی جلوه می کند. در کاروان سالار، فورد سرانجام استفاده کاملی از شخصیت مسلط و برتری طلب باند به دست می دهد. او این جا کیفر دهنده گناهان است و تصویر شخصیت او با موفقیت به تجسم گرایش های ارتجاعی در جامعه بدل می شود. نمونه ای از پدر سالار اخلاق گرای امریکایی است و وجهی از زندگی امریکایی را در تصویر چند بعدی فورد از این زندگی ترسیم می کند. در جویندگان، او کلانتری پی گیر و معاشرتی است که موضع اخلاقی اش، ثباتی مشابه دارد و از تیرگی و دودلی درونی شخصیت وین عاری به نظر می رسد. با این حال اینک او پذیرفتنی تر است و نقش ناظر سرد و گرم چشبنده ناملایمات و دل خوشی های زندگی دیگران را ایفا می کند.

از فیلم ها: 1929- سلام (فورد)؛ 1930- جسور مادرزاد (فورد)، مسیر بزرگ (والش)؛ 1932- نیکی (بازل)؛ 1933- قهرمانان فروشی (ولمن)؛ 1934- داماد وارد می شود (سجویک)، برودوی بیل (کاپرا)، یک شب اتفاق افتاد (کاپرا)؛ 1935- جنایت در ناوگان (سجویک)، خبر چین (فورد)، شیاطن هوا (بیکن)؛ 1936- خشم (ف. لانگ)؛ 1937- بن بست (وایلر)، فقط یک بار زندگی می کنید (ف. لانگ)؛ 1938- دکتر کلیترهاس شگفت انگیز (لیتواک)، وحشی مادرزاد (ج. کین)، پرورش بیبی (هاکس)، زیر دریایی گشتی (فورد)؛ 1939- بچه اوکلاهما (بیکن)، داج سیتی (کورتیز)، کلانتر غرب (دوان)، طبل های موهاک (فورد)، آقای لینکلن جوان (فورد)؛ 1940- توفان زودگذر (بورزیگی)، ویرجینیا سیتی (کورتیز)، گذرگاه سانتافه (کورتیز)، خوشه های خشم (فورد)، سفر طولانی به خانه (فورد)؛ 1941- شاهین مالت (هیوستن)، جاده تنباکو (فورد)، مرداب (رنوار)، گروهبان یورک (هاکس)؛ 1942- جیم جنتلمن (والش)، ده آقا از وست پوینت (هاتاوی)؛ 1943- مردی به نام جو (فلمینگ)، سلام، فریسکو، سلام (هامبرستون)، اندکی خطرناک (راگلز)؛ 1944- خانه ای در ایندیانا (هاتاوی)؛ 1945- آنان قابل چشم پوشی بودند (فورد)؛ 1946- گذرگاه دره عمیق و باریک (ژ. تورنور)، کلمانتاین عزیز من (فورد)ف زندگی شگفت انگیز است (کاپرا)؛ 1947- فتح نشده (س. ب. دمیل)، فراری (فورد)؛ 1948- دژ آپاچی (فورد)، ژان دارک (فلمینگ)، سه پدر خوانده (فورد)؛ 1950- کاروان سالار (فورد)؛ 1952- مرد آرام (فورد)، در سرزمین خطرناک (ن. ری)؛ 1953- هوندو (فارو)؛ 1954- جانی گیتار (ن. ری)؛ 1955- صف طویل خاکستری (فورد)، آقای رابر تس (فورد)؛ 1956- ستون های آسمان (ج. مارشال)، جویندگان (فورد)؛ 1957- بال های عقاب ها (فورد)؛ 1958- عروسک چینی (بورزیگی)؛ 1959- ریو براوو (هاکس).