بورویل
Bourvil
بازیگر (1917، پترو- ویکمار- فرانسه؛ 1970)
با نام آندره رمبورگ به دنیا آمد. در بورویل بزرگ شد و به همین دلیل نام این محل را به عنوان حرفه اش برگزید. از دوران جوانی به موسیقی علاقه نشان داد. در کودکی در گروه کر کلیسا آواز می خواند و بعد ترومپت زن گروه موسیقی شهرداری شد. از پانزده سالگی به مدت پنج سال در روئن شاگر نانوا بود. از سال 1930 هنگام انجام خدمت سربازی در پاریس آواز هم می خواند. در طول چند سال بعد به عنوان «نمایش گرِ» آماتور، با نام آندرل در شهرستانها برنامه اجرا می کرد (این نام را بخاطر شباهت با نام فرناندل که در آن دوران از او الهام می گرفت و تقلید می کرد، برگزید). از 1938 به موزیک هال ها و رادیو راه پیدا کرد و خیلی زود به عنوان یک بازیگر کمدی به شهرت رسید. در 1941 نخستین فیلمش، کشتی رانی با کمک ستارگان را بازی کرد. در 1956 در نخستین فیلم دراماتیکش، عبور از پاریس ظاهر شد. از اواسط دهه ی 1960 در تآتر و اُپرت ها روی صحنه می رفت. طولانی ترین روز تنها فیلم امریکایی بود که در آن بازی کرد. برای عبور از پاریس برنده جایزه ی بهترین بازیگر جشنواره ونیز شد. اگرچه بورویل نخستین فیلمش را در 1941 بازی کرد، اما کار واقعی اش را در سینما، پس از آزادی فرانسه آغاز کرد. در همین دوران شخصیتش نیز کم کم شکل گرفت. دیگر از فرناندل تقلید نمی کرد، نخستین برنامه ی حرفه ای اش را به عنوان خواننده در گِتِه مونپارناس اجرا کرد و نام مستعارش را تغییر داد. در ضمن، اجراهایش در یک برنامه ی رادیویی نیز مخاطبان بسیاری داشت و همین نکته در کار آینده اش نقش تعیین کننده ای به عهده گرفت. از 1946 تا چند سال بعد در فیلم ها نقش تیپ های آشنای روستایی را بازی کرد. و چون این نقش ها را به دلیل زندگی واقعی اش خوب می شناخت، در ارائه آن ها نیز موفق بود. این تیپ ها، سرشار از سادگی و بدون پیچیدگی های زندگیِ درونی، غالباً طنزهای محکم و حتی بی پرده ای داشتند، و برای بورویل موقعیت های کمدی فراهم می آوردند که حاصل استعداد زیاد او در بازیگری بود. شهرتش بسیاری از تهیه کنندگان را بر آن داشت تا او را در فیلم های پیش پا افتاده و معمولی شان به کار گیرند. اما بار اصلی فعالیت او در دهه ی 1940 در تآتر، و به خصوص کمدی موزیکال های برونو کوکاتری بود. در مجموع، کارهای او در دهه ی 1950 جالب تر بود که از میان آن ها می توان به میکت و مادرش، بوته ی رُز خانم هوسون (که در نسخه ی قبلی آن فرناندل نقش کنونی بورویل را به عهده داشت)، سه تفنگدار آندره اونه بل، آینه ی دو چهره و همه ی طلای دنیا (در نقشی سه گانه) اشاره کرد. فیلم هایی که از این پس بازی کرد برایش به تناوب شکست و موفقیت به هم راه داشتند و این روند تقریباً تا پایان دوران کاری اش ادامه داشت. برای نخستین و آخرین بار در منفعت کنار بازیگر محبوبش فرناندل، ظاهر شد که این فیلم نیز برایش موفقیتی نداشت. با وجود شکست هایش هیچ گاه علاقه و توجه تماشاگران نسبت به او کم نشد.
از فیلم ها: 1941- کشتی رانی با کمک ستارگان (زِووبادا)؛ 1945- مزرعه آدم آویخته (درویل)؛ 1947- سفید مثل برف (برتومیو)؛ 1948- قلب روی دست (برتومیو)؛ 1949- میکت و مادرش (کلوزو)؛ 1950- بوته ی رُز خانم هوسون (بوایه)؛ 1951- تنها در پاریس (برومبرژه)؛ 1953- سه تفنگدار (اونه بل)؛ 1954- ماهی آوریل (اونه بل)، روسل جوان (اونه بل)؛ 1955- سواره نظام (ژوفه)؛ 1956- عبور از پاریس (اوتان- لارا)؛ 1958- بی نوایان (لوشانوآ)، آینه دو چهره (کایات)، یکشنبه ی مضحک (م. آلگره)؛ 1959- گوژپشت (اونه بل)، مادیان سبز (اوتان- لارا)؛ 1960- کاپیتان (اونه بل)؛ 1961- همه ی طلای دنیا (ر. کلر)؛ 1962- طولانی ترین روز (آناکین و...)؛ 1963- آدم مضحک (موکی)، جمع کودن ها (داکن)، منفعت (گرانژیه)، اسباب خوب (کریستیان- ژاک)؛ 1964- گنج پنهان ژوزف (اوتان- لارا)، ترس بزرگ (موکی)؛ 1965- آدم احمق (اوری)، از خود راضی ها (انریکو)، پیشکار (دلانوآ)،جنگ مخفیانه (کریستیان- ژاک)؛ 1966- سه کودک در بی نظمی (ژوآنون)؛ 1967- پاک سازی بزرگ (موکی)؛ 1968- جنجال بزرگ (اوری)، مغز (اوری)، آن جوانان جسور در ماشین های قراضه خود (آناکین)؛ 1969- درخت کریسمس (ت. یانگ)؛ 1970- دیوار اقیانوس اطلس (کامو)؛ 1972- دایره ی سرخ (ملویل).