آلن بیتس
Bates, Alan
بازیگر (1934، الستریِ داربیشر- انگلستان)
با نام آلن آرتور بیتس به دنیا آمد. تحصیلاتش را در آکادمی سلطنتی هنر دراماتیک لندن به پایان برد. پس از دو سال خدمت در نیروی هوایی، کارش را با تآتر آغاز کرد. در سال 1956، برای نخستین بار، در وست اِند روی صحنه رفت و با نمایش با خشم به گذشته بنگر جان آزبورن مورد توجه قرار گرفت. به عنوان بازیگر صحنه «مردان جوان خشمگین»، در نمایش نامه های معاصرانش (از جمله هارولد پینتر و تام استوپارد) همان قدر موفق بود که در اجراهای بزرگان تآتر کلاسیک (از جمله ویلیام شکسپیر و آنتون چخوف). در 1960 با نمایش گر وارد سینما شد و با زوربای یونانی به شهرت بین المللی رسید. اوج کارش تا اوایل دهه ی 1980 بود. در تلویزیون نیز فعالیت داشت. برای تعمیر کار، کاندیدای دریافت اسکار بهترین بازیگر نقش اول شد. همسرش، ویکتوریا وارد (از 1970 تا زمان مرگ وارد در 1992) و پسران دوقلویش، بندیک و تریستان، نیز بازیگر بودند.
خون سردی و وقار بیتس حتی در فیلم هایی که نقش عشاقی پرشور را ایفاء می کند، از او جدا نمی شود و همین سبب شده تا در نقش های رمانتیک بازی هایی واقع گرایانه ارائه دهد. برای توضیح این ویژگی کافی است نقش «گابریل اوک» او را در دور از مردم خشمگین با نقش «رت باتلرِ» کلارک گیبل در بر باد رفته (ویکتور فلمینگ، 1939) مقایسه کنیم، که هر دو دل باخته زنی سبک سرند ولی در گفتن راز این دل باختگی تعجیل ندارند. و یا نقش دیگر او در واسطه را می توان از نمونه های خوب برای بیان خون سردی عجین با عشقی پرسوز و گداز دانست. طبیعی است که این خصلت، سبب می شود تا او مناسب ترین انتخاب برای ایفای نقش نویسنده زوربای یونانی باشد و خون سردی او در تضاد با شور و حرارت آنتونی کویین/ «زوربا»، به فیلم جلوه ی احساساتی پُررنگ تری ببخشد. طی دهه ی 1970 گرچه بیتس کم تر در سینما کار کرده، اما یکی از مهم ترین نقش هایش را در همین دوران ایفاء کرده است، نقش «سال کاپلانِ» نقاش در یک زن مطلقه که باز هم نقشی رُمانتیک است. او از دهه ی 1980 بیش تر در نقش های دوم، اما هم چنان قابل توجه ظاهر شد. م.ز
از فیلم ها: 1960- نمایش گر (ت. ریچاردسن)؛ 1961- رها کردن (فوریز)؛ 1962- مرد فراری (ک. رید)، سرایدارها (بارتلت)؛ 1964- زوربای یونانی (کاکویانیس)، فقط بهترین (ک. دانر)؛ 1966- سلطان قلب ها (دو بروکا)؛ 1967- دور از مردم خشمگین (شله زینجر)؛ 1968- تعمیر کار (فرانکین هایمر)؛ 1969- زنان عاشق (ک. راسل)؛ 1970- واسطه (لوزی)، سه خواهر (اولیویز و سیچل)؛ 1973- چیز غیر ممکن (فرانکن هایمر)، باتلی (پینتر)؛ 1974- جشن گرفتن (ل. آندرسن)؛ 1975- شکوه شاهانه (ر. لستر)؛ 1978- فریاد (اسکولیموفسکی)، یک زن مطلقه (مازورسکی)؛ 1979- گل رز (رایدل)؛ 1980- نیژینسکی (هـ . راس)؛ 1981- گروه چهار نفره (آیوری)؛ 1982- بازگشت سرباز (آ. بریجز)؛ 1983- خانم شریر (وینر)؛ 1984- دکتر فیشر ژنوی (لینزی هاگ)؛ 1986- دونوازی برای یک نفر (کونچالوفسکی)؛ 1987- دعایی برای آدم در حال مرگ (هاجز)؛ 1988- به دنیای تو می اندیشیم (گرگ)؛ 1989- دکتر (شابرول)؛ 1990- هملت (زفیرلی)؛ 1992- دوستان پنهانی (د. پاتر)؛ 1994- زبان خاموش (شپارد)؛ 1995- عجیب و غریب (دیویدسن)؛ 1998- هدیه ی نیکلاس (مارکوویتس)؛ 1999- واریا (کاکویانیس)؛ 2000- هزار و یک شب (بارون)، سینت پاتریک: افسانه ی ایرلندی (ر. هیوز).