چهارشنبه، 27 آذر 1392
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

وارن بیتی

وارن بیتی

 

  Beatty, Warren

بازیگر، کارگردان، تهیه کننده (1937، ریچموند ویرجینیا- امریکا)

 با نام هنری وارن بیتی به دنیا آمد. مادرش آموزش تآتر می داد. هم راه با خواهر بزرگ ترش، شرلی مک لین، در بعضی از نمایش هایی که مادر کارگردانی می کرد، بازی داشت. یک سالی در نورث وسترن تحصیل کرد. پس از مدتی کارگری به آموختن بازیگری، زیر نظر استلا آدلر، پرداخت. عمده ی شهرتش را، پیش از حضور در سینما، با بازی در برودوی و چند مجموعه پرطرفدار تلویزیونی (مثل چند عشق دابی گیلیس، 1959-1960) به دست آورد. به طور هم زمان برای شرکت در دو پروژه ی بزرگ سال 1961، شکوه علفزار الیا کازان و داستان وست سایدِ رابرن وایز امتحان داد که برای اولی انتخاب و با فروش بالای فیلم، تبدیل به یک ستاره شد. با موفقیت فیلم سازان، برای ایفای نقش مقابل ویوین لی در بهار رُمی خانم استون انتخاب شد و با فیلم بعدی اش در دهه ی 1960 به نقش مرد محوری جذاب اما دو چهره ی گاه عاصی خود را تثبیت کرد. از میان فیلم هایش تا پیش از بانی و کلاید، نقشش در لیلیت (آخرین ساخته رابرت راسن) با پیچیدگی های میان عقل و جنون ماندگارتر بود. در بانی وکلاید برای نخستین بار تهیه کنندگی را تجربه کرد و هم برای خود فیلم و هم بازی اش در نقش «کلاید بارو» کاندیدای دریافت اسکار شد. تا نیمه های دهه ی 1970، مقابل دوربین چند کارگردان مطرح قرار گرفت اما هیچ کدام از این فیلم ها، نتوانستند موفقیت بانی وکلاید را برایش تکرار کند. در 1973 مستندی با عنوان سال زن را کارگردانی کرد و دو سال بعد، فیلم نامه ی شامپو را به طور مشترک با رابرت تاونی نوشت که به خاطرتش کاندیدای دریافت اسکار بهترین فیلم نامه ی اریژینال شد. شامپو را خود بیتی تهیه و در آن در کنار جولی کریستی بازی کرد. در اواخر این دهه ، کم کار شد و ترجیح داد پروژه هایش را خود سر و سامان دهد. در 1978 بهشت می تواند منتظر بماند و در 1981 سرخ ها را تولید کرد: او هم نویسنده، تهیه کننده و بازیگران این فیلم ها بود و هم کارگردانی را خودش به عهده گرفت؛ هر چند در اولی کارگردانی به طور مشترک با باک هنری انجام شد. حاصل هر دو کاتر هم درخشان بود. بیتی تبدیل به تنها چهره در تاریخ سینما شد که در یک سال برای یک فیلم چهار رشته ی متفاوت، کاندیدای اسکار می شد و این موفقیت برای هر دو فیلم هم رخ داد. از میان این نامزدی ها، بیتی سرانجام اسکار را برای کارگردانی سرخ ها دریافت کرد که اثری سیاسی/ اجتماعی بود و بیتی مدت ها بر سر پیدا کردن کارگردانی مناسب برای آن معطل شده بود. در هنگام فیلم برداری با کیتن، بازیگر نقش مقابلش، رابطه ای نزدیک داشت. پس از سرخ ها، بیتی عمده فعالیت هایش را روی مسایل سیاسی/ اجتماعی متمرکز کرد و کوشید به تمایلات لیبرالی اش بپردازد.

او شش سالی را دور از صحنه گذراند و سرانجام با ایشتار در کنار دو دوست قدیمی، یعنی الین می در پشت دوربین و داستین هافمن در مقابل دوربین به صحنه بازگشت. اما حاصل، یک فاجعه ی تجاری/ هنری بود. پس از سه سال تجدید قوا، فروش بالای دیک تریسی با کارگردانی، تهیه و بازی خودش سبب شد اعتبار از دست رفته اش را پس بگیرد. یک سال بعد با تهیه و بازی در باگزیِ باری لوینسن، ثابت کرد که هنوز هم در انتخاب پروژه ها هوشمند است و در هر دو رشته کاندیدای دریافت اسکار شد. در 1992 با بازیگر مقابلش در باگزی، آنت بنینگ، ازدواج کرد. در ادامه ی دهه کم کار بود و به جز ماجرای عاشقانه که دلیل اصلی حضورش، بیش تر بازی در یک فیلم مشترک دیگر در کنار همسرش بود، در کار دیگری ظاهر نشد. در سال های پایانی دهه ی 1990 با بولوورث دوباره ثابت کرد که در کارگردانی و بازیگری، هم چنان توانایی های منحصر به فردی دارد. بیتی، پدرخوانده الکساندر، پسر ملانی گریفیثِ بازیگر است.

بیتی با بازیگری آغاز کرد ولی موفقیت های متعددش در عرصه های دیگر سینما که مثال واضحش تنها اسکار کارنامه اش برای کارگردانی سرخ ها ست، سبب می شود نتوان او را صرفاً یک بازیگر دانست. در واقع اکثر موفقیت های بیتیِ بازیگر، در فیلم هایی است که خودش در تولید آن ها نقش داشته و شاید اغراق نباشد اگر گفته شود بهترین بازی هایش در فیلم هایی است که خودش پشت دوربین قرار داشته؛ همین ویژگی هاست که بیتی را از دیگر هالیوودی ها متمایز می کند. او بازیگری را از تصویر کردن «پسران بد» روی پرده ی سینما آغاز کرد؛ تصویری دو پهلو از شخصیت هایی که در اواسط دهه ی 1960، تکلیف خودشان را نمی دانستند. در بانی وکلاید این دو چهره بودن، عمق بیش تری یافت. «کلاید بارو» و «بانی»، عاشق و معشوقی بودند که قاتلان و دزدانی خطرناک هم به شمار می آمدند؛ در حالی که در خلوت، بیش تر به دو کودک شبیه بودند. این خصیصه در شخصیتی که بیتی نقشش را ایفا می کرد، بیش تر هم به چشم می آمد. در سال های بعد و در هر دهه ، بیتی سعی فراوانی کرد تا با «زمان» پیش برود. در 1975 با شامپو کنایه های اجتماعی می زد و در 1981 با سرخ ها کنایه هایش سیاسی و واضح تر از آنی بود که حتی بتوان کنایه تلقی شان کرد. در این میان و با بالا رفتن سن، بیتی هرگز جاذبه اش را از دست نداد. او هم چنان در تمام سال های دهه ی های 1980 و 1990، چهره ای جذاب بود که تماشاگر می توانست دوستش داشته باشد. بیتی را شاید بتوان آغازگر راهی دانست که در سال های بعد، بازیگران زیادی وسوسه اش شدند. وسوسه ی تسلط بر فیلمی که با محوریت حضور آنان ساخته می شد؛ هر چند تقریباً هیچ یک از این بازیگران نتوانستند به جایگاه بیتی دست یابند. او یکی از حرفه ای ترین افراد حاضر در هالیوود معاصر است.          

از فیلم ها (به عنوان بازیگر): 1961- شکوه عفزار (کازان)، بهار رُمی خانم استون (کویینترو)؛ 1962- همه سقوط می کنند (فرانکن هایمر)؛ 1964- لیلیت (رابرت راسن)؛ 1965- میکی وان (پن)؛ 1966- رنگارنگ (اسمایت)؛ 1967- بانی وکلاید (آ. پن)(+ ت.)؛ 1970- تنها بازی در شهر (استیونز)؛ 1971- دلارها (ر. بروکس)، مکیب و خانم میلر (آلتمن)؛ 1974- منظر پارالاکس (پاکولا)؛ 1975- بخت و احتمال (م. نیکولز)، شامپو (اشبی)(+ ت.، هف)؛ 1978- بهشت می تواند منتظر بماند (+ هت، هک، هف)؛ 1981- سرخ ها (+ ت.، ک.، هف)؛ 1987- ایشتار (می)(+ ت.)؛ 1990- دیک تریسی (+ ت.، ک.)؛ 1991- باگزی (لوینسن)(+ هت)؛ 1994- ماجرای عاشقانه (کارون)(+ هت، هف)؛ 1998- بولوورث (+ هت، ک.، هف).

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.