شنبه، 5 بهمن 1392
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

سرژ رژیانی

سرژ رژیانی

Reggiani, Serge

بازیگر (1922، ردجوامیلیا- ایتالیا)

در فرانسه بزرگ شد. ابتدا کارگری می کرد. تا این که در اواخر دهه ی 1930 به تآتر و سینما راه یافت. بازی های برجسته ای در دروازه های شب، مانون، چرخ و فلک و از همه خیره کننده تر در موطلایی ارائه داد. در دهه ی 1960 به خوانندگی روی آورد و در این زمینه به موفقیت قابل ملاحظه ای دست یافت.

رجیانی تعلیمات چندانی به عنوان بازیگر نداشت. اما ظاهر برازنده و متناسب با آن چشم ها ژرف و سیاه و خصوصیات بیانگر چهره اش، او را برای نقش های رمانتیک و اغلب تراژیک جوانان سرگردان و مطرود جامعه مناسب جلوه می داد. شاید به همین خاطر بارها نقش شاعر، مبارز انقلابی و میهن پرست پُر شور را به او دادند. افسردگی عمیق تری را می توان در نقش های دیگرش یافت: شخصیت ناامیدی که به خودکشی روی می اورد در دروازه های شب، «رومیوی» جذاب ولی بدفرجام عشاق ورونا، ارگ نواز نابینایی که قربانی عشقش به یک خیابان گرد می شود در الیزا، و گیتاریست معتاد نامتعادل یک گروه جاز در بلوز پاریس، جنبه های رمانتیک شخصیت او در فیلم هایی مثل بی نوایان (در نقش «ماریوس») و کارگر شریف عاشق در دل جامعه ای تباه در در قلمرو اسمان ها مرکزیت یافته اند و در چرخ و فلک انعطاف بازیگری اش را در نقش سرباز جاه طلبی که به یک اغواگر بدل می شود، نشان داد. اما کامل ترین نقش آفرینی او به زعم همگان، نقش «ماندا»  ی نجار، جوان اول موطلایی است که به خاطر عشق، کارش به جنایت می کشد و سرانجام عاشقانه سرش را به تیغه گیوتین می سپارد. او نقش عاشق ناکام را عاری از احساساتی گری و با قدرت و ظرافتی مسحور کننده ایفا کرد. در کنار این ها می توانست نقش شخصیت های خبیث را هم به خوبی به عهده بگیرد. در مانون او عامل منفعت طلب و نفرت انگیز بازار سیاه بود، در دختر خطرناک، بندبازی که با جنایت و حق السکوت راتباط می یابد. میان نقش های تبهکارانه او نمونه های قابل اعتنایی هم یافت می شود که در آن ها مفاهیم اعتماد، وفاداری و ثبات شخصیت به طرز پیچیده ای مطرح می شوند. در کلاه او گنگستری است که لو رفته، در ماجراجویان خلبان خشن ولی هم دردی برانگیزی که آلوده ی جنایت شده و در قائدها، رهبر یک گروه تبهکار که به افرادش وفادار می ماند. علاوه بر این ها رژیانی نقش های دوم جالبی نیز در طیف متنوعی از فیلم ها بازی کرده است: در نقش «ایوانوف»، جاسوس روسی، در ماری شانتال علیه دکتر کا، نقش کوتاه آرایشگر مثل «لوسی ین بوناپارت» در ناپلئون ساشاگیتری و «کنت چیچو» در یوز پلنگ. مثل بسیاری دیگر با بالا رفتن سن این نوع نقش های او نیز رو به فزونی گذاشتند و اغلب با حسی هم راه بودند: مثل نقش خاموش و طنز آمیز او در فیلم من یک قاتل حرفه ای استخدام کردم آکی کوریسماکی.

از فیلم ها:

 1938- ستیزه (موگی)؛ 1939- روز بر می آید (کارنه)؛ 1941- مسافر اول نوامبر (داکن)؛ 1943- چهار راه کودکان گم شده (ژوآنن)؛ 1946- دروازه های شب (کارنه)، حالت پنهان (کایات)، در قلمرو آسمان ها (دوویویه)؛ 1948- مانون (کلوزو)؛ 1949- عطر خانم سیاه پوش (داکن)، عشاق ورونا (کایات)؛ 1950- چرخ و فلک (ماکس افولس)، قدیمی های سن لو (لامپن)؛ 1951- مردم مرموز (دیکینسن)؛ 1952- موطلایی (ژاک بکر)، دختر خطرناک (برینیون)؛ 1954- کار عشق (لیتواک)؛ 1955- اراذل به جهنم می روند (ر. حسین)، ناپلئون (گیتری)؛ 1956- الیزا (ریشبه)؛ 1957- زن روز (مازه لی)؛ 1958- بی نوایان (لو شانوآ)؛ 1959- ماری اکتبر (دوویویه)؛ 1960- همه به سوی خانه! (کومنچینی)؛ 1961- بلوز پاریس (ریت)؛ 1962- کلاه (ملویل)؛ 1963- یوز پلنگ (ویسکونتی)؛ 1965- ماری شانتال علیه دکتر کا (شابرول)؛ 1966- کوپه جنایات (کوستا گاوراس)؛ 1967- ماجراجویان (انریکو)، ساعت بیست و پنجم (ورنوی)؛ 1968- روز جغد کوچک/ مافیا (دامیانی)؛ 1969- ارتش سایه ها (ملویل)؛ 1972- قائدها (انریکو)؛ 1974- ونسان، فرانسوا، پل... و دیگران (سوته)؛ 1975- موش و گربه (لولوش)؛ 1976- خوب و بدها (لولوش)؛ 1977- ویولت و فرانسوا (روفیو)؛ 1979- تراس (اسکولا)؛ 1980- جای پای غول ها (انریکو)؛ 1986- پرورش دهنده زنبور هسل (آنگلوپولوس)؛ 1987- خصومت (کاراکس)؛ 1990- من یک قاتل حرفه ای استخدام کردم (کوریسماکی)؛ 1994- گارسن کوچولو (گرانیه دوفر)؛ 1998- پیانیست (گاس).

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.