اندی گارسیا
Garcia, Andy
بازیگر (1956، هاوانا - کوبا)
با نام آندرس آرتورو گارسیا منندس به دنیا آمد. در پنج سالگی هم راه با خانواده اش از کوبا گریختند و به میامی بیچ در فلوریدای امریکا رفتند. در آن جا پدرش، که سابقاً وکیل بود، به خرید و فروش لوازم آرایشی روی آورد. تحصیلاتش را در دانشگاه فلوریدا به پایان برد. از دوره ی دانشجویی روی صحنه می رفت. در سال 1978 به لس آنجلس رفت و به یک گروه تآتری پیوست. هم زمان به تلویزیون نیز راه یافت و در نقش هایی کوچک ظاهر شد. طی این مدت به عنوان پیشخدمت و باربر نیز کار می کرد. از 1983 به سینما راه یافت و آرام آرام از ایفای نقش های دوم به نقش های اول رسید. اغلب در نقش شخصیت های خشن، عنان گسیخته و حادثه جو بازی می کند.
دوران بازیگری گارسیا، به جز نقش های جزیی در فیلم های اولیه، پیوسته در چرخه ی «جنایت و مکافات» بوده است. در فیلم های مختلف، در نقش شخصیت هایی ظاهر شده که خشن و خطرناک بوده اند و هر لحظه فرصتی می یافته اند، عصبیت خود را بروز می داده اند. در امور داخلی از هم کارانش جدا افتاده و آنان با تردید به او می نگرند، در باران سیاه در محیطی بیگانه تباه می شود و درپدر خوانده: قسمت 3 وارث کسب و کار «خانواده ی کورلئونه» است. او که تا پیش از هشت میلیون روش برای مردن، در چند نقش دست چندم بازی کرده بود، با این فیلم چرخشی در فعالیت های بازیگری اش پدید آورد و علاوه بر آن که با ایفای نقش یک دلال غیرمتعارف مواد مخدر، تنها انگیزه ی تماشای فیلم شد، توانست برایان د پالما را متقاعد کند تا در تسخیرناپذیران نقشی متفاوت و غیر تکراری به او بدهد. در این فیلم مثل کلینت ایست وود در فیلم هایش، گفت و گوها را به حداقل رساند تا خلاقیت هایش را به عنوان بازیگر اکشن به تصویر بکشد. و از این طریق نه تنها مقابل ستارگانی مثل شان کانری، کوین کاستنر و رابرت دنیرو شخصیتی فرعی به شمار نیامد، بلکه توجه کمپانی های بزرگ را به خود جلب کرد. زمانی که در پدر خوانده: قسمت 3 به نقش «وینسنت» ظاهر شد نیز فقط به واسطه ی توانایی هایش و بدن آن که برای گرفتن این نقش رقیبی داشته باشد، برگزیده شد و آمیزه ای از خصوصیات شخصیت هایی مثل جیمز کان، آل پاچینو، مارلون براندو و جان کازال را به نمایش گذاشت.
از فیلم ها:
1983 - دوباره آسمان های آبی (مایکلز)؛ 1985 - فصل ناجور (بورسوس)؛ 1986 - هشت میلیون روش برای مردن (اشبی)؛ 1987 - تسخیرناپذیران (د پالما)؛ 1989 - باران سیاه (ر. اسکات)؛ 1990 - امور داخلی (فیگیس)، پدرخوانده : قسمت 3 (کوپولا)؛ 1991 - دوباره مرده (برانا)؛ 1992 - قهرمان (فریرز)؛ 1994 - وقتی که مردی زنی را دوست دارد (مندوکی)؛ 1995 - دزدی بزرگ، دزدی کوچک (دیویس)، کارهایی که پس از مردنت باید در دنور انجام بدهی (فلدر)؛ 1996 - شب منهتن (لومت)؛ 1998 - اقدامات ناگزیر (شرودر).