پیتر گالاگر
Gallagher, Peter
بازیگر (1955، آرمونک نیویورک - امریکا )
تحصیلاتش را در دانشگاه تافتس در نزدیکی بوستن به پایان برد. در این دوره تابستان ها را به هم کاری با یک گروه نمایشی محلی می گذراند. پس از فراغت از تحصیل در سال 1977، یک نقش در اجرای برودوی نمایش مو به دست آورد، که ایفای نقش «دانی زوکو»، شخصیت اصلی نمایش موزیکال گریس در برودوی را برای او به دنبال داشت. ایفای این نقش، رهبر آوازخوان گروهی از جوانان یاغی دهه ی1950، زمینه ساز نخستین حضور سینمایی او در فیلم بت ساز (بر مبنای زندگی باب ماروکی، کاشف ستارگان راک، مثل فرانکی و آوالن و فابیان، در اواخر دهه ی 1950) بود. گالاگر در این جا در نقش «فابیان» به خوبی از توانایی هایش در زمینه هایی مثل آواز سود جست. در دومین فیلمش، عشاق تابستانی، نقش جوانی ثروتمند را داشت که برای گذراندن تعطیلات تابستانی هم راه محبوبه اش (داریل هانا)، ویلایی را در یونان اجاره می کند و در این مدت به زن باستان شناسی (والری کوئنسن) دل می بازد. فیلم اثری رمانتیک و سطحی بود که شکست توأم مادی و معنوی آن گالاگر را برای چند سال از دنیای سینما دور ساخت. در این مدت به تآتر و تلویزیون روی آورد تا اعتبار از کف رفته اش را دوباره به دست آورد. ایفای نقش پسر دائم الخمر جک لمون در اقتباس برودوی جاناتان میلر از سفر روز طولانی به شب یوجین اونیل (1986)، او را کاندیدای دریافت جایزه ی تونی ساخت. در تلویزیون، با ایفای نقش فردی متهم به قتل در قتل مری فاگان (ویلیام هیل، 1988)، مجدداً کنار لمون قرار گرفت. در فیلم تلویزیونی دادگاه نظامی شورش در ناوشکن کین (رابرت آلتمن، 1988)، نقش معاون فرمانده را به عهده داشت. این فیلم هم کاری پُربار آلتمن - گالاگر را در فیلم هایی مثل بازیگر و برش های کوتاه به دنبال داشت. طی این مدت، یک بار با کودک رویایی در نقش یک روزنامه نگار جاه طلب نیویورکی که قصد انجام گفت و گویی با آلیس هارگریوزِ سال خورده - کسی که در کودکی منبع الهام لوییس کارول برای خلق شخصیت «آلیس» بوده - را دارد، به سینما بازگشت. با ارواح اشرافی بود که بازگشتی جدی به سینما داشت. در این فیلم او نقش کشیشی را داشت که در برابر وسوسه های جنیفر تیلی مقاومت می کرد.
گالاگر در واقع در اواخر دهه ی 1980 با بازی در دروغ ها و نوار ویدئو، کمدی خاص استیون سودربرگ به شهرت رسید. نقش او به گفته ی خود کارگردان / فیلمنامه نویس، در قیاس با جای گاه سایر نقش ها در فیلم نامه، دارای کم ترین جاذبه و گیرایی و به لحاظ بغرنجی و تعریف نشده بودن انگیزه هایش، پیچیده ترین شخصیت فیلم به شمار می رفت؛ به نحوی که اجرای موفق گالاگر از این شخصیت حتی خود سودربرگ را نیز شگفت زده کرد. در بازیگر، نقش مدیر جاه طلب یک کمپانی را داشت که با زیاده خواهی هایش بر مشکلات شخصیت اصلی (تیم رابینز) می افزود. «جاه طلبی» خصیصه ی بارز بسیاری از شخصیت های ایفا شده توسط گالاگر است و آن ها را از روزنامه نگار حریص و منفعت طلب کودک رویایی گرفته تا بساز و بفروش افزون طلب دیر آمده برای شام که قصد ویران ساختن سانتا فه و احداث شهری جدید بر روی ویرانه های آن را دارد، از مدیر استودیوی بلندپرواز بازیگر تا وکیل محافظ کار، به هم پیوند می دهد. در برش های کوتاه، دیگر کار مشترکش با آلتمن، نقش مردی را دارد که در عکس العمل نسبت به رفتار سبک سرانه و خیانت آمیز همسرش (فرانسیس مک دورمند)، دست به رفتاری جنون آمیز می زند. گالاگر در این فیلم برای سومین بار کنار لمون قرار گرفت. در دومین کار مشترکش با سودربرگ، زیرین، اقتباس به روز شده ای از فیلم نوآر کلاسیک نارو (رابرت سیودماک، 1949)، در نمایش ضعف، تردید و دودلی شخصیت اصلی و کشش بیمارگونه ی او به زنی شهرآشوب - اگرچه نه به اندازه ی برت لنکستر در نسخه ی کلاسیک - موفق بود. در سال های بعد، به موازات کار سینما، حضورش در عرصه های تآتر و تلویزیون را نیز تداوم بخشید. در 1992 به خاطر ایفای نقش در اجرای برودوی نمایش مردها و عروسک ها، کاندیدای دریافت جایزه ی تونی بود. در 1991 در فیلم تلویزیونی یک زن مزاحم، کنار جیسن روباردز و ربکا دِ مورنی قرار گرفت. گالاگر بازیگر مستعدی است که به رغم دارا بودن ویژگی های فیزیکی مناسب (چشم های سیاه براق، نگاه نافذ و...) هرگز بدل به یک ستاره نشده، و حتی کم تر بخت حضور در نقش اول فیلمی (مثل زیرین) را یافته است. در واقع شکست همه جانبه ی عشاق تابستانی، تهیه کنندگان را تا سال ها از تکرار اشتباه این فیلم و محول ساختن نقش های اول به او برحذر داشت. در سال های بعد نیز حضورش بیشتر به نقش هایی فرعی و کم اهمیت مثل نقش مشترک برادر شخصیت اصلی در هنگامی که خوابیده ای (کنار بیل پولمن) و... محدود شده است.
از فیلم ها:
1980 - بت ساز (هکفورد)؛ 1982 - عشاق تابستانی (کلایسر)؛ 1985 - کودک رویایی (میلار)؛ 1988 - ارواح اشرافی (ن. جوردان)؛ 1989 - سکس، دروغ ها و نوار ویدئو (سودربرگ)؛ 1990 - فردا به رادیو گوش کن (آمیل)؛ 1991 - دیر آمده برای شام (ریچتر)؛ 1992 - بازیگر آلتمن؛ 1993 - برش های کوتاه (آلتمن)، کینه (ه. بکر)؛ 1994 - پسرهای مادر (سیمونو)، وکیل هادساکر (ج. کوئن)، زیرین (سودربرگ)؛ 1995 - هنگامی که خوابیده ای (ترتلتاب)؛ 1977 - مردی که کم می دانست (آمیل)؛ 1999 - زیبای امریکایی (مندس)، خانه ای در تپه ی ارواح (مالون)؛ 2000 - صداهای دیگر (مکورمک).