برت لار
Lahr, Bert
بازیگر (1895، نیویورک - امریکا ؛ 1967)
با نام اروینگ لارهایم به دنیا آمد. از پانزده سالگی در نمایش های کودکان وودویل بازی می کرد. در سال های میانی دهه ی 1910 به کمدینی درجه ی یک بدل شد و به شهرت رسید. در 1918 به خدمت نیروی دریایی درآمد و پس از ترخیص، هم راه همسرش، مرسدیس دلپینو (1929-1937)، تیمی دونفره تشکیل داد تا در نمایش های برلسک و تآتر روی صحنه برود. در 1927 به برودوی راه یافت و در نمایش نامه هایی مثل در انتظار گودو، ظاهر شد. در 1931 برای نخستین فیلم بلند خود بلندپروازی، جلوی دوربین رفت. از 1950 تا 1953 در تلویزیون نیز فعال بود. پسرش، جان لار، شرح زندگی او را در کتابی با نام یادداشت هایی درباره ی یک شیر ترسو (1975) منتشر کرده است.
لار یکی از دوست داشتنی ترین دلقک های تآتر و سینما بود و در انواع مختلف نمایش ها، از وودویل و برلسک گرفته تا کمدی موزیکال های برودوی بازی کرد. او حتی برای بازی در نمایش نامه های ویلیام شکسپیر و ساموئل بکت نیز روی صحنه رفت؛ اما اعتقاد چندانی به آثار کلاسیک نداشت. کار در سینما را با کمدی های دوحلقه ای شروع کرد و در اوایل ظهور ناطق، زمانی که در صنعت سینما، بازیگران خوش صوت و مشهور تآتر را به خدمت می گرفتند، در چندین فیلم کوتاه نقش هایی را ایفا کرد. از 1931 که به ایفای نقش در فیلم های بلند داستانی پرداخت تا دهه ی 1960 به طور متوسط هر پنج سال در یک فیلم باز کرد. مشهورترین بازی او، ایفای نقش شیر ترسو در جادوگر شهر زمرد بود. لار در بیش از یک دوجین فیلم بلند خود، به جز جادوگر شهر زمرد، اغلب معذب و دست پاچه بود و استعداد سینمایی اش هرگز شکوفا نشد. سر صحنه ی آخرین فیلم خود، شبی که به مینسکیز حمله کردند، درگذشت.
از فیلم ها:
1931 - بلندپروازی (رایسنر)؛ 1933 - آقای برودوی (واکر)؛ 1937 - عشق وخشم (لنفیلد)، چرخ و فلک 1938(کامینگز)؛ 1938 - جوزت (دوان)، درست همان گوشه (کامینگز)؛ 1939 - زازا (کیوکر)، جادوگر شهر زمرد (و. فلمینگ)؛ 1942 - با آواز خواندن ناراحتی هایت را فراموش کن (ساترلند)؛ 1944 - با مردم ملاقات کن (رایسنر)؛ 1949 - همیشه با خنده آنان را ترک کن (دل روت)؛ 1951 - آقای دنیا (لرنر)؛ 1954 - رُز ماری (لروی)؛ 1955 - بزرگ ترین جنس دوم (ج. مارشال)؛ 1968 - شبی که به مینسکیز حمله کردند (فریدکین).