رابرت مورلي
مورلي، رابرت Morley, Robert
بازيگر (1908، سملي - انگلستان؛ 1992)
تحصيلاتش را در کالج ولينگتن به پايان برد. ابتدا در نظر داشت ديپلمات شود اما سرانجام علاقه مند بازيگري شد و دوره هاي آکادمي سلطنتي هنرهاي دراماتيک لندن را گذراند. از سال 1929 در لندن روي صحنه مي رفت. در 1938 وارد برودوي شد و با ايفاي نقش «لويي شانزدهم» در نخستين فيلمش، ماري آنتوانت، به شهرت رسيد و براي همين نقش کانديداي دريافت اسکار بهترين بازيگر نقش دوم شد. چهره اي گوشتالو و غبغب دار داشت. در تعداد بسياري از فيلم هاي امريکايي و انگليسي نقش هاي دوم را به عهده گرفت. چندين نمايش نامه (از جمله پسرم ادوارد که در سال 1949 به فيلم درآمد) نوشت و سال ها پاي ثابت شوهاي شبکه هاي تلويزيوني امريکا بود. خاطراتش را در کتابي با نام رابرت مورلي، جنتلمن متعهد (1966) نوشته است.
از فيلم ها: 1938 - ماري آنتوانت (وان دايک)؛ 1941 - سرگرد باربارا (پاسکال)؛ 1942 - آقاي پيت جوان (ک. ريد)، سرکارگر به فرانسه رفت (فرند)؛ 1945 - من در ميدان گراس ونر زندگي مي کنم / يک يانکي در لندن (ه. ويلکاکس)؛ 1948 - اتاق پشتي کوچک (م. پوئل و پرسبرگر)؛ 1951 - مطرود جزاير (ک. ريد)؛ 1952 - قايق افريکن کويين (هيوستن)؛ 1953 - داستان گيلبرت و سالي ون (گيليات)، ملبا (مايلستون)، آخرين آزمايش (اسکوييت)؛ 1954 - بو برامل (برنهارت)، شيطان را بکوب (هيوستن)؛ 1955 - ماجراهاي کوئنتين دوروارد (ر. تورپ)؛ 1956 - دور دنيا در هشتاد روز (م. آندرسن)؛ 1958 - قانون و بي نظمي (چ. کرايتن)، دودلي دکتر (اسکوييت)؛ 1959 - سفر (ليتواک)، نبرد زن و مرد (کرايتن)؛ 1960 - اسکار وايلد (راتاف)؛ 1961 - راه هنگ کنگ (پاناما)؛ 1962 - نُه ساعت به راما (رابسن)؛ 1963 - خانه ي تاريک قديمي (کسل)؛ 1964 - درباره ي اسارت بشري (ک. هيوز)، توپ قاپي / توپکاپي (داسين)، براي ژوئن به اندازه ي کافي داغ است (تامس)؛ 1965 - جنايت به ترتيب الفبا (تاشلين)، زندگي در سطح بالا (کاچف)، عزيز از دست رفته (ريچاردسن)، چنگيزخان (ه. لوين)، آن مردان باشکوه در ماشين هاي پرنده ي خود (آناکين)، مطالعه اي در وحشت (ج. هيل)؛ 1966 - هتل پاراديزو (گلنويل)، خيلي ... خيلي دور (گ. داگلاس)؛ 1967 - زن ضرب در هفت (دسيکا)؛ 1968 - ميليون هاي داغ (تيل)، ديوي گناه کار(هيوستن)؛ 1970 - ترانه ي نروژ(ا. استون)، کرامول (ک. هيوز)؛ 1971 - وقتي که هشت زنگ به صدا درمي آيند (ا. پريه)؛ 1973 - تآتر خون (هيکاکس)؛ 1976 - پرنده ي آبي (کيوکر)؛ 1978 - چه کسي سرآشپزهاي بزرگ اروپا را مي کشد؟ (کاچف)؛ 1980 - عامل انساني (پرمينجر)، گريزگاه (کوئستد)؛ 1983 - بزرگ راهي به سوي چين (هاتن)؛ 1984 - دوباره خوش اقبال (م. آندرسن)؛ 1987 - باد (ماستوراکيس)، دوريت کوچک (ادزارد)؛ 1990 - استانبول: چشم هايت را باز نگه دار (آرن).