شنبه، 15 آذر 1393
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

ري ميلاند

ري ميلاند

ميلاند، ري Milland, Ray                                         

بازيگر (1907، نيتِ ويلز - انگلستان؛ 1986)

با نام رجينالد تراسکات جونز به دنيا آمد. در دانش گاه ويلز تحصيل کرد. پس از سه سال خدمت به عنوان نگهبان در سواره نظام کاخ سلطنتي در لندن، در سال 1929 وارد سينما شد؛ ابتدا با نام اسپايک ميلاند که بعدها به ريموند ميلاند تغييرش داد. پس از ايفاي چندين نقش کوچک و بزرگ، در 1930 رهسپار هاليوود شد. چند سال در نقش هاي دوم، معمولاً به عنوان دوست يا حريف قهرمان اصلي، ظاهر مي شد تا اين که در اواسط دهه ي 1930 نقش هاي اول هم به او روي خوش نشان دادند. با شخصيت خوش برخورد و جذابش، اغلب نقش قهرمانان مرد مؤدب، مطمئن و رمانتيک را در بسياري از کمدي ها و گاه فيلم ها معمايي يا حادثه اي بازي مي کرد. اگرچه همواره بازيگري کارکشته بود، تا هنگام بازي نيرومندش به عنوان يک نويسنده ي الکلي در تعطيلي از دست رفته ي بيلي وايلدر چندان جلب نظر نکرد. اين نقش جايزه ي اسکار 1945 را برايش به ارمغان آورد. بيش تر نقش هاي بعدي اش درخور استعداد او نبودند، با اين حال مي توانست با شخصيت پردازي هاي جالبش در آثار کم اهميت خوش بدرخشد. از 1955 شروع به کارگرداني خود در تعداي فيلم کرد که قابل قبول بودند اما برجستگي خاصي نداشتند. پس از غيبتي چندين ساله با ايفاي نقشي فرعي در قصه ي عشق به هاليوود بازگشت و سپس به بازي در نقش هاي اصلي در فيلم هاي کم خرج ترسناک روي آورد. هم چنين ستاره ي مجموعه ي تلويزيوني کمدي شوي ري ميلاند  (1953- 1955) بود. عاشق کتاب و خانه نشيني بود، از جنجال هاي هاليوود دوري مي کرد و به ندرت خبري از او در ستون شايعات نشريات ديده مي شد. يک بار ازدواج کرد که پنجاه و چهار ساله هم به طول انجاميد. خاطراتش را در کتابي با نام چشم هاي دريده در بابل (1976) نوشته است.

ميلاند تا پيش از تعطيلي از دست رفته در بيش از شصت فيلم بازي کرده بود. پارامونت در دهه ي 1930 او را مرتب مشغول نگه مي داشت تا جايي که در طول اين دهه به طور متوسط سالي پنج فيلم در کارنامه داشت. در واقع غافلگيري تماشاگران و منتقدان برابر تعطيلي از دست رفته ناشي از اين واقعيت بود که قبلاً کسي چندان انتظاري از ميلاند به عنوان بازيگر نداشت. با اين حال اين جوان پُرکار، به ويژه در فيلم هايي که براي ميچل لايسن (شش فيلم) و جان فارو (چهار فيلم ) بازي کرده بود، به سبکي شخصي در بازيگري دست يافته بود. جوهر نقش آفريني او به عنوان مرد اصلي در فيلم هاي زندگي آسان و کيتي (هر دو ساخته ي لايسن) متبلور شد و جنبه ي تاريک و شيطاني پنهان در پس شخصيت جنتلمن بانزاکت او در فيلم هاي جان فارو مورد استفاده قرار گرفت (در نيک بيل قلابي او نقش خود شيطان را بازي مي کند، و در ساعت بزرگ مرد بي گناهي است که وسوسه مي شود تا به اعماق ماجراي يک جنايت فرو رود). پشت لبخند ميلاند، همواره نوعي تکبر حس مي شد که ابتدا براي خلق تأثيرات کميک به کار مي رفت. اما با گذشت زمان، شريرانه بودن اعتماد به نفس او بيش تر در معرض ديد قرار گرفت. به دنبال فارو و وايلدر، فريتس لانگ در وزارت ترس، آلفرد هيچکاک در M را براي قتل بگير، راسل راس در دزد و ريچارد فلايشر در دختري در تاب مخمل سرخ، همه، برق جنايت را در چشم هاي پُرجلوه ي ميلاند نشان دادند. سپس راجر کورمن در «ايکس» - مردي با چشم هاي اشعه ي ايکس، يکي از پُرانرژي ترين نقش هاي عمرش را به او داد. در همين دوره فيلم هايش را کارگرداني کرد که اغلب شخصي و متفاوت بودند. تا آخرين سال ها نيز دست از کار مداوم نکشيد و هم چنان هم تنوع نقش ها و هم اطمينان و متانت قديمي اش جلب نظر مي کردند (يکي از بهترين نقش هاي دوران متأخرش در قورباغه ها، ساخته ي جرج مکاوان بود). ميلاند نمونه ي تمام عيار بازيگري حرفه اي بود که همواره مي توانست حفظ ظاهر کند و به قالب نقش درآيد و با اين حال چيزي فراتر را از نظر دور ندارد: شخصيتي دوگانه و پِرابهام که نشان مي داد جذابيت ظاهري و معقول نمايي تا چه حد مي توانند گول زننده باشند. شايد هاليوود به درستي او را درک نکرده بود، به راستي هم اينک شخصيت خود ويران گر و «هپروتي» او در تعطيلي از دست رفته بسيار جلوتر از زمان خود به نظر مي رسد.

از فيلم ها: 1929 - بازيچه (نايت)، اسکاتلندي پرنده (نايت)؛ 1930 - راه يک ملوان (س. وود)؛ 1931 - خريداري شده (مايو)، پدر مجرد (لنرد)، ققط يک ژيگولو (کانوي)، ديوانه ي موطلايي ها (دل روت)؛ 1932 - مردي که نقش خدا را بازي کرد (آدولفي)؛ 1933 - اين است زندگي (دِ کورويل)؛ 1934 - ما لباس نمي پوشيم (تاروگ)، هميشه خوش (مک ليود)، بولرو (راگلز)، چارلي چن در لندن (ي . فورد)؛ 1935 - چهار ساعت براي کشتن (لايسن)، کليد شيشه يي (تاتل)، آرايش زيادي (راگلز)، يک ساعت تأخير (مورفي)، نام ديگر مري دو (نيومان)؛ 1936 - شاهزاده خانم جنگل (تيله)، سه دختر زرنگ (کاستر)، برنامه ي بزرگ راديويي 1937 (لايسن)، بازگشت سوفي لانگ (آرچينباد)؛ 1937 - زندگي آسان (لايسن)، بولداگ دراموند مي گريزد (هوگان)؛ 1938 - مردان بال دار (ولمن)، عشق جنگلي او (آرچينباد)، تعطيلات استوايي (ت. ريد)، به زبان فرانسه بگو (ا. استون)، هتل امپريال (فلوره)؛ 1939 - رام نشده (آرچينباد)، بو ژست (ولمن)، فرانسه ي سهل و ساده (اسکوييت)؛ 1940 - آيرين (ه. ويلکاکس)، برخيز، عشق من (لايسن)، دکتر زن مي گيرد (ا. هال)؛ 1941 - من پرواز مي خواستم (لايسن)؛ 1942 - باد وحشي را درو کن (س. ب. دميل)، افسر و کوچک (ب. وايلدر)، آيا شوهران لازم هستند؟ (تاروگ)؛ 1943 - گوي بلورين (نوجنت)؛ 1944 - تا ملاقاتي ديگر (بورزيگي)، وزارت ترس (ف. لانگ)، خانمي در تاريکي (لايسن)، دعوت نشده (ل. آلن)؛ 1945 - تعطيلي از دست رفته (ب. وايلدر)، کيتي (لايسن)؛ 1946 - عروس آراسته (لنفيلد)، کاليفرنيا (فارو)؛ 1947 - گوشواره هاي طلايي (لايسن)، دردسر زنان (لنفيلد)؛ 1948 - عشق من چنين شرير است (ل. آلن)، ساعت بزرگ (فارو)، ميليون هاي دوشيزه تاتلاک (هيدن)؛ 1949 - هر بهار روي مي دهد (بيکن)، نيک بيل قلابي (فارو)، 1950 - زن متشخص (بازل)، زندگي خود او (کيوکر)، دره ي معدن مس (فارو)؛ 1951 - حلقه ي خطر (ژ. تورنور)، از شب تا صبح (مارکل)، نزديک به قلب من (کيتلي)، چيزي که به زندگي ارزش مي دهد (استيونز)؛ 1952 - دزد (ر. راس)، شيپورهاي بعد از ظهر (رولند)؛ 1953 - اقدام در جاماييکا (ل. فاستر)؛ 1954 - M را براي قتل بگير (هيچکاک)؛ 1955 - دختري در تاب مخمل سرخ (ر. فلايشر)، مرد تنها (+ ک.)؛ 1956 - ليبسون (+ ت. ، ک.)؛ 1957 - کنار رودخانه (دوان)؛ 1958 - دزد گاوصندوق (+ ک.)؛ 1962 - تدفين زودهنگام (کورمن)، وحشت در سال صفر (+ ک.)؛ 1963 - «ايکس» - مردي با چشم هاي اشعه ي ايکس (کورمن )؛ 1967 - شاهد خصمانه (+ ک.)؛ 1970 - گروه قاتلان (ج. تورپ)؛ 1972 - سفارت (گ. هسلر)، کار خطير (دي)، قورباغه ها (مکاوان)، موجود دو سره (فراست)؛ 1973 - خانه اي در پارک کابوس (سايکس)؛ 1974 - طلا (هانت)، فرار به کوهستان جادو (ها)؛ 1976 - خلبانان جنگي در آسمان (گلد)، آخرين مقتدر (کازان)؛ 1977 - توطئه ي سوييسي (آرنولد)؛ 1978 - شکار براي لاشخورها (فارگو)؛ 1979 - تسليم ! (فنادي)؛ 1980 - اتاق زير شيرواني (ج. ادواردز)؛ 1986- مار دريايي (گرينز).

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
آیا تعریق های شبانه خطرناک هستند؟
آیا تعریق های شبانه خطرناک هستند؟
چگونه کینه نکنیم و دیگران را راحت تر ببخشیم؟
چگونه کینه نکنیم و دیگران را راحت تر ببخشیم؟
مصرف همزمان ویتامین D3 و آهن اشکال دارد؟
مصرف همزمان ویتامین D3 و آهن اشکال دارد؟
رئیس دستگاه قضا: آمریکا بزرگترین تروریست دولتی دنیاست
play_arrow
رئیس دستگاه قضا: آمریکا بزرگترین تروریست دولتی دنیاست
رئیس عدلیه: پاسخ به آشوب‌های جدید قاطع‌تر خواهد بود
play_arrow
رئیس عدلیه: پاسخ به آشوب‌های جدید قاطع‌تر خواهد بود
ادعای ونس درباره تلاش آمریکا برای باز کردن تنگه هرمز
play_arrow
ادعای ونس درباره تلاش آمریکا برای باز کردن تنگه هرمز
اظهارات وزیر خزانه‌داری آمریکا: هدف فشارهای اقتصادی، کشاندن ایران به میز مذاکره است!
play_arrow
اظهارات وزیر خزانه‌داری آمریکا: هدف فشارهای اقتصادی، کشاندن ایران به میز مذاکره است!
چرا ترامپ ویدیویی را از بمباران جزیره خارک که توسط هوش مصنوعی تولید شده بود، منتشر کرد؟
play_arrow
چرا ترامپ ویدیویی را از بمباران جزیره خارک که توسط هوش مصنوعی تولید شده بود، منتشر کرد؟
آمار و افتخارات لیونل مسی با تیم ملی آرژانتین
play_arrow
آمار و افتخارات لیونل مسی با تیم ملی آرژانتین
ورود کاروان ایران به افتتاحیه ششمین دوره بازی های جهانی عشایر با حضور پزشکیان
play_arrow
ورود کاروان ایران به افتتاحیه ششمین دوره بازی های جهانی عشایر با حضور پزشکیان
سردار شکارچی: مصمم به خونخواهی رهبر شهید و شهدای میناب هستیم
play_arrow
سردار شکارچی: مصمم به خونخواهی رهبر شهید و شهدای میناب هستیم
ترامپ به شبکه فاکس نیوز: به حمله ایران پاسخ می‌دهیم
play_arrow
ترامپ به شبکه فاکس نیوز: به حمله ایران پاسخ می‌دهیم
روش کاربردی تا کردن کت برای گذاشتن در ساک و چمدان
play_arrow
روش کاربردی تا کردن کت برای گذاشتن در ساک و چمدان
پاریس؛ شهری که روزگاری نماد تمدن اروپا بود
play_arrow
پاریس؛ شهری که روزگاری نماد تمدن اروپا بود
عملکرد رادارهای نظامی چگونه است؟
عملکرد رادارهای نظامی چگونه است؟