در چنین فضایی، جامعه عراق نیازمند سازمانی بود که بتواند هم ظرفیت مردمی را بسیج کند و هم تجربه نظامی کارآمدی در اختیار داشته باشد. اینجا بود که حضور فرماندهان ایرانی، با سابقه طولانی در جنگهای کلاسیک و نامنظم، اهمیت یافت
در میان این فرماندهان، "ابو مریم" یا همان "حمید تقوی فرد"، جایگاه ویژهای دارد. او نه تنها یک فرمانده میدانی، بلکه معمار فکری و سازمانی حشد الشعبی محسوب میشود. شناخت زندگی "ابومریم" در واقع مقدمهای بر فهم چگونگی پیوند میان تجربه دفاع مقدس ایران و نیازهای امنیتی عراق است؛ پیوندی که به شکلگیری نیرویی فراملی انجامید و معادلات ژئوپلیتیک منطقه را به طور گسترده ای تغییر داد.
سردار تقوی فر که بود؟
سردار تقوی فر در این جنگ هشتساله دفاع مقدس به جمعآوری اطلاعات بسنده نکرده بود، او در جبهه سوسنگرد واحد اطلاعات و عملیات را تشکیل داد و فرماندهی قرارگاه رمضان را بر عهده گرفت تا بتواند در دفاع از میهن گام مهمی بر دارد.تقوی فر بعد از جنگ با عضو شدن در سپاه پاسداران عهدهدار فرماندهی قرارگاه رمضان بود و سالها در این سمت خدمت گذاری کرد بهطوری که مجاهدین خلق را در خوزستان شناسایی و آنها را سرکوب میکرد.
همه او را به نام "ابو مریم" میشناسند؛ نامی که در عراق بیش از هر جای دیگر بر زبانها جاری است. "سردار سید حمید تقویفر" همان کسی بود که دوشادوش سردار قاسم سلیمانی در جبهه حق علیه داعش جنگید و به یکی از چهرههای ماندگار مقاومت بدل شد.
.jpg)
حضور او در میدان نبرد، تجربهای تازه نبود. از نخستین روزهای جنگ تحمیلی، در کنار شهید حسن باقری به جمعآوری اطلاعات پرداخت و خیلی زود فراتر از این وظیفه رفت. در جبهه سوسنگرد واحد اطلاعات و عملیات را بنیان گذاشت و سپس فرماندهی قرارگاه رمضان را بر عهده گرفت؛ نقشی که نشاندهنده توانایی و ابتکار او در دفاع از میهن بود.
ابو مریم در خاطراتش از آن روزها روایت کرده است که چگونه پس از حمله به پاسگاه مرزی بستان، روزانه به منطقه میرفتند و با دشمن درگیر میشدند. او حتی به یاد میآورد که هواپیمای عراقی آنقدر پایین پرواز میکرد که با کلت میتوانستند به آن شلیک کنند.
خانوادهاش نیز در این مسیر همراه بودند. پدرش در عملیات خیبر و برادرش در والفجر ۸ به شهادت رسیدند و حمید همچنان در انتظار آن لحظه بود. پس از پایان جنگ، در سپاه پاسداران باقی ماند و سالها فرماندهی قرارگاه رمضان را بر عهده داشت؛ در این جایگاه، نقش مهمی در شناسایی و مقابله با گروههای معاند از جمله مجاهدین خلق ایفا کرد.
با ظهور داعش، او که دلبسته اهلبیت بود، نتوانست بیرحمی تکفیریها در حمله به مراقد مقدس را تحمل کند. بهرغم مسئولیتهای سنگین در سپاه قدس، برای رفتن به عراق اصرار کرد و پس از پذیرش بازنشستگی، راهی میدان شد. تنها سی روز حضورش در عراق کافی بود تا در سازماندهی نیروهای مردمی و شکلگیری حشد الشعبی نقشی کلیدی ایفا کند. توانایی او در تکلم به لهجههای مختلف عربی، ارتباطش با مجاهدین عراقی را آسانتر کرد و همین امر جایگاهش را در میان آنان تثبیت نمود.
سردار تقویفر با اخلاق مردمی و درایت نظامی، نیروهای حشد الشعبی را سامان داد. بنا بر روایت همسرش، قاسم سلیمانی پس از اطلاع از حضور او در عراق، وی را به فرماندهی یکی از محورهای شمال سامرا گماشت تا مانع پیشروی داعش به سمت اماکن متبرکه شود. ابو مریم نه تنها مشاور نظامی بود، بلکه در عملیاتها نیز حضور مستقیم داشت؛ از جمله در آزادسازی جرفالصخر و نبردهای سنگین سامرا که سرانجام داعش را وادار به عقبنشینی کرد.
.jpg)
زندگی او بارها با خطر ترور مواجه شد؛ حتی در سال ۱۳۷۲ در اهواز، نارنجکی در خانهاش منفجر شد اما به شکلی معجزهآسا جان سالم به در برد. با این حال، او هیچگاه به دنبال شهرت نبود و تا پیش از شهادتش کمتر شناخته میشد. پس از شهادت، خیابانی در عراق به نام "ابو مریم" نامگذاری شد تا یاد او در حافظه جمعی مردم عراق باقی بماند.
سرانجام در ششم دیماه ۱۳۹۳، در عملیات "محمد رسولالله" در منطقه عزیز بلد، هدف تیر تکتیرانداز داعش قرار گرفت و به شدت زخمی شد. همانگونه که همسرش پیشتر گفته بود، او آماده شهادت بود؛ کسی که همه چیز را کنار گذاشت تا تنها برای مبارزه با دشمنان داخلی و خارجی بجنگد. شهادتش در راه دفاع از حرمین مطهر، پایان مسیری بود که از نخستین روزهای جنگ تحمیلی آغاز کرده بود و تا آخرین لحظه ادامه داد.