رفتارشناسي سياسي مهدي کروبي

طبق آنچه گذشت رفتار سياسي کروبي طي ماههاي اخير نه تنها مخالفت آشکار با نظام جمهوري اسلامي بوده بلکه نامه نگاري کذايي او آثار منفي زيادي در جامعه داشته است.
شنبه، 14 شهريور 1388
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
رفتارشناسي سياسي مهدي کروبي
طبق آنچه گذشت رفتار سياسي کروبي طي ماههاي اخير نه تنها مخالفت آشکار با نظام جمهوري اسلامي بوده بلکه نامه نگاري کذايي او آثار منفي زيادي در جامعه داشته است.   
رصد کردن نمودار فعاليت‌هاي سياسي کروبي طي سالهاي اخير نشان دهنده نوعي تغيير و تحولات غير منطقي است که علت آن را نمي‌توان در مسائل ظاهري دانست. هر چند فعاليت سياسي حرکتي سينوسي بوده که تغيير و تحولات غير منتظره‌اي بر آن حاکم است؛ اما هر فعاليت سياسي از چارچوب نظري منسجمي برخوردار است که بر اساس آن مي‌توان رفتار فعال سياسي را تا حدي پيش بيني نمود.
مهدي کروبي که سابقه‌ي روشني در مبارزات انقلابي دارد در سالهاي پس از انقلاب نيز با اعلام دفاع از ارزش‌هاي انقلاب و نظام اسلامي فعاليت‌ زيادي در عرصه سياسي کشور داشته است. اين فعاليت‌ها طي سالهاي اخير بر انديشه اصلاح طلبي و نقد فضاي موجود استوار بوده است. هر چند انديشه اصلاح طلبي که جريان دوم خرداد خود را مدعي آن مي‌داند از انسجام و چارچوب منطقي استواري برخوردار نيست؛ اما مسير کروبي در اين محيط انديشه و عمل سياسي غير منسجم، تا حدي مشخص بود. وي با انتقاد از رويکرد محافظه کارانه و قبول تفکرات اصلاحاتي نظير گسترش جامعه مدني، دفاع از حقوق زنان، نگاه باز در عرصه فرهنگي و... و مقدم دانستن ديدگاه ولي فقيه ، تاکيد بر ارزش‌هاي انقلاب و انديشه امام خميني(ره) خود را اصلاح طلبي مي‌دانست که به نظام و خط امام(ره) وفادار است.
در اين ميان اما مسائلي ديگر نيزتاثيرگذار بر رفتار سياسي کروبي بود که مسيرتا حدي مشخص او را تحت الشعاع قرار مي داد. آنچه در اين زمينه اهميت دارد اينکه شخص کروبي به جهت اينکه قصد داشت در فراگرد جريانات سياسي جديد که خود را با عنوان جريان اصلاح طلبي معرفي مي‌کردند، شيخوخيت خود را حفظ کند، مي‌بايست نه تنها با ديدگاه‌هاي جديد که برخي از آنهاساختار شکنانه بود همراه شود بلکه نقش رهبري کننده و مدافع اين انديشه‌ها را در قبال نظام بر عهده گيرد و هر چند ايفاي چنين نقشي تداعي کننده يک رفتار متناقض است؛ اما شخص کروبي منفعت حفظ جايگاه خود را در بين اين اصلاح طلبان تندرو بر قباحت يک رفتار متناقض ترجيح داد. درست است که وي در جايگاه رياست مجلس ششم گاهي در مقابل تندروها مي‌ايستاد؛ اما بعد از اينکه از مقام سياسي کنار رفت، هيچ اعتراضي به رفتار اين افراد و جريانات نداشت و در راستاي ايفاي نقش شيخ اصلاحات با روي باز، مدافع حقوق و انديشه‌هاي مبهم بسياري از افراد اصلاح طلب رانده از قدرت بود.
اما کروبي نمي‌دانست که در فرايند ايفاي چنين نقشي مبادي و مباني آراء و ديدگاه خود نسبت به نظام را دچار ويراني و تناقض نموده است. چرا که در طول اين چند ساله عمل سياسي وي به سمت قطع پيوند از انديشه سنتي او و بدون برخورداري از انديشه تندروهاي اصلاح طلب، حاکم بر تصميمات اوشد. کروبي صرفا به ايفاي نقش شيخوخيت فکر مي‌کرد بدون اينکه متوجه باشد از چه انديشه ا‌ي دفاع مي‌کند.
زمانيکه او در انتخابات دهم رياست جمهوري شرکت کرد از خاستگاه انديشه سنتي خود دست به عمل سياسي زد؛ اما وقتي بعد از انتخابات با اندک رأي خود در مسير غير قانوني گام برداشت، از خاستگاه انديشه‌اي جديد يا تندروانه اقدام به اين کار نکرد؛ بلکه اين رفتار نتيجه حاکم شدن عمل سياسي منفعت انديشانه ي وي بر تصميمات او مي‌باشد. رفتار کروبي بعد از انتخابات با قطع پيوند ازانديشه سنتي، برخوردار از هيچ انديشه منسجمي که منتج به عمل سياسي منطقي مي شود نبود؛ بنابراين سرگردان تر از هميشه با اينکه مي دانست آراء وي بسيار پايين است، به موضوع تقلب در انتخابات و لزوم ابطال آن دامن زد و روزنامه تحت مسئوليت او هم لجام گسيخته در اين مسير حرکت کرد.
اقدام اخير وي در نوشتن نامه به رئيس مجمع تشخيص مصحلت نظام و ادعاي واهي آزار جنسيتي در بازداشتگاهها، برخاسته از عمل سياسي منفعت انديشانه بدون برخورداري از پشتوانه انديشه اي منسجم- و نه لزوما درست _ است . اگر رفتار کروبي اندکي با يک انديشه منطقي پيوند داشت مي بايست رفتار وي هم در مسير منطقي و قانوني طي شود. اينکه وي به جاي نوشتن نامه بصورت محرمانه به رياست قوه قضائيه، به رئيس مجمع تشخيص آن را نوشت و اولتيماتوم دادکه چنانچه تا ده روز جوابي نگيرد آن را منتشر مي کند، نوعي عمل سياسي رهيده از تفکر است. در انديشه سياسي چنين عملي يا به استبداد مي انجامد و يا به آنارشي. و البته بايد در مقابل آنار شيست هايي که مدعي شيخوخيت هستند با قاطعيت برخوردکرد؛ چرا که حتي در نظام هاي ليبرالي هم سرمنشاء آشوب و هرج و مرج مي شوند. علاوه براين اقدام کروبي در انتشار ادعاهاي کاذب خود در بيشتر قوانين ، جرم سياسي تلقي شده است. ماده 4 لايحه قانون مجازات اسلامي که مربوط به جرم سياسي است و طي جلسه 9 ارديبهشت 1387 به تصويب مسئولان عالي قضايي رسيد، در بند سوم خود تصريح مي کند:« نشر اکاذيب يا تشويش اذهان عمومي از طريق سخنراني در مجامع عمومي ، انتشار در رسانه ها، توزيع اوراق چاپي يا حامل هاي داده ( ديتا) و امکان آن » چنانچه با قصد مخالفت با نظام جمهوري اسلامي ايران صورت گيرد و متضمن خشونت نباشد جرم سياسي محسوب و مرتکب به حبس از شش ماه تا دو سال يا اجبار به اقامت در محل معين يا منع از اقامت در محل معين از دو تاسه سال و محروميت از حقوق اجتماعي به مدت پنج سال محکوم خواهد شد.
طبق آنچه گذشت رفتار سياسي کروبي طي ماههاي اخير نه تنها مخالفت آشکار با نظام جمهوري اسلامي بوده بلکه نامه نگاري کذايي او آثار منفي زيادي در جامعه داشته است. نمونه عيني آن اعتراض برخي خانواده هايي است که فرزندان آنها طي آشوبهاي اخير بازداشت شده بودند. اين افراد از بدنامي فرزندان خود در بين اقوام شکايت کرده و حتي اخباري مبني بر ادعاي حيثيت توسط آنان وجود دارد. بنابراين فردي که با برخورداري از رفتار سياسي بدون پشتوانه فکري در مسيري سرگردان گام برمي دارد و دست به اقداماتي مي زند که افکار عمومي جامعه را مشوش و ملتهب مي کند را بايد محاکمه واز صحنه سياسي حذف و خانه نشين کرد، چرا که حرکت هاي آنارشي وي در عمل سبب بحران در جامعه شده و عواقب خطرناکي بدنبال دارد.


ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.