مردی برای ابد

پرده‏ی اول: بازهم به یادش افتاده‏ای . به یاد لبخندی كه جایش را به غم توی صورتش داد . در مسجد كوفه مشغول ذكر بودی كه آمد، یك حوری بهشتی با جامی از شراب بهشت‏برای تو . خواستی توجهی بكنی كه یاد حرف استادت، مرحوم قاضی افتادی . فرموده بود: «اگر در بین نماز، یا قرائت قران و یا در حال ذكر و فكر صورت زیبایی دیدید، توجه ننمایید و به دنبال عمل خود باشید . » ذكر خود را ادامه دادی كه دیدی برخاست و تو را دور زد و از طرف چپ آمد و جام را به تو تعارف كرد .
سه‌شنبه، 7 اسفند 1386
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
مردی برای ابد
 مردی برای ابد
مردی برای ابد
نويسنده:محمدسعید نجاتی
منبع:مجله پرسمان
  • پرده‏ی اول: بازهم به یادش افتاده‏ای . به یاد لبخندی كه جایش را به غم توی صورتش داد . در مسجد كوفه مشغول ذكر بودی كه آمد، یك حوری بهشتی با جامی از شراب بهشت‏برای تو . خواستی توجهی بكنی كه یاد حرف استادت، مرحوم قاضی افتادی . فرموده بود: «اگر در بین نماز، یا قرائت قران و یا در حال ذكر و فكر صورت زیبایی دیدید، توجه ننمایید و به دنبال عمل خود باشید . » ذكر خود را ادامه دادی كه دیدی برخاست و تو را دور زد و از طرف چپ آمد و جام را به تو تعارف كرد . باز بی‏توجهی كردی و روی برگرداندی . (آن بهشت كه تو در جستجوی آنی قابل مقایسه با بهشت نعمت‏ها و حور غلمان نیست . (دیدار بهشت اگر لذت دارد، دیدار و لقای بهشت آفرین لذت‏بخش‏تر است)
    این بار بود كه لبخند لبانش رفت و چشمانش بارانی شد و با آن چشمان اشك‏بار رفت . چشمانی كه هنوز هم وقتی به یادشان می‏افتی، دلت می‏گیرد .
  • پرده‏ی دوم: تفنگ برنو شلیك می‏كند و هدفی كه روی صخره‏ی دوردست است، به زمین پرتاب می‏شود . پدر دست‏برشانه‏ام می‏گذارد و می‏گوید: «آفرین عبدالباقی جان! ، در این مدت خوب شكاركردن را یاد گرفتی، اما مواظب باش كه هیچ وقت‏یك جاندار را شكار نكنی‏»
    - پس شكار به چه دردی می‏خورد؟
    - شكار فقط وقتی جایز است كه انسان بایك ضرورت حیاتی مواجه شود . من هرگز از تو راضی نخواهم بود، اگر - بی جهت - یك جاندار را بكشی .
  • پرده‏ی سوم: ستاره‏های آسمان تازه شروع كرده بودند به چشمك زدن كه دو پیر كنارهم نشستند . نسیم پاییز هزار و سیصدو سی و هفت این دو پیر را در خود فرو می‏داد . یكی از كشور فرانسه بود و رییس مؤسسه‏ی ایران و فرانسه و دیگری از قم آمده بود و حوزه‏ی علمیه .
    پس از تعارفات، پرفسور هانری كربن شروع كرد به صحبت و دكتر نصر ترجمه می‏كرد .
    «همه‏ی اطلاعاتی كه مستشرقین تاكنون به دست آورده‏اند، از محیطهای اهل تسنن بود . و برای شناخت اسلام از كتاب‏های اهل سنت فراتر نرفته‏اند . به همین جهت مذهب تشیع - آن‏چنان كه باید - به دنیای غرب معرفی نشده و به اعتقاد من باید به حقایق اسلام از دریچه‏ی این مذهب نگاه كرد .
    به همین دلیل، علاقه‏مندم كه با دانشمندان مذهبی شیعه از نزدیك تماس گرفته و از آن‏ها كمك فكری بگیرم ...»
    این دیدارها چندسال ادامه یافت و علامه طباطبایی هر دوهفته با اتوبوس از قم به تهران می‏رفتند، تا با پرفسور كربن مباحثه‏ی علمی داشته باشند و مجموع این مذاكرات در كتاب «شیعه‏» چاپ شد .
  • پرده‏ی چهارم: بیست و هفت روز بود كه استاد، تمام كارهایشان را تعطیل كرده بودند و از همسر بیمارشان پرستاری می‏كردند . آن روز، خبردار شدیم كه همسرشان فوت كرد و برای عرض تسلیت‏خدمتشان رفتیم . استاد، یعنی فقیه و عالم و عارف و مفسر بزرگ اسلام، برای همسرشان شدیدا گریه و بی‏تابی می‏كردند . من به ایشان عرض كردم:
    - ما باید درس صبر را از شما بیاموزیم، چرا بی‏تابی می‏كنید .
    - او بسیار مهربان و فداكار بود و اگر همراهی ایشان نبود، من موفق به نوشتن و تدریس نمی‏شدم .
    تا سه چهار سال پس از فوت همسرشان هرروز، بعد از آن هم دو روز در هفته (دوشنبه و پنج‏شنبه) برسر مزارش می‏رفتند و ممكن نبود این برنامه را ترك كنند . می‏گفتند: «بنده‏ی خدا باید قدرشناس باشد، اگر آدم نتواند حق مردم را ادا كند، حق خدا را هم نمی‏تواند ادا كند .»
  • پرده‏ی پنجم: شهادت آقای بهشتی و یارانش همه‏ی مارا شوكه كرده بود . می‏دانستیم كه چقدر علامه به شهید بهشتی علاقه‏مند است . علامه مدتی بود دچار بیماری شدید عصبی و بستر بودند; برای همین نمی‏خواستیم این خبر ناگوار بیماری‏شان را شدت دهد; ولی وقتی یكی‏مان به اتاق علامه رفت، فرموده بودند: «چه به من بگویید و چه نگویید، من آقای بهشتی را می‏بینم كه در حال صعود و پرواز است .»
  • پرده‏ی ششم: صدای دل‏خراش گربه كه حالا از ته چاه بالا می‏آمد، همه را كلافه كرده بود . از همه بدتر این كه پدر بی‏قرار مدام دورچاه حیاط پشتی راه می‏رفت و از این ناراحت‏بود كه چرا ما غفلت كرده‏ایم و در چاه را نگذاشتیم و گربه در چاه افتاد . همه‏اش برای گربه گوشت و غذا می‏ریخت . آخرش دنبال چاه كن فرستادند و هزار و پانصد تومان قبل از انقلاب، برای حفر چاه و سالم درآوردن گربه با آن تنگ‏دستی و احتیاج، خرج كردند .
  • پرده‏ی هفتم: در جواب جوانی بیست و دو ساله‏ای كه از تسلط هوای نفس برخود شكایت كرده بود و راه تسلط بر نفس را خواسته بود، نوشته بودند:
    «لازم است همتی برآورده و توبه‏ای نموده و به مراقبه و محاسبه بپردازید . هرروز كه هنگام صبح بیدار می‏شوید، قصد جدی كنید كه در هر عملی كه پیش می‏آید، رضای خدا را مراعات خواهید نمود، آن وقت در هركاری كه می‏خواهید انجام دهید، نفع آخرت را منظور خواهید داشت، به طوری كه اگر نفع ضروری نبود، انجام ندهید و وقت‏خواب، چهار پنج دقیقه در كارهایی كه در روز انجام داده‏اید، فكر كرده و یكی یكی از نظر خواهید گذراند . هركدام مطابق رضای خدا بود، شكر كنید و هركدام تخلف شده، استغفار . این رویه را هرروز ادامه دهید، هرچند در ابتدا سخت است، ولی كلید نجات و رستگاری است و هرشب پیش ازخواب، اگر توانستید سوره‏های حدید، حشر، صف، جمعه و تغابن را بخوانید و اگر نتوانستید، سوره‏ی حشر را بخوانید و پس از بیست روز حالات خود را برای من بفرستید»

     
    در این مقاله، از روح پرفتوح عالم و عارف كبیر علامه طباطبایی مدد جستیم . ایشان در بیست نه ذوالحجه سال هزارو سیصد و بیست و یك قمری (هزار و دویست و هشتاد ویك ه . ش) در روستای شادآباد تبریز متولد و در هیجده محرم هزار و چهار صد و دو مصادف با (24/8/1360) در شهر قم رحلت كرده‏اند . علامه طباطبایی از جامع‏ترین عالمان و عارفان عصر حاضرند كه بیش‏تر فرهیختگان و دانشمندان علوم اسلامی در عصر ما دست‏پرورده‏ی اویند و به شاگردیش افتخار می‏كنند . عارفی دل‏سوخته كه منازل سلوك را در مكتب آیة‏الحق قاضی طباطبایی پیموده بود و در كنار آن، فیض خاص الهی، چشمه‏های علوم عقلی و نقلی را به رویش گشوده بود . مردی كه به گفته‏ی متخصصان مغز و اعصاب، از تمام ظرفیت فكری خود بهره گرفته و سلول‏های مغزی ایشان اشباع شده . آن‏چنان آگاه به زمانه كه او را می‏توان بنیان‏گذار یك نهضت علمی دانست كه مهم‏ترین عامل طلوع دوباره‏ی اسلام در قرن حاضر و در مقابل ماتریالیسم و مادی گرایی و در جدال با نقل گرایی و تحجر و جمود در افكار شیعی است . نهضت علمی علامه برپایه‏ی اخلاص و زهد بی‏نهایتشان بود . زهدی كه او را در شب عید، از خانه و كاشانه‏ی آباد خود آواره می‏كند و به غریبی و فقر در خانه‏ای یك اتاقی و اجاره‏ای می‏كشاند . علاوه بر این پایه، وجود حوزه‏ی درسی پویا و شاگردانی پرتلاش چون استاد شهید مطهری، شهید بهشتی، شهید مفتح، استاد مصباح یزدی و آیة‏الله سبحانی و آقایان آیة‏الله جوادی و حسن زاده‏ی آملی و ... نیز تكیه گاه این هضت‏بود .
    ایشان در دوقالب عمده‏ی فلسفه و تفسیر دستاورد هزار و چهارصد ساله‏ی مكتب تشیع را كه از چشمه سار وحی و با تلاش عقل شكل گرفته بود برای انسان معاصر به ارمغان آوردند و با پشتكاری بی‏مانند و شبانه روزی با هروسیله‏ای كه داشتند، در ارائه آن كوشیدند . این مسئولیت‏شناسی، با مسئولیت پذیری شدید ایشان بود كه به بار نشست . استاد درجه‏ی اول حوزه و كسی كه بی‏نظیرترین كتاب تفسیر قرآن را در طی بیست‏سال به جهان عرضه داشت، برای كوچك‏ترین دانش پژوهی به احترام برمی‏خاست و جواب هیچ سؤالی را تا می‏توانست، بی‏پاسخ نمی‏گذاشت و برای دبیرستانی‏ها كتاب اعتقادات می‏نوشت . به دعوت دانشمندان اروپایی و امریكایی برای شناخت تشیع و اسلام ناب، كتاب می‏نگاشت و بهترین نسل فرهنگی امروز را تربیت كرد .
    كسی كه در عصر پهلوی خائن، یعنی اصلی‏ترین حامی اسرائیل، با افتتاح حساب كمك به مردم فلسطین، علم مخالفت‏با نظام ستم‏شاهی را افراشته بود و دكترای افتخاری شاه را نمی‏پذیرفت و به تبیین حكومت اسلامی در كتاب مرجعیت و رهبری پرداخت . دو شاخصه‏ی «اعتدال‏» و «جامعیت‏» در زندگی، ایشان را به حق شایسته‏ی لقب «علامه‏» كرد . توجه خاص به قرآن و حدیث در عین تسلط و نوآوری در علوم دیگر مانند فلسفه و عرفان و اصول و فقه و پیمودن بالاترین مراحل عرفان و اخلاق عملی، همراه با ایفای كلیدی‏ترین نقش‏ها در جامعه‏ی آن روز - جامعه‏ای كه مالامال از سم‏پاشی‏های فرهنگی و عقیدتی بود - از بعدهای دیگر زندگی علامه است . ایشان به جرم پرداختن به تفسیر و فلسفه - كه آن‏ها را حتی در حوزه‏های علمی مورد بی‏توجهی و بی‏مهری می‏دید - ازموقعیت‏های اجتماعی حوزوی بسیار بالا محروم شد و آزارها و توهین‏های فراوان را به جان خرید . بها دادن به خانواده و تربیت فرزندان و رعایت‏حقوق همسر و فرزندان، نمایش عملی بالاترین مراتب اخلاق اسلامی و در عین حال داشتن تلاشی بی‏وقفه و شبانه‏روزی برای معرفی صحیح مكتب تشیع به جهان، ازنقاط درخشان زندگی اوست كه می‏تواند الگویی كامل برای جوانان امروز ما باشد . كوتاه سخن‏این كه می‏توان تمام تكاپوهای شبانه‏روزی علامه را در این جمله‏هایش كه بسیار تكرار می‏فرمود، خلاصه كرد:
    «ما كاری مهم‏تر از خودسازی نداریم . ما ابد در پیش داریم . هستیم كه هستیم و انسان رفتنی نیست .»
    از آثار مهم و چاپ شده‏ی علامه، این آثار هستند:
    1 . تفسیرالمیزان كه شهید مطهری آن را سرچشمه بیشتر افكارشان می‏دانست و می‏فرمود: سال‏ها بعد قدر آن معلوم شود .
    2 . اصول فلسفه و روش رئالیسم، با پاورقی‏های شهید مطهری كه عمده‏ترین و اولین كتاب در بررسی و نقد فلسفه‏ی مادی بود و نقش مؤثری در مبارزه با افكار مادی شرق وغرب داشت .
    3 . تعالیم اسلام: یك دوره آشنایی با اسلام برای جوانان .
    4 . شیعه در اسلام كه به سفارش یك دانشمند امریكایی و برای تدریس در دانشگاه نوشته شد .
    5 و 6 . بدایه و نهایة‏الحكمه در فلسفه كه از كتاب‏های درسی حوزه‏ی امروزند .
    7 . سنن النبی كه ترجمه شده و درآن به صورت و سیرت و سنت‏های پیامبراكرم پرداخته شده است .
    8 . تعلیقات و پاورقی‏های چند جلد از كتاب شریف بحارالانوار كه با هدف توضیح روایات و جداسازی روایات سره از ناسره انجام شد .
    منابعی كه می‏توان آن‏ها را راه‏های خوبی برای آشنایی با این مرد ابدی دانست، به ترتیب بهره‏گیری از آن‏ها در این مقاله عبارتند از:
    1 - رمز موفقیت علامه طباطبایی، حمید نگارش - علی باقی نصرآبادی - مؤسسه‏ی انتشاراتی امام عصر .
    2 - جرعه‏ای جان بخش، غلامرضا گلی زواره - انتشارات حضور .
    3 - مهرتابان، یادنامه‏ی علامه، نوشته‏ی آیة‏الله محمدحسین حسینی تهرانی، انتشارات صدرا -
    4 - آن مرد آسمانی و ... 


  • نظرات کاربران
    ارسال نظر
    با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
    متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
    مقالات مرتبط