حجاب
مفهوم و ابعاد حجاب
در این نوشتار مراد ما از حجاب، پوشش اسلامی است، و مراد از پوشش اسلامی زن، به عنوان یكی از احكام وجوبی اسلام، این است كه زن، هنگام معاشرت با مردان، بدن خود را بپوشاند و به جلوهگری و خودنمایی نپردازد.
بنابراین، حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در كنار یكدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممكن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمیتوان گفت كه حجاب اسلامی محقق شده است.
گاهی مشاهده میكنیم كه بسیاری از زنان محجبه در پوشش خود از رنگهای شاد و زیبا و تحریك برانگیز استفاده میكنند كه به اندامشان زیبایی خاصی میبخشد و در عین پوشیده بودن بدن زن، زیباییاش آشكار است، گویی كه اصلاً لباس نپوشیده است[4]؛ و این دور از روح حجاب است.
اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب میتواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یك نوع آن حجاب ذهنی، فكری و روحی است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فكری و روحی صحیح است كه میتواند از لغزشها و گناههای روحی و فكری، مثل كفر و شرك جلوگیری نماید.
علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب كه در رفتار خارجی انسان تجلی میكند، نام برده شده است؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه كه مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصیه شدهاند:
قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ[5]؛ ای رسول ما به مردان مؤمن بگو تا چشمها را از نگاه ناروا بپوشند.
قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ[6]؛ ای رسول به زنان مؤمن بگو تا چشمها را از نگاه ناروا بپوشند.
نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم است:
فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ[7]؛ پس زنهار نازك و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن كه دلش بیمار (هوا و هوس) است به طمع افتد.
نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونهای راه نروند كه با نشان دادن زینتهای خود باعث جلب توجه نامحرم شوند:
وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ[8]؛ و آن طور پای به زمین نزنند كه خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود.
از مجموع مباحث طرح شده به روشنی استفاده میشود كه مراد از حجاب اسلامی، پوشش و حریم قایل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحای مختلف رفتار، مثل نحوهی پوشش، نگاه، حرف زدن و راه رفتن است.
رابطه حجاب و عفاف
چادر پوسیده بنیاد مسلمانی نبود[9]
شبهه: بعضی با تمسك به شعر فوق، ادعا نمودهاند كه بین حجاب و عفاف رابطهای نیست؛ عفاف لازم است، اما حجاب لازم نیست. گاه همین مطلب با تمسك به حجاب و پوشش زنان روستایی و زنان شالیزار شمال كشور توجیه میشود كه آنها حجاب كامل ندارند، ولی عفیف هستند.[10] آیا ادعای مذكور صحیح است؟
پاسخ: قبلاً ذكر شد كه حجاب در كتابهای لغت به معنای پوشش، پرده و مانع آمده است. به نگهبان، حاجب میگویند؛ چون مانع ورود اغیار و بیگانگان در یك حریم و محیط خاص میگردد.
بنابراین، حجاب و پوشش زن نیز به منزلهی یك حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است كه قصد نفوذ و تصرف در حریم ناموس دیگران را دارند. همین مفهوم منع و امتناع در ریشهی لغوی عفت نیز وجود دارد[11]؛ بنابراین، دو واژهی «حجاب» و «عفت» در اصل معنای منع و امتناع مشتركاند. تفاوتی كه بین منع و بازداری حجاب و عفت است، تفاوت بین ظاهر و باطن است؛ یعنی منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، ولی منع و بازداری در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت یك حالت درونی است، ولی با توجه به این كه تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر، یكی از ویژگیهای عمومی انسان است؛[12] بنابراین، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر و تأثّر متقابل است؛ بدین ترتیب كه هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتر باشد، این نوع حجاب در تقویت و پرورش روحیهی باطنی و درونی عفت، تأثیر بیشتری دارد؛ و بالعكس هر چه عفت درونی و باطنی بیشتر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتر در مواجهه با نامحرم میگردد. قرآن مجید به شكل ظریفی به این تأثیر و تأثّر اشاره فرموده است. نخست به زنان سالمند اجازه میدهد كه بدون قصد تبرّج و خودنمایی، لباسهای رویی خود، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند، ولی در نهایت میگوید: اگر عفت بورزند، یعنی حتی لباسهایی مثل چادر را نیز بر ندارند، بهتر است.
وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِكاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَهٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ.[13]
علاوه بر رابطهی قبل، بین پوشش ظاهری و عفت باطنی، رابطهی علامت و صاحب علامت نیز هست؛ به این معنا كه مقدار حجاب ظاهری، نشانهای از مرحلهی خاصی از عفت باطنی صاحب حجاب است. البته این مطلب به این معنا نیست كه هر زنی كه حجاب و پوشش ظاهری داشت، لزوماً از همهی مراتب عفت و پاكدامنی نیز برخوردار است.
با توجه به همین نكته، پاسخ این اشكال و شبههی افرادی كه برای ناكارآمد جلوه دادن حجاب و پوشش ظاهری، تخلفات بعضی از زنان با حجاب را بهانه قرار میدهند آشكار میگردد؛ زیرا مشكل این عده از زنان، ضعف در حجاب باطنی و فقدان ایمان و اعتقاد قوی به آثار مثبت حجاب و پوشش ظاهری است و قبلاً گذشت كه حجاب اسلامی ابعادی گسترده دارد و یكی از مهمترین و اساسیترین ابعاد آن، حجاب درونی و باطنی و ذهنی است كه فرد را در مواجهه با گناه و فساد، از عقاید و ایمان راسخ درونی برخوردار میكند؛ و اساساً این حجاب ذهنی و عقیدتی، به منزلهی سنگ بنای دیگر حجابها، از جمله حجاب و پوشش ظاهری است؛ زیرا افكار و عقاید انسان، شكل دهندهی رفتارهای اوست.
البته، همانگونه كه حجاب و پوشش ظاهری، لزوماً به معنای برخورداری از همهی مراتب عفاف نیست، عفاف بدون رعایت پوشش ظاهری نیز قابل تصور نیست. نمیتوان زن یا مردی را كه عریان یا نیمه عریان در انظار عمومی ظاهر میشود عفیف دانست؛ زیرا گفتیم كه پوشش ظاهری یكی از علامتها و نشانههای عفاف است، و بین مقدار عفاف و حجاب، رابطهی تأثیر و تأثّر متقابل وجود دارد.[14] بعضی نیز رابطهی عفاف و حجاب را از نوع رابطهی ریشه و میوه دانستهاند؛ با این تعبیر كه حجاب، میوهی عفاف، و عفاف، ریشهی حجاب است. برخی افراد ممكن است حجاب ظاهری داشته باشند، ولی عفاف و طهارت باطنی را در خویش ایجاد نكرده باشند. این حجاب، تنها پوسته و ظاهری است. از سوی دیگر، افرادی ادعای عفاف كرده و با تعابیری، مثل «من قلب پاك دارم، خدا با قلبها كار دارد»، خود را سرگرم میكنند؛ چنین انسانهایی باید در قاموس اندیشهی خود این نكتهی اساسی را بنگارند كه درون پاك، بیرونی پاك میپروراند و هرگز قلب پاك، موجب بارور شدن میوهی ناپاكِ بیحجابی نخواهد شد.[15]
وَ الْبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذِی خَبُثَ لا یَخْرُجُ إِلاَّ نَكِداًً؛[16] زمین پاك نیكو گیاهش به اذان خدا نیكو برآید و زمین خشن ناپاك بیرون نیاورد، جز گیاه اندك و كم ثمر.
هدف و فلسفه حجاب
إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ؛[17] بزرگوار و با افتخارترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.
هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَكِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَهَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ؛
اوست خدایی كه میان عرب امّی (قومی كه خواندن و نوشتن هم نمیدانستند) پیغمبری بزرگوار از همان قوم برانگیخت، تا بر آنان وحی خدا را تلاوت كند و آنها را (از لوث جهل و اخلاق زشت) پاك سازد و كتاب سماوی و حكمت الهی بیاموزد؛ با آن كه پیش از این، همه در ورطهی جهالت و گمراهی بودند.
از قرآن كریم استفاده میشود كه هدف از تشریع حكم الهی، وجوب حجاب اسلامی، دستیابی به تزكیهی نفس، طهارت، عفت و پاكدامنی است. آیاتی همچون:
قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى لَهُمْ؛[18] ای رسول ما مردان مؤمن را بگو تا چشمها از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند، كه این بر پاكیزگی جسم و جان ایشان اصلح است.
وَ إِذا سَأَلُْتمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ؛[19] و هرگاه از زنان رسول متاعی میطلبید از پس پرده بطلبید، كه حجاب برای آن كه دلهای شما و آنها پاك و پاكیزه بماند بهتر است.
وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِكاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَهٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ؛[20] و زنان سالخورده كه از ولادت و عادت بازنشستهاند و امید ازدواج و نكاح ندارند، بر آنان باكی نیست كه اگر اظهار تجملات و زینت خود نكنند، نزد نامحرمان جامههای خود را از تن برگیرند و اگر بازهم عفت و تقوای بیشتر گزینند، بر آنان بهتر است و خدا به سخنان خلق شنوا و آگاه است.
یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً؛[21] ای پیغمبر با زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو كه خویشتن را به چادرهای خود فروپوشند كه این كار برای این كه آنها به عفت و حریت شناخته شوند تا از تعرض و جسارت (هوسرانان) آزار نكشند بر آنان بسیار بهتر است و خدا در حق خلق، آمرزنده و مهربان است.
چون نگاه به نامحرم توسط مردان، باعث تحریك و تهییج جنسی آنان و در نتیجه منجر به فساد میشود، خداوند در كنار دستور حجاب و پوشش بدن به بانوان، به مردان نیز دستور به حجاب و پوشش چشم داده و نگاه به نامحرم را بر آنان حرام كرده است؛ چنانكه از امام رضا(ع) نقل شده است:
حُرّم النظر الی شعور النساء المحجوبات بالازواج و غیرهنّ من النساء لما فیه من تهییج الرجال و ما یدعوا التهییج الی الفساد و الدخول فیما لا یحلّ و لا یجمل؛[22] نگاه به موهای زنان با حجاب ازدواج كرده و بانوان دیگر، از آن جهت حرام شده است كه نگاه، مردان را برمیانگیزد و آنان را به فساد فرا میخواند در آنچه كه ورود در آن نه حلال است و نه شایسته.
از مجموع آیات و حدیث فوق به خوبی استفاده میشود كه هدف و فلسفهی وجوب حجاب اسلامی، ایجاد تزكیهی نفس، طهارت و عفت و پاكدامنی در بین افراد جامعه، و ایجاد صلاح و پیشگیری از فساد است.
آثار و فواید حجاب در ابعاد مختلف
حجاب و پوشش، در ابعاد مختلف، دارای آثار و فواید زیادی است كه بعضی از مهمترین فواید آن عبارتاند از:
الف) فایدهی حجاب در بُعد فردی
البته از این افراد باید پرسید؛ آیا غرب كه محدودیت روابط زن و مرد و دختر و پسر را برداشته است، حرص و ولع جنسی در بین آنان فروكش كرده است یا افزایش یافته است؟![23]
پاسخ هر انسان واقعبین و منصفی به این سؤال این است كه نه تنها حرص و ولع جنسی در غرب افزایش یافته است، بلكه هر روز شكلهای جدیدتری از تمتّعات و بهرهبرداریهای جنسی در آنها رواج و رسمیت مییابد.
یكی از زنان غربی منصف، وضعیت جامعهی غرب را در مواجهه با غریزهی جنسی اینگونه توصیف كرده است:
كسانی میگویند مسئلهی غریزهی جنسی و مشكل زن و حجاب در جوامع غربی حل شده است؛ آری، اگر از زن رویگرداندن و به بچه و سگ و یا همجنس روی آوردن حل مسئله است، البته مدتی است این راه حل صورت گرفته است!![24]
ب) فایدهی حجاب در بُعد خانوادگی
در جامعهای كه برهنگی بر آن حاكم است، هر زن و مردی، همواره در حال مقایسه است؛ مقایسهی آنچه دارد با آنچه ندارد؛ و آنچه ریشهی خانوده را میسوزاند این است كه این مقایسه آتش هوس را در زن و شوهر و مخصوصاً در وجود شوهر دامن میزند. زنی كه بیست یا سی سال در كنار شوهر خود زندگی كرده و با مشكلات زندگی جنگیده و در غم و شادی او شریك بوده است، پیداست كه اندك اندك بهار چهرهاش شكفتگی خود را از دست میدهد و روی در خزان میگذارد. در چنین حالی كه سخت محتاج عشق و مهربانی و وفاداری همسر خویش است، ناگهان زن جوانتری از راه میرسد و در كوچه و بازار، اداره و مدرسه، با پوشش نامناسب خود، به همسر او فرصت مقایسهای میدهد؛ و این مقدمهای میشود برای ویرانی اساس خانواده و بر باد رفتن امید زَنی كه جوانی خود را نیز بر باد داده است؛ و همهی خواهران جوان لابد میدانند كه هیچ جوانی نیست كه به میانسالی و پیری نرسد و لابد میدانند كه اگر امروز آنان جوان و با طراوتاند در فردای بیطراوتی آنان، باز هم جوانانی هستند كه بتوانند برای خانوادهی فردای آنها، همان خطری را ایجاد كنند كه خود آنان امروز برای خانوادهها ایجاد میكنند.[25]
ج) فایدهی حجاب در بُعد اجتماعی
د) فایدهی حجاب در بُعد اقتصادی
یكی از دانشجویان محجبه درباره رواج فرهنگ مدگرایی در خاطرات قبل از انقلاب خود گفته است:
یادم میآید آن وقتها كه حجاب نداشتم، اگر دو روز پشت سر هم قرار بود كه به خانهی كسی بروم، لباسی را كه امروز پوشیده بودم، حاضر نمیشدم فردا بپوشم! احساس میكردم مسخره است و سعی داشتم حتی اگر شده، لباس دیگران را به عاریه بگیرم و بپوشم، تا من هم با لباس جدیدی رفته باشم. این كارها واقعاً رفاه حال و راحتی را از خانمها سلب كرده بود.[28]
علاوه بر فواید یاد شده، به طور فهرستوار فواید و آثار دیگری نیز برای حجاب و پوشش میتوان نام برد، كه مهمترین آنها عبارتند از:
ـ حفظ ارزشهای انسانی؛ مانند عفت، حیا و متانت در جامعه و كاهش مفاسد اجتماعی.
ـ هدایت،كنترل و بهرهمندی صحیح و مطلوب از امیال وغرایز انسانی.
ـ تأمین و تضمین سلامت و پاكی نسل افراد جامعه.[29]
پی نوشت:
[1] . جوهری، صحاح اللغه، الحجاب: الستر؛ فیومی، المصباح المنیر، حجبه حجباً من باب قتل: منعه و منه قیل للستر الحجاب لانه یمنع المشاهده.
[2] . در قرآن این كلمه در هشت مورد به كار رفته كه بیشتر به معنای حاجز، مانع، حایل و پرده است.
[3] . استاد مطهری، مسئلهی حجاب، ص 78.
[4] . علامه سیدمحمدحسین فضل الله، مجلهی پیام زن، «جوانان، ورزش و حجاب» شمارهی 74، ص 19.
[5] . سورهی نور (24)، آیهی 30.
[6] . سورهی نور (24)، آیهی 31.
[7] . سورهی احزاب (33)، آیهی 32.
[8] . سورهی نور (24)، آیهی 31.
[9] . پروین اعتصامی، دیوان شعر، ص 154.
[10] . كیهان لندن، 11/3/1374.
[11] . الف) العفه: الكفِّ عما لا یحلّ و لا یجمل؛ ابن منظور، لسان العرب، واژهی عفّت.
ب) العفه: حصول حاله للنفس تمتنع بها عن غلبه الشهوه، راغب اصفهانی، معجم مفردات الفاظ القرآن، واژهی عفّت.
ج) عفّ عن الشیء: امتنع عنه؛ فیومی، المصباح المنیر، واژهی عفّت.
[12] . ر. ك: خسرو باقری، «نگاهی دوباره به تربیت اسلامی»، بحث ویژگیهای عمومی انسان، ص66 - 73.
[13] . سورهی نور، آیهی 60؛ این كه ثیاب در آیهی شریفه را به چادر معنا كردیم، به علت روایات متعددی است كه آن را به جلباب تفسیر كرده است. و در مباحث آینده آشكار خواهد شد كه جلباب به معنای چادر است. برای آشنایی با روایاتی كه ثیاب در آیهی شریفه را به جلباب تفسیر كردهاند، ر.ك: وسائل الشیعه، ج 14، ابواب مقدمات نكاح، باب 110، باب القواعد من النساء.
[14] . ر.ك: مهریزی، حجاب؛ سیدعلی سادات فخر «حجاب ارزش یا روش»، كتاب نقد، ش 17 (فمینیزم) و ناهید طیبی، «حجاب و عفاف، مروری دوباره» مجلهی پیام زن، ش 95 و 96. مؤسسه فرهنگی دارالحدیث، مجلهی حدیث زندگی، ویژهی عفاف. شمارهی 6، مرداد و شهریور 1381.
[15]. ناهید طیبی، «حجاب و عفاف مروری دوباره»، مجلهی پیام زن، شمارهی 95، ص 75 (با كمی دخل و تصرف.)
[16] . سورهی اعراف (7)، آیهی 58.
[17]. سورهی حجرات (49)، آیهی 13.
[18] . سورهی نور (24)، آیهی 30.
[19] . سورهی احزاب (33)، آیهی 53.
[20] . سورهی نور (24)، آیهی 60.
[21] . سورهی احزاب (33)، آیهی 59.
[22] . مجلسی، بحارالانوار، ج 104، ص 34.
[23]. برای آگاهی از ابعاد گسترش این حرص و ولع ر.ك: جلال رفیع، یادداشتها و رهآوردهای سفر نیویورك، در بهشت شدّاد آمریكای متمدن، آمریكای متوحش.
[24]. احمد صبوری اردوباری، آیین بهزیستی اسلام، ج 3، ص 302.
[25] . غلامعلی حداد عادل، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، ص 69ـ70.
[26]. برای آگاهی از گسترهی كشانده شدن لذتهای جنسی به محیطهای كاری و اجتماع، و اعترافات صریح بعضی از زنان كشورهای غربی دربارهی مزاحمتهای جنسی نسبت به زنان و كودكان، ر.ك: احمد صبوری اردوباری، بهایِ یك نگاه؛ محمدتقی فلسفی، كودك از نظر وراثت و تربیت، ج 2، و روحالله حسینیان، حریم عفاف.
[27] . سه بُعد قبل، از كتاب مسئلهی حجاب، استاد مطهری، ص 84ـ94، (با دخل و تصرف) اقتباس شده است.
[28]. ر.ك: احمد اردوباری، آیین بهزیستی اسلام، ج 3، ص 222.
[29]. برای آگاهی بیشتر دربارهی آثار و فواید حجاب و پوشش ر.ك: مجموعه مقالات پوشش و عفاف، دومین نمایشگاه تشخص و منزلت زن در نظام اسلامی؛ همچنین دربارهی ضررهای بدحجابی ر.ك: اسدالله محمدینیا، آنچه باید یك زن بداند، بخشهای 3، 4 و 5.