شيخ آدم ساز
يکي از چهره هاي مشروطيت که زندگي او به ما درس آزادگي و انسانيت مي دهد، آيت الله حاج شيخ هادي نجم آبادي (1250 - 1320 هـ . ق) است. با اين که او در جنبش مشروطيت مؤثر بوده ولي کمتر به شخصيت او پرداخته شده است. او در طول هفتاد سال عمر بابرکت خود، با تأليف کتاب هايي چون «تحرير العقلاء» و تدريس در کنار خانه ي خويش به روشنگري و بيدار کردن مردم پرداخت. در کنار خانه ي خويش به روشنگري و بيدار کردن مردم پرداخت. در همين کتاب، بارها از «عدالت اجتماعي» در بلاد کفر سخن مي گويد و حکومت [آن زمان] ايرانيان را نکوهش مي کند که چرا سيستم حکومتي خود، اين مسئله را لحاظ نکرده اند. شيخ هادي، عضو فعال انجمن «پان اسلامي» تهران بود و با «پان اسلام» سيد جمال الدين اسدآبادي همکاري داشت.
شيخ از لحاظ اخلاقي هم مهذب و پاک بود. در متن بازجويي ميرزا رضا کرماني (ضارب ناصرالدين شاه) آمده است که وقتي بازجو از ميرزا رضا در مورد شيخ هادي مي پرسد، ميرزا مي گويد: «مشرب شيخ هادي معلوم است. او روز که کنار خانه اش، روي خاک نشسته است، متصل مشغول آدم سازي است و تا به حال اقلا بيست هزار آدم درست کرده و پرده از پيش چشمشان برداشته است و همه بيدار شده اند».
از نمونه هاي آدم سازي شيخ، اين قضيه معروف است که در يکي از روزهاي شادماني عيد فطر که مردم شادماني مي کردند، شيخ با تني چند از يارانش از کوچه اي مي رفتند. چند نفر مست عربده کش که از قيد و فشار ماه رمضان آزاد شده بودند به آنها رسيدند. ياران شيخ، مردان مست را گرفتند و به نزد آقا آوردند و به شيخ عرض کردند: «آقا! دهان اينها را بو کنيد ببنيد شراب خورده اند». شيخ گفت: «من سر رشته ندارم. هر کدام سر رشته داريد، اين کار را بکنيد». با اين سخن شيخ، هيچ کس جلو نرفت، از ترس اين که مبادا شيخ اعتراض کند که: مرد مؤمن! تو از کجا فهميدي شراب خورده اند، در حالي که خودت نخورده اي؟! سرانجام، شيخ گفت: «لابد در اثر حرارت آفتاب، احوالشان به هم خورده. خوب است بگذاريد استراحت کنند تا به حالت طبيعي درآيند». فرداي آن روز، آن مردان به نزد شيخ رفتند و عهد کردن که ديگر دنبال اين آلودگي ها نروند.
منبع: نشريه ي حديث زندگي
معرفی سایت مرتبط با این مقاله
شيخ از لحاظ اخلاقي هم مهذب و پاک بود. در متن بازجويي ميرزا رضا کرماني (ضارب ناصرالدين شاه) آمده است که وقتي بازجو از ميرزا رضا در مورد شيخ هادي مي پرسد، ميرزا مي گويد: «مشرب شيخ هادي معلوم است. او روز که کنار خانه اش، روي خاک نشسته است، متصل مشغول آدم سازي است و تا به حال اقلا بيست هزار آدم درست کرده و پرده از پيش چشمشان برداشته است و همه بيدار شده اند».
از نمونه هاي آدم سازي شيخ، اين قضيه معروف است که در يکي از روزهاي شادماني عيد فطر که مردم شادماني مي کردند، شيخ با تني چند از يارانش از کوچه اي مي رفتند. چند نفر مست عربده کش که از قيد و فشار ماه رمضان آزاد شده بودند به آنها رسيدند. ياران شيخ، مردان مست را گرفتند و به نزد آقا آوردند و به شيخ عرض کردند: «آقا! دهان اينها را بو کنيد ببنيد شراب خورده اند». شيخ گفت: «من سر رشته ندارم. هر کدام سر رشته داريد، اين کار را بکنيد». با اين سخن شيخ، هيچ کس جلو نرفت، از ترس اين که مبادا شيخ اعتراض کند که: مرد مؤمن! تو از کجا فهميدي شراب خورده اند، در حالي که خودت نخورده اي؟! سرانجام، شيخ گفت: «لابد در اثر حرارت آفتاب، احوالشان به هم خورده. خوب است بگذاريد استراحت کنند تا به حالت طبيعي درآيند». فرداي آن روز، آن مردان به نزد شيخ رفتند و عهد کردن که ديگر دنبال اين آلودگي ها نروند.
منبع: نشريه ي حديث زندگي
معرفی سایت مرتبط با این مقاله
تصاویر زیبا و مرتبط با این مقاله