اجابت دعاي مضطر

پيرزن خيال کرد منظور از صبر، داروي صبر است[که عصاره ي تلخ درختي است و آن را به عنوان دوا مي خورند] به بازار رفت و مقداري داروي صبر خريد و به خانه آورد و آن را در آب حل کرد و خورد، دهانش سوخت، و معده اش از شدت تلخي آن زخم شد، با پريشاني و اضطراب نزد جنيد آمد و گفت: خوردم. جنيد گفت به تو گفتم:« صبر کن، نه صبر خور.»
سه‌شنبه، 5 آذر 1387
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
اجابت دعاي مضطر
اجابت دعاي مضطر
اجابت دعاي مضطر

نویسنده: محمد عوفي
پيرزني نزد جنيد[ عارف معروف قرن سوم، در گذشته سال 297 ه.ق] آمد و گفت: يگانه پسرم به سفر رفته و مدتي است، از او بي خبر هستم، بيش از اين نمي توانم در فراق او صبر کنم.
جنيد:« عليک بالصبر؛ بر تو باد که صبر کني.»
پيرزن خيال کرد منظور از صبر، داروي صبر است[که عصاره ي تلخ درختي است و آن را به عنوان دوا مي خورند] به بازار رفت و مقداري داروي صبر خريد و به خانه آورد و آن را در آب حل کرد و خورد، دهانش سوخت، و معده اش از شدت تلخي آن زخم شد، با پريشاني و اضطراب نزد جنيد آمد و گفت: خوردم. جنيد گفت به تو گفتم:« صبر کن، نه صبر خور.»
پيرزن وقتي که اين سخن را شنيد، پريشانش بيشتر شد و بر سر و صورتش مي زد، جنيد دست به آسمان بلند کرد و براي او دعا کرد، سپس به او گفت:« برو به خانه ات که پسرت از سفر بازگشته است.»
پيرزن به خانه بازگشت ديد پسرش آمده، خرسند شد، سپس نزد جنيد آمد و گفت: تو از کجا فهميدي که پسرم از سفر بازگشته است؟ جنيد گفت:« وقتي که اضطراب شديد تو را ديدم، دانستم که دعايت به اجابت مي رسد، زيرا خداوند مي فرمايد:« امن يجيب المضطر اذا دعاه و يکشف السوء؛ آيا ( بتهايي که نزد شما هستند بهترند) يا کسي که دعاي مضطر را اجابت مي کند؟» ( نمل- 62) براي تو که مضطر بودي، دعا کردم و اطمينان داشتم که دعاي مضطر اجابت مي شود.
منبع: کتاب داستانهاي جوامع الحکايات

تصاوير زيبا و مرتبط با اين مقاله


نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط