شیعه شدن مرد سنی!

« وقتی از زیارت حضرت ابی عبدالله علیه السلام مراجعت کرده بودم و از راه آب فرات به سمت نجف اشرف می رفتم، در کشتی کوچکی که بین کربلا و طویرج بود نشستم و اهل آن کشتی، همه از اهل حله بودند. ( از طویرج راه حله و نجف جدا می شود ). پس آن جماعت را دیدم که مشغول لهو و لعب و مزاح شدند جز یک نفر که با ایشان بود و در عمل ایشان داخل نبود و آثار سکینه و وقار از او ظاهر بود نه خنده می کرد و نه مزاح و آن جماعت بر مذهب او قدح می کردند و عیب می گرفتند.
پنجشنبه، 12 دی 1387
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
شیعه شدن مرد سنی!
شیعه شدن مرد سنی!
شیعه شدن مرد سنی!

نويسنده: احمد قاضی زاهدی-آیت الله علی اکبر نهاوندی
مترجم: سيد جواد معلم
عالم جلیل شیخ علی رشتی از شاگردان شیخ مرتضی انصاری(ره) بود. چون اهل بلاد لار و نواحی آنجا شکایت کردند از نداشتن عالم جامع نافذالحکمی، آن مرحوم را به آنجا فرستادند.
ایشان نقل کرد که:
« وقتی از زیارت حضرت ابی عبدالله علیه السلام مراجعت کرده بودم و از راه آب فرات به سمت نجف اشرف می رفتم، در کشتی کوچکی که بین کربلا و طویرج بود نشستم و اهل آن کشتی، همه از اهل حله بودند. ( از طویرج راه حله و نجف جدا می شود ). پس آن جماعت را دیدم که مشغول لهو و لعب و مزاح شدند جز یک نفر که با ایشان بود و در عمل ایشان داخل نبود و آثار سکینه و وقار از او ظاهر بود نه خنده می کرد و نه مزاح و آن جماعت بر مذهب او قدح می کردند و عیب می گرفتند.
با این حال در مأکل و مشرب شریک بودند. بسیار متعجب شدم و مجال سؤال نبود تا رسیدیم به جایی که به جهت کمی آب، ما را از کشتی بیرون کردند.
در کنار نهر راه می رفتیم. پس اتفاق افتاد که با آن شخص مجتمع شدیم و از او پرسیدیم: سبب مجانبت او را از طریقه رفقای خود و قدح آنها در مذهب او.
گفت: ایشان خویشان منند از اهل سنت و پدرم نیز از ایشان بود و مادرم از اهل ایمان و من نیز چون ایشان، بودم و به برکت حضرت حجت صاحب الزمان علیه السلام شیعه شدم.
پس از کیفیت آن سؤال کردم. گفت:
اسم من یاقوت و شغلم فروختن روغن در کنار جسر(پل) حله بود. سالی به جهت خریدن روغن از حله بیرون رفتم به اطراف و نواحی در نزد بادیه نشینان از اعراب، پس چند منزلی دور شدم تا آنچه می خواستم، خریدم و با جماعتی از اهل حله برگشتم.
در بعضی از منازل چون فرود آمدیم، خوابیدیم چون بیدار شدم کسی را ندیدم همه رفته بودند و راه ما از صحرای بی آب و علفی بود که درندگان بسیار داشت و در نزدیکی آن معموره ای نبود، مگر بعد از فراسخ بسیار، پس برخاستم و بار کردم و در عقب آنها رفتم پس راه را گم کردم و متحیر ماندم و از سباع و عطش روز، خائف بودم. پس استغاثه کردم به خلفا و مشایخ و ایشان را شفیع کردم در نزد خداوند و تضرع نمودم، فرجی ظاهر نشد، پس در نفس خود گفتم: من از مادرم می شنیدم که او می گفت:
« ما را امام زنده ای است که کنیه اش ابوصالح است گمشدگان را به راه می آورد و درماندگان را به فریاد می رسد و ضعیفان را اعانت می کند ».
پس با خداوند معاهده کردم که من به او استغاثه می نمایم. اگر مرا نجات داد به دین مادرم درآیم. پس او را ندا کردم و استغاثه نمودم ناگاه کسی را دیدم که با من راه می رود و بر سرش عمامه سبزی است که رنگش مانند این بود ( اشاره کرد به علفهای سبز که در کنار نهر روییده بود )، آنگاه راه را به من نشان داد و امر فرمود که به دین مادرم درآیم و کلماتی فرمود از جمله:
« به زودی به قریه ای می رسی که اهل آنجا همه شیعه اند. » گفتم: یا سیدی با من تا این قریه نمی آیید؟
فرمودند:« نه، زیرا که هزار نفر در اطراف بلاد به من استغاثه نموده اند باید آنان را نجات دهم. »
این حاصل کلام آن جناب بود که در خاطر ماند. سپس از نظرم غائب شد. اندکی نرفتم که به آن قریه رسیدم و مسافت تا آنجا بسیار بود و آن جماعت روز بعد به آنجا رسیدند؛ پس چون به حله رسیدم رفتم نزد فقهای کاملین سید مهدی قزوینی(ره) ساکن حله، قصه را نقل کردم و معالم دین را فراگرفتم و از او سؤال کردم عملی که وسیله شود برای من که بار دیگر آن جناب را ملاقات نمایم پس فرمود:
چهل شب جمعه حضرت ابی عبدالله علیه السلام را زیارت کن. پس مشغول شدم و از حله برای زیارت، شب جمعه به آنجا می رفتم تا آنکه یکی باقی ماند. روز پنجشنبه که از حله رفتم به کربلا چون به دروازه شهر رسیدم، دیدم اعوان دیوان، در نهایت سختی از واردین مطالبه تذکره می کنند و من نه تذکره داشتم و نه قیمت آن و متحیر ماندم و خلق در دم دروازه مزاحم یکدیگر بودند.
پس چند دفعه خواستم که خود را مخفی کرده از ایشان بگذرم میسر نشد.
در این حال صاحب خود حضرت صاحب علیه السلام را دیدم که در هیأت طلاب عجم عمامه سفیدی بر سر دارد و داخل بلد است، چون آن جناب را دیدم استغاثه کردم؛ پس بیرون آمد و دست مرا گرفت و داخل دروازه نمود و کسی مرا ندید.
و چون داخل شدم دیگر آن جناب را ندیدم ودر حسرت باقی ماندم
منبع: شيفتگان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف-برکات حضرت ولی عصر -عجل الله تعالی فرجه الشریف ( حکایات کتاب عبقری الحسان ) )


تبلیغات در راسخون
نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
منتظران موعود؛ از ادعا تا آمادگی برای ظهور
منتظران موعود؛ از ادعا تا آمادگی برای ظهور
تاثیر آموزش مجازی بر یادگیری؛ پیشرفت یا افت تحصیلی؟
تاثیر آموزش مجازی بر یادگیری؛ پیشرفت یا افت تحصیلی؟
حنظله با هک تلفن فرمانده اسرائیلی به اسناد یگان یاهالوم دست یافت + فیلم
play_arrow
حنظله با هک تلفن فرمانده اسرائیلی به اسناد یگان یاهالوم دست یافت + فیلم
معرفی سامانه ۱۳۶ بازرسی کل کشور از زبان آقای قاضی
play_arrow
معرفی سامانه ۱۳۶ بازرسی کل کشور از زبان آقای قاضی
غارتگر شورشی و آشوبگر برای فرانسه؛ قهرمان دانشجو و شجاع برای ایران!
play_arrow
غارتگر شورشی و آشوبگر برای فرانسه؛ قهرمان دانشجو و شجاع برای ایران!
نادر محمدی: روس‌ها فقط بخاطر پرتاب اوت من را نخواستند
play_arrow
نادر محمدی: روس‌ها فقط بخاطر پرتاب اوت من را نخواستند
حواشی جالب از درخشش گوش شکسته‌های ایرانی در خاک آمریکا
play_arrow
حواشی جالب از درخشش گوش شکسته‌های ایرانی در خاک آمریکا
ایران آمریکا را در خاورمیانه آواره کرد
play_arrow
ایران آمریکا را در خاورمیانه آواره کرد
درگیری لفظی نمایندگان آمریکا و کوبا در سازمان ملل بر سر سیاست‌های دولت ترامپ + فیلم
play_arrow
درگیری لفظی نمایندگان آمریکا و کوبا در سازمان ملل بر سر سیاست‌های دولت ترامپ + فیلم
رئیس پیشین ام‌آی۶: یمنی‌ها شکست‌ناپذیر هستند + فیلم
play_arrow
رئیس پیشین ام‌آی۶: یمنی‌ها شکست‌ناپذیر هستند + فیلم
دفاع از انسانیت؛ بالاترین جهاد و گم‌شده‌ انسان معاصر
دفاع از انسانیت؛ بالاترین جهاد و گم‌شده‌ انسان معاصر
تا در شکست، سر شکست / استوری فاطمیه
play_arrow
تا در شکست، سر شکست / استوری فاطمیه
استوری شروع فاطمیه / روضه مادرم شروع شد
play_arrow
استوری شروع فاطمیه / روضه مادرم شروع شد
قطع دست یک فروشنده در تنکابن در اثر حمله با شمشیر
play_arrow
قطع دست یک فروشنده در تنکابن در اثر حمله با شمشیر
قهرمانان کشتی آزاد و فرنگی ایران در حرم امام رضا(ع)
play_arrow
قهرمانان کشتی آزاد و فرنگی ایران در حرم امام رضا(ع)