نگاهي گذرا و كوتاه به تاريخ جنگ
نويسنده: سيد حسن ميردامادي
جنگ تحميلي عراق عليه ايران كه در 31 شهريور سال 1359 آغاز شد هدفهايي را در پي داشت كه برخي از آنها بشرح زير مي باشند.
1 ـ اشغال خاك كشور اسلامي
2 ـ اشغال مناطق نفتي
3 ـ پيشروي به سمت عمق استراتژيك كشور
4 ـ فلج كرد نيروهاي نظامي
5 ـ تسخير استانها يكي پس از ديگري و ..
6 ـ به ستوه كشاندن نظام جمهوري اسلامي و سرنگوني آن
در تمام اين مراحل , همدستي آشكاري بين تمامي جريانات ضد انقلابي و ضد اسلامي درداخل كشور و در سطح جهان وجود داشت .
عربستان و كويت تمامي بنادر خويش را در اختيار عراق قرار داده و هر آنچه در توان داشتند به عراق كمك كردند. تا او بتواند در جنگ به پيروزي برسد. در اولين روزهاي شروع تهاجم به ميهن اسلامي , نيروهاي عراقي به پيروزي هاي وسيعي دست يافتند و توانستند بخش هايي از استانهاي خوزستان , ايلام و كرمانشاه را به تسخير خويش درآوردند. در آن زمان , آنان با سلاحهاي مدرن روز , تانكهاي روسي , هواپيماهاي روسي و فرانسوي , و دلارهاي نفتي كشورهاي عربي به كشور ايران تهاجم كردند و شهرها را يكي پس از ديگري به تسخير درآوردند.
غربي ها كه در پشتيباني صدام همه با هم يك دل و يك صدا بودند. همانها كه هرگز به اين سوال اساسي پاسخ ندادند كه چگونه است , كه صدام بدون انتخابات و بدون آنكه در كشورش كمترين رنگ و بويي از انتخابات وجود داشته باشد « سمبل آزادي خواهي » محسوب مي شد. همانها كه با جريانات داخلي كشور همنوا عليه جمهوري اسلامي بودند.
جريانهاي داخلي كشور , جريانات ليبرال و جريانات مطبوعاتي , با سو استفاده از « آزادي بي حد و حصري » كه براي آنان وجود داشت همواره از « استبداد » سخن مي گفتند , در حاليكه كشور درگير جنگ , بطور طبيعي بايد « وضعيت اضطراري » اعلام مي كرد و مطبوعات را محدود ميكرد , اما در ايران چنين نبود و « مرثيه سرايان » آزادي غربي , با استفاده از فضاي « بي حساب و كتاب » عليه آزادي موجود سخن مي گفتند!! و به خالي كردن دل مردم از مقاومت مي پرداختند و توجه آنان را به داخل شهرها منتقل مي كردند. آنان توانستند در آن مدت , درگيري هاي فراوان خياباني ايجاد كنند. در حالي كه لازم بود نيروهاي عملياتي به مناطق جنگي اعزام شود اينان در درون شهرها آشوب برپا كرده و هر روز تيتر اصلي روزنامه هايشان مبارزه با « خشونت » , « شكنجه » و شايعه هاي فراوان عليه نيروهاي اصيل انقلابي بود.
چه بسيار گردانهاي مدرني كه در برابر مشتي اندك از نيروهاي « شهادت طلب » به گل نشستند و نتوانستند حركت كنند. چه بسيار لشكرهاي وسيع مكانيزه كه در برابر گروه اندكي از انسانهاي « شجاع با ايمان » معتقد به انقلاب اسلامي , در همان روزهاي نخست « نابود » شدند و نتوانستند اقدامي كنند. همه اينها از بركات اسلام و انقلاب اسلامي و رهبري خردمندانه ولي فقيه بود. كه بي اعتنا به تبليغات رسانه هاي ضد آزادي غربي , به مقاومت و پايمردي , پا مي فشرد و ملت را از فريب آنان بر حذر داشت .
اولين عمليات براي شكستن حصر آبادان , به شكست انجاميد. دومين عمليات نيز شكست خورد و عمليات هاي فراواني برنامه ريزي شد و شكست خورد (نويسنده اين سطور خود در چندين عمليات شركت داشته و شكست هاي تلخ را از نزديك شاهد بوده است و از تمامي آنها دفاع مي كند و معتقد است شكست مقدمه پيروزي است ) نيروهاي مقاومت نستوه انقلاب اسلامي ايران نه تنها از اين شكست ها مايوس نشدند بلكه با قدرت هر چه تمامتر براي عمليات بعدي خود را آماده كردند و نهايتا در عمليات ثامن الائمه اولين پيروزي عظيم جمهوري اسلامي به دست آمد. و آن آزادسازي شمال آبادان از صداميان بود. صداميان فرار را بر قرار ترجيح دادند. عده فراواني كشته و عده بسيار زيادي به اسارت نيروهاي انقلاب اسلامي درآمدند. تانكهاي فراواني بر زمين باقي ماند و آثار پيروزي توانست ملت قهرمان را به آينده اميدوار كند.
عملياتهاي بعدي يكي پس از ديگري طراحي شد و در زمان بسيار كوتاهي عمليات « آزادسازي بستان » آغاز شد و نيروهاي اسلام براي آزادسازي بستان حركت كردند , آن عمليات نيز با رشادت وسيع نيروهاي انقلاب اسلامي در برابر امواج خروشان تانكها و سلاحهاي دشمن به پيروزي رسيد و اين مقدمه اي براي فتح المبين شد , « فتح المبين » عمليات وسيعي بود كه مناطق بزرگي از كشور را در عيد نوروز 1361 آزاد كرد و پس از آن عمليات بزرگي به نام « بيت المقدس » طراحي شد و در كمتر از سه ماه نيروهاي رزمنده ما توانستند « ارتش تا دندان مسلح صدام » را در خرمشهر به « نابودي » بكشانند و اين پيروزي عظيم نقطه عطفي در تمامي عمليات ها شد. نويسنده اين سطور افتخار آن را داشت كه در عمليات هاي پيروز بستان , فتح المبين , بيت المقدس , همگام با قهرمانان آزاديبخش حضور داشته و هم سنگر با مرداني شود كه مردانه شهد شهادت نوشيدند و لباس عزت پوشيدند و افتخار نصيب كشور , ملت واسلام كردند.
برخي بر آن باور بودند كه نبايد اين جنگ ادامه پيدا بكند و عده اي نيز بر اين باور بودند كه اينك ما توان لازم را داريم براي آنكه دشمن را به « شكست » بكشانيم و او را از هر حمله اي درآينده بازداريم . اين نظرات در محضر امام نيز مطرح شد. حضرت امام (ره ) خود از كساني بودند كه بر اين باور بودند كه نبايد جنگ ادامه پيدا بكند. اما وقتي كارشناسان عاليرتبه نظامي و سياسي , از سر دلسوزي و از سر خدمت به انقلاب اسلامي , مطرح كردند كه ما توان ضربه زدن به دشمن را داريم . حضرت امام اين سخن را « پذيرفت » , و درست مانند تمامي صحنه هاي جنگ « مردانه » و « قهرمانانه » از فرماندهان عملياتي مقاوم و مجاهد ما « دفاع » كرد. هر چند , كه كساني در آن روزگار از اين اقدام فرماندهان حمايت مي كردند و امروز كه برخي از ناكامي ها و تلخكامي ها , كه در عمليات هاي پس از بيت المقدس پديد آمده , عليه آنان سخن مي گويند. اما امام با روحيه جوانمردانه اي كه داشت (و به مشاورت كارشناسان معتقد بود و همواره نظرات كارشناسي را احترام مي گذاشت و پس از آنكه آن نظريات را مي پذيرفت خود نيز تا آخرين نفس از آن حمايت مي كرد , و هرگز مسئوليت شكستها را بر دوش افراد رده بعد از خويش نمي انداخت ) تا آخرين روز جنگ تحميلي از تداوم عمليات دفاع كرد و جملات فراوان حضرت امام , روشنگر اين مسئله است .
مرحوم حاج سيد احمد خميني در اين خصوص نظر امام خميني در رابطه با استمرار جنگ پس از فتح خرمشهر , در پاسخ به سوالي چنين مي گويد :
س ـ بدون ترديد شما در طول دوران دفاع مقدس از همه كس به امام نزديكتر بوديد و از موضعگيريهاي ايشان در مقاطع مختلف جنگ خاطرات بسياري داريد. لطفا خاطره اي را از آن دوران تعريف كنيد
« تلخترين » خاطره اي كه به ياد دارم « پذيرش قطعنامه » و « شيرين ترين » خاطره مربوط به « فتح خرمشهر » است . فتح خرمشهر زماني اعلام شد كه ساعت حدودا چهار بعداز ظهر بود و امام در حال قدم زدن بودند. امام هر روز سه مرتبه و هر مرتبه حدود نيم ساعت قدم مي زدند و راديو هم در دستشان بود چون ما از قبل مي دانستيم كه رزمندگان اسلام در حال انجام اين كار هستند و درگيري هم از شب قبل شروع شده بود كه خيلي هم شديد بود.
امام در حال قدم زدن بودند كه گوينده راديو خبر آزادسازي خرمشهر را اعلام كرد. با شنيدن صداي گوينده , من به امام نگاه كردم و متوجه شدم كه احساس خوبي به ايشان دست داد. البته در مجموع امام از مسائلي كه خيلي تلخ بود اوقاتشان زياد تلخ نمي شد و از مسائلي هم كه شيرين بود خيلي خوشحال نمي شدند.
و در مقابل مسائل خرمشهر امام معتقد بودند كه بهتر است جنگ تمام شود , اما بالاخره مسئولين جنگ گفتند كه ما بايد تا كنار شط العرب (اروند رود) برويم تا بتوانيم غرامت خودمان را از عراق بگيريم . امام اصلا با اين كار موافق نبودند و مي گفتند اگر بناست كه شما جنگ را ادامه بدهيد بدانيد كه اگر اين جنگ با اين وضعي كه شما داريد ادامه يابد و شما موفق نشويد ديگر اين جنگ تمام شدني نيست و ما بايد اين جنگ را تا نقطه اي خاص ادامه بدهيم و الان هم كه قضيه فتح خرمشهر پيش آمده بهترين موقع براي پايان جنگ است .
بي نام « دليل آفتاب » (خاطرات يادگار امام ) چاپ سوم تهران خرداد 1378 موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ص 124
چه بسيار گردانهاي مدرني كه در برابر مشتي اندك از نيروهاي « شهادت طلب » به گل نشستند و نتوانستند حركت كنند. چه بسيار لشكرهاي وسيع مكانيزه كه در برابر گروه اندكي از انسانهاي « شجاع با ايمان » معتقد به انقلاب اسلامي , در همان روزهاي نخست « نابود » شدند و نتوانستند اقدامي كنند.
اگر تاريخ انقلاب اسلامي را با تاريخ ايران در طول دويست سال اخير مقايسه كنيم مي بينيم هر گاه دشمناني به مراتب ضعيف تر از صدام , در دورانهايي كه دولتهايي ايران به مراتب قوي تر از دولت جمهوري اسلامي بودند به ما حمله كردند بخش هايي از ميهن , جدا شده است .
منبع:روزنامه جمهوری اسلامی
1 ـ اشغال خاك كشور اسلامي
2 ـ اشغال مناطق نفتي
3 ـ پيشروي به سمت عمق استراتژيك كشور
4 ـ فلج كرد نيروهاي نظامي
5 ـ تسخير استانها يكي پس از ديگري و ..
6 ـ به ستوه كشاندن نظام جمهوري اسلامي و سرنگوني آن
در تمام اين مراحل , همدستي آشكاري بين تمامي جريانات ضد انقلابي و ضد اسلامي درداخل كشور و در سطح جهان وجود داشت .
حمايت سازمانهاي بين المللي , غربيها و اعراب از صدام
عربستان و كويت تمامي بنادر خويش را در اختيار عراق قرار داده و هر آنچه در توان داشتند به عراق كمك كردند. تا او بتواند در جنگ به پيروزي برسد. در اولين روزهاي شروع تهاجم به ميهن اسلامي , نيروهاي عراقي به پيروزي هاي وسيعي دست يافتند و توانستند بخش هايي از استانهاي خوزستان , ايلام و كرمانشاه را به تسخير خويش درآوردند. در آن زمان , آنان با سلاحهاي مدرن روز , تانكهاي روسي , هواپيماهاي روسي و فرانسوي , و دلارهاي نفتي كشورهاي عربي به كشور ايران تهاجم كردند و شهرها را يكي پس از ديگري به تسخير درآوردند.
سقوط شهرها
نقش سازمانهاي داخلي در حمايت از اهداف صدام
غربي ها كه در پشتيباني صدام همه با هم يك دل و يك صدا بودند. همانها كه هرگز به اين سوال اساسي پاسخ ندادند كه چگونه است , كه صدام بدون انتخابات و بدون آنكه در كشورش كمترين رنگ و بويي از انتخابات وجود داشته باشد « سمبل آزادي خواهي » محسوب مي شد. همانها كه با جريانات داخلي كشور همنوا عليه جمهوري اسلامي بودند.
جريانهاي داخلي كشور , جريانات ليبرال و جريانات مطبوعاتي , با سو استفاده از « آزادي بي حد و حصري » كه براي آنان وجود داشت همواره از « استبداد » سخن مي گفتند , در حاليكه كشور درگير جنگ , بطور طبيعي بايد « وضعيت اضطراري » اعلام مي كرد و مطبوعات را محدود ميكرد , اما در ايران چنين نبود و « مرثيه سرايان » آزادي غربي , با استفاده از فضاي « بي حساب و كتاب » عليه آزادي موجود سخن مي گفتند!! و به خالي كردن دل مردم از مقاومت مي پرداختند و توجه آنان را به داخل شهرها منتقل مي كردند. آنان توانستند در آن مدت , درگيري هاي فراوان خياباني ايجاد كنند. در حالي كه لازم بود نيروهاي عملياتي به مناطق جنگي اعزام شود اينان در درون شهرها آشوب برپا كرده و هر روز تيتر اصلي روزنامه هايشان مبارزه با « خشونت » , « شكنجه » و شايعه هاي فراوان عليه نيروهاي اصيل انقلابي بود.
نقش نيروهاي انقلاب اسلامي
چه بسيار گردانهاي مدرني كه در برابر مشتي اندك از نيروهاي « شهادت طلب » به گل نشستند و نتوانستند حركت كنند. چه بسيار لشكرهاي وسيع مكانيزه كه در برابر گروه اندكي از انسانهاي « شجاع با ايمان » معتقد به انقلاب اسلامي , در همان روزهاي نخست « نابود » شدند و نتوانستند اقدامي كنند. همه اينها از بركات اسلام و انقلاب اسلامي و رهبري خردمندانه ولي فقيه بود. كه بي اعتنا به تبليغات رسانه هاي ضد آزادي غربي , به مقاومت و پايمردي , پا مي فشرد و ملت را از فريب آنان بر حذر داشت .
مقايسه تاريخي
مقاومت مظلومانه و خيانتهاي ليبرالها
شكست ها و پيروزي ها در جنگ
اولين عمليات براي شكستن حصر آبادان , به شكست انجاميد. دومين عمليات نيز شكست خورد و عمليات هاي فراواني برنامه ريزي شد و شكست خورد (نويسنده اين سطور خود در چندين عمليات شركت داشته و شكست هاي تلخ را از نزديك شاهد بوده است و از تمامي آنها دفاع مي كند و معتقد است شكست مقدمه پيروزي است ) نيروهاي مقاومت نستوه انقلاب اسلامي ايران نه تنها از اين شكست ها مايوس نشدند بلكه با قدرت هر چه تمامتر براي عمليات بعدي خود را آماده كردند و نهايتا در عمليات ثامن الائمه اولين پيروزي عظيم جمهوري اسلامي به دست آمد. و آن آزادسازي شمال آبادان از صداميان بود. صداميان فرار را بر قرار ترجيح دادند. عده فراواني كشته و عده بسيار زيادي به اسارت نيروهاي انقلاب اسلامي درآمدند. تانكهاي فراواني بر زمين باقي ماند و آثار پيروزي توانست ملت قهرمان را به آينده اميدوار كند.
عملياتهاي بعدي يكي پس از ديگري طراحي شد و در زمان بسيار كوتاهي عمليات « آزادسازي بستان » آغاز شد و نيروهاي اسلام براي آزادسازي بستان حركت كردند , آن عمليات نيز با رشادت وسيع نيروهاي انقلاب اسلامي در برابر امواج خروشان تانكها و سلاحهاي دشمن به پيروزي رسيد و اين مقدمه اي براي فتح المبين شد , « فتح المبين » عمليات وسيعي بود كه مناطق بزرگي از كشور را در عيد نوروز 1361 آزاد كرد و پس از آن عمليات بزرگي به نام « بيت المقدس » طراحي شد و در كمتر از سه ماه نيروهاي رزمنده ما توانستند « ارتش تا دندان مسلح صدام » را در خرمشهر به « نابودي » بكشانند و اين پيروزي عظيم نقطه عطفي در تمامي عمليات ها شد. نويسنده اين سطور افتخار آن را داشت كه در عمليات هاي پيروز بستان , فتح المبين , بيت المقدس , همگام با قهرمانان آزاديبخش حضور داشته و هم سنگر با مرداني شود كه مردانه شهد شهادت نوشيدند و لباس عزت پوشيدند و افتخار نصيب كشور , ملت واسلام كردند.
ديدگاههاي موافق و مخالف با ادامه جنگ پس از خرمشهر
برخي بر آن باور بودند كه نبايد اين جنگ ادامه پيدا بكند و عده اي نيز بر اين باور بودند كه اينك ما توان لازم را داريم براي آنكه دشمن را به « شكست » بكشانيم و او را از هر حمله اي درآينده بازداريم . اين نظرات در محضر امام نيز مطرح شد. حضرت امام (ره ) خود از كساني بودند كه بر اين باور بودند كه نبايد جنگ ادامه پيدا بكند. اما وقتي كارشناسان عاليرتبه نظامي و سياسي , از سر دلسوزي و از سر خدمت به انقلاب اسلامي , مطرح كردند كه ما توان ضربه زدن به دشمن را داريم . حضرت امام اين سخن را « پذيرفت » , و درست مانند تمامي صحنه هاي جنگ « مردانه » و « قهرمانانه » از فرماندهان عملياتي مقاوم و مجاهد ما « دفاع » كرد. هر چند , كه كساني در آن روزگار از اين اقدام فرماندهان حمايت مي كردند و امروز كه برخي از ناكامي ها و تلخكامي ها , كه در عمليات هاي پس از بيت المقدس پديد آمده , عليه آنان سخن مي گويند. اما امام با روحيه جوانمردانه اي كه داشت (و به مشاورت كارشناسان معتقد بود و همواره نظرات كارشناسي را احترام مي گذاشت و پس از آنكه آن نظريات را مي پذيرفت خود نيز تا آخرين نفس از آن حمايت مي كرد , و هرگز مسئوليت شكستها را بر دوش افراد رده بعد از خويش نمي انداخت ) تا آخرين روز جنگ تحميلي از تداوم عمليات دفاع كرد و جملات فراوان حضرت امام , روشنگر اين مسئله است .
مرحوم حاج سيد احمد خميني در اين خصوص نظر امام خميني در رابطه با استمرار جنگ پس از فتح خرمشهر , در پاسخ به سوالي چنين مي گويد :
س ـ بدون ترديد شما در طول دوران دفاع مقدس از همه كس به امام نزديكتر بوديد و از موضعگيريهاي ايشان در مقاطع مختلف جنگ خاطرات بسياري داريد. لطفا خاطره اي را از آن دوران تعريف كنيد
« تلخترين » خاطره اي كه به ياد دارم « پذيرش قطعنامه » و « شيرين ترين » خاطره مربوط به « فتح خرمشهر » است . فتح خرمشهر زماني اعلام شد كه ساعت حدودا چهار بعداز ظهر بود و امام در حال قدم زدن بودند. امام هر روز سه مرتبه و هر مرتبه حدود نيم ساعت قدم مي زدند و راديو هم در دستشان بود چون ما از قبل مي دانستيم كه رزمندگان اسلام در حال انجام اين كار هستند و درگيري هم از شب قبل شروع شده بود كه خيلي هم شديد بود.
امام در حال قدم زدن بودند كه گوينده راديو خبر آزادسازي خرمشهر را اعلام كرد. با شنيدن صداي گوينده , من به امام نگاه كردم و متوجه شدم كه احساس خوبي به ايشان دست داد. البته در مجموع امام از مسائلي كه خيلي تلخ بود اوقاتشان زياد تلخ نمي شد و از مسائلي هم كه شيرين بود خيلي خوشحال نمي شدند.
و در مقابل مسائل خرمشهر امام معتقد بودند كه بهتر است جنگ تمام شود , اما بالاخره مسئولين جنگ گفتند كه ما بايد تا كنار شط العرب (اروند رود) برويم تا بتوانيم غرامت خودمان را از عراق بگيريم . امام اصلا با اين كار موافق نبودند و مي گفتند اگر بناست كه شما جنگ را ادامه بدهيد بدانيد كه اگر اين جنگ با اين وضعي كه شما داريد ادامه يابد و شما موفق نشويد ديگر اين جنگ تمام شدني نيست و ما بايد اين جنگ را تا نقطه اي خاص ادامه بدهيم و الان هم كه قضيه فتح خرمشهر پيش آمده بهترين موقع براي پايان جنگ است .
بي نام « دليل آفتاب » (خاطرات يادگار امام ) چاپ سوم تهران خرداد 1378 موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ص 124
نقش اساسي حضرت امام در پيروزيها و استمرار دفاع مقدس
چه بسيار گردانهاي مدرني كه در برابر مشتي اندك از نيروهاي « شهادت طلب » به گل نشستند و نتوانستند حركت كنند. چه بسيار لشكرهاي وسيع مكانيزه كه در برابر گروه اندكي از انسانهاي « شجاع با ايمان » معتقد به انقلاب اسلامي , در همان روزهاي نخست « نابود » شدند و نتوانستند اقدامي كنند.
اگر تاريخ انقلاب اسلامي را با تاريخ ايران در طول دويست سال اخير مقايسه كنيم مي بينيم هر گاه دشمناني به مراتب ضعيف تر از صدام , در دورانهايي كه دولتهايي ايران به مراتب قوي تر از دولت جمهوري اسلامي بودند به ما حمله كردند بخش هايي از ميهن , جدا شده است .
منبع:روزنامه جمهوری اسلامی