درخت اشرفی

در روزگاران قدیم خارکن پیری با زن و فرزندانش زندگی می‌کرد. آن‌ها خیلی فقیر بودند و به سختی زندگی‌شان را می‌گذراندند.
سه‌شنبه، 16 خرداد 1396
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: علی اکبر مظاهری
موارد بیشتر برای شما
درخت اشرفی
 درخت اشرفی

نویسنده: محمدرضا شمس

 
در روزگاران قدیم خارکن پیری با زن و فرزندانش زندگی می‌کرد. آن‌ها خیلی فقیر بودند و به سختی زندگی‌شان را می‌گذراندند.
چند سال گذشت. خارکن پیرتر و خسته‌تر شد. یک روز در بیابان از خستگی خوابش برد. یک نفر او را بیدار کرد و پرسید: «خسته نشدی؟ تا کی می‌خوای کار کنی؟» پیرمرد جواب داد: «چاره‌ای ندارم، باید شکم زن و بچه‌ام رو سیر کنم.»
مرد گفت: «این دونه رو بگیر و بکار. بعد از چند سال، صاحب یک درخت اشرفی می‌شی، به شرطی که چیزی به زنت نگی.»
خارکن، دانه را کاشت. بعد از چندسال، صاحب یک درخت اشرفی شد. او دیگر بزرگ‌ترین ثروت دنیا را داشت و زن و بچه‌اش در ناز و نعمت بودند.
یک روز برادرزن خارکن که مرد حسودی بود به خانه‌ی خارکن آمد و به خواهرش گفت: «تو باید بفهمی که شوهرت این همه ثروت رو از کجا آورده؟»
زن گفت: «هرچی هست، زیر سر این درخته.»
برادرزن گفت: «اگر بخوای راز این درخت رو بفهمی، باید خودت رو به مریضی بزنی.»
زن خودش را به مریضی زد و برادرش پشت در ایستاد. شب که خارکن به خانه آمد، پرسید: «چی شده؟» زن گفت: «از بس به این درخت فکر کردم، مریض شدم. تو باید راز این درخت رو به من بگی.»
خارکن گفت: «نمی‌تونم.»
زن گفت: «اگر نگی، می‌میرم.»
خارکن ناچار شد همه‌ی ماجرا را برای زنش تعریف کند.
صبح که خارکن به حجره‌اش رفت، برادرزن پیش او آمد و گفت: «اگر بگم ثروتت رو از کجا آورده‌ای، به من چی می‌دی؟»
خارکن گفت: «هرچی بخوای.»
برادرزن کسانی را که آنجا بودند، شاهد گرفت و تمام چیزهایی را که شنیده بود، به خارکن گفت و درخت اشرفی را از خارکن گرفت. خارکن دوباره فقیر شد.
یک روز که خارکن مثل گذشته برای جمع کردن خار به بیابان رفته بود، دوباره آن مرد را دید. مرد گفت: «گفتم رازت رو به زنت نگو، گوش نکردی و به این روز افتادی، اما غصه نخور، کمکت می‌کنم حقت رو از اون مرد بدجنس بگیری.»
بعد به او گفت که چه کار کند.
خارکن پیش برادر زنش رفت و پرسید: «فردا خورشید از کدوم طرف طلوع می‌کنه؟»
برادرزن گفت: «خب معلومه، از شرق.»
خارکن گفت: «اگر از غرب طلوع کرد، درختم رو پس می‌دی؟»
برادرزن گفت: «درخت رو که می‌دم هیچ، زندگیم رو هم می‌دم.»
چند نفر را شاهد گرفتند. صبح، خورشید از غرب طلوع کرد و خارکن دوباره درخت و ثروتش را به دست آورد. خانه و زندگی برادرزن حسود را هم به خودش برگرداند.
منبع‌مقاله:
شمس، محمدرضا؛ (1394)، افسانه‌های این‌ورآب، تهران: نشر افق، چاپ اول.
 
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
منتظران موعود؛ از ادعا تا آمادگی برای ظهور
منتظران موعود؛ از ادعا تا آمادگی برای ظهور
تاثیر آموزش مجازی بر یادگیری؛ پیشرفت یا افت تحصیلی؟
تاثیر آموزش مجازی بر یادگیری؛ پیشرفت یا افت تحصیلی؟
حنظله با هک تلفن فرمانده اسرائیلی به اسناد یگان یاهالوم دست یافت + فیلم
play_arrow
حنظله با هک تلفن فرمانده اسرائیلی به اسناد یگان یاهالوم دست یافت + فیلم
معرفی سامانه ۱۳۶ بازرسی کل کشور از زبان آقای قاضی
play_arrow
معرفی سامانه ۱۳۶ بازرسی کل کشور از زبان آقای قاضی
غارتگر شورشی و آشوبگر برای فرانسه؛ قهرمان دانشجو و شجاع برای ایران!
play_arrow
غارتگر شورشی و آشوبگر برای فرانسه؛ قهرمان دانشجو و شجاع برای ایران!
نادر محمدی: روس‌ها فقط بخاطر پرتاب اوت من را نخواستند
play_arrow
نادر محمدی: روس‌ها فقط بخاطر پرتاب اوت من را نخواستند
حواشی جالب از درخشش گوش شکسته‌های ایرانی در خاک آمریکا
play_arrow
حواشی جالب از درخشش گوش شکسته‌های ایرانی در خاک آمریکا
ایران آمریکا را در خاورمیانه آواره کرد
play_arrow
ایران آمریکا را در خاورمیانه آواره کرد
درگیری لفظی نمایندگان آمریکا و کوبا در سازمان ملل بر سر سیاست‌های دولت ترامپ + فیلم
play_arrow
درگیری لفظی نمایندگان آمریکا و کوبا در سازمان ملل بر سر سیاست‌های دولت ترامپ + فیلم
رئیس پیشین ام‌آی۶: یمنی‌ها شکست‌ناپذیر هستند + فیلم
play_arrow
رئیس پیشین ام‌آی۶: یمنی‌ها شکست‌ناپذیر هستند + فیلم
دفاع از انسانیت؛ بالاترین جهاد و گم‌شده‌ انسان معاصر
دفاع از انسانیت؛ بالاترین جهاد و گم‌شده‌ انسان معاصر
تا در شکست، سر شکست / استوری فاطمیه
play_arrow
تا در شکست، سر شکست / استوری فاطمیه
استوری شروع فاطمیه / روضه مادرم شروع شد
play_arrow
استوری شروع فاطمیه / روضه مادرم شروع شد
قطع دست یک فروشنده در تنکابن در اثر حمله با شمشیر
play_arrow
قطع دست یک فروشنده در تنکابن در اثر حمله با شمشیر
قهرمانان کشتی آزاد و فرنگی ایران در حرم امام رضا(ع)
play_arrow
قهرمانان کشتی آزاد و فرنگی ایران در حرم امام رضا(ع)