![بررسی حجیت شهرت در علم اصول بررسی حجیت شهرت در علم اصول](https://rasekhoon.net/_files/thumb_images700/article/29705-shohrat.jpg)
نویسنده: محمدرضا انصاری
از اصطلاحات اصول فقه امامیه است، و مقصود از اصطلاح شهرت، شایع شدن یک موضوع یا حکم میان مردم یا گروهی از آنان نظیر فقیهان و محدثین است. و شهرت در اصطلاحات اصولی در دو معنی به کار گرفته میشود:
1) شهرت در روایت، اصطلاح شهرت میان اهل حدیث به روایتی گفته میشود که تعداد زیادی از راویان آن را روایت کرده باشند لیکن روایت آنان به درجهی تواتر نرسیده باشد، این شهرت دارای یک اثر فقهی مهمی است و آن هنگامی میباشد که دو روایت در حکم یک موضوع با یکدیگر تعارض نموده و هر دو روایت شرایط صحت را در برداشته باشند، در این صورت بنا به حکم امام (علیه السلام) که فرموده است: «خُذ اشتَهَر بین اصحابِکَ» وظیفه آن است که از میان آن دو روایت صحیح به آنی که میان فقهاء شهرت دارد باید عمل کرد؛
2) شهرت در فتوی، هنگامی است که حکم شرعی معینی دربارهی موضوع معینی از سوی گروهی از فقیهان صادر شود، لیکن باید توجه داشت که شهرت هنگامی است که تعداد این فتوا دهندگان به حدی نباشد که فتوای آنان از شهرت گذشته و به حدّ اجماع و تواتر برسد، و گرنه در این صورت این فتوی از شهرت بیرون و اجماع میگردد. و به معنای دیگر، شهرت شایع گردیدن یک حکم میان گروهی از فقیهان است به گونهای که احتمال و اعتقاد (و نه قطع) به مطابقت آن حکم و فتوی با واقع میرود.
شهرت در فتوی بر دو گونه است: 1) شهرت عملی، هنگامی است که فتوا دهندگان بر اثر اعتماد بر روایتی فتوای خود را صادر نمایند، بنابر این شهرت آنان ناشی از رفتار بر طبق مضمون یک روایت است؛ 2) شهرت در فتوا یا شهرت فتوایی، هنگامی است که فتوا دهندگان بدون وجود روایتی که دلیل و مستند حکمشان باشد فتوایی مشابه را صادر کنند، و در واقع هنگام بررسی فتوای این گروه با این که اثری از دلیل میان حکم آنان نمییابیم، لیکن همگی حکم یکسانی را دربارهی موضوع معینی صادر کرده باشند.
بحث حجیت شهرت میان اصولیین امامیه دربارهی شهرت اخیر یعنی شهرت فتوایی است. برخی از اصولیین نظیر شهید اول و گروهی از معاصرین وی و محقق خوانساری و صاحب معالم بر این اعتقادند که به رغم اینکه این گروه از فقهاء که در شهرت فتوایی با یکدیگر شریکند دلیل و مستندی بر فتوا و حکم خود نیاوردهاند، لیکن صرف شهرت فتوایی میان آنان سبب به وجود آمدن ظن و گمان به حکم واقعی میرود، از این رو این ظن از ظنون خاصه (نظیر خبر واحد که ظنی است خاص و و دلیل عدم اعتبار ظنون شامل آن نمیشود بلکه تخصیصاً به دلالت دلیل خاص اعتبار ظنون خاصهی حجت است) به شمار میرود، بنابر این حجت خواهد بود. لیکن محققین از اصولیین بر این باورند که صدور فتوا و حکم از سوی هر فقیه مبتنی بر شرایطی است که پس از فراهم آمدن آن شرایط فقیه میتواند حکم و فتوای خود را صادر کند، یعنی فتوای یک فقیه هنگامی است که حجت شرعی میان آن فقیه و خدایش برقرار شده و او با توجه به دلیل، حکم خود را صادر میکند و هرگز حکم و فتوا و دلیل او نمیتواند برای فقیه دیگری الزامآور و یا لازم الاتباع باشد، بلکه هر فقیه خود به تنهایی باید به بررسی دلیلهای شرعی بپردازد. بنابراین تک تک و یا مجموع فتاوای فقهاء برای یکدیگر الزام آور نخواهد بود، و ظن حاصل از مجموع فتاوای یک گروه از فقهاء نیز دلیلی بر اعتبار ندارد، پس شهرت فاقد جیت و اعتبار و نفوذ شرعی است. البته سیرهی عملی گروه بزرگی از فقهاء امامیه بر عدم ابراز مخالفت با احکامی است که از مشهور فقهاء دربارهی موضوع معینی صادر شده است. و معمولاً سنت در این موارد بر این است که هنگامی که فقیه نظر خود را مخالف با رأی مشهور میان فقهاء میبیند حکم صریح به مخالفت با مشهور نداده بلکه حکم به احتیاط و رعایت تمام اطراف را میدهد، و حکم آنان به احتیاط نه از جهت حجت بودن شهرت است بلکه برای احترام به نظرات و آراء گروهی از فقیهان است که همواره در دادن حکم رعایت نموده و بدون دلیل حکمی را صادر نمیکنند.
کتابنامه :
فرائد الاصول، 105؛ کفایةالاصول، 292؛ اجودالتقریرات، 69/2؛ فوائد الاصول، 152/3؛ مصباح الاصول، 141/2؛ منتقی الاصول، 245/4؛ اصول الفقه، مظفر، 145/2.
منبع مقاله :
گروه نویسندگان، (1391)، دائرةالمعارف تشیع (جلد ششم)، تهران: انتشارات حکمت، چاپ اول.
1) شهرت در روایت، اصطلاح شهرت میان اهل حدیث به روایتی گفته میشود که تعداد زیادی از راویان آن را روایت کرده باشند لیکن روایت آنان به درجهی تواتر نرسیده باشد، این شهرت دارای یک اثر فقهی مهمی است و آن هنگامی میباشد که دو روایت در حکم یک موضوع با یکدیگر تعارض نموده و هر دو روایت شرایط صحت را در برداشته باشند، در این صورت بنا به حکم امام (علیه السلام) که فرموده است: «خُذ اشتَهَر بین اصحابِکَ» وظیفه آن است که از میان آن دو روایت صحیح به آنی که میان فقهاء شهرت دارد باید عمل کرد؛
2) شهرت در فتوی، هنگامی است که حکم شرعی معینی دربارهی موضوع معینی از سوی گروهی از فقیهان صادر شود، لیکن باید توجه داشت که شهرت هنگامی است که تعداد این فتوا دهندگان به حدی نباشد که فتوای آنان از شهرت گذشته و به حدّ اجماع و تواتر برسد، و گرنه در این صورت این فتوی از شهرت بیرون و اجماع میگردد. و به معنای دیگر، شهرت شایع گردیدن یک حکم میان گروهی از فقیهان است به گونهای که احتمال و اعتقاد (و نه قطع) به مطابقت آن حکم و فتوی با واقع میرود.
شهرت در فتوی بر دو گونه است: 1) شهرت عملی، هنگامی است که فتوا دهندگان بر اثر اعتماد بر روایتی فتوای خود را صادر نمایند، بنابر این شهرت آنان ناشی از رفتار بر طبق مضمون یک روایت است؛ 2) شهرت در فتوا یا شهرت فتوایی، هنگامی است که فتوا دهندگان بدون وجود روایتی که دلیل و مستند حکمشان باشد فتوایی مشابه را صادر کنند، و در واقع هنگام بررسی فتوای این گروه با این که اثری از دلیل میان حکم آنان نمییابیم، لیکن همگی حکم یکسانی را دربارهی موضوع معینی صادر کرده باشند.
بیشتر بخوانید: بررسی جایگاه سیرة عقلا در حجیت خبر واحد(1)
بحث حجیت شهرت میان اصولیین امامیه دربارهی شهرت اخیر یعنی شهرت فتوایی است. برخی از اصولیین نظیر شهید اول و گروهی از معاصرین وی و محقق خوانساری و صاحب معالم بر این اعتقادند که به رغم اینکه این گروه از فقهاء که در شهرت فتوایی با یکدیگر شریکند دلیل و مستندی بر فتوا و حکم خود نیاوردهاند، لیکن صرف شهرت فتوایی میان آنان سبب به وجود آمدن ظن و گمان به حکم واقعی میرود، از این رو این ظن از ظنون خاصه (نظیر خبر واحد که ظنی است خاص و و دلیل عدم اعتبار ظنون شامل آن نمیشود بلکه تخصیصاً به دلالت دلیل خاص اعتبار ظنون خاصهی حجت است) به شمار میرود، بنابر این حجت خواهد بود. لیکن محققین از اصولیین بر این باورند که صدور فتوا و حکم از سوی هر فقیه مبتنی بر شرایطی است که پس از فراهم آمدن آن شرایط فقیه میتواند حکم و فتوای خود را صادر کند، یعنی فتوای یک فقیه هنگامی است که حجت شرعی میان آن فقیه و خدایش برقرار شده و او با توجه به دلیل، حکم خود را صادر میکند و هرگز حکم و فتوا و دلیل او نمیتواند برای فقیه دیگری الزامآور و یا لازم الاتباع باشد، بلکه هر فقیه خود به تنهایی باید به بررسی دلیلهای شرعی بپردازد. بنابراین تک تک و یا مجموع فتاوای فقهاء برای یکدیگر الزام آور نخواهد بود، و ظن حاصل از مجموع فتاوای یک گروه از فقهاء نیز دلیلی بر اعتبار ندارد، پس شهرت فاقد جیت و اعتبار و نفوذ شرعی است. البته سیرهی عملی گروه بزرگی از فقهاء امامیه بر عدم ابراز مخالفت با احکامی است که از مشهور فقهاء دربارهی موضوع معینی صادر شده است. و معمولاً سنت در این موارد بر این است که هنگامی که فقیه نظر خود را مخالف با رأی مشهور میان فقهاء میبیند حکم صریح به مخالفت با مشهور نداده بلکه حکم به احتیاط و رعایت تمام اطراف را میدهد، و حکم آنان به احتیاط نه از جهت حجت بودن شهرت است بلکه برای احترام به نظرات و آراء گروهی از فقیهان است که همواره در دادن حکم رعایت نموده و بدون دلیل حکمی را صادر نمیکنند.
کتابنامه :
فرائد الاصول، 105؛ کفایةالاصول، 292؛ اجودالتقریرات، 69/2؛ فوائد الاصول، 152/3؛ مصباح الاصول، 141/2؛ منتقی الاصول، 245/4؛ اصول الفقه، مظفر، 145/2.
منبع مقاله :
گروه نویسندگان، (1391)، دائرةالمعارف تشیع (جلد ششم)، تهران: انتشارات حکمت، چاپ اول.