سه داستان انگیزه‌بخش

تو نیکی می‌کن و در دجله انداز

روزگاری پسری به سفری دور رفته بود و ماه‌ها بود که از او خبری نبود. مادر پسر برای بازگشت پسرش دعا می‌کرد و هر روز علاوه بر نان خانه، یک نان اضافه می‌پخت و پشت پنجره می‌گذاشت تا
دوشنبه، 14 خرداد 1397
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: علی اکبر مظاهری
موارد بیشتر برای شما
تو نیکی می‌کن و در دجله انداز
تو نیکی می‌کن و در دجله انداز

نویسنده: سعید حیدری


تو نیکی می‌کن و در دجله انداز

روزگاری پسری به سفری دور رفته بود و ماه‌ها بود که از او خبری نبود. مادر پسر برای بازگشت پسرش دعا می‌کرد و هر روز علاوه بر نان خانه، یک نان اضافه می‌پخت و پشت پنجره می‌گذاشت تا نصیب رهگذران گرسنه شود.
از قضا، هر روز پیرمرد گوژپشتی از آنجا می‌گذشت و نان را برمی‌داشت و می‌گفت: هر کار بدی که انجام دهید با شما می‌ماند و هر کار نیکی که انجام دهید، به شما برمی‌گردد. ماهها گذشت و هر روز این ماجرا تکرار می‌شد تا اینکه زن از دست پیرمرد خسته شد و تصمیم گرفت از شر او خلاص شود. بنابراین نان را به زهر آغشته کرد اما ناگهان به خود آمد و از کرده‌اش پشیمان شد و نان زهرآلود را از پشت پنجره برداشت و در تنور انداخت. بالاخره بعد از مدتها پسر زن که بسیار ضعیف و ناتوان شده بود، پیدا شد.
وقتی حالش بهتر شد تعریف کرد که در بیابان تشنه و گرسنه افتاده بودم که یک پیرمرد گوژپشت یک قرص نان به من داد و نجات پیدا کردم. مادر با شنیدن قصه فرزندش خدا را شکر کرد، که قرص نان آلوده به زهر را به پیرمرد نداده و تازه معنی حرفهای پیرمرد را فهمید.
برای ابراز عشق حقیقی نیازی به بازیهای رمانتیک و گل سرخ و سوگند خوردن و شمع روشن کردن و کادوپیچی نیست. چیزهای دیگری هم می‌توانند دل‌ها را گرم کنند.

غریبه آشنا

نیمه‌شب بود که به طور اتفاقی از خیابان کنار پارکی می‌گذشتم که ناگهان صدایی از میان بوته‌ها شنیدم. با دقت گوش دادم. به نظر می‌رسید چند نفر با هم گلاویز شده‌اند. صدای فریاد زنی بود که به او حمله شده بود. خواستم برای کمک بروم اما با خود فکر کردم اگر به خودم صدمه‌ای بزنند یا اگر از پس آنها برنیایم، می‌خواستم بی‌تفاوت از آنجا بگذرم که صدای فریاد زن بلندتر شد.
بالاخره تصمیم را گرفتم. باید به آن زن کمک می‌کردم حتی اگر قربانی می‌شدم. با تمام قدرت به مرد مهاجم حمله کردم و او را به عقب کشیدم. مرد مهاجم پا به فرار گذاشت. آرام به زن نزدیک شدم و گفتم: نترس، او فرار کرد. دیگری خطری متوجه تو نیست. زن که از وحشت به شدت می‌لرزید و گریه می‌کرد، وقتی صدای مرا شنید، آرام سرش را بالا آورد و با لکنت گفت: پدر تویی؟ با دقت به دخترک نگاه کردم، دختر کوچکم کاترین بود.

بیشتر بخوانید: تو نیکی می‌کن و در دجله انداز

 

ابراز عشق

زن می‌خواست از بیمارستان مرخص شود و شوهرش می‌خواست او همان جا بماند. از حرفهای پرستار متوجه شدم که زن یک تومور دارد و حالش بسیار وخیم است. از جر و بحث این دو نفر کم‌کم با وضعیت زندگی آنها آشنا شدم. آنها یک خانواده‌ی ساده‌ی روستایی بودند با دو بچه و تمام ثروتشان یک مزرعه کوچک، شش گوسفند و یک گاو بود.
در راهرو بیمارستان یک تلفن همگانی بود که مرد از این تلفن هر شب به خانه‌اشان زنگ می‌زد. صدای مرد خیلی بلند بود. و هر شب فقط چند جمله تکراری می‌گفت. گاو و گوسفندها را برای چرا بردید؟ وقتی بیرون می‌روید در خانه را ببندید. حال مادرتان رو به بهبود است. ما زود برمی‌گردیم.
چند روز بعد، زن جراحی شد و عمل با موفقیت انجام گرفت. مرد از خوشحالی سر از پا نمی‌شناخت. وقتی همه چیز رو به راه شد، بیرون رفت و دیر وقت به بیمارستان آمد. آن شب مرد به خانه تلفن نزد فقط در کنار تخت همسرش نشست. صبح که زن به هوش آمد، دوباره جر و بحث آنها شروع شد. زن می‌خواست به خانه برگردد و شوهرش می‌گفت که باید در بیمارستان بماند. دوباره هر شب مرد به خانه زنگ می‌زد و همان حرفها را تکرار می‌کرد. یک بار اتفاقی نگاهم به او افتاد و ناگهان با تعجب دیدم که اصلاً کارتی در داخل تلفن نیست.
مرد در حالی که اشاره می‌کرد ساکت بمانم، حرفش را ادامه داد. وقتی مکالمه تمام شد، آهسته به من گفت: لطفاً به همسرم چیزی نگو، گاو وگوسفند‌ها را قبلاً برای هزینه جراحی فروخته‌ام. برای اینکه نگران آینده‌مان نشود، وانمود می‌کنم که دارم با تلفن حرف می‌زنم. آنجا بود که فهمیدم برای ابراز عشق حقیقی نیازی به بازیهای رمانتیک و گل سرخ و سوگند خوردن و شمع روشن کردن و کادوپیچی نیست. چیزهای دیگری هم می‌توانند دل‌ها را گرم کنند.
منبع مقاله :
حیدری، سعید، (1396)، داستان‌های کوتاه، یک مشت شکلات، قم: یاران قلم، چاپ اول.
 
تبلیغات در راسخون
نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
آموزش ثبت درخواست بررسی مجدد دریافت کالابرگ
play_arrow
آموزش ثبت درخواست بررسی مجدد دریافت کالابرگ
موشک‌های اسرائیل‌زن را اینجا از نزدیک ببینید
play_arrow
موشک‌های اسرائیل‌زن را اینجا از نزدیک ببینید
شاهکار دیدنی زیدان پس از ۲۰ سال تکرار شد!
play_arrow
شاهکار دیدنی زیدان پس از ۲۰ سال تکرار شد!
سردار محبی: موشک‌های ایران رادارگریز شده‌اند
play_arrow
سردار محبی: موشک‌های ایران رادارگریز شده‌اند
سردار محبی: رونمایی از شهر موشکی هدیۀ ویژۀ هوافضای سپاه به مردم خواهد بود.
play_arrow
سردار محبی: رونمایی از شهر موشکی هدیۀ ویژۀ هوافضای سپاه به مردم خواهد بود.
جنگنده‌های سعودی مزدوران خود را در یمن هدف قرار دادند
play_arrow
جنگنده‌های سعودی مزدوران خود را در یمن هدف قرار دادند
شنود نیروهای امنیتی رژیم صهیونیستی توسط بادیه‌نشینان عرب
play_arrow
شنود نیروهای امنیتی رژیم صهیونیستی توسط بادیه‌نشینان عرب
تصاویر مردمی از پرواز موشک‌های ایرانی در آسمان بندرعباس + فیلم
play_arrow
تصاویر مردمی از پرواز موشک‌های ایرانی در آسمان بندرعباس + فیلم
انفجار لاستیک کامیون هنگام باد کردن در ویتنام + فیلم
play_arrow
انفجار لاستیک کامیون هنگام باد کردن در ویتنام + فیلم
لحظه هدف قرار دادن یک کشتی تجاری در خلیج عمان توسط آمریکا + فیلم
play_arrow
لحظه هدف قرار دادن یک کشتی تجاری در خلیج عمان توسط آمریکا + فیلم
لاریجانی: دعوا در آمریکا بر سر تجاوز به ایران نیست، مسئله اصلی شکست ترامپ و پیروزی ایران است + فیلم
play_arrow
لاریجانی: دعوا در آمریکا بر سر تجاوز به ایران نیست، مسئله اصلی شکست ترامپ و پیروزی ایران است + فیلم
انتشار ویدیوی جدید تسلا از پرواز و حرکات نمایشی رودستر+ فیلم
play_arrow
انتشار ویدیوی جدید تسلا از پرواز و حرکات نمایشی رودستر+ فیلم
قطعه اصلی یا تقلبی لوازم خانگی؟ چطور از کیفیت قطعات تعویضی مطمئن شویم؟
قطعه اصلی یا تقلبی لوازم خانگی؟ چطور از کیفیت قطعات تعویضی مطمئن شویم؟
جرایم مالیاتی چگونه ایجاد می‌شوند و چطور از آن‌ها جلوگیری کنیم؟
جرایم مالیاتی چگونه ایجاد می‌شوند و چطور از آن‌ها جلوگیری کنیم؟
بررسی انواع کوره ذوب آلومینیوم: ثابت، متحرک و هیدرولیک (کج‌شونده)
بررسی انواع کوره ذوب آلومینیوم: ثابت، متحرک و هیدرولیک (کج‌شونده)