جلوه‌هایی از مهرورزی پیامبر(ص) به کودکان
چکیده: مطالعه ی سیره ی نبوی درسهای زیادی به ما می دهد. از جمله ی این آموزه ها شیوه برخورد صحیح با کودکان است. در این مقاله به گوشه هایی از مهرورزی پیامبر(ص) نسبت به کودکان اشاره شده است.

تعداد کلمات: 1217کلمه/ تخمین زمان مطالعه: 6 دقیقه
مدینه النبی
نام نویسنده: حسنیه صالحان
این روزها تنوع الگو‌های تربیتی در جامعه، موجب سردرگرمی والدین در به کار گیری شیوه‌ی درست تربیت فرزند شده است. اسلام که دین کامل و نسخه‌ی سعادت انسان می‌باشد در این زمینه هم سفارش‌های مفید و ارزنده‌ای دارد.
 
 پیامبر اسلام(ص) که نماد انسانی کامل و مجموعه‌ای از تمام خوبی‌هاست و به عنوان بهترین الگو در دین اسلام معرفی شده است، در این امر مهم نیز توصیه‌های عملی راهگشایی دارند.

رسول خدا(ص)، سرشار از عطوفت و مهربانی و انس با کودکان بوده‌اند و مطالعه‌ی سیره‌ی این بزرگوار، درس‌های مهمی را درباره چگونگی برخورد درست با کودکان و نوجوانان به ما می‌آموزد.

در این مقاله به جلوه‌هایی از محبت و مهرورزی پیامبر(ص) پرداخته و به گوشه‌هایی از شیوه‌ی تربیتی حضرت(ص) اشاره خواهیم کرد:

1.ابراز محبت
یکی از بهترین روش‌های پرورش درست عواطف کودک، نوازش و ابراز محبت به آنان است.

حضرت در روایتی می‌فرمایند:" همان‌گونه که کودک به غذا و آب و هوا نیاز دارد، به محبت و نوازش نیز نیازمند است. زیرا محبت بهترین غذای روحی کودک می‌باشد."[1]

انس بن مالک می‌گوید:" من هیچ کس را ندیدم که با خانواده‌ خود از رسول خدا(ص) مهربان‌تر باشد."[2]

نقل است که آن حضرت،هر روز صبح بر سر فرزندان و نوادگان خویش دست نوازش می‌کشید و آن‌ها را مورد تفقد و مهربانی قرار می‌داد.[3]

روزی پیامبر(ص) با گروهی نماز می‌خواند و حسین(ع) که کوچک بود در نزدیکی آن حضرت قرار داشت. هرگاه حضرت سر به سجده می‌گذاشت، حسین(ع) بر پشت آن حضرت می‌نشست و پاهایش را حرکت می‌داد.وقتی ایشان می‌خواست سر از مهر بردارد، او را می‌گرفت و در کنار خود می‌گذاشت و دوباره که به سجده می‌رفت حسین(ع) باز روی پشت حضرت می‌نشست.این عمل تکرار شد تا اینکه حضرت از نماز فارغ گردید.شخصی یهودی که این منظره را تماشا می‌کرد رو به پیامبر عرض کرد: ای محمد! شما با کودکان به گونه‌ای رفتار می‌کنید که ما هرگز اینگونه رفتار نمی‌کنیم. حضرت فرمود: اگر شما هم به خدا و رسولش ایمان داشتید به کودکان ترحم می‌کردید. مرد یهودی گفت: به خدا و رسولش ایمان آوردم. و چون کرم و عطوفت حضرت را دید مسلمان شد.[4]
 
2.هدیه دادن
یکی از شیوه‌های رفتاری رسول خدا(ص)، دادن هدیه به کودکان بود.
نقل است که مردی نزد پیامبر آمد و گفت: ای رسول خدا(ص)! بچه آهویی را شکار کرده‌ام و دوست دارم آن را به شما هدیه دهم تا به فرزندانت، حسن و حسین بدهی. حضرت هدیه را گرفت و برای آن صیاد دعای خیر کرد. سپس امام حسن(ع) نزد پیامبر آمد و حضرت بچه آهو را به او داد و او خوشحال نزد مادر رفت و مشغول بازی با آن شد.[5]

آن حضرت در توصیه‌ای درباره‌ی شیوه‌ی صحیح تقسیم هدایا در میان فرزندان می‌فرمایند: "هدیه را اول‌ به دختران و سپس به پسران بدهید. زیرا هر کس دختربچه‌ی خود را خوشحال کند پاداش آزاد کردن بنده‌ای از فرزندان اسماعیل را دارد و هرکس پسربچه‌اش را شاد کند مانند کسی است که از خوف خدا گریسته باشد."[6]

3.بوسیدن روی کودکان
یکی از مصادیق ابراز محبت به کودکان بوسیدن آنها می‌باشد. عملی که مورد توصیه‌ی پیامبر اسلام(ص) قرار گرفته است و ایشان خود بارها فرزندان و نوادگان را می‌بوسیدند و به آنها اظهار مهربانی می‌نمودند و این کار را جلوه‌ای از رحمت الهی می‌دانستند.

روزی آن حضرت امام حسن و امام حسین(ع) را می‌بوسید. اقرع بن حابس این صحنه را دید و به پیامبر گفت: من ده فرزند دارم که هرگز یکی از آنان را نبوسیده‌ام.رسول خدا(ص) در جواب او فرمود: من چه کنم که خداوند رحمت خویش را از تو گرفته است.[7] 

در روایت دیگری آمده است که روزی رسول خدا(ص) عثمان بن مظعون را دید که فرزندی در بغل دارد و او را می‌بوسد. حضرت پرسید: این فرزند توست؟ عثمان عرض کرد: بله یا رسول الله.حضرت فرمود: دوستش داری؟ عثمان گفت: آری، به خدا او را دوست دارم. حضرت فرمود: آیا محبت تو را نسبت به فرزندت بیشتر کنم؟عثمان گفت: بله یا رسول الله. پدر و مادرم به فدایت.حضرت فرمود: کسی که کودک خردسال خود را خوشحال کند، خداوند او را در روز قیامت آنقدر خوشحال می‌کند تا راضی شود.[8]

3.بازی با کودکان
بازی کردن با کودک، یکی از مهمترین و اساسی‌ترین راهکارها در امر تربیت است تا آنجا که رسول خدا(ص) با آن مقام و جایگاه، بارها در برابر عموم با کودکان بازی می‌کرد و اصحاب خویش را نیز به آن توصیه می‌نمود.
جابر، صحابه‌ی گرانقدر پیامبر می‌گوید: من بر پیامبر وارد شدم در حالی که امام حسن و امام حسین(ع) بر پشت آن حضرت سوار بودند و حضرت با دست و پاهای خود راه می‌رفت و می‌فرمود: مرکب شما نیکو مرکبی است و شما نیز نیکو سوارانی هستید.[9]
ابوهریره می‌گوید: دیدم رسول اکرم(ص)، دست حسنین(ع) را گرفته بود و پاهای آنان روی پای حضرت قرار داشت و حضرت به آنان می‌فرمود: نور دیدگان فاطمه! بالا روید. آنگاه آنان را می‌بوسید و می‌فرمود: خدایا! من حسن و حسین را دوست دارم.[10]
 
4.حفظ شخصیت و کرامت نفس کودک
یکی از راه‌های قائل شدن شخصیت برای کودکان احترام به آنها و سلام کردن به آنان می‌باشد. در همین باب، پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: "در سلام کردن بر کودکان مراقبت دارم تا پس از من به صورت یک سنت در میان مسلمانان بماند و همه بدان عمل کنند."[11]

انس بن مالک می‌گوید: روزی پیامبر نزد ما آمد و با آنکه ما کودک بودیم او بر ما سلام کرد.[12] پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: "در سلام کردن بر کودکان مراقبت دارم تا پس از من به صورت یک سنت در میان مسلمانان بماند و همه بدان عمل کنند."

نقل است که روزی پیامبر(ص) در مجلسی نشسته بودند. حسنین(ع) وارد شدند و حضرت به احترام آنان از جا برخاست و به انتظار ایستاد. چون کودکان در راه رفتن ضعیف بودند لحظاتی چند طول کشید. به همین خاطر پیامبر به سوی آنان رفت و آنها را در آغوش گرفت و هر دو را بر دوش خویش سوار کرد.[1]

5.مدارا و توجه با کودکان
در امر خطیر تربیت باید بسیار مراقب بود تا نهایت وفق و مدارا را با کودکان داشته باشیم و آنها را به خاطر کارهایی که اقتضای کودک بودنشان است رنجیده خاطر نسازیم.

در تاریخ آمده است که وقتی کودکی را برای دعا کردن یا نام گزاری نزد رسول خدا(ص) می‌آوردند آن حضرت او را با آغوش باز می‌گرفت و در دامن خود می‌نهاد. گاهی اتفاق می‌افتاد که کودک در دامن پیامبر ادرار می‌کرد و کسانی که ناظر بودند با کودک تندی می‌کردند.حضرت آنان رامنع می‌کرد و می‌فرمود: با تندی و خشونت از ادرار کودک جلوگیری نکنید. آن‌گاه کودک را آزاد می‌گذاشت تا کارش را انجام دهد.[2]

در روایتی از امام صادق(ع) آمده است که: روزی پیامبر(ص) نماز ظهر را با مردم می‌خواند و دو رکعت آخر نماز را با سرعت بیشتری خواند و نمازش را تمام کرد. پس از نماز عده‌ای عرض کردند: آیا اتفاقی هنگام نماز افتاد؟ حضرت پرسید: چه‌طور؟ گفتند: چون دو رکعت آخر نماز را تندتر خواندید.حضرت فرمود: آیا صدای گریه‌ی بچه را نشنیدید؟[3]
 ____________________________________________________________

پی نوشت:

[1] .بحارالانوار،ج43،ص285

[2] .معانی الاخبار،ابوجعفر محمد صدوق،ص211

[3] .اصول کافی، ج6،ص48

[1] .رسول الله(ص) الگوی زندگی، حبیب الله احمدی،ص174

[2] .السیرة النبویة، ابن کثیر،ج4،ص612

[3] .بحار الانوار، محمد باقر مجلسی،ج104،ص99

[4] .کرامت نفس در تربیت کودک، محمد تقی فیاض بخش،ص184

[5] .بحارالانوار، ج9،ص254

[6] .سنن ابن ماجه، ج2، ص1405

[7] .بحارالانوار، ج104،ص93

[8] .کرامت نفس در تربیت کودک، ص187

[9] .بحارالانوار، ج43، ص258

[10] .همان، ج11،ص293

[11] .وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج3،ص209

[12] .سنن ابن ماجه، محمد عبدالرشید النعمانی،ج2،ص2220


منابع
1.حبیب الله احمدی، رسول الله الگوی زندگی، انتشارات فاطیما، 1393
2.اسماعیل ابن کثیر، السیرة النبویة، انتشارات دارالکتاب،1430ق
3.محمد تقی فیاض بخش،‌کرامت نفس در تربیت کودک،‌ انتشارات فردافر، 1389
4.محمد باقر مجلسی، بحارالانوار
5.محمد عبدالرشید النعمانی، سنن ابن ماجه، انتشارات مطبوعات اسلامی،1419ق
6.شیخ حر عاملی، وسایل الشیعة
7.ابوجعفر محمد صدوق، معانی الاخبار