پیرمرد خوب شهر ما

پیرمرد انگار نه انگار که جنگی بود و شهر زیر بمباران هواپیماهای دشمن بود. خیلی‌ها خرمشهر را تخلیه کرده بودند. توی کوچه فقط او مانده بود که مثل همیشه هر روز صبح می‌آمد جلوی در و روی سکّوی سنگی کنار در خانه‌اش می‌نشست و آرام سیگار می‌کشید و کتاب می‌خواند.
سه‌شنبه، 27 فروردين 1398
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: ناهید اسدی
موارد بیشتر برای شما
پیرمرد خوب شهر ما
پیرمرد انگار نه انگار که جنگی بود و شهر زیر بمباران هواپیماهای دشمن بود. خیلی‌ها خرمشهر را تخلیه کرده بودند. توی کوچه فقط او مانده بود که مثل همیشه هر روز صبح می‌آمد جلوی در و روی سکّوی سنگی کنار در خانه‌اش می‌نشست و آرام سیگار می‌کشید و کتاب می‌خواند و گاهی هم رادیوی جیبی کوچکی که داشت به گوشش می‌چسباند و به آن گوش می‌داد. گوش‌هایش حسابی سنگین بودند. عاشق کتاب‌های شعر بود. غزل می‌خواند و می‌گفت که گاه‌گاهی شعر هم می‌گوید.

جنگ و شعر، اصلاً به هم نمی‌خوردند!

رزمنده‌ها با جان و دل می‌جنگیدند و جلوی ورود دشمن را به شهر می‌گرفتند. یک روز بعدازظهر اتفاق عجیبی افتاد. یک گلوله توپ به وسط خانه‌ی پیرمرد خورد. همه وحشت‌زده شدیم، به سمت خانه دویدیم. خانه آوار شده بود. در و دیوارش خراب شده بود. با زحمت داخل شدیم تا سراغ پیرمرد را بگیریم. مطمئن بودیم که او را سالم پیدا نمی‌کنیم.

به حضور پیرمرد توی آن کوچه عادت کرده بودیم. مثل این بود که حضور او و بی‌خیالی و آرامشش به ما هم نیرو و آرامش می‌داد. تمام آن منطقه و آن کوچه با حضور او بوی زندگی داشت.

از در و دیوار خانه، بوی گرد و خاک و باروت بلند بود. با ناامیدی دنبال او گشتیم. تصوّر دیدن جنازه‌ی پیرمرد، آزارمان می‌داد، هرچه گشتیم خبری از او نبود.

یعنی کجا می‌توانست باشد؟! او که همیشه یا در خانه بود یا بیرون در، روی سکو.

خواستیم از خانه‌ی خراب‌شده بیرون بیاییم که ناگهان صدایی بلند شد:

ـ «خدا لعنت کند این صدام را... نمی‌گذارد یک‌ساعت آرام بخوابیم!»

با سرعت به داخل خانه برگشتیم. او را صدا زدیم. صدای کلنگی بلند شد.

ـ «مرا بیاورید بیرون! باید با دست‌های خودم این صدام کافر را خفه کنم.»

صدا از داخل یکی از اتاق‌ها می‌آمد. گوش تیز کردیم:

ـ «من اینجا هستم؛ توی خوابگاه خودم!»

صدا از داخل اتاق بود؛ اما خبری از پیرمرد نبود. یکی از بچه‌ها به صندوقچه‌ی بزرگ گوشه‌ی اتاق اشاره کرد:

ـ «گمانم صدا از داخل صندوق می‌آید!»

آرام به طرف صندوق رفتیم. درست بود. انگار پیرمرد داخل صندوق بود!

ـ‌ «آهای! کسی اینجا نیست؟ درِ خوابگاهم باز نمی‌شود!»

آوار، ریخته بود روی در صندوق، به‌سرعت آنها را کنار زدیم و با احتیاط در صندوق را باز کردیم. از شدّت تعجب خشک‌مان زد. پیرمرد راحت داخل صندوق دراز کشیده بود و نخودچی و کشمش می‌خورد.

رادیو هم روشن بود و با شور و حال عجیبی برنامه پخش می‌کرد. پیرمرد با دیدن ما خوش‌حال شد:

ـ «بالاخره آمدید؟ صدام یزید مرا نشانه گرفته بود؛ اما به کوری‌ چشمش من زنده هستم. فکر اینجایش را هم کرده بودم. من هر روز بعدازظهر و شب‌ها توی این صندوق می‌خوابم.»

آرام از صندوق بیرون آمد. با دیدن خرابی‌ خانه‌اش فریاد زد: «الهی دستت بشکند صدام؛ الهی خانه‌خراب شوی!»

بعد رو به ما کرد و گفت: «فدای سرتان! شما سالم باشید. خدا شما را حفظ کند که خار چشم صدام می‌شه.»

ساعتی بعد، باز هم پیرمرد جلوی در خانه‌اش روی سکّو، کنار تلی از خاک نشسته بود و رادیو گوش می‌داد و دیوان حافظ می‌خواند.
نویسنده: احمد عربلو
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
اگر هنگام دعا کلمات را اشتباه بخوانیم چه می شود؟
اگر هنگام دعا کلمات را اشتباه بخوانیم چه می شود؟
تاجرنیا فدراسیون را تهدید کرد: جام را ندهید، سراغ فیفا و AFC می‌رویم
play_arrow
تاجرنیا فدراسیون را تهدید کرد: جام را ندهید، سراغ فیفا و AFC می‌رویم
خیابان‌های نیویورک پس از طوفان شدید به رودخانه تبدیل شدند
play_arrow
خیابان‌های نیویورک پس از طوفان شدید به رودخانه تبدیل شدند
قالیباف: عراق در آستانه خروج نهایی نیروهای خارجی و تثبیت حاکمیت مستقل خود است
play_arrow
قالیباف: عراق در آستانه خروج نهایی نیروهای خارجی و تثبیت حاکمیت مستقل خود است
ویدیویی از لپ‌تاپ دوربین‌دار شیائومی با قابلیت‌های عجیب!
play_arrow
ویدیویی از لپ‌تاپ دوربین‌دار شیائومی با قابلیت‌های عجیب!
خواهر عمران خان: برادرم در زندان تحت شکنجه است
play_arrow
خواهر عمران خان: برادرم در زندان تحت شکنجه است
عدد شوکه‌کننده برای بازسازی انستیتو پاستور
play_arrow
عدد شوکه‌کننده برای بازسازی انستیتو پاستور
ناکامی گروهک مسلح در ورود به مرزهای جنوب شرق کشور
play_arrow
ناکامی گروهک مسلح در ورود به مرزهای جنوب شرق کشور
ادعای ایلان ماسک : کمتر از یکسال تا بازگرداندن بینایی با تراشه مغزی
play_arrow
ادعای ایلان ماسک : کمتر از یکسال تا بازگرداندن بینایی با تراشه مغزی
رای‌دهنده قدیمی جمهوری‌خواه خطاب به ترامپ: «استعفا بده؛ داری کشور را نابود می‌کنی»
play_arrow
رای‌دهنده قدیمی جمهوری‌خواه خطاب به ترامپ: «استعفا بده؛ داری کشور را نابود می‌کنی»
لحظه عجیب تشنج یک ربات انسان‌نما
play_arrow
لحظه عجیب تشنج یک ربات انسان‌نما
حضور معنادار قالیباف بر سر مزار شهید رئیسعلی دلواری
play_arrow
حضور معنادار قالیباف بر سر مزار شهید رئیسعلی دلواری
تصاویری از معارفه رسمی رونالدینیو در راونا ایتالیا
play_arrow
تصاویری از معارفه رسمی رونالدینیو در راونا ایتالیا
نمای خیره‌کننده فضانوردان در حال راهپیمایی فضایی
play_arrow
نمای خیره‌کننده فضانوردان در حال راهپیمایی فضایی
سیمای امام زمان(عج) از دیدگاه قرآن
سیمای امام زمان(عج) از دیدگاه قرآن