رزم آوري مدرن
ترجمه: سارا شهبازي
گزارش کارگرداني «ربوده شده» ساخته پي ير مورل
لوک بسون بازنويسي و تهيه کنندگي فيلم رادر کنار روبرت مارک کامن انجام داده است. لوک ايده اوليه تهيه ربوده شده را ارائه کرد. وي در ملاقاتي که با پليس پاريس داشت، در ارتباط با ربايندگان خانم هاي جوان اطلاعاتي دريافت کرد و آن ها را در اختيار کامن قرار داد. پليس اذعان داشته که دختران به عمارت بزرگي در خارج از پاريس انتقال داده مي شوند و در آن جا فروخته مي شوند. بسون و کامن اين ايده را در نظر گرفته و داستاني مشتمل بر قسمت هاي مختلف، حرکات نمايشي اکشن، هنرهاي رزمي، افکت هاي کامپيوتري و آن چه کامن بر آن عبارت شاهکار ديوانه ديوانه را نهاده است، نگاشتند. از نظر وي اين داستان تلفيقي از دو داستان مامور انتقال و بوسه اژدها است.
نگارش نقش اول اين فيلم به کامن واگذار شده است، زيرا وي مطالعات گسترده اي بر روي زندگي واقعي کارمندان بي شماري در زماني که در افغانستان تحصيل مي کرده، انجام داده است. او مي گويد : « من آموختم که در آن نقطه از جهان کارهاي مخفيانه انجام مي شود. من واقعاً تحت تاثير اعتماد به نفس و مهارت آنان قرار گرفتم. آنان از جمله افرادي نبودند که در هر مشکلي به پليس رجوع کنند. ايشان به مشکلات به عنوان مسائل حل شدني مي نگريستند و به ديگران براي رفع آن کمک مي کردند و معمولاً تابع قراردادها و هنجارهاي جامعه نبودند.» کامن و بسون، شخصيت برايان ميلز را بر اساس اين مطالب نگاشتند. در اين داستان برايان به فکر کمک به ديگران حتي در زماني که کيم ربوده مي شود، نيست. برايان تنها از مهارت هاي خود بهترين استفاده را براي دستگيري ربايندگان مي کند.
در کارگرداني ربوده شده، بسون از پي ير مورل بهره برد. وي فيلم اکشن منطقه ب 13 را در کارنامه خود دارد که در توليد آن از هنرهاي رزمي- جنگي بسياري استفاده شده و به علاقمندان در سراسر دنيا ارائه شده است. بسون تهيه کنندگي و بازنويسي را در سال 2004 انجام داد ( بي بند نيز که مورل آن را در کارخانه خود دارد، نوشته بسون است و کار تهيه کنندگي آن را نيز بسون به انجام رسانده است).
کامن مي گويد: « پي ير بسيار مهربان و خونسرد است. او تمامي حرکاتش برنامه ريزي شده است. وارد مي شود، مي داند چه بايد انجام دهد و مي داند که براي چه بايد آن کار را انجام دهد.» مورل بر اين عقيده است که خونسردي حين کار انرژي ديگران را افزايش مي دهد. او مي گويد: «گرچه تمام فيلم تدوين مي شود، اما ريتم کار در زمان فيلمبرداري در آن باقي مي ماند. اگر اين چنين نبود، هيچ سکانسي براي بار دوم گرفته نمي شد. من همواره از بازيگران خواسته ام تا با بيشترين حرارت و انرژي و تا جايي که امکان دارد واقعي بازي کنند. از طرف من در زمان فيلمبرداري از روحيه خوبي برخوردارم که فکر کنم بيشتر انرژي آثارم از آن نشأت مي گيرد. اگر زمان در نظر گرفته شده را هدر دهيد، ريتم کار در زمان تدوين از دست مي رود.»
ليام نيسن که با کارگردانان بنامي چون استيون اسپيلبرگ، مارتين اسکورسيزي، جرج لوکاس و ريدلي اسکات کار کرده، بر اين عقيده است که بيشتر تحت تاثير فيلمساز جوان قرار گرفته است. او مي گويد: « پي ير مدت زمان زيادي براي فيلم ها در ذهن خود برنامه ريزي مي کند و اين مساله به تجربيات فراوان وي خصوصا به زماني که مدير فيلمبرداري بود، بر مي گردد. من از منطقه ب 13 بسيار لذت بردم، زيرا کل فيلم از چشم کارگردان به نمايش در مي آمد و حس غير قابل باوري از ريتم و انرژي در آن وجود داشت که وجود اين حس براي ربوده شده حياتي بود. همچنين پي ير کار دوربين ها را شخصا نظارت مي کند که اين حقيقت بسيار مطلوبي است.»
نيسن به عنوان بازيگري برجسته و نامزد دريافت چندين جايزه بهترين انتخاب براي به تصوير کشيدن نقش قهرمان است. اما سنگيني و پيچيدگي نقش برايان ميلز به قدري در فيلم مهم است که ژانر آن را تحت تاثير قرار مي دهد. تا اندازه اي برايان تحت تاثير علاقه اش به دخترش قرار مي گيرد و آن را به گذشته خود که مامور مخفي بوده است، ترجيح مي دهد. اين جنبه از شخصيت وي و داستان عامل مهمي در پذيرش نيسن براي ايفاي نقش است. او مي گويد: «من اين ايده را دوست دارم که براي نفوذ بيشتر، رفتار خوب و کمک هاي زيادي در سطوح احساسي در نظر گرفته شود. در مجموع برايان به عنوان پدري که دخترش را مي پرستد، نشان داده مي شود. اما از طرفي نمي توانم قبول کنم که شخصي براي آن که قهرمان اکشن باشد، در تمام طول فيلمبرداري کارهاي مهيج داشته باشد و مانند يک راننده مسابقه عمل کند.»
نيسن بر وضعيت ترسناک شخصيتش تاکيد مي کند: « به عنوان يک پدر، نمي توانيد هيچ چيز را در مقايسه با دخترتان که در خطر است، بد بينگاريد. البته عکس العمل شما در آن وضعيت متحيرکننده خواهد بود. در ابتدا تصور مي کنيم که در مقابله با ربايندگان چه اعمالي انجام مي دهيم، ولي با کمي تأمل در مي يابيم که هيچ کاري از دستمان براي نجات فرزندمان بر نمي آيد. من اين حس را به سختي يافتم چون ذاتا با خشونت خصوصا از نوعي که برايان در فيلم دارد، مخالفم. اما برايان از آن براي رسيدن به نتيجه منطقي بهره برد.»
بازيگر معمولا مي کوشد تا به شخصيت اصلي نقش نزديک شود و براي اين منظور از ابتداي توليد، کارهاي طاقت فرسايي را به انجام مي رساند. نيسن مي گويد: « من کاملا متناسب بودم، اما براي آموزش هاي مربوطه مجبور شدم اين تناسب را تغيير دهم.» صحنه هاي اکشن بخصوص دشوارتر هستند. در اين صحنه ها شما بايد به شدت مراقب نوع رفتار و حالت بدن باشيد و از طرفي نبايد از بازيگر مقابل چشم ربوده شده. اين به انرژي زيادي نياز دارد. براي آن که صحنه هاي زدوخورد را با بيشترين تاثير نشان دهند، مورل به دقت با نيسن تمرين مي کند. کارگردان مي گويد: « تمرينات زيادي را براي ليام در نظر گرفتيم، چرا که مي خواستم تا حد امکان تصوير را حقيقي نشان دهم. درست است که او از روي پل نمي پرد يا خود را جلوي ماشين نمي اندازد، اما او تمامي صحنه هاي برخورد را بعد از چندين ساعت تمرين به راحتي انجام داد. اين براي وي مطلوب است و من نيز صحنه ها را با سرعت زياد نمي خواهم. ليام آموخت که چگونه زد و خورد را نشان دهد.»
علاوه بر آن براي اطمينان خاطر از اين که نيسن مهارت هاي فيزيکي لازم براي انجام توانمندي هاي جنگي برايان راداراست، مورل و نيسن تلاش بسيار کردند تا احساسات شديد برايان را وقتي کيم با او تماس مي گيرد و اخبار تکان دهنده اي را در مورد ربودن خود بيان مي کند، نشان دهند. برايان در لس آنجلس است و کيم در پاريس و مورل تمامي صحنه ها را در محل هاي خودشان فيلمبرداري مي کند. وي توضيح مي دهد :« ما کار را در لس آنجلس با صحنه هاي ليام آغاز کرديم. مگي گريس به مجموعه وارد شد و تمام کارهاي خود را در ارتباط با صحنه هاي ربوده شدن بررسي کرد، در مقابل دوربين ايستاد و اين امکان را براي ليام ايجاد کرد که در لحظه هاي اصلي عکس العمل ايجاد کند. در نتيجه زمان باقي مانده براي من فرصت مناسبي ايجاد کرد تا با فراغ بال بيشتري در پاريس کار کنم. من توانستم کارهاي فيزيکي براي صحنه هاي ربودن را انجام دهم، اما نيازمند احساسات ليام در صحنه هاي مختلف بودم که او در دو ربوده شده توانست آن را انجام دهد.»
مورل از صحنه هاي تکراري يا آن چه که زيبايي هاي بصري مي نامد براي قسمت پاريس اجتناب مي کند: « من مي خواهم پاريس را همان گونه که هست، نشان دهم. من عکس هاي کارت پستالي زيبا از پاريس نمي خواهم و از کليشه هاي معمول در برابر برج ايفل و .. اجتناب مي کنم، اما اين اطمينان را دارم که صحنه ها به زيبايي در پاريس گرفته مي شود. بنابراين به دنبال صحنه هايي که بتواند پاريس را به زيبايي هرچه تمام تر نشان دهد، مي گرديم تا در آن توريست ها نباشند. اين بدان معناست که تمام فيلمبرداري ما در کاخ اليزه درست روز بعد از انتخابات رياست جمهوري بود. تقريبا نيمي از خيابان مسدود شده بود چرا که رئيس جمهور جديد مي خواست از خيابان بازديد کند. ما از صحنه هايي فيلم گرفتيم که پليس ضدشورش آن را احاطه کرده بود.»
فيلمبرداري در پاريس خصوصا در شب و تمامي صحنه هايي که در آن زد و خورد وجود دارد، براي نيسن سخت بود، اما او بسيار مهم و جدي ظاهر شد. «من به وجود خانم ها و آقايان پرانرژي در صحنه بسيار حساس هستم. کارکنان انگليسي و آمريکايي غالبا کارکشته هستند. همچنين ساعات کاري فرانسوي ها بسيار مناسب و دقيق بود. بين تمرين هاي صحنه هاي زد و خورد و فيلمبرداري از آن روزهاي بسياري هدر رفت، اما تمام طول شب اين مطلب را جبران مي کرديم. به طور کلي در اين فيلم، شادي زندگي در شب هاي پاريس نشان داده نمي شد.»
ربوده شده ميلز را مردي منجي نشان مي دهد که مهارت هاي بسيار دارد، چشم هاي تيزبين، تر و فرز، پيگير، داراي شخصيت، جنگجو، شکنجه گر، کاراته کار و ... که مي تواند يک تانکر بنزين را در ماشينش بگذارد و آن را آتش بزند. اما اگر آژانس CIA به مهارت برايان ميلز به صورت خاص کار مي کرد، اوسامه بن لادن از سپتامبر 2001 تاکنون در زندان هاي آمريکا به سر مي برد. اين ها مجموعه اي از تصاوير اکشن غير قابل باور هستند که در آن ها ميلز اين فرصت را پيدا مي کند که از تمامي وسايل جاسوسي يک پس از ديگري استفاده کند و افکار دشمنان خود را بخواند، تلفن هاي آن ها را گوش دهد، ملاقات هاي آن ها را جاسوسي کند و در زمان لزوم آن ها را با استفاده از امکانات و تجهيزات جنگي شکست دهد.
برگرفته از: Movie Web (July 2009
منبع: نشريه صنعت سينما ،شماره 85
/س