علم جامعه‌ی مدرن

مونتسکیو بر این باور است که قوانینی در طبیعت وجود دارند که می توان آنها را در مورد همه‌ی مردم به کار بست، زیرا از «از سرشت وجود ما» استخراج شده‌اند.
سه‌شنبه، 12 فروردين 1399
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
علم جامعه‌ی مدرن
صرف نظر از اینکه جامعه شناسی در سده‌ی نوزدهم در زمانی که این رشته این نام را به خود گرفت، و مشخصأ محافظه کار شد و حال و هوایی نوستالژیک پیدا کرد - به چه صورتی درآمد، می توان گفت که به هنگام ابداع آن در عصر روشنگری، علمی بود که برای تعالی آزادی و انسانیت شکل گرفته بود. سن سیمون نوشت: «فلسفه ی سده‌ی هجدهم فلسفهای انتقادی و انقلابی بود؛ فلسفه ی سده‌ی نوزدهم خلاق و «سازنده خواهد بود». جامعه شناسی نیز مانند بسیاری از طرح های فکری ای که در سده‌ی هجدهم پا گرفتند یا تکمیل شدند، گاه دچار نوعی اعتماد به نفس افراطی و بیمارگونی میشد که متخصصان نمی توانستند آن را فروبنشانند... برعکس این فقدان وضوح و فروتنی، اهداف جامعه شناسی سده‌ی نوزدهم به اندازهی کافی روشن بود؛ این جامعه شناسی می خواست اطلاعات قابل اعتماد و نظریه‌ی عقلانی را جایگزین حدسیات و نگرش متافیزیکی کند و از دانشهای نوینی که انسان به کف آورده بود، بهره گیرد. مونتسکیو، نخستین و بزرگترین جامعه شناس روشنگری، شاید بیش از هر کس دیگری حامل این اصلاح طلبی علمی، و چنان که خود در مقدمه ی روح القوانین نوشت، در واقع یک دانشمند بود:
 
 «من اصول خود را، نه از پیش داوری هایم، بلکه از ماهیت چیزها اخذ کرده ام»؛ و به خوانندگانش اطمینان داد که صرفا یک گزارشگر است: «نمینویسم تا هرآنچه را در کشوری تثبیت شده است به نقد کشیده باشم». همان زمان، و در همان جای آشکارا گفت که از نظر او، واقعیت در خدمت ارزشهاست: «اگر می توانستم به مردم کمک کنم که پیشداوریهاشان را چاره کنند، سعادت مند ترین آدمیان بودم»؛ درواقع، «آگاهی دادن به مردم بی اهمیت نیست». مقاصد او دست کم روشن و خالص اند.
 
اما عملکرد او به گونه ی دیگری ست. روح القوانین ایراداتی دارد؛ حتی معاصران او نیز که اصالت آن را تحسین میکردند و با فلسفه‌ى لامذهب او اشتراک نظر داشتند، نظر خود را با ملاحظاتی تعدیل می کردند. روح القوانین آشفته ترین شاهکار قرن است: از سویی فصل های کوتاهی دارد که حتی طول برخی از آنها یک جمله است، و از سوی دیگر، فصلهایی دارد که هریک رسالهای بلند بالایند؛ و به ویژه در کتاب‌های پایانی، موضوعات گوناگون به صورتی آشفته به دنبال هم می آیند و تکرار می شوند. این اثر واجد انسجامی است که سودای نویسنده برای یافتن نظم در دل تصادف، وکشف درون مایه های عام در واقعیات پراکنده، آن را به اثر داده است؛ اما در پس این پراکندگی و از این شاخ به آن شاخ پریدن، تغییر ناگهانی موضوع، و فوران تمهیدات بلاغی آن، نظمی نهفته است. کمابیش می توان گفت که ثلث اول روح القوانین -که بی شک مهمترین بخش آن است - با ماهیت آشکال حکومت و حقوقی فرمان گزاران سر و کار دارد؛ سپس به بررسی تأثیری می پردازد که محیط بر است می گذارد، و سرانجام به کشکولی از مباحثی ختم می شود که از جمله بحث دربارهی اقتصاد سیاسی، سیاست فرانسه، و نظریه ی حقوقی را در بر می گیرد.
 
 تعجبی ندارد که ولتر میگفت این کتاب «از آنجا که فاقد روش است، به کلافی سردرگم میماند»، و بر این باور بود که قوت آن در برخی اندیشه‌هایش، در «درستی، جسارت و استحکام اش» نهفته است. به علاوه، چنان که ولتر نیز به شکوه درمی آید، مونتسکیو در برابر آن چه در تاریخها و سفرنامه ها آمده بود، موضعی انتقادی نداشت و نقل قول های او غالبأ فاقد دقت بود: «او تقریبا همیشه خیال پردازی هایش را با حافظه اش اشتباه می گیرد». سرانجام این که مونتسکیو، بیشک نادانسته، ایدئولوژی را وارد علم میکرد: تعریف او از آزادی سیاسی، تحلیل او از قانون اساسی بریتانیا، و طرفداری اش از اشرافیت نیرومند باعث شد که او بیش از آنکه شاهد بی طرفی باشد که از زمان و طبقهی خود فراتر رفته است، هوادار متعصبی در مبارزه ی بزرگی باشد که موجب تجزیه‌ی دولت فرانسه در سده‌ی نوزدهم شد. عملکرد او ادعایش را مبنی بر اینکه او خود را از قید پیش داوریهایش رهانده است، تأیید نکرد. صرف نظر از اینکه نقش مبهم مونتسکیو در سیاست فرانسه چه بود، نگرش او دچار چه محدودیت‌هایی بود، و دانش وی چه نواقصی داشت و من این را پس از بررسی‌های فراوان و تأمل در باب ادعاهای رقبای بالقوه میگویم – مونتسکیو پرنفوذترین نویسندهی سده‌ی هجدهم بود. هوراس وال پل، که بلافاصله پس از انتشار عمومی روح اقوانین در ژانویهی ۱۷۵۰، آن را خوانده بود، آن را بدون تردید بهترین کتابی که تاکنون نوشته شده» نامید و گفت «کم ترین چیزی که می توانم بگویم این است که آنچه از همه‌ی خوانده هایم تاکنون آموخته ام، حتی نصف آموخته هایم از این کتاب نیست».
 
وقتی که او شنید نام مونتسکیو در فرانسه خدشه دار شده است، از «فرهیختگان» فرانسوی ابراز انزجار کرد و بار دیگر پاسخ نخست خود را تکرار کرد: «در کدام کتاب در دنیا نیمی از این درایت، احساس، ظرافت، و انسانیت وجود دارد». دنیا با وال پل هم داستان بود. مردان روشنگری اسکاتلند روح القوانین را با دقت زیاد خواندند و بهره های فراوانی از آن بردند .... اما اصالت واقعی و اهمیت پایدار روح القوانین در رابطه‌ی خاصی نهفته است که این اثر میان عقل و ضوابط اخلاقی برقرار میکند. بحث مونتسکیو نسبتا ساده و مصالح آن قدیمی است؛ آنچه پیچیده و نو است شیوه ی ترکیب چیزهایی ست که دیگران میدانستند. نظام فکری او خیلی روشن نیست، زیرا به روال‌های ذهنی ای استقرا و قیاس - وابسته است که مونتسکیو نه توضیحشان داده بود و نه سازگارشان کرده بود. از سویی، او اعتراف می‌کند که قوانین جامعه شناسی خود را از اصول اولیه استنتاج کرده است؛ از سوی دیگر، این قوانین تجارب خاص را به کلهای قابل فهم دسته بندی میکنند - در جامعه شناسی مونتسکیو کشمکش بزرگ میان عقل باوری و تجربه باوری هرگز فروکش نکرد. فرانتس نویمان نوشته است که «دکارت و مالبرانش فاصله‌ی بسیاری با لاک، که روش علمی مونتسکیو را رقم زد، دارند» اما اهمیت لاک قابل انکار نبود. دو اصلی که او نظام خود را بر آنها بنا کرد - یکی یگانگی سرشت انسان، و دیگری تنوع حاصل از محیط و فرهنگ - هر یک به طور مستقل اعتبار دارند. اما گاه با هم کشاکش پیدا میکنند. اما این کشاکش‌ها هر چه باشند، چنانکه گفتم حرف او نسبتا روشن بود.
 

[قوانین طبیعت]

 مونتسکیو بر این باور است که قوانینی در طبیعت وجود دارند که می توان آنها را در مورد همه‌ی مردم به کار بست، زیرا از «از سرشت وجود ما» استخراج شده اند. اما این قوانین در موقعیت های مختلف به اشکال متفاوتی متجلی می شوند؛ آنها به واسطهی عوامل مادی ای چون آب و هوا، خاک، وسعت کشور، و نیز به واسطه‌ی چیزهایی مانند آداب و رسوم و مذهب که مونتسکیو آنها را علتهای «اخلاقی» می نامد، آشکالی خاص به خود می گیرند. وظیفه ی علم اجتماعی هم یافتن قوانین جهان شمول است و هم یافتن کاربردهای متناسب آنها در وضعیت‌های گوناگون.
 
منبع: درآمدی بر فهم جامعه‌ی مدرن، کتاب یکم: صورت‌بندی‌های مدرنیته، استوارت هال و برم گیبن، مترجمان: محمود متحد، عباس مخبر، حسن مرتضوی، مهران مهاجر و محمد نبوی، صص102-98، نشر آگه، تهران، چاپ چهارم، 1397
مقالات مرتبط
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
شعر با حرف ق برای مشاعره با انواع شعرهای معروف
شعر با حرف ق برای مشاعره با انواع شعرهای معروف
مروری بر پندهای قرآنی لقمان و کاربردهای تربیتیِ آن در خانواده و جامعه
مروری بر پندهای قرآنی لقمان و کاربردهای تربیتیِ آن در خانواده و جامعه
سیمیاری: مطالبه مردم برخورد قاطع امنیتی - قضایی با مداخلات فرانسوی‌هاست
play_arrow
سیمیاری: مطالبه مردم برخورد قاطع امنیتی - قضایی با مداخلات فرانسوی‌هاست
بازتاب اقتدار پدافندی
play_arrow
بازتاب اقتدار پدافندی
آزادی از نوع آمریکایی را در باندهای قدرت صهیونی بیابید
play_arrow
آزادی از نوع آمریکایی را در باندهای قدرت صهیونی بیابید
کاخ سفید: ترامپ را جدی نگیرید!
play_arrow
کاخ سفید: ترامپ را جدی نگیرید!
احترام نظامی ملی‌پوشان بسکتبال هنگام پخش سرود ایران
play_arrow
احترام نظامی ملی‌پوشان بسکتبال هنگام پخش سرود ایران
لحظه پرالتهاب شروع تیراندازی مرگبار در ایالت کنتاکی با ۶ کشته و زخمی
play_arrow
لحظه پرالتهاب شروع تیراندازی مرگبار در ایالت کنتاکی با ۶ کشته و زخمی
حقیقت تلخ برای واشینگتن؛ تشر تاکر کارلسون به رسانه‌های دروغین
play_arrow
حقیقت تلخ برای واشینگتن؛ تشر تاکر کارلسون به رسانه‌های دروغین
دومین طرح پیشنهادی دولت برای بنزین چه مزایا و معایبی دارد؟
play_arrow
دومین طرح پیشنهادی دولت برای بنزین چه مزایا و معایبی دارد؟
تغییر چهره بازیگران بچه‌های مدرسه همت بعد از ۲۹ سال
play_arrow
تغییر چهره بازیگران بچه‌های مدرسه همت بعد از ۲۹ سال
نیکولا ترز: شکست آمریکا در ایران می‌تواند به یک پرونده عبرت‌آموز در تاریخ روابط بین‌الملل تبدیل شود
play_arrow
نیکولا ترز: شکست آمریکا در ایران می‌تواند به یک پرونده عبرت‌آموز در تاریخ روابط بین‌الملل تبدیل شود
همکاری دو ربات انسان‌نما برای طناب‌زنی
play_arrow
همکاری دو ربات انسان‌نما برای طناب‌زنی
نظامی آمریکایی: ترامپ منفورترین چهره روی زمین!
play_arrow
نظامی آمریکایی: ترامپ منفورترین چهره روی زمین!
وزیرخارجه نروژ: جنگ با ایران نه هوشمندانه بود نه مطابق قوانین بین‌المللی
play_arrow
وزیرخارجه نروژ: جنگ با ایران نه هوشمندانه بود نه مطابق قوانین بین‌المللی