ساقیا برخیز و درده جام را

ساقیا برخیز و درده جام را خاک بر سر کن غم ایام را ساغر می بر کفم نه تا ز بر برکشم این دلق ازرق فام را
دوشنبه، 10 خرداد 1389
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
ساقیا برخیز و درده جام را
ساقیا برخیز و درده جام را
ساقیا برخیز و درده جام را
 
شاعر : حافظ
 
خاک بر سر کن غم ایام را ساقیا برخیز و درده جام را
برکشم این دلق ازرق فام را ساغر می بر کفم نه تا ز بر
ما نمی‌خواهیم ننگ و نام را گر چه بدنامیست نزد عاقلان
خاک بر سر نفس نافرجام را باده درده چند از این باد غرور
سوخت این افسردگان خام را دود آه سینه نالان من
کس نمی‌بینم ز خاص و عام را محرم راز دل شیدای خود
کز دلم یک باره برد آرام را با دلارامی مرا خاطر خوش است
هر که دید آن سرو سیم اندام را ننگرد دیگر به سرو اندر چمن
عاقبت روزی بیابی کام را صبر کن حافظ به سختی روز و شب


ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط