بارها گفتهام و بار دگر ميگويم
بارها گفتهام و بار دگر ميگويم
شاعر : حافظ
| که من دلشده اين ره نه به خود ميپويم |
|
بارها گفتهام و بار دگر ميگويم |
| آن چه استاد ازل گفت بگو ميگويم |
|
در پس آينه طوطي صفتم داشتهاند |
| که از آن دست که او ميکشدم ميرويم |
|
من اگر خارم و گر گل چمن آرايي هست |
| گوهري دارم و صاحب نظري ميجويم |
|
دوستان عيب من بيدل حيران مکنيد |
| مکنم عيب کز او رنگ ريا ميشويم |
|
گر چه با دلق ملمع مي گلگون عيب است |
| ميسرايم به شب و وقت سحر ميمويم |
|
خنده و گريه عشاق ز جايي دگر است |
| گو مکن عيب که من مشک ختن ميبويم |
|
حافظم گفت که خاک در ميخانه مبوي |
|