
اين جزيره همان ليبراليسم است
حسن عباسي به عنوان يكي از سخنرانهاي پرطرفدار در جمعهاي دانشجويي حرفهاي عجيبي درباره پشت پرده ساخت سريال لاست دارد
غربيها امروز با تلويزيون استراتژيك به جان جهان افتادهاند. از سينماي استراتژيك عبور كردهاند. ناتوي فرهنگي امروز با تلويزيون استراتژيك است. امروز در ايران جوانان صرفاً به پاي فيلم سينمايي نمينشينند. دانشجوي ما ميآيد ميگويد سه شب غذا نخوردم، 86قسمت سريال لاست را ديدم. من فقط ابعاد يكي از اين سريالها را اجمالي معرفي ميكنم.
پيام دوم فيلم اين است كه نئوليبراليسم آخرين راه است. بشر هيچ راهي ندارد. در اين فيلم سهم هر تمدن را روشن كرده است. آنها ميگويند تو كجا برو، كجا بيا و براي سياهپوستها، چينيها، ژاپنيها و كرهايها تصميم ميگيرند. تنها كسانيكه تصميم ميگيرند براي سرنوشت جزيره، آنگلوساكسونها هستند. خودبهخود كسي كه اين فيلم را ميبيند به او القاء ميشود كه اگر رفت در سازمان ملل، بنشيند تا آنگلوساكسونها براي او تصميم بگيرند.
جزيره جهاني جزيرهاي است كه اينها در آن گمشدهاند. 47نفر باقي ماندهاند و اينها افراد و عناصري هستند كه از مكانهاي مختلف جمع شدند و اين 47نفر را به تمدنهاي مختلف در كره زمين تقسيم كردهاند.
منبع:نشريه همشهري جوان؛ ش245
/ن
غربيها امروز با تلويزيون استراتژيك به جان جهان افتادهاند. از سينماي استراتژيك عبور كردهاند. ناتوي فرهنگي امروز با تلويزيون استراتژيك است. امروز در ايران جوانان صرفاً به پاي فيلم سينمايي نمينشينند. دانشجوي ما ميآيد ميگويد سه شب غذا نخوردم، 86قسمت سريال لاست را ديدم. من فقط ابعاد يكي از اين سريالها را اجمالي معرفي ميكنم.
.jpg)
پيام اصلي فيلم:
حرامزادگي غربي:
پيام دوم فيلم اين است كه نئوليبراليسم آخرين راه است. بشر هيچ راهي ندارد. در اين فيلم سهم هر تمدن را روشن كرده است. آنها ميگويند تو كجا برو، كجا بيا و براي سياهپوستها، چينيها، ژاپنيها و كرهايها تصميم ميگيرند. تنها كسانيكه تصميم ميگيرند براي سرنوشت جزيره، آنگلوساكسونها هستند. خودبهخود كسي كه اين فيلم را ميبيند به او القاء ميشود كه اگر رفت در سازمان ملل، بنشيند تا آنگلوساكسونها براي او تصميم بگيرند.
رمزگشايي عدد:
بازگشت به ليبراليسم:
جك شفرد:
شفرد يعني چوپان. مسيحيها معتقدند كه هركسي مسئوليت دارد، چوپان گله است. اسم پدرش كريستين شفرد است. كريستين يعني مسيحي. چوپان مسيحي. اين انسانِ تراز ليبراليسم است. انسان باكلاس ليبرالها.ساوير:
انسان منفي ليبرالها. يعني ساوير. از داستان «تام ساوير» اين عنوان را گرفته است. ساوير، انسان تراز پايين است.جان لاك:
او پدر ليبراليسم است. تمام نكات اصلي كتابهاي فلسفه ليبراليسم را درآوردند و در دهان اينآدم قرار دادند؛ مثلاً او يك جمله معروف دارد كه ميگويد: «اين تو نيستي كه ميتواني به من بگويي كه چكار نميتوانم بكنم» يعني شما در فيلم بدون اينكه متوجه شويد دوره ايدئولوژي ليبراليسم را گذراندهايد.دزموند هيوم:
دزموند يا ديويد هيوم نقش خيلي مهمي دارد؛ همان كه كانت ميگويد: «اين مرا از خواب جزمي بيدار كرد» كسي كه رسماً ميگويد من ملحدم؛ يعني پدر امپريسم پدر حسگرايي، يعني هرچه در حس و تجربه نگنجيد، باورپذير نيست. پدر فلسفه انگليس؛ اينقدر علني اعلام كردند كه اين جزيره جهاني است.دانيل فارادي:
يك آدم دارند العياذبالله امام زمان آنهاست. در اين فيلم يك فيزيكدان آوردند كه فارادي است. كاملاً آلماني اصيل است. او با يك آزمايش موشكي در فصل4 متوجه ميشود اين جزيره وجود ندارد، اصلاً در عالم برزخ است؛ وقتي هيوم از زمان عبورميكند، ذهنش به هم ميريزد.، اوتلفن را دستش ميگيرد به ديويد هيوم ميگويدت بيا و او را ميبرد به 16سال پيش.يعني «بدون زماني». تلقياي كه ما از امامزمان داريم اين است كه امام در زمان نيست. امام با زمان هم نيست، امام بر زمان است.سرزمينهاي سريال(زنها):
سريال ده نفر زن اصلي دارد. زن در ادبيات استراتژيك يعني سرزمين و عقيده. يعني در اين فيلمها وقتي خانمي سيبي به كس ديگري ميدهد، نمادش اين است كه اجازه ميدهد تصرف شود؛ نماد شب زفاف.كيت آوستين:
مهمترين آنها «كيت» است. اين دختر يك ميسيونر مذهبي بوده است. فاميلي اصلي او، ليلي اوانجلين است. مدّتي در فيليپين بوده كه برود ميسيونر مذهبي شود. او كاناداييالأصل است.ژوليت:
يك آمريكايي به نام «ژوليت» كه زنهاي حامله را نجات ميدهد. در جزيره هر زني كه حامله شود، ميميرد. وقتي يهوديان او را ميآورند به خاطر اين است كه زاد و ولد تمدني ايجاد كند.كلير:
او هنرپيشهاي استراليايي است. تنها كسيكه در اين جزيره حامله است و بچه به دنيا ميآورد و تنها تمدني كه زاد و ولد ميكند و در آينده باقي ميماند اين زن است كه اسم بچه او «هارون» (Aarun) است. هارون در نگاه ما برادر «موسي(ع)» است، در كاركردي كه وقتي موسيعليهالسّلام ميرود كوه تور و برميگردد، وقتي اينها گوسالهپرست ميشوند ميگويد زورم به آنها نرسيد اما در يهود و مسيحيت هارون همان كسي است كه «گوساله» را ساخت. نسلي كه باقي ميماند از آنگلوساكسونها در نظام تمدن آينده، سامري است.پنلوپه: (Penelope)
در انديشه يوناني يعني زن وفادار. كسي است كه تا وقتي شوهرش اوديسيوس رفت جنگ و برگردد 108 خواستگار داشت، ماند به پاي شوهرش. هيوم، پدر فلسفه انگليس و پنلوپه نماد سرزمين و عقيده انگليس كه نميخواهد غير از خود هيوم با كس ديگري ازدواج كند. پدرش لرد است. نماد سرزمين انگليس كه به غير از ديويد هيوم به كسي توجه ندارد.شانون:
سعيد، اين پسر مسلمان، عاشق اين ميشود و در فيلم اين القاء را ميكند كه انسان مسلمان، فقط در علاقه و تصرف سرزمين غرب حق دارد با بخش «لمپن» سرزمين غرب ارتباط برقرار كند.رز:
زن بعدي يك زن سياهپوست است به نام «رز». زن پيري است كه نماد آفريقاست.آنالوسيا هم كه اشاره كردم نماد آمريكاي لاتين است.من انگلو ساكسون بزرگ:
جزيره جهاني جزيرهاي است كه اينها در آن گمشدهاند. 47نفر باقي ماندهاند و اينها افراد و عناصري هستند كه از مكانهاي مختلف جمع شدند و اين 47نفر را به تمدنهاي مختلف در كره زمين تقسيم كردهاند.
.jpg)
اسلامي:
از تمدن اسلامي با يك ميليارد و 300ميليون نفر يك نفر را آوردهاند. يك افسر شكنجهگر عراقي زمان صدام به اسم سعيد جراح كه بازيگر آن، يك هنرپيشه بسيار فاسد آمريكايي است. اين هنرپيشه يك رگش هندي است، يك رگش غربي است، مثل سلمان رشدي.شرقي:
نماينده كل 2 ميلياردنفر شرق، يعني چينيها، ژاپنيها، ويتناميها، لائوسيها و كرهايها، يك زوج كرهاي هستند.آمريكاي لاتين:
براي تمدن آمريكاي لاتين كه اسپانيولي زبان هستند يك زني رادر فيلم به نام آنالوسيا قرار دادهاند كه اين شخصيت در آمريكا و در كاليفرنيا پليس بوده است.آفريقا:
براي تمدن آفريقايي، سه، چهار سياهپوست گذاشتهاند، اما پنبه كار آنها را زدهاند! يعني اصلاً آنها حل شدهاند در فرهنگ آمريكايي. ميماند بقيه كه همه آنگلوساكسون (Anglo-Saxons) هستند.اروپا:
از روسها يك نفر منفي كه يك چشمش بسته است و از فرانسويها يك زني به عنوان نماد فرانسه ايفاي نقش ميكند.آنگلوساكسون:
ساير حاضران در جزيره دو قطب اصلي هستند؛ يهود كه نماينده اصلي آن بنجامين است و بازيگر آن اصلاً يهودي است، از يهوديان اشكنازي كه قيافهاش كاملاً يهودي است و اسمش هم يهودي است. اين از يكي دستور ميگيرد به نامه جاكوب (Jacob) كه ما بهان يعقوب ميگوييم كه آن هم يك اسم يهودي است؛ پس بنابراين پشت صحنه اداره جزيره جهاني، يهود است. بازيگران اصلي همه آنگلوساكسون هستند، همه انگليسي تبار هستند. يعني آمريكايي، كانادايي و استراليايي.عشقهاي معنادار:
مثلثي(1):
عشق جك با ساوير نسبت به كيت. يعني جك كه چوپان اينهاست و انسان ليبرالتر از آنهاست و ساوير كه لمپن آن جامعه است. سرزمين كانادا را ميخواهند تصرف كنند و سرزمين كانادا به اين دو گرايش دارد، پيامي كه آمريكاييها ميگويند (چون كانادا را مكاني لمپني ميدانند) كه ميخواهد متمايل شود به نماد امريکا يعني سرزمين کا نادا مي خواهد تصرف شود ازسوي ساوير كه آدم پست است. بين انسان تراز پايين ليبرال وانسان تراز بالاي ليبرال دعوا بر سر سرزمين است؛ يعني كيت نماد كانادا.مثلثي(2):
عشق بين جك، با آن يهودي يعني بنجامين درباره ژوليت آن دكتر آمريكايي است. يعني اصل سرزمين تمدن اصلي غرب نماد آن ميشود. بنجامين يهودي الآن دنبال ژوليت بوده است اما براي تفكر يهود رقيب پيدا شده است؛ يعني تفكر آمريكايي. آن صحنهاي كه باهم شطرنجبازي ميكنند. شطرنج آنگلوساكسونها و يهودي، نماد اين است كه شطرنجبازي ميكنيم تا جزيره را تصرف كنيم. مديريت بر اين جزيره، او ميگويد «جزيره من» يعني آن فرد يهودي ميگويد دنيا براي من است، من شما را از اين جزيرهام بيرون ميكنم و جك ميايستد روبروي او و آخر آنها به توافق ميرسند. دعوا بر سر خود اصل آمريكا يعني سرزمين اصلي آنگلوساكسونها است، دعوا بين يهود، يعني بنجامين و جك است.مثلثي(3):
عشق مثلثي زن كرهاي با شوهرش و با فاسقش كه علاقه به آمريكا دارد.تعليقي:
عشق پنلوپه به دزموند كه همان ديويد هوم است، دليل تعليق فيلم.نافرجام:
عشق سعيد يعني فرد مسلمان به زن آمريكايي كه شانون (Shannon) است كه نشان ميدهد مسلمانان نميتوانند سرزمين آمريكا را تصرف كنند و از آنها بچهدار شوند. [اشاره به اينكه شانون ميميرد قبل از اينكه از سعيد بچهدار شود.]لُمپني:
عشق آنالوسيا به ساوير. يعني تمدن لمپني يعني آمريكاي لاتينيها، عشقشقان به تمدن لمپني آمريكاست.سياه:
عشق رز به همسر آنگلوساكسونش. اين زن تمدن آفريقايي بوده؛ در جوانيهايش علاقهمند شد به تمدن سفيدپوستها و آغوشش را بازكرده و تصرف شده.منبع:نشريه همشهري جوان؛ ش245
/ن