همة آن چيزي كه بايد درمورد ساخت و پخش سريال24 بدانيد
نخستين قسمت اكشن درام«24» محصول شبكه تلويزيوني فاكس- شش نوامبر2001 پخش شد. مديران كمپاني از ابتدا تنها قصد داشتند 13قسمت از مجموعه را توليد كنند اما ارزشيابي بالاي مجموعه در نظرخواهيها و موفقيت غيرمنتظرهاش باعث شد 11قسمت ديگر هم سفارش داده شود تا تعداد اپيزودها به 24برسد. اين مجموعه ازنظر تعداد قسمتها پس از «مأموريت غيرممكن» و از حيث طول زمان پخش پس از "Avengers" طولاني ترين مجموعةجاسوسي تاريخي تلويزيون است. البته بعد از پخش فصل هشتم هردوي اينها را پشت سر خواهد گذاشت.
24، شرح مبارزه جك بائر با تروريستهايي است كه به خاك ايالات متحده آمريكا حمله ميكنند. قرار است كلّ اين مبارزه 24ساعت طول بكشد؛ 24ساعت در 24قسمت. محلّ عمده وقوع حوادث تا فصل ششم لسآنجلس و بخشهاي مختلف كاليفرنياست و همچنين گاهي شاهد لوكيشنهاي جديدي هستيم مثل واشنگتن ديسي و شمال مكزيك.
علاوه بر هفت فصل پخش شده فيلمي بلند با نام «24: رستگاري» هم بين فصول شش و هفت ساخته و پخش شد؛ فيلمي كه قرار بود حدّ واسط اين دو فصل و آغازگر داستان فصل هفتم باشد.
زماني براي كشتن:
زمان، كليديترين عنصر دراماتيك اثر است. تمام تلاش سازندگان اين بوده كه حس زمان واقعي را القاء كنند؛ يعني هر دقيقه از زمان پخش درواقع دقيقهاي از زندگي شخصيتهاست اما هر قسمت زماني حدود 44دقيقه دارد ولي ساعت ديجيتالي روي صفحة آگهيهاي تجاري هم گذر زمان را نشان ميدهد؛ به گونهاي كه آن 16دقيقه ميان سكانسهاي مختلف هر اپيزود تقسيم ميشود. البته سازندگان اين سريال گافهايي هم درباره زمان دادهاند مثل صحنهاي از فصل سوم كه جك، نينا همايرز را ميكشد و ساعت ديجيتالي رأس ساعت را نشان ميدهد؛ اما قسمت بعدي كه دقيقاً از همان زمان شروع ميشود كاركنان CTU را نشان ميدهد كه از مرگ نينا آگاهند و دربارهاش بحث ميكنند.
نكتة ديگر اينكه اگر زمان هر اپيزود را بدون آگهيها همان 44دقيقه فرض كنيم، هر فصل درواقع 17ساعت طول ميكشد. آن ساعت ديجيتالي هم علاوه بر نمايش زمان واقعي عنصري دراماتيك هم هست؛ قبل و بعد از هر سكانس اصلي شاهد حضور آن با صداي تيكتاكوار و متمايزش هستيم. اين صدا حتي گاهي به موسيقي متن بعضي صحنهها تبديل ميشود؛ خصوصاً صحنههاي مرگ شخصيتهاي اصلي يا پايان هر فصل. طرفداران نام اين ساعت را گذاشتهاند: «ساعت خاموشي»؛ عنصري كه حالا پس از اين همه فصل و اپيزود خود بدل به يكي از شخصيتهاي اثر شده.
24 همچنين تاكنون از فلاشبك (به جز فصل اول) يا اسلوموشن استفاده نكرده؛ حتي در صحنههاي اكشن و نفسگير. اين اتفاق باعث شده كه ديگر فيلمها و مجموعههاي اكشن- اجرايي هم از تكنيك محبوب اسلوموشن دوري كنند.
درونمايهها؛ جدي يا شوخي؟
در هر فصل شاهد وقوع دو يا چند ماجراي موازي هستيم كه در لوكيشنهاي متفاوت روي ميدهند اما همگي مضموني واحد را پيگيري ميكنند. بنابراين شخصيتها تنها بخشي از زمان هرقسمت را به خود اختصاص ميدهند ولي حضور آنها در قسمتهاي متعدد ميتواند تصويري كلّي و به دست دهد. هرچند 24طرح داستاني پيچيده و ضرباهنگي سريع دارد؛ اما گاهي بيش از خود تهديد تروريستياي كه عمدتاً نيمي از فصل را در برميگيرد، تلاش و تكاپوي شخصيتها و كار روي سرنخها اهميت پيدا ميكند. هر سرنخ (حادثه يا شخصيت) حدوداً قسمتي از مجموعه را در بر ميگيرد و عمدتاً در انتها به سرنخ بعدي متصل ميشود. تهديدها هم در طول 24قسمت هرفصل تغيير ميكنند. تروريستها خود را با شريط وفق ميدهند، نقشههاي ثانوي رو ميآيند و عمليات تروريستي شكلي بزرگتر و مخربتر به خود ميگيرد.
تم ديگر اثر، وقوع تراژدي در شكلهاي مختلف براي شخصيتهاي اصلي و مثبت است كه «اجتنابناپذير» به نظر ميرسد. مرگ عزيزان، افراد خانواده، همكاران و دوستان ديگر پس از چند فصل به بخش جداييناپذير از دنياي درام اثر تبديل ميشود.
استفاده از شكنجه در بسياري از صحنههاي24 هم اعتراض بسياري را برانگيخته. جك و ديگر كاركنان CTU هرجا كه اطلاعات فوري نياز باشد دست به شكنجه ميزنند و نتيجه هم اغلب مثبت و براي «خير برتر» (Greater good) است. همان بهانهاي كه آمريكاييها با آن در نقاط مختلف دنيا جنگ به راه مياندازند.
از توليد به مصرف:
پيش از شروع توليد24، دو خالق مجموعه- جوئل سدنو و رابرت كوچران- سرگرم ساخت la femme nikita به مدّت پنجسال براي شبكة USA بودند. شباهتهاي اين دو مجموعه بسيار است. هردو با عملياتهاي تروريستي سروكار دارند و شخصيتهاي اصلي در موقعيتهايي قرار ميگيرند كه مجبورند براي «خير برتر» تصميمهايي تراژيك بگيرند. بسياري از بازيگران la femme nikita نقشهايي مشابه را در 24 ايفاء كردهاند و بسياري از خرده داستانهاي آنها مشابه است؛ همچنين بسياري از عوامل ديگر نظير كارگردانها، تدوينگران و عوامل فني تجربة كار در هردو مجموعه را دارند.
علاوه بر اين، 24 بعضي از پيرنگهايش را از فيلم «هواپيماي رياستجمهوري» گرفته؛ مثل استفده از خود هواپيما و ماجراهايي كه در آن ميگذرد و همچنين ماده الحاقي25. در فصول دو، چهار و شش هواپيماي رياستجمهوري ديده ميشود (در فصل شش درحقيقت هواپيماي معاون اول رياستجمهوري تحت عنوان Air force two را ميبينيم). همچنين پنج تن از بازيگران فيلم «هواپيماي رياستجمهوري» در 24 هم بازي ميكنند.
انتخاب بازيگرها:
24 بازيگر بسيار زيادي را به خود ديده. اين به خاطر نوع داستانپردازي بيرحمانة مجموعه است كه حضور دائمي هيچ شخصيتي را بر نميتابد؛ به همين دليل و به سبب ماهيت پيشبيني ناپذير هر فصل شاهد حذف و اضافة مداوم بازيگران و شخصيتها هستيم. تنها كيفر ساترلند در نقش جك بائر و گلن مورشاور در نقش ارون پيوس هستند كه در هر هفت فصل مجموعه ظاهر شدهاند.
در بعضي موارد هنرپيشههاي مهمان تبديل به شخصيتهاي اصلي شدهاند مثل لانا پاريلا و راجر كراس در فصل چهار. بعضي بازيگران هم تحت عنوان مهمان ويژه ظاهر ميشوند و ويژه بودنشان به خاطر شهرتشان است. بازيگراني چون؛ ريچارد برجي، دنيس هاپر، شان آيتسن و جيمز كرامول. همچنين از عنوان «حضور ويژه» براي دنيس هايسبرگ در فصل چهارم و جان وويت در فصل هفتم استفاده شد.
منبع:نشريه همشهري جوان؛ ش245
/ن