سرنوشت اختراعات کنونى در عصر ظهور چه خواهد شد؟

در این نوشتار، به دنبال پاسخی جامع به این سوال هستیم که در زمان پرشکوه ظهور امام زمان علیه السلام، سرنوشت اختراعات کنونى چه خواهد شد؟
شنبه، 4 اسفند 1403
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
سرنوشت اختراعات کنونى در عصر ظهور چه خواهد شد؟

طرح مسأله و ضروت بحث

دو عامل اساسى و مهم راهنمایى هاى امام عصر عجّل الله تعالى فرجه الشریف و تکامل عقلى و رشد فکرىِ مردم عصر ظهور، آنان را با سرعت هر چه بیشتر به سوى علوم و آگاهى هاى بس بلند مى رساند و تمدّنى بس عظیم را براى آنان به ارمغان مى آورد.
با پیشرفت عجیب علم و تمدّن در زمان پرشکوه ظهور، سرنوشت اختراعات کنونى چه خواهد شد، آیا آن ها نابود خواهند شد؟ آیا مردم عصر ظهور از آن ها استفاده خواهند نمود؟ و آیا...
این سؤالى است که ممکن است در ذهن بعضى از افراد وجود داشته باشد و سزاوار است که پاسخى قانع کننده به آن داده شود.
براى روشن شدن پاسخ ما درباره اختراعات کنونى، آن ها را به سه دسته ذیل تقسیم مى کنیم تا بتوانیم پاسخ کاملی درباره سرنوشت هر دسته از این اختراعات در دوران ظهور امام زمان علیه السلام را به خوانندگان محترم ارائه دهیم.
1- اختراعاتى که داراى آثار منفى، شوم و ویرانگر هستند.
2- اختراعاتى که آثار شوم ندارند ولى زمان استفاده و بهره بردارى از آن ها گذشته است.
3- اختراعاتى که داراى آثار منفى نیستند و مورد استفاده جامعه قرار دارند.
 

نقص اختراعات کنونى

در نتیجه بحث و بررسى درباره آثار و نیروهاى روح به این نکته مهم پى مى بریم که آنچه را دنیاى کنونى به عنوان صنعت و تکنولوژى به مردم عرضه کرده است، اختراعاتى بوده است که روح انسان را در اسارت جسم و محتاجِ آن قرار داده است و هیچ گونه نشانى از قدرت هاى روحى که در آن ها جسم انسان تابع روح باشد وجود ندارد.
 
این یک کمبود و نقص بزرگ براى تکنولوژى موجود است که متأسّفانه دانشمندانِ عصر غیبت درباره آن به برنامه درستى دست نیافته اند.
 
توجّه داشته باشید: ما که مى گوییم تکنولوژى عصر غیبت داراى نقص و کمبود است به این دلیل است که وسایل تندرو این زمان را با گارى و کالسکه مقایسه نکرده ایم، ما مى گوییم قدرت هاى فراوانى را که خداوند در نهاد انسانِ والا قرار داده است و خود را به خاطر آفرینش او «احسن الخالقین» مى داند و مى گوید: «تَبارَک الله أَحْسَنُ الْخالِقین»(1)، با توجّه به عظمت چنین موجودى آنچه را که انسان از یک بُعد وجود خویش استفاده کرده و بُعد دیگر را به دست فراموشى سپرده، اندک و داراى کمبود است.
 
ما مى گوییم انسان به دلیل آنکه داراى روح است، نباید همیشه روح را تابع جسم قرار دهد بلکه انسان باید بیاموزد که مى تواند با توجّه به بُعد دیگرِ خویش، جسم را تابع روح قرار دهد و به این وسیله خود را از قید مادّه و از مرز زمان رها کند؛ ولى تمامى صنایع و اختراعات در عصر غیبت گرفتار و پاى بست تقیدات مادّى است.
 
به این جهت مى گوییم تکنولوژى در عصر غیبت تک بُعدى است و از تکاملى که باید داراى آن باشد، برخوردار نیست.
 
ما مى گوییم در عصر درخشان ظهور که از نظر تمام ابعاد وجود، به قدرت و تکامل مى رسد، به قدرت هاى بسیار عظیم فرامادّه دست مى یابد و بر اثر آن نه تنها در تکنولوژى و صنعت مادّى داراى پیشرفت گسترده مى شود، بلکه از قدرت هاى برتر نیز بهره مند مى گردد.
 
اکنون براى آنکه گفتار خود را با سخنان حیاتبخش خاندان وحى علیهم السلام محکم کنیم، روایتى را نقل مى کنیم که برخى به آن روایت براى صنعت هاى پیشرفته عصر ظهور، استدلال نموده اند. اکنون به اصل روایت توجّه کنید:
 
ابن مسکان مى گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که آن حضرت مى فرمود:
إنّ المؤمن فی زمان القائم وهو بالمشرق لیرى أخاه الّذی فی المغرب، وکذا الّذی فی المغرب یرى أخاه الّذی فی المشرق.(2)
قطعاً شخص مؤمن در زمان قائم در حالى که در مشرق است حتماً برادر خودش را که در مغرب است مى بیند. و همین طور آن کس که در مغرب است برادر خودش را که در مشرق مى باشد مى بیند.
سرنوشت اختراعات کنونى در عصر ظهور چه خواهد شد؟ 


تحلیل قدرت یابى در عصر ظهور

نکته بسیار جالبى که از این روایت استفاده مى شود این است که در عصر ظهور تحوّلى شگفت انگیز و فوق العاده براى بشریت به وجود مى آید که بر اثر آن انسان مى تواند دوستان خود را در دورترین نقطه هاى گیتى ببیند و با وجود صدها کیلومتر فاصله به خوبى آنان را مشاهده نماید و از حال آنان آگاه شده و اطّلاع پیدا کند.
 
این قدرت یابى که براى انسان در عصر پیشرفته ظهور واقع مى شود به چند صورت ممکن است مورد بررسى و تحلیل قرار گیرد:
1- آنچنان قدرت فکر و اندیشه انسان کامل شود و نیروى اراده او قوى گردد که با اراده و تمرکز فکر بتواند در هر نقطه اى از عالم ببیند؛ به این گونه که در میدان دید ظاهرى گسترش ایجاد شود، یا این که مقصود از رؤیت را به عنوان رؤیت باطنى و دیدن با چشم دل معنى کنیم.
 
این تحلیل، با توجّه به مطالبى که درباره تحوّل فکر و اندیشه و تقویت اراده در عصر ظهور گفته ایم، یک امر طبیعى است.
 
2- در عصر پرشکوه ظهور آنچنان صنعت و تکنولوژى پیشرفت مى کند که انسان ها مى توانند با استفاده از وسایل پیشرفته، یکدیگر را در شرق و غرب عالم ببینند.
 
نکته اى که باید به آن توجّه داشته باشیم این است که اکنون ذهن ما با کامپیوتر، اینترنت و تلویزیون آشنا است، و مى دانیم عدّه اى مى توانند تصویر دیگران را در اینترنت و... ببینند به دلیل وجود این گونه وسائل تصویرى، ممکن است اختراعات پیشرفته آینده را نیز یک نوع وسیله تصویرى بدانیم، در حالى که ممکن است وسایلى که در آینده در اختیار انسان ها قرار مى گیرد نه تنها تصویر آن ها، بلکه به گونه اى نشان دهنده تجسّم آنان باشد. به تعبیر دیگر نشان دهنده وجود دوبُعدى آن ها نیست، بلکه وجود سه بُعدى آن ها را نشان مى دهد.
 
3- تحلیل دیگرى نیز به نظر مى آید و آن این است که بر اثر پیشرفت بى سابقه و شگفت انگیزى که در بُعد مادّى و معنوى براى انسان ها پیش مى آید، انسان ها از هر دو طریقى که بیان کردیم مى توانند استفاده کنند.
 
4- علاوه بر آنچه گفتیم ممکن است تحلیل دیگرى ارائه شود و آن این که بر اثر افزایش قدرت هاى باطنى، انسانها بتوانند وجود مثالى خویش را در نزد برادران خود - در هر نقطه عالم که باشند - حاضر ساخته و با تجسّم بخشیدن به وجود مثالى یا بدون تجسّم آن، برادران خود را ببیند.
 
نکته اى که در توضیح این روایت اضافه کنیم این است که: ما چه همه یا چند تا یا یک تحلیل از تحلیل هاى گذشته را بپذیریم و چه تحلیل دیگرى در توضیح روایت داشته باشیم، به این مطلب باید توجّه کنیم که از ظاهر این روایت چنین استفاه مى شود که این قدرت یعنى دیدن افراد در هر نقطه جهان، حالتى است که براى عموم مردم به وجود خواهد آمد. یعنى از روایت، حالت همگانى و عمومیت استفاه مى شود.
 
بنابراین با هر تحلیلى که روایت را توضیح دهیم باید بدانیم که قدرت رؤیت از راه دور در عصر پیشرفته ظهور ویژه گروه خاصّى نیست بلکه عموم مردم داراى چنین قدرتى خواهند بود.
 
5- رؤیت و دیدن یکدیگر به گونه دیگر نیز ممکن است و آن، حضور طرف مقابل در نزد انسان باشد؛ برعکس برخى از صورى که ذکر کردیم. شبیه آنچه در روایات وارد شده است که هر کس به حضرت خضر علیه السلام سلام کند او در نزد وى حاضر مى شود. اکنون به روایت توجّه کنید:
 
در روایتى حضرت امام رضا علیه السلام درباره حضرت خضر مى فرمایند:
إنّه لیحضر حیث ما ذکر، فمن ذکره منکم فلیسلّم علیه.(3)
او هر زمان که یاد شود حاضر مى شود، پس هر کس از شماها او را یاد کرد باید بر او سلام کند.
 
در هر صورت، لازمه برخى از صورى که ذکر کردیم، بودن انسان در دو مکان یا بیشتر از آن است.
 
6- یکى از تحولاّت چشمگیر عصر درخشان ظهور را تحوّلى بدانیم که در دیدِ انسان رخ مى دهد و با اراده توانایى و قدرتِ براى دیدن از راه دور براى او فراهم مى گردد.(4)
 
تحوّلى که در دیدِ انسان ایجاد مى شود به گونه اى است که افزایشى شگفت انگیز در آن به وجود مى آید.
 
درباره شگفت انگیز بودن قدرت دیدِ انسان در روزگار رهایى به این روایت توجّه کنید: امام صادق علیه السلام فرمودند:
إنّ قائمنا إذا قام مدّ الله لشیعتنا فی أسماعهم وأبصارهم حتّى (لا)یکون بینهم وبین القائم برید، یکلّمهم فیسمعون وینظرون إلیه، وهو فی مکانه.(5)
به راستى آن گاه که قائم ما قیام نماید خداوند در گوش ها و چشمان شیعیان ما کشش ایجاد مى کند (بر قدرت آن ها مى افزاید) تا آنجا که میان آن ها و حضرت نیازى به پُست (واسطه) نیست. او با آنان سخن مى گوید و آن ها مى شنوند و به او نگاه مى کنند در حالى که او در مکان خود مى باشد.
 سرنوشت اختراعات کنونى در عصر ظهور چه خواهد شد؟

این روایت صریح است که در عصر ظهور، خداوند در قدرت دیدن و شنیدن انسان ها افزایشى ایجاد مى کند که همه مى توانند حضرت بقیة الله ارواحنا فداه را در هر کجاى عالم که باشند ببینند و صداى آن حضرت را بشنوند.
 
دقت در روایت
قابل ذکر است که این گونه روایات را برخى از نویسندگان به «تلویزیون» و... تطبیق نموده اند که با توجّه به تعبیراتى که در روایت شده است به هیچ وجه نمى توان گفت مقصود امام صادق علیه السلام از این روایت تلویزیون مى باشد؛ زیرا:
1- امام صادق علیه السلام مى فرمایند: مؤمن برادر خودش را مى بیند؛ اگر مقصود آن حضرت، تلویزیون مى بود، باید همه مردم جهان در تلویزیون ظاهر شوند تا برادران شان آنان را در قسمت دیگر کره زمین ببینند. زیرا «الف و لام» در «المؤمن» براى جنس است و اطلاق دارد؛ یعنى همه مؤمنین را شامل مى شود. و تلویزیون آن گونه قابل بهره بردارى نیست که هر کس بتواند برادر خودش را در آن ببیند، بلکه تنها کسانى را در تلویزیون مشاهده مى کند که در صحنه یا فیلم حاضر شده اند. تاکنون چند نفر از هفت میلیارد جمعیت جهان(6)، برادر خود را در تلویزیون دیده اند؟
 
نکته هاى قابل توجّه دیگرى در روایت وجود دارد که دلالت بر تأکید مطلب مى نماید؛ یعنى از آن ها استفاده مى شود اطلاق دیدن مؤمن برادر خود را در قسمت دیگر کره زمین، حتمى و قطعى است؛ زیرا این روایت: 1- با جمله اسمیه شروع شده است. 2- در ابتداى آن کلمه «إنّ» وجود دارد. 3- «لیرى أخاه» با لام آورده شده که همه اینها دلیل بر تأکید اصل مطلب که اطلاق کلام است مى نماید.
 
با توجّه به این نکات در آن عصر درخشان و شکوهمند، هر فرد مؤمن برادر خود را از راه هاى بسیار دور مى بیند همان گونه که او نیز برادر خود را مى بیند و این مطلبى است که امام صادق علیه السلام در این روایت آن را با چند تأکید بیان فرموده اند.
 
2- روایت ظاهر در این است که برادر خصوصیتى در مشاهده ندارد و امام علیه السلام آن را به عنوان مثال بیان نموده اند و گرنه در آن زمان مؤمن نه تنها برادر خود بلکه خواهر، مادر، دختر، همسر و سایر بستگانش را مى تواند از یک قسمت کره زمین در قسمت دیگر آن ببیند. آیا همه خواهران و... باید در تلویزیون برنامه داشته باشند تا مؤمن بتواند آن ها را ببیند؟!
 
3- ظاهر روایت این است که مقصود از دیدن در این روایت طرفینى است یعنى همان طور که فردى که در مشرق است برادر خود را در مغرب مى بیند، کسى هم که در مغرب است برادر خود را در مشرق مى بیند؛ هر دو یکدیگر را مى بینند، ولى در تلویزیون کسى که به آن نگاه مى کند افرادى را در تلویزیون مى بیند ولى آنان که در صحنه تلویزیون هستند نمى توانند کسانى را که به صحنه نگاه مى کنند، ببینند.
 
جالب توجّه است که امام صادق علیه السلام افزایش نیروى دید و شنوایى مردم را به زمان قیام حضرت بقیة الله ارواحنا فداه مقید نموده اند و فرموده اند: «هر گاه قائم ما قیام نماید...» که از آن استفاده مى شود قبل از قیام آن حضرت دیدن و شنیدن مردم آن گونه نیست.
 
بنابراین نمى توان گفت که مقصود آن حضرت تلویزیون مى باشد - همان گونه که متأسّفانه چند نفر از نویسندگان گفتار امام صادق علیه السلام در این روایت را به تلویزیون تطبیق نموده اند - زیرا ظاهر روایت این است که آن حضرت در مقام بیان ویژگى هاى عصر ظهور مى باشند.
 
4- اگر مقصود آن بزرگوار از این کلام تلویزیون باشد، این امتیازى براى زمان قیام امام عصر ارواحنا فداه نخواهد بود؛ زیرا تلویزیون قبل از قیام آن، اختراع شده و در عصر تیره غیبت بسیارى از مردم را به تاریکى بیشتر کشانده است.
 
5- اگر چه با نگاه به تلویزیون، انسان افراد را از راه هاى دور در سراسر جهان مى بیند ولى قدرت دیدن و شنیدن با وسایل صنعتى به معناى امتداد و افزایش قدرت دیدن و شنیدن نیست.
 
6- در این روایت، خصوصیت ذکر شده به شیعیان اختصاص داده شده؛ زیرا امام صادق علیه السلام مى فرماید: «مدّ الله لشیعتنا» و استفاده از تلویزیون اختصاص به شیعیان ندارد.
 
7- نگاه کردن به تلویزیون نه تنها باعث افزایش قدرت دیدن نمى شود بلکه همان گونه که دانشمندان گفته اند نگاه کردن به تلویزیون براى چشم زیان آور است نه آن که قدرت چشم را افزایش مى دهد.
 
8- اگر مقصود از روایت، وسیله هاى ظاهرى باشد، چه دلیلى داریم که آن وسیله تلویزیون است، شاید وسیله اى بسیار پیشرفته اى غیر از تلویزیون باشد. پس اگر حتّى احتمال داده شود که مقصود آن حضرت چیزى غیر از تلویزیون مى باشد، به چه دلیل کلام امام علیه السلام را بر تلویزیون حمل کنیم؟!
 سرنوشت اختراعات کنونى در عصر ظهور چه خواهد شد؟

9- نکته بسیار جالبى که در بعضى از روایات وجود دارد، تصریح به این مطلب است که تحوّلى که در شنیدن و دیدن رخ مى دهد، بعد از ظهور و قیام آن حضرت واقع مى شود.
 
بنابراین هر گونه وسیله اى از قبیل تلویزیون، کامپیوتر، اینترنت و یا هر وسیله اى که قبل از ظهور آن حضرت وجود داشته باشد نفى شده و این روایت شامل آن ها نمى شود.
 
امام صادق علیه السلام این تحوّل عظیم را که در وجود انسان واقع مى شود مقید به پس از قیام و ظهور حضرت بقیة الله الأعظم عجّل الله تعالى فرجه نموده و فرموده اند: «إنّ قائمنا إذا قام...» که صریح در این باره است که تحوّل عظیمى که در وجود انسان واقع مى شود، پس از قیام آن بزرگوار است.
 
10- نکته جالب توجّه دیگر این است که حضرت امام صادق علیه السلام مى فرمایند: «مدّ الله لشیعتنا فی أسماعهم وأبصارهم...» خداوند در گوش ها و چشمان شیعیان ما کشش ایجاد مى کند و بر قدرت شنوایى و دید آن ها مى افزاید. اگر مقصود آن حضرت از این تحوّل به خاطر وسیله هاى ظاهرى مانند تلویزیون و کامپیوتر باشد، بدیهى است در چشم و گوش افراد، هیچ گونه تحوّلى ایجاد نشده و بر قدرت آن ها افزوده نشده است.
 
بنابراین همان گونه که متن روایت واضح است مقصود حضرت امام صادق علیه السلام از فرمایشى که فرموده اند: «مدّ الله لشیعتنا...»، تحوّل در وجود آن ها است نه در خارج از وجود آن ها که اسباب و وسیله هاى ظاهرى باشد.
 
11- نکته جالب توجّه دیگر این است که امام صادق علیه السلام مى فرمایند: «مدّ الله...» این تحوّل و تغییر را کار خداوند دانسته و به خدا نسبت مى دهند. یعنى پس از قیام امام عصر ارواحنا فداه خداوند این تحوّل را در مردم ایجاد مى کند که دلیل بر یک دگرگونى غیر طبیعى و فوق العاده است و از ظاهر عبارت واضح است که اختراع تلویزیون و یا وسیله اى دیگر همانند آن را به خداوند نسبت نمى دهند.
 
12- حضرت ولىّ عصر عجّل الله تعالى فرجه در جهاندارى و نظم جهانیان از قدرت هاى فوق العاده معنوى استفاده مى نمایند و به این گونه براى تکامل جهان و جهانیان در مردمانِ عالَم تحوّل ایجاد مى نمایند. با این بیان، خام اندیشى جهانخوارانى که مى خواهند جهان را با تکیه بر سیاست و تک بُعدى اصلاح نمایند، روشن مى شود. این کوچک اندیشان - که خود در خم یک کوچه گرفتارند - گمان مى کنند که مى توانند هفت اقلیم جهان را اداره کنند!!
 
13- از ویژگى هاى عصر درخشان ظهور، کاسته شدن محدودیت هاى زمان و مکان است. از آنجا که این گونه بحث ها تاکنون متأسّفانه مورد بحث و بررسى قرار نگرفته است، براى جامعه ما شگفت انگیز مى باشد. به این جهت مى توان این گونه بحث ها را به عنوان «شگفتى هاى عصر درخشان ظهور» و آن زمان را «زمان شگفتى ها» نامید.
 
ممکن است ایجاد تحوّل در مسأله زمان و مکان در عصر ظهور و بحث در این باره براى ما تازگى داشته باشد، ولى با جستجو در روایات و گفتار خاندان وحى علیهم السلام مى بینیم این بحث ها عنوان شده و بنابر این آشنا نبودن جامعه ما با طرح این گونه مطالب مهم، دلیل بر این نیست که آن بحث ها در روایات اهل بیت علیهم السلام عنوان نشده اند.
 
روایتى را که در اینجا نقل نمودیم، نمونه اى از آنهاست که در آن امام صادق علیه السلام از شکسته شدن محدودیت مکان در عصر ظهور پرده برداشته اند و آن را به عنوان یک مطلب قطعى و حتمى بیان فرموده اند.
 
محدود بودن بشر در طول تاریخ تاکنون به زمان و مکان و مقید بودن انسان به این دو، مسأله اى نیست که نیازى به توضیح و بحث داشته باشد و براى همه روشن است که انسان در بند زمان و مکان اسیر بوده و هست و تاکنون براى نجات از آن نقشه هاى فراوانى کشیده است ولى شکسته شدن محدودیت در سطح عالى در عصر ظهور واقع مى شود.
 
جمله اى که امام صادق علیه السلام مى فرمایند (... لیرى أخاه الّذی فی المغرب...) دلیل بر شکسته شدن نسبى محدودیت مکان است؛ زیرا در این روایت زمان ظهور حضرت بقیة الله الأعظم ارواحنا فداه این گونه توصیف شده است که: در آن زمان حتماً مؤمن از مشرقِ عالم، برادرش را در غرب عالم مى بیند.
 
این نکته، دلیل بر آن است که فاصله صدها هزار کیلومتر میان دو نفر و دور بودن آن ها از یکدیگر در این مسافت طولانى، دلیل بر این که آن ها یکدیگر را نبینند نمى شود و بُعد مکانى و فاصله بودن میان دو نفر حتّى در این سطح وسیع، آن ها را از دیدن یکدیگر محروم نمى نماید.
 
این خود دلیل بر شکسته شدن نسبى مسأله مکان است به گونه اى که با وجود آن همه مسافت، گویا آنان در کنار یکدیگر و هر دو در یک مکان هستند. این همه پیشرفت بر اثر تحوّلى است که در قدرت دید انسان ها به وسیله اختراع دستگاه هاى پیشرفته ایجاد مى گردد؟
 سرنوشت اختراعات کنونى در عصر ظهور چه خواهد شد؟

با تکمیل عقل ها براى یافتن علم و آگاهى - علاوه بر قدرت سمع و بصر - قدرت هاى فرامادّه وسیله بسیار مهمى براى کسب علم و آگاهى مى باشد.
 
با وجود همه احتمالاتى که نقل کردیم، ممکن است که رؤیت و دیدن یکدیگر در عصر ظهور از شرق یا غرب عالم، به گونه اى دیگر باشد که فکر ما به آن راه نمى یابد.
 

نگاهى به صنعت روز

از مطالبى که پیرامون پیشرفت شگفت انگیز علم و دانش در روزگار درخشان ظهور ذکر نمودیم و از نکته هایى که درباره تکامل اندیشه و فرهنگ در عصر حکومت جهانى امام زمان ارواحنا فداه یاد نمودیم، روشن مى شود که بسیارى از تکنیکهاى صنعتى و وسایلى که اکنون بشر از آن استفاده مى کند - به دلیل تکامل علم و فرهنگ - از رده خارج شده و همان گونه که اکنون بشر به خاطر داشتن ماشین هاى مدرن و تندرو؛ کالسکه، گارى و درشکه را کنار گذارده، در آن زمان نیز با تکاملى که انسانها در زمینه علم و دانش به آن مى رسند، بسیارى از وسایلى را که امروز آن ها را مدرن و پیشرفته مى دانند رها نموده و از وسایل پیشرفته عصر جهش و تکامل علمى بهره مى برند.
 
آیا صحیح است که جهان بشریت با پیشرفت بى سابقه و شگفت انگیزى که در تمام ابعاد علم و دانش مى نماید، باز هم از وسایل دوران گذشته استفاده کند؟!
 
آیا استفاده از وسیله هاى دوران گذشته با وجود وسایل پیشرفته، عقب گرد به زمان گذشته نیست؟!
 
بى تردید و با قاطعیت مى توان گفت: همان گونه که اکنون انسان نخ و سوزن را رها کرده و از چرخ هاى پیشرفته خیاطى استفاده مى کند، و همان گونه که از گارى، کالسکه و درشکه دست برداشته و سوار آخرین ماشین هاى مدرن مى شود؛ پیشرفت زمان و تکامل علم و فرهنگ بیشتر وسایل کنونى را - اگر نه همه آن ها را - کنار نهاده و با استفاده از پیشرفت سریع و خارق العاده علم و دانش، به ساختن وسایلى مى پردازد که وسیله هاى این زمان در برابر آن ها داراى ارزش نیست.
 
براى روشن شدن مطلب به عنوان مثال مى گوییم: اگر کسى که بتواند از انرژى خورشید بهره گرفته و ماشین و وسایل خود را با آن به حرکت درآورد، آیا صحیح است که از بنزین و گازوئیل استفاده کرده و فضا را آلوده سازد؟!
 
همان گونه که در گذشته بیان کردیم در آن روزگار پرشکوه نه تنها انسان به بهترین وجه و کاملترین نوع از وسایل موجود مادّى در علم و صنعت بهره گیرى مى کند؛ بلکه با پیشرفت در امور معنوى و راهیابى به ملکوت اشیاء به قدرت هاى بسیار ناشناخته در عصر ما، دست مى یابد و با بهره گیرى و استفاده از آن ها به وسیله هاى بسیار پیشرفته و مدرن دست یافته و در زندگى از آن ها بهره مى گیرد.
 
بنابراین مى گوییم: وسایل پیشرفته عصر ما - و یا حداقلّ بسیارى از آن ها - در آن عصر درخشان علم و فرهنگ، کنار نهاده مى شوند.
 
بدیهى است این کار به معناى بازگشت به زمان هاى قبل و عقب گرد به دوران هاى گذشته نیست؛ بلکه با تکامل دانش و بینش انسان ها در عصر فرخنده حکومت الاهى حضرت بقیة الله الأعظم ارواحنا فداه انسان ها با جهش به سوى تکامل علم و صنعت، از وسیله هایى استفاده مى کنند که بهره گیرى از وسایل پیشرفته کنونى نسبت به آن ها همچون استفاده از گارى و درشکه در این زمان است!
 
این یک حقیقت واضح و روشن براى همه کسانى است که روزگار پرشکوه ظهور را عصر تکامل علم و دانش و بینش مى دانند.
 
زیرا مى دانند همان گونه که پیشرفت علم نسبت به گذشته در یک قرن اخیر تحوّلات زیادى در صنعت به وجود آورد، پیشرفت خارق العاده دانش در عصر حکومت الاهى امام عصر ارواحنا فداه، تحوّلات بسیار مهم و شگفت انگیزى براى جامعه بشریت به ارمغان خواهد آورد که پیشرفت کنونى در برابر آن اهمیتى ندارد.
 
خورشید یک منبع بسیار مهم نور و روشنایى، قدرت و انرژى است که بشر هنوز با همه ادّعایى که در زمینه پیشرفت علم و دانش دارد نتوانسته است از انرژى خورشید استفاده کامل نموده و همان گونه که با بستن سدّ از هدر رفتن آبها جلوگیرى مى کند، با ذخیره نمودن کامل انرژى خورشید، از این قدرت بسیار عظیم استفاده نماید.
 
آنچه تاکنون دانش بشر به آن راه یافته و از آن آگاه شده است، شناخت خورشید به عنوان یک منبع بسیار مهم حیات و داراى انرژى هاى پرتوان حیاتى است؛ ولى این نکته که راه استفاده از آن چیست و چگونه مى توان به آن راه یافت و به چه وسیله مى توان استفاده از انرژى هاى خورشید را جایگزین استفاده از نفت و گازوئیل و... نمود، موضوعى است که هنوز در پرده ابهام باقى مانده و تاکنون جز مواردى اندک، از آن بهره اى نبرده است.
 سرنوشت اختراعات کنونى در عصر ظهور چه خواهد شد؟

گذشته از خورشید و انرژىِ آن، ماه یک منبع بسیار مهم و پرقدرت است که نیروى آن بر زمین و موجودات آن تأثیر بسیار فراوان دارد، ولى متأسّفانه بشر با همه ادّعاهایى که درباره پیشرفت علم و دانش دارد، نتوانسته است انرژى ماه را کنترل و ذخیره نموده و آن را در اختیار خود قرار داده و به گونه صحیح از آن بهره مند شود.
 
تأثیر نور ماه بر آبهاى زمین و جزر و مدّ دریاها و همچنین تأثیر آن بر جسم و روان انسان ها و نیز تأثیر شگفت آن بر اشیاء دیگر از مطالبى است که دانشِ کنونى به آن پى برده است ولى راه کنترل و یا ذخیره آن و استفاده از آن را در موارد لازم به دست نیاورده است.(7)
 
از خورشید و ماه که بگذریم نور ستارگان و انرژى کهکشان ها نیز از قدرت هاى بسیار شگفت انگیزى است که هنوز جوامع علمى جهان، رازهاى آن را نگشوده و از چگونگى انباشتن و ذخیره آن ها چیزى به دست نیاورده است.
 
تأثیرى که خداوند براى طلوع بعضى از ستارگان بر زمین و زمینیان قرار داده، آنچنان شگفت انگیز است که فراتر از باور بسیارى از افراد است!
 
راه خود را بسیار دور کردیم از زمین به ماه و خورشید رفته و از آنجا به کهکشان سفر نمودیم، اکنون به وطن خود - زمین - بازمى گردیم که شگفتى هاى مهم آن نیز هنوز سربسته باقى مانده، به گونه اى که علم و دانش کنونى بسیار ناتوان از درک و فهم اسرار آن است و هنوز رازهاى خلقتِ زمین همچنان ناگشوده باقى مانده است.
 
روزگارى که حکومت مطلقه الاهى حضرت بقیة الله الأعظم ارواحنا فداه سراسر گیتى را فرا گیرد و کسانى که شاهد خلقتِ زمین و زمان، ماه و خورشید، کهکشان ها و سحابى ها بوده اند براى انسان ها ظاهر شده و بر آنان حکومت نمایند، سراسر جهان را با نور علم و دانشِ خویش روشن ساخته و ظلمت و تاریکى و جهل را از جامعه دور مى سازند.
 
آرى؛ در آن روزگار - همان گونه که خود وعده داده اند - هیچ گونه دانشى باقى نخواهد ماند و هیچ رازى پنهان نخواهد بود.(8)
 
ما اکنون با یاد آن روزگارِ ناشناخته! که اسرار جهان فاش مى شود و رازى ناگشوده نمى ماند، قلب خود را شاد مى نماییم و با امید به هر چه زودتر فرا رسیدن آن روزگار پرشکوه به سر مى بریم و نیز با شِکوه از وضع کنونى، آه سرد از دل پردرد مى کشیم، شاید که آه دل را اثرى باشد.
 

در عصر ظهور سرنوشت اختراعات کنونى چیست؟

گفتیم دو عامل اساسى و مهم: 1 - راهنمایى هاى امام عصر عجّل الله تعالى فرجه الشریف، 2 - تکامل عقلى و رشد فکرىِ مردم عصر ظهور، آنان را با سرعت هر چه بیشتر به سوى علوم و آگاهى هاى بس بلند مى رساند و تمدّنى بس عظیم را براى آنان به ارمغان مى آورد.
 
اکنون این سؤال را مطرح مى کنیم که با پیشرفت عجیب علم و تمدّن در زمان پرشکوه ظهور، سرنوشت اختراعات کنونى چه خواهد شد، آیا آن ها نابود خواهند شد؟ آیا مردم عصر ظهور از آن ها استفاده خواهند نمود؟ و آیا...
 
این سؤالى است که ممکن است در ذهن بعضى از افراد وجود داشته باشد و سزاوار است که پاسخى قانع کننده به آن داده شود.
 
ما براى پاسخ گویا و مفصّل به این سؤال، اختراعات این زمان را دسته بندى مى کنیم تا بتوانیم پاسخ جالبى را به خوانندگان محترم ارائه دهیم:
 
اختراعات زیانبار نابود مى شوند
تعدادى از اختراعات که تا این زمان انجام گرفته است شامل وسایل ویرانگرى مى شود که در جنگ ها و کشتارها آن ها را به کار گرفته و مى گیرند مانند بمب هاى اتمى، و....
 
بدیهى است وجود این گونه اختراعات که جز تباهى و ویرانگرى و خونریزى براى جامعه بشریت چیزى به ارمغان نیاورده و جز ظلم و فساد اثر دیگرى نداشته است، با حکومت عدلِ الهى حضرت بقیة الله الأعظم عجّل الله تعالى فرجه سازگار نیست.
 
روشن است که نابود ساختن چنین وسایلى، به نفع جامعه بشریت مى باشد و براى نجات انسان ها و دیگر موجودات باید این گونه وسایلِ مخرّب نابود شوند.
 
نه تنها در حکومت عادلانه حضرت مهدى ارواحنا فداه این گونه وسایل نابود مى شوند، بلکه گاهى در طول تاریخ برخى از پادشاهانى که از انسانیت بهره اى داشته اند با ساختن این گونه وسایل اگرچه به آن کاملاً نیاز داشته اند سخت مخالفت ورزیده اند.
 سرنوشت اختراعات کنونى در عصر ظهور چه خواهد شد؟

یکى از کسانى که با ساختن این گونه وسایل ویرانگر سخت مخالفت ورزید «لوئى پانزدهم» است.
 
«لوئى پانزدهم» را از سلاطینى دانسته اند که براى علم و دانش ارج و قرب فراوانى قابل بود و دانشمندان را احترام مى گذاشت و امکان فعالیت و پژوهش هاى آن ها را فراهم مى ساخت. در دوران سلطنت او شیمیدانى به نام «دوبره» نوعى آتش مخرّب با تأثیر شگرف و آنى ساخته بود که هیچ کس قدرت مقابله یا پرهیز از آن را نداشت. و حتّى آب هم به جاى خاموش کردن آن، بر آتش و قدرت او مى افزود.
 
«دوبره» در کانال ورساى در حضور پادشاه و در محوطه زرّاد خانه پاریس، مادّه اختراعى خود را آزمایش کرد و «لوئى پانزدهم» که شدیداً متعجّب و متوحّش شده بود، از این که مى دید مادّه اى وجود دارد که مى تواند شهرى را به آتش بکشد و یا فوجى را نابود کند، دستور داد که این اختراع فوراً از بین برده شود و اسرار آن با کسى در میان گذاشته نشود.
 
با آن که «لوئى پانزدهم» در آن زمان با انگلستان جنگ مى کرد و براى نابودى نیروى دریایى دشمن نیاز به چنین اسلحه مخرّبى داشت، با این حال به گفته خود براى نجات بشریت مصلحت در آن دید که آن سلاح را به کار نگیرد و در نابودى آن بکوشد.(9)
 
علم نمى تواند جهان را رهبرى کند
اگرچه در قرن هفدهم و هیجدهم میلادى بسیارى از دانشمندان، بر اثر پیشرفت هایى که در علم به دست آمده بود، گمان مى کردند روزگارى مى رسد که علم جهان را رهبرى کند و در سایه قوانینى که با استفاده از علم وضع مى شود، دنیا را از نابسامانى ها و گرفتارى ها نجات مى دهند؛ ولى گذشت زمان ثابت کرد حقیقت غیر از آن است که آنان گمان مى کردند. زیرا پیشرفت علم و دانش نه تنها جهان را از بى عدالتى و نابسامانى نجات نداد بلکه بر رنج و اندوه و گرفتارى هاى جامعه بشریت افزود.
 
تاریخ نشان دهنده این حقیقت است که تاکنون میلیون ها نفر بر اثر پیشرفت علم، جان خود را از دست داده اند، میلیون ها نفر بى خانمان شده و از هستى ساقط گشته اند. همه این ها به خاطر این نکته است که علم پیشرفت کرده است ولى انسانیت تقویت نشده است، در صورتى که پیشرفت باید همه جانبه باشد نه تک بُعدى.
 
علم در صورتى که همراه با عقل و انسانیت پیشرفت کند، جامعه را به سوى تکامل مى برد ولى اگر بدون اینها باشد، هستى اجتماع را به نیستى مى کشد.
 
چو دزدى با چراغ آید گزیده تر برد کالا
نظام آفرینش بر مبناى تکاملِ صحیح قرار دارد به این معنى که همه نباتات، حیوانات و انسان ها از روزى که خلق مى شوند تکامل آنان شروع مى شود. اگر آنان به همان حالى که در روز اوّل خلقت شان هستند باقى بمانند، دنیا به چه صورتى در خواهد آمد؟ بنابراین تکامل به این معنى، از شرایط حتمى زندگى است.
 
نکته مهمى که وجود دارد این است که تکامل جسمى باید همراه و همگام با تکامل فکرى و روحى باشد، یعنى همان گونه که کودکان از نظر جسمى رشد پیدا مى کنند باید از نظر فکرى و روحى نیز تکامل بیابند. اگر آنان از نظر جسمى رشد نمایند ولى در افکار و اندیشه هاى کودکانه آنان هیچ گونه تحوّلى ایجاد نشود، جامعه به چه وضعى درمى آید؟!
 
پس تکامل جسمى انسان ها باید همراه با تکاملى فکرى و رشد عقلى آنان باشد.
 
این همراهى و همگامى باید در تمام ابعاد جامعه وجود داشته باشد و گرنه در صورتى که بشر از جهتى داراى تکامل باشد و از جهت دیگر تنزّل کند یا همچنان متوقّف بماند، تعادل در آن اجتماع از میان مى رود و جامعه را به سقوط مى کشاند.
 
بنابراین، همان گونه که جامعه در راه علم و صنعت تلاش مى کند و خواهان پیشرفت و تکامل علم و صنعت و رسیدن به اوج مسائل مادّى است؛ باید از نظر روحى و معنوى، در حالِ تکامل باشد و گرنه پیشرفت در علم و صنعت بدون توجّه به مسائل روحى و معنوى، آینده اى بسیار تاریک و خطرناک را به ارمغان مى آورد!
 
اگر جامعه بشریت و طرفداران مدرنیزه کردن جهان در جستجوى پیشرفت و تکامل هستند، باید در راه تکمیل و تکامل فکرى و روحى جامعه نیز تلاش کنند، نه اینکه فقط به تکامل ابزارى که مى سازند، بپردازند.
 
اوّل باید در ساختار وجود انسان ها از نظر شخصیت، افکار و اندیشه ها تحوّل و تکامل ایجاد شود تا پیشرفت واقعى در تمدّن و صنعت به وجود آید، و گرنه پیشرفت تک بعدى جهان را به نابودى و انهدام تهدید مى کند.
 سرنوشت اختراعات کنونى در عصر ظهور چه خواهد شد؟

آینده جهان و جنگ جهانى
معروف ترین شخصیت هاى جهان در گذشته و حال، از نابودى و انهدام جهان ترس و هراس داشته اند و دانسته و مى دانند که این سرنوشت را خود براى مردم جهان به وجود آورده اند. یکى از این گونه افراد اینشتین است.
 
«راسل» مى گوید: بمب اتمى و حتّى بیشتر از آن بمب هیدروژنى، سبب ایجاد وحشت هاى تازه اى شده و نتایج علم را در زندگى بشر، بیش از پیش در معرض تردید قرار داده است. حتّى بعضى از صاحب نظران برجسته، که «اینشتین» به شمار آنان است، خاطر نشان ساخته اند که خطر محو حیات، این سیاره خاکى را تهدید مى کند.(10)
 
«دکنت دونوئى» مى گوید: امروز که بشریت، در نتیجه به کار بردن نیروى اتمیک، تهدید به انهدام کامل مى شود، مردم تازه متوجّه مى شوند که تنها نجات مؤثّر آن ها، منوط به توسعه بیشتر و عالى تر اخلاق انسان است. براى اوّلین بار در تاریخ بشر، انسان از کارى که با هوش خود انجام داده بیمناک است.(11)
 
آرى؛ اکنون بسیارى از سیاستمداران اروپایى درباره آینده انسان و جهان در هراس عجیبى به سر مى برند و نمى دانند آیا سرانجام بر اثر استفاده از سلاح هاى هسته اى جهان بکلّى نابود خواهد شد یا نه؟!
 
یکى از عوامل مهمى که آینده جهان را تهدید نموده و زمینه جنگ جهانى را فراهم مى کند، فروش وسایل پیشرفته نظامى به دولت هاى دیگر است. سیاستمداران براى کسب ثروت بیشتر و نیز نفوذ فراوان تر در کشورهاى دیگر، دست به این گونه کارهاى ویرانگر مى زنند.
 
فروش تسلیحات نظامى به کشورهاى دیگر، یکى از منابع مهم درآمد براى کشورهاى بزرگ به حساب مى آید. از این جهت هر روزى سلاحى تازه تر به بازار مى آید و هر روز اسحله اى، قویتر از اسلحه دیگر درست مى شود. اینک این گزارش را مطالعه کنید:
 
«... دو بمبى که در اواخر جنگ جهانى دوّم روى دو شهر ژاپنى «هیروشیما و ناکازاکى» انداخته شد، خرابى هاى زیادى بر جاى گذاشت، حال آن که بمب نوترونى برخلاف بمب اتمى فقط کشنده است و حتّى به اندازه یک سر سوزن قدرت تخریب ندارد.
 
قدرت انفجارش ناچیز است؛ زیرا 80 درصد انرژى آن به شکل اشعّه نوترون آزاد خواهد شد. این اشعّه بر هر میدان جنگى که ساطع شود، کلیه موجودات زنده حتّى موجودات ذرّه بینى را نابود خواهد ساخت».
 
«ساموئل کوهن» درباره معایب و محاسن اختراع خود! چنین ادامه مى دهد: بمب نوترونى دو عیب عمده دارد: اوّل این که چون شهرها و ساختمان ها را بى آسیب مى گذارد، ممکن است دشمن آن ها را اشغال کند و یا این که براى نابودى آن ها از سوى دشمن بمب اتمى به کار رود. و عیب دوّم این بمب در محدوده عملش تمامى موجودات حتّى موجودات انگلى را نابود مى سازد و شهر بزرگى را در یک میلیونیم ثانیه به یک گورستان خاموش مبدّل مى سازد و سایر موجودات نیز آسیب خواهند دید.
 
امّا به نظر من بمب نوترونى «اخلاقى تر» از بمب هسته اى است؛ چرا که بمب هسته اى که از شکسته شدن هسته اتم ساخته مى شود. پس از انفجار علاوه بر کشتار، بسیارى را کور، کر، و ناقص العضو مى کند، حال آن که بمب نوترونى با قدرتى که دارد دیگر هیچ کس را ناقص العضو باقى نخواهد گذاشت».(12)
 
سخن پدر بمب نوترونى حکایت از خیلى چیزها مى کند، از جمله آن که آدم کشى جزو ارزش ها به شمار مى رود و اگر بمبى ساخته شود که هیچ انسانى را بر روى زمین باقى نگذارد، بمب بسیار اخلاقى است. آرى؛ سرانجامِ انسانى که از خدا بریده و ارزش هاى الهى را رها کرده است، این چنین است!».(13)
 
«با محکوم ساختن ماشین و فنّ جمعى نیز علم را محکوم دانسته اند، تا بدانجا که این سخن تلخ مأیوس کننده را «برتراندراسل» درباره علم گفت: «شاید ما در عصرى به سر مى بریم که عصر فناى نوع بشر است. اگر چنین به وقوع پیوندد، گناه آن بر گردن علم خواهد بود.»(14)
 
در دهه 1960، دشمنى نسبت به علم و سرخوردگى از آن به صورتى وسیع در میان جوانان و بخصوص جوانان تحصیل کرده و دانشگاهى رواج گرفت، زیرا بشر از اینهمه مسائل و مصائب ناشى از گسترش فنون به ستوه آمده است.»(15)
 سرنوشت اختراعات کنونى در عصر ظهور چه خواهد شد؟

«تمدّن کنونى غربى، همان طور که علم را به منافع غیر انسانى و حقیرانه آلوده است، دموکراسى را نیز پرده استتار هدف هاى نامردمى خود ساخته است. وقت آن رسیده است که درباره سرنوشت این تمدّن تولید و مصرف بیندیشیم و موجبات از خودبیگانگى و بى اعتدالى و درماندگى انسان را، در آستانه قرن بیست و یکم، بشناسیم و به چاره جویى بپردازیم. نه با طرد علم و روى آوردن به توهّمات، بلکه با فرزانگى. «عالمى دیگر بباید ساخت و از نو آدمى». باید فروتنانه از برج عاج تفرعن عالمانه این خرد فرود آییم که متعصّبانه بر این باور است که پاسخ همه پرسش ها و نیازهاى انسان را با قرع و انبیق آزمایشگاهى فراهم خواهد ساخت.»(16)
 
«از سال 1945 به بعد جهان در لبه پرتگاه مرگ و نابودى قرار گرفته و بارها تا مرحله سقوط پیش رفته است. تسلیحات اتمى ابرقدرت ها سایه عفریت مرگ را بر سر هر جاندارى گسترده و مسابقه اى که در زمینه تجهیز و تقویت ارتش ها با نیروى هسته اى صورت مى گیرد، خطر نابودى زمین و تمدّن و فرهنگ آن را بیش از پیش مطرح مى سازد.
 
در بحبوحه قدرت نظامیان و سیاستمدارانى که در چند دهه پیش طرف دیگر را با سلاح هسته اى مورد تهدید قرار مى دادند، دو دانشمند علم مخالفت با اسلحه اتمى برافراشتند. این دو که خود در ساخت و به صحنه آوردن آن نقش مؤثّرى ایفا کرده بودند، «آلبرت اینشتین» و «لئواسزیلارد» بود.
 
در سال 1962 فیزیکدان هاى اتمى در مورد انجام آزمایش هاى اتمى هشدار دادند و رسماً اعلام کردند که 200000 کودک معلول و ناقص الخلقه ظرف یک سال تحت تأثیر آزمایش هاى بمب اتم به دنیا آمده اند.
 
اختراعات ویرانگر غیر اتمى
«سزیوم 137» که در نتیجه انفجارات اتمى به وجود مى آید مستقیماً بر ژن و جنین تأثیر مى گذارد و حداقل کودکان شش انگشتى و یا با دست و پاى کج و کوله و بى قواره به دنیا مى آیند.
 
دانشمندانى چون «ژان روستان» و دکتر «لونى» و پروفسور «مولر» زیست شناس برنده نوبل از آمریکا، رسماً نگرانى خود را از این حیث اعلام داشتند و هشدار دادند که در صورت تکرار، محیط زیست با مخاطرات جدّى ترى مواجه خواهد شد و از آن پس گروه بى شمارى از دانشمندان سراسر گیتى با آنان هم صدا شدند تا جهان با کاهش زرادخانه هاى اتمى که اخیراً صورت گرفت، نفسى به راحتى کشید.
 
در سال 1962 صدها زیست شناس مشهور جهان اجتماعى تحت عنوان «همگى در اثر تشعشعات اتمى خواهید مرد اگر...» تشکیل دادند و در آن جلسه «ژان روستان» طبیعى دان معروف فرانسوى چنین هشدار داد: »... موادّ رادیوآکتیو بر سر جانداران مرگ و نیستى خواهد بارید و نتیجه آن ازدیاد نسل دیوانگان و معلولان و ناشنوایان و نابینایان خواهد بود».(17)
 
«نسلى که بعد از بمباردمان مرگ زاى اتمى به وجود خواهد آمد بزرگتر از کف دست نخواهد بود!
 
مسأله دیگرى که با آن روبرو هستیم این است که نه تنها صنایع اتمى، بلکه صنایع شیمیایى نیز پا به پاى آن در این مسابقه مرگ و نیستى شرکت دارد و همان طور که دانشمندان آمریکایى این مطلب را تأیید کرده اند، تنها اشعّه ایکس خطراتى 20 برابر تشعشعات اتمى به وجود مى آورد و یا داروهایى که فرآورده صنعت شیمیایى هستند و آن ها را به سادگى از داروخانه مى خریم ما را با چه مخاطراتى که مواجه نمى سازند. آن گاه دارو و درمان دست به دست هم مى دهند تا ریشه ما را بیاندازند. میزان تشعشع هر قدر مى خواهد باشد به گونه اى در نسل و نطفه تأثیر خواهد گذارد.
 
به عبارت بهتر هر کس اگر یک بار هم شده رادیوگرافى کرده باشد، بایستى بداند که تخمه و تابر خود را در معرض اثرات آن قرار خواهد داد.
 
گفتنى است که این تشعشعات مى تواند حتى پرتوهاى تلویزیون و دستگاه هاى رادیوگرافى و غیره را دربرگیرد و اگر تأثیرات آن در زمان کوتاه ظاهر نشود در سال ها و حتى قرن هاى آینده اثرات مخرّب و زیانبار خود را آشکار خواهد ساخت.
 
دکتر «رابرت ویلسون» یکى از دانشمندان عضو کمیسیون انرژى اتمى آمریکا اظهار داشته است که پرتوهاى تلویزیونى تشعشعات زیادترى از آزمایش هاى انفجارات هسته اى منتشر مى سازند، شاید به این علّت است که مواد زائد کارخانجات اتمى را به هیچ وسیله - حتّى دفن کردن آن ها در اعماق اقیانوس ها - نمى توان از بین برد.»(18)
 
اکنون براى روشن شدن پاسخ ما درباره اختراعات کنونى، آن ها را به سه دسته تقسیم مى کنیم:
1 - اختراعاتى که داراى آثار منفى، شوم و ویرانگر هستند.
2 - اختراعاتى که آثار شوم ندارند ولى زمان استفاده و بهره بردارى از آن ها گذشته است.
3 - اختراعاتى که داراى آثار منفى نیستند و مورد استفاده جامعه قرار دارند.
 سرنوشت اختراعات کنونى در عصر ظهور چه خواهد شد؟

سرنوشت دسته اول اختراعات:
بدیهى است که در نظام عادلانه و حکومت عدل پرور حضرت مهدى عجّل الله تعالى فرجه نه تنها وسایل ویرانگر جنگى بلکه هر گونه وسیله اى که در راه فساد، تباهى و نابودى جسم یا جان انسان ها به کار مى رود از میان برداشته خواهد شد و نابود مى گردد.
 
بنابراین از مطالب گذشته چنین نتیجه مى گیریم که از میان برداشتن وسایل ویرانگر و نابود ساختن آن ها در حکومت عدلِ الهى حضرت بقیة الله الأعظم ارواحنا فداه نه تنها وسایل ویرانگر جنگى بلکه هر گونه وسیله اى که داراى اثر منفى بر جامعه بشرى است از سر راه انسان ها برداشته مى شود و آن حضرت با نابود ساختن آن ها بشریت را از آثار شوم و منفى آن ها نجات خواهند داد.
 
پس در حکومت امام عصر ارواحنا فداه آن دسته از اختراعات که داراى اثرات شوم، ویرانگر و منفى هستند به نابودى کشیده شده و از میان برداشته مى شوند.
 
سرنوشت دسته دوم از اختراعات:
دسته دوّم از اختراعات کنونى، آن قسمت از اختراعاتى هستند که داراى آثار منفى نیستند ولى در عصر ظهور دوران بهره ورى و استفاده از آن ها گذشته است. مانند وسایل طبّى و یا برخى از وسایل جنگى که در جهادهاى عادلانه مورد استفاده قرار مى گیرند.
 
این گونه وسایل نیز از بین خواهند رفت؛ زیرا نیازى به وجود آن ها در میان جامعه وجود ندارد. روشن است وقتى که صحّت و سلامتى، تمامى جهانیان را فرا گرفته و همه از صحّت روحى و جسمى برخوردار باشند، اصلاً نیارى به وسایل جنگى نابودکننده بشر و یا وسایل طبّى که دیگر قابل بهره بردارى نیستند، وجود ندارد.
 
پس وقتى که بیمارى باقى نماند تا نیاز به وسایل طبّى وجود داشته باشد، آن وسایل کنار گذارده مى شوند.
 
بى نیازى از وسایل جنگى
همیشه جنگ ها و خونریزى ها عوامل گوناگونى داشته اند که به خاطر آن ها ملّتى بر ملّت دیگر هجوم برده و به کشت و کشتار یکدیگر پرداخته اند. دو چیز عامل اساسى کشتارهایى بوده است که در طول تاریخ صحنه گیتى را با خون مردم رنگین نموده است: 1- ضعف و کمبود، 2- افزون طلبى.
 
با یک نگاهِ دقیق به صفحات تاریخ مى توان دریافت دو موردى را که به عنوان نمونه نام بردیم، اساس بسیارى از جنگ هاى مهم تاریخ بوده است؛ زیرا کمبود زمین هاى حاصلخیز، رودخانه هاى پرآب، دامدارى هاى وسیع و معدن هاى عظیمِ نفت، طلا و... حکومت هاى ظالم را تحریک نموده است تا به همسایگان خود که از این نعمت ها برخوردار بوده اند هجوم برده و سرزمین و اموال آنان را تصاحب کنند. عامل اصلى این گونه خونریزى ها کمبود و ضعف و کاستى هایى بوده است که حکومت مهاجم آن را در کشور خود مشاهده مى نموده است.
 
عامل مهم دیگر در بسیار از جنگ ها و خونریزى هایى که در تاریخ واقع شده است افزون طلبى دولت هاى مهاجم بوده است. یعنى کشورى که آتش جنگ را روشن نموده و دو ملّت را به جان یکدیگر انداخته، نه تنها ضعف و کمبود در مواردى که ذکر نمودیم نداشته است؛ بلکه با همه امکانات و بهره هاى فراوانى که داشته، براى افزون نمودن آن ها به کشور دیگر چشم دوخته و براى توسعه بخشیدن و افزایش دادن حکومتِ خویش به کشور دیگر حمله ور شده است.
 
اگر در جنگ هاى طولانى و لشکرکشى هایى که در صفحات تاریخ ثبت شده نگاه کنید به روشنى درمى یابید که افزون طلبى یک عامل مهم در جنگ ها، کشتارها و حمله هاى آنان بوده است.
 
البتّه همان گونه که گفتیم کمبود و ضعف، و افزون طلبى دو عامل مهم براى جنگ ها و خونریزى هایى بوده اند که در تاریخ انجام گرفته است؛ و گرنه جنگ ها اسباب و عوامل دیگرى نیز داشته اند که به خاطر آن ها آتش جنگ شعله ور شده و خون مردم صفحه گیتى را رنگین ساخته است.
 
درباره دو موردى که نام بردیم دقّت کنید: ضعف و کمبود و همچنین افزون طلبى «دو عامل برونى» حکام و دولتمردان بوده است.
 
بسیارى از جنگ ها نه بر اساس «عوامل برونى» بلکه بر اساس «عوامل درونى» حکام صورت گرفته است.
 
«عقده هاى روانى» که از شمار مهم «عوامل درونى» است تاکنون بسیارى از افراد را به صورت جرثومه هاى خون آشام درآورده که با شعله ور ساختن آتش جنگ و ریختن خون مردم بیچاره، صفحات تاریخ را رنگین ساخته اند.
 سرنوشت اختراعات کنونى در عصر ظهور چه خواهد شد؟

بدیهى است بشر با تکامل عقلى از این گونه عقده ها رهایى یافته و عوامل درونى و برونى براى شعله ور شدن فتنه جنگ نابود مى گردد و صلح و صفا و آرامش سراسر گیتى را فرا مى گیرد. در این صورت چه نیازى به بمب هاى مرگبار اتمى و غیر اتمى وجود دارد؟!
 
از آنچه گفتیم پاسخ سؤال راجع به قسم دوّم از اختراعات کنونى به خوبى واضح مى شود. بدیهى است وقتى زمینه به کارگیرى چیزى از میان رفت، آن چیز نیز محکوم به نابودى است و به دست فراموشى سپرده خواهد شد.
 
سرنوشت دسته سوم از اختراعات:
دسته سوّم از اختراعاتى که در دوران غیبت مورد استفاده مردم مى باشند وسیله هایى هستند که آثار منفى در آن ها وجود ندارد. آیا وضع این گونه ابزار آلات چگونه خواهد بود؟
 
در پاسخ به این مورد از اختراعات - که تعداد آن ها نیز زیاد است - باید بگوییم: با توجّه به پیشرفت بیش از حدّ علم و دانش و تکامل عقلى و افزایش فراوان قدرت هاى مغزى و به کار افتادن کامل نیروهاى فکرى، بدیهى است که وسایل پیشرفته مهمى اختراع خواهد شد که با وجود آن ها نیازى به وسیله هاى عقب مانده و از رده خارج شده وجود نخواهد داشت.
 
براى توضیح مطلب وسائلى را که در این زمان مورد استفاده قرار دارند مقایسه کنید با وسیله هایى که تا یک قرن قبل مورد استفاده بوده اند. به عنوان نمونه آیا مى توان دلو و ریسمان را با پمپ هاى قوى آب مقایسه نمود؟! آیا دستگاه هاى قدرت مندى را که براى کشیدن آب از قعر چاه ها یا رودخانه ها ساخته شده اند، جایى براى استفاده از دلو و ریسمان باقى مى گذارد؟!
 
البتّه هنوز در بسیارى از نقاط محروم جهان مردم مستضعف و بى پناه از دلو و ریسمان استفاده مى کنند و این به خاطر ضعفِ کشورهاى به اصطلاح متمدّن است که صنعت تمام نقاط جهان را فرا نگرفته و مورد استفاده همه مردم جهان واقع نشده است. امّا در دوران شکوهمند ظهور وضع جهان این گونه نخواهد بود.
 
ما درباره ویژگى هاى حکومتى حضرت بقیة الله ارواحنا فداه گفته ایم یکى از ویژگى هاى حکومتى آن حضرت، جهانى بودن حکومت آن بزرگوار است و جهانى بودن حکومت آن حضرت نه تنها به معناى حکومت واحد در سراسر گیتى است بلکه به معناى بهره مندى همه مردمان جهان از امکانات آن روزگار درخشان نیز هست.
 

تبلیغات گسترده و توخالى غرب

غرب براى خودنمایى و فریفتن مردم جهان دست به تبلیغات گسترده اى در زمینه علوم گوناگون زده است که روان شناسى نمونه اى از آن ها است.
 
طرح مسائل روان شناسى در کشورهاى بزرگ جهان آنگونه گسترش یافته که به پندارِ خود آنچنان پیشرفت نموده و به نکته هاى تازه دست یافته اند که از روان شناسى گذشته و به فراروان شناسى رسیده اند! کسانى که هنوز جسم خود را نشناخته اند و انسان را حتّى از نظر جسم، موجودى ناشناخته مى دانند چگونه از روانِ خود آگاه شده و آنگاه پا را فراتر نهاده و به فراروان شناسى پرداخته اند!
 
آرى؛ این چنین است جهان لجام گسیخته کنونى که از مقام ولایت و سرپرستى نظام عالم روى برتافته و به خاطر بافته هاى خویش، خود را راه یافته مى داند!
 
زورگویان جهان نه اکنون! بلکه از زمان هاى بسیار دور، ملّت هاى خود را با استفاده از تبلیغات گسترده، فریب داده اند.
 
آنان با نیرنگ و حیله، مردمان را سرگرم ساختند و با نقشه هاى شوم خود، افکار و اندیشه هاى انسان هایى را که پاک زاده شده اند، به گمراهى کشاندند. آنان نگذاردند انسان ها بر اساس فطرت پاک خویش راه نجات را بیابند و منجى و رهائى بخش خود را بخواهند.
 
آنان علم و تمدّن را به رخ ملّت ها کشیدند و با تبلیغات گسترده، افکار مردم جهان را شستشو دادند؛ با این که از اشتباهات خود آگاه بودند.
 
نمونه هاى فراوانى در طول تاریخ - از گذشته تا حال - وجود دارد که معروف ترین دانشمندانِ عصر غیبت از بزرگترین اشتباه هاى علمى برخوردار بوده اند از «ارسطو» و قبل از او گرفته تا دانشمندان عصر ما اشتباهات فراموش نشدنى را در صفحات تاریخ به نام خود ثبت نموده اند.
 سرنوشت اختراعات کنونى در عصر ظهور چه خواهد شد؟


از چه کسانى پیروى کنیم؟

آیا انسان مى تواند از دانشمندانى که دست به خیانت زدند و لباس خدمت گذارى به ستمگرانِ جهان را پوشیدند، پیروى کند؟!
 
آیا صحیح است ما فریب تبلیغات گسترده غرب را خورده و فریفته زندگى ماشینى آنان شویم؟
 
ستمگران جهان از زمان هاى دور به مخالفت با پیامبران الهى برخاستند و توده ملّت را از پیوستن به آنان بازداشتند...
 
با فرارسیدن عصر رسالت رسول خدا حضرت محمّد صلّى الله علیه و آله و سلّم و عصر امامت خاندان وحى علیهم السلام، گروهى که شریرترین افراد در طول تاریخ بودند به مخالفت با خاندان نبوّت برخاستند و مردم را از گِرد خاندان وحى علیهم السلام پراکندند، و با بازداشتن مردم از نوشتن فرموده هاى رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم و بستن باب علم آن بزرگوار، به عصر جاهلیت تداوم بخشیدند.
 
آن ها نگذاشتند مردم از آبشخور علمِ وحیانى سیراب شوند و از سرچشمه زلال دانش الهى بهره مند گردند.
 
آن ها نگذاشتند علم و دانش در میان مردم جهان گسترش یابد و با دور شدن مردم از خاندان وحى علیهم السلام، آن بزرگواران نکته هاى ناب علم و اسرارِ دانش را فقط به بزرگان اصحاب خود آموختند.
 
آیا انسان از رهبرانى پیروى کند که همه اسرار هستى در برابر آن ها روشن و آشکار است و علم و دانش آنان به تمامى موجودات جهان توسعه دارد، یا از دانشمندانى که خود بارها به جهل و عجز خود اعتراف نموده اند؟ و بارها علم و دانش خود را در برابر مجهولاتشان بسیار اندک و ناچیز شمرده اند.
 
به عنوان نمونه، «اسحاق نیوتن» - که او را از بزرگترین دانشمندان جهان مى دانند - در این باره گفته است: «من نمى دانم که از نظر جهانیان چه هستم؟ از دریچه چشم خودم به کودکى مى مانم که در ساحل دریا گرم بازى است و خود را به جستن سنگریزه هایى خوش تراش از سنگدانه هاى دیگر و صدف هایى خوش نقش تر از صدف هاى دیگر مشغول مى کند. امّا در این میان، اقیانوس ناگشوده حقیقت، از بى کران تا بى کران فراروى او همه جا گسترده است.»(19)
 
این اعتراف، واقعیتى است که نه تنها درباره «نیوتن» بلکه درباره همه افرادى چون او، صحیح است. البتّه گروه زیادى بر اثر جستجوى فراوان، سنگریزه هاى خوش تراش و یا صدف هاى خوش نقش ترى را یافته اند ولى پرسش ما این است:
 
آیا بشر باید از کودکانى که سرگرم بازى هستند پیروى کند یا تلاش کند به سوى کسانى که با اسرار خلقت و رازهاى جهان آفرینش آشنا هستند راه یابد؟
 
بدیهى است که گم کردن راه سبب گمراهى مى شود و گمراهى نتیجه اش اشتباه و تباهى است.
 

اشتباه ارسطو، کپرنیک و بطلمیوس

اکنون نمونه هایى از اشتباهاتى را که در حوزه علم وارد شده نقل مى کنیم:
«ارسطو» تصوّر مى کرد که خورشید در یک دایره کامل به دور زمین مى گردد.
 
«کپرنیک» فکر مى کرد که زمین در یک دایره کامل به دور خورشید مى گردد.
 
این دو یک رقابت واقعى داشتند؛ نمى شد که هر دو حق داشته باشند، بعداً معلوم شد که هر دو اشتباه مى کردند، مدار زمین بیضوى است.(20)
 
باید این واقعیت را دانست که «ارسطو» حکیم مشهور مشّائى و بعد از او «بطلمیوس» که پنج قرن پس از وى آمد علم نجوم را مدّت هزار و هشتصد سال از قرن سوّم قبل از میلاد تا قرن پانزدهم بعد از میلاد به تأخیر انداختند.
 
«ارسطو» مدّت هیجده قرن نوع بشر را در ظلمت جهل نگاه داشت و نگذاشت که انسان بتواند خود را از آن ظلمتکده نجات بدهد و مى توان به جرئت گفت که ارسطو مدت هیجده قرن پیشرفت علمى بشر را به تأخیر انداخت.(21)
 
مى دانیم که علوم چون حلقه هاى زنجیر است و یک حلقه از آن به حلقه دیگر متّصل مى شود و یک علم، سبب پیدایش علم دیگر مى گردد.
 
جهل بشر در مورد حرکت زمین و سیارات دیگر به دور خورشید که عامل آن ارسطو شد، مدّت هیجده قرن دو بال آدمى را براى پرواز در عرصه علم بست و نفوذ ارسطو، آنچنان زیاد بود که هیچ کس نمى توانست نظریه او را در مورد ثابت بودن زمین محکوم به بطلان کند.
 
دو چیز قوّت نظریه «ارسطو» را در ذهن اقوام جهان افزایش داد: اوّل این که «بطلمیوس» جغرافیادان مشهور مصرى که پنج قرن بعد از «ارسطو» آمد، بر نظریه او صحّه گذاشت و براى حرکات ستارگان نظریه اى ابراز کرد که سیارات به دور چیزهایى مى گردند که متحرّک هستند و آن چیزها به دور زمین گردش مى کنند امّا زمین بدون حرکت و ثابت است. بطورى که مى بینیم «بطلمیوس» گردش سیارات را اطراف زمین دو درجه اى کرد و گفت: آن ها گرد چیزهایى مى گردند که آن ها به نوبه خود اطراف زمینِ ثابت، حرکت مى کنند.
 
عامل دوّم که قوّت نظریه ارسطو را افزایش داد این بود که در اروپا، کلیساى مسیحى بر نظریه ارسطو صحّه گذاشت و گفت: بدون تردید آنچه ارسطو راجع به ثبات زمین و این که مرکز جهان مى باشد گفته حقیقت است. چون اگر زمین ثابت و مرکز جهان نبود، پسر خدا (یعنى حضرت مسیح) در آن ظهور نمى کرد.(22)
سرنوشت اختراعات کنونى در عصر ظهور چه خواهد شد؟ 


اشتباه پوزیدونیوس

فلیسوف رواقى، «پوزیدونیوس» صد سال پیش از میلاد مسیح، هیأتى را به سوى اسپانیاى غربى رهبرى کرد تا ببیند آیا هنگامى که در هر غروب، خورشید در دریاى آتلانتیک فرو مى رود صداى فیش از آن برمى خیزد یا نه!(23)
 

اشتباه ارشمیدس

«ارشمیدس» مى گفت: شماره ذرّاتى که در سراسر جهان هست عدد 10 به توان 63 مى باشد یعنى اگر عدد 10 را شصت و سه بار در خود آن ضرب کنیم، شماره ذرّاتى که در جهان هست به دست مى آید.
 
در نظر «ارشمیدس» ذرّه عبارت بود از کوچکترین جزء از مادّه که دیگر نتوان آن را به دو قسمت کرد و به همین جهت آن را جزء لایتجزّى مى خواندند.(24)
 

اشتباه ادینگتون

«ادینگتون» دانشمند فیزیکى انگلیسى که در سال 1944 میلادى درگذشت، در آغاز آن قرن و هنگام جوانى گفت: مجموع اتم هایى که در هستى وجود دارد عدد 10 به توان هشتاد مى باشد.
 
یعنى اگر عدد 10 را هشتاد بار در نفس خود ضرب کنند شماره اتم هایى که در جهان هست به دست مى آید.
 
روزى که «ادینگتون» شماره اتم هاى هستى را با این فرمول ریاضى حساب کرد، منجّمین عقیده داشتند که شماره کهکشان ها بطور تقریب یک میلیون عدد است.(25)
 

اشتباه اینشتین

اینشتین چنین مى پنداشت که هیچ موجودى نمى تواند داراى سرعتى افزون از سرعت نور باشد. و آخرین سرعت سیر در جهان هستى، سرعت نور است.
 
اکنون ثابت شده است که موجوداتى وجود دارند به نام «تاخنون» که سرعت سیر آن ها مافوق سرعت نور است. اگر نظریه اینشتین درست بود، بشر باید از بسیارى از سفرهاى فضایى در عصر آینده ناامید باشد.
 
علاوه بر این از نظر روایات و فرموده هاى خاندان وحى علیهم السلام ملائکه مانند جبرائیل و... از عرش و مافوق کهکشان ها تا زمین را در کمتر از لحظه اى مى توانند سیر کنند.
 
اینشتین و افرادى همانند او به خاطر دور بودن از معارف علمى خاندان وحى علیهم السلام، از این حقایق آگاهى نداشته و ندارند.
 
«زومرفلد» این تئورى را مطرح ساخت که ذرّاتى وجود دارند که حرکت آن ها سریع تر از سرعت نور بوده و داراى این خاصیت ویژه هستند که هرچه انرژى آن ها کمتر شود، داراى سرعت بیشترى مى گردند.
 
تئورى اینشتین در تضادّ با این فرضیه متهورانه «زومرفلد» مى باشد؛ زیرا که بر اساس تئورى اینشتین، کلیه ذرّات در مرز رسیدن به سرعت نور، داراى جرم بى نهایت هستند.
 
تئورى هاى متهورّانه و اثبات نشده، همین که یکبار در سطح بین المللى مطرح شدند، به این زودى کشش خود را از دست نداده و مدّتها همچنان جالب توجّه باقى مى مانند.
 
از زمانى که «زومرفلد» در آغاز قرن جارى تئورى خود را مطرح ساخت تاکنون نسلهاى متعدّدى از دانشمندان علم فیزیک به مطالعه و تحقیق درباره این ذرّات سریع تر از نور پرداخته اند. ولى تنها در سال 1967 بود که بالاخره «جرالد «فینبرگ» G.Fcinberg پرفسور فیزیک تئوریک در دانشگاه آمریکائى کلمبیا، توانست با رساله اى درباره ذرّاتى که حرکتشان سریعتر از حرکت نور است، باب بحث مجدّد در این مورد را باز کند.
 
«فینبرگ» براى این ذرّات اسمى هم انتخاب کرد و آن ها را «تاخنون» Tachionen نامید که از لغت یونانى «تاخیس» Tachys به معناى «سریع» مشتقّ گشته است.
 
بار دیگر صداى دانشمندان فیزیک برخاست که بر اساس تئورى اینشتین، هیچ چیزى سریع تر از نور نمى تواند وجود داشته باشد. امّا چند تن از دانشمندان فیزیک هسته اى این ایده جالب را تعقیب نموده و اکنون به این نتیجه رسیده اند که چنین ذرّات سریع تر از نورى باید وجود داشته باشند، ولى برخى به طرفدارى از اینشتین به توجیه ایراد وارد بر او پرداختند.
 سرنوشت اختراعات کنونى در عصر ظهور چه خواهد شد؟


اشتباه دیگر اینشتین

اینشتین مى گفت جهان داراى وسعتى است که پهناى آن از سه میلیارد سال نورى تجاوز نمى نماید در حالى که از سال 1963 میلادى که اوّلین کوآزر کشف گردید عقل دانشمندان نجومى متزلزل شده است و وقتى پشت رادیو تلسکوپ آرسى بوئه یک کوآزر دوردست را مورد مطالعه قرار مى دهند. سر را با دو دست مى گیرند که مبادا عقل از سرشان برود و دیوانه شوند.
 
گفتیم فاصله کوآزرهاى دوردست با زمین 9 میلیارد سال نورى است در صورتى که اینشتین مى گفت که جهان وسعتى است که پهناى آن (یا قطر آن) از سه میلیارد سال نورى تجاوز نمى نماید.
 
براى سنجش وسعت فضائى که نور، مدّت 9 هزار میلیون سال وقت صرف مى کند تا آن را بپیماید کافى است که فکر کنیم که نور در هر سال 9500 میلیارد کیلومتر طى مى کند و 9500 میلیارد کیلومتر را باید در 9 میلیارد سال ضرب کرد تا این که دریافت که فاصله کوآزر و زمین چقدر مى باشد.
 
از این فاصله عظیم که عقل قادر به تجسّم آن نیست گذشته، آنچه عقل علماى نجوم را متزلزل کرده نور کوآزر است که ده هزار میلیارد برابر نور خورشید مى باشد و نمى توانند بفهمند که درون کوآزر چه نوع انرژى وجود دارد که یک چنین روشنایى را به وجود مى آورد.»(26)
 
با توجّه به این مطالب روشن شد که پندار اینشتین درباره قطر جهان بسیار اشتباه بوده است.
 
اکنون که سخن از اینشتین به میان آمد، مناسب است بگوییم که او یک یهودى آلمانى بود و خیانتى بر ملّت خود روا داشت که بى سابقه است. او به آمریکا پیشنهاد کرد که در ساختن بمب اتمى از آلمان سبقت بگیرد!
 
«در سال 1932 هیتلر به قدرت رسید. در آن زمان اینشتین در آمریکا بود و اعلام کرد که به آلمان برنخواهد گشت. از این رو سربازان نازى، خانه او را خراب کردند و حساب بانکى وى را مسدود کردند.
یکى از روزنامه هاى برلین مقاله اى با عنوان درشت «خبر خوبى از اینشتین، وى برنخواهد گشت» نوشت، با تهدیدهاى نازى ها اینشتین خونسردى اش را حفظ کرد. ولى از ترس این که مبادا دانشمندان آلمان اقدام به ساختن بمب اتمى کنند به آمریکا پیشنهاد کرد در ساختن بمب اتمى پیشدستى کند. با وجود این حتّى پیش از انفجار اوّلین بمب، وى مردم را از خطرات بمب آگاه مى کرد و پیشنهاد کنترل سلاحهاى هسته اى را از سوى جامعه بین المللى نمود.»(27)
 
شاید به خاطر خیانتى که او به ملّت خویش روا داشت از زندگى خود پشیمان بود:
«اپنهایمر، که از دوستان نزدیک اینشتین بود، در گردهمایى دانشمندانى که به مناسبت دهمین سال درگذشت اینشتین توسّط یونسکو ترتیب یافته بود گفت: اینشتین در غروب زندگیش، سرخورده و مأیوس از مسابقات تسلیحاتى و جنگ ها، به او گفته بود: اگر قرار بود زندگى را دوباره از سر گیرم، ترجیح مى دادم کارگر ساده برق باشم.»(28)
 
و به نقلى دیگر او دوست مى داشت یک کفّاش بود: «آدم هاى زیادى هم این طرف و آن طرف دنیا بودند که نمى توانستند کشتار ژاپنى ها را در هیروشیما فراموش کنند و نمى توانستند فراموش کنند که امضاى این نابغه فیزیک یکى از آن فرمول هاى جادوگرانه پشت ماجرا بوده است. براى آن ها مهم نبود که او بعد از شنیدن خبر، هشت روز تمام خودش را حبس کرده، عزا گرفته و به یک چیز فکر کرده است: اگر دوباره به دنیا مى آمد دیگر تئورى و فرمول نمى ساخت، مى رفت کفّاش مى شد.»(29)
 
این هم جریان دیگرى از اینشتین: «یک نامه که دو استاد فیزیک دانشگاه کلمبیا براى روزولت نوشته بودند، خلاصه اش این بود: چیزى وجود دارد به نام انرژى هسته اى. دانشمندان نازى هم مشغول کار بر روى آن هستند. واضح است که این یک سلاح استراتژیک و تعیین کننده است. رئیس جمهور باید تصمیم بگیرد که با آن، چه باید کرد؟ دوّم اوت 1939.
 
دو استاد فیزیک مى دانستند رئیس جمهور چیزى درباره فیزیک هسته اى نمى داند؛ اما همان نزدیکى در پرینستن کسى زندگى مى کرد که از فیزیک هسته اى سر درمى آورد و رئیس جمهور هم او را قبول داشت. پس قبل از روزولت به سراغ او رفتند. براى اینشتین غم انگیز بود که بعد از آن که یک عمر طرف دار دو آتشه صلح بوده است پاى چنین چیزى را امضا کند. او این کار را کرد و تا وقتى زنده بود بابت این که دکمه را فشار داده است، ملامت شد.»(30)
 
اعتراف اینشتین به پشیمانى او از گذشته خود، روشنگر این مطلب است که او اگرچه یک دانشمند پرآوازه جهان بوده؛ ولى او خدمتِ خود را در راه علم و دانش، تحت الشعاع خیانتى که به ملّتش روا داشته، مى دانسته است.
سرنوشت اختراعات کنونى در عصر ظهور چه خواهد شد؟ 


علم و دانش، دستاویزى براى سوداگران

بدون شک و تردید، علم و دانش، چراغ فروزانى است که باید بر انسان ها بتابد و راه را براى آنان روشن سازد؛ نه آنکه دستاویز ستمگران جهان قرار گرفته و گروهى به وسیله آن به خیانت و شیادى بپردازند! ولى متأسّفانه تاریخ گواه آنست که علم و دانش در رشته هاى گوناگون تاکنون بارها و بارها مورد استفاده افراد سودجو قرار گرفته و آن را در راه هدف هاى شوم خود به کار گرفته اند.
 
گروهى از دانشمندان و دانشمندنماها دانسته و ندانسته، از علم و دانش سوء استفاده نمودند یا تاریکى جهل را به عنوان نور علم به مردم جلوه دادند.
 
بدیهى است این کار یک عامل مهم در سرخوردگى جامعه از علم و دانش است؛ به گونه اى که جهانیان باور کرده اند: دانشمندان نمى توانند حکومت ایده آل را بر عالم حاکم نموده و جهان را به مدینه فاضله تبدیل نمایند.
 

محدودیت علم

عامل دیگرى که سبب نااُمید شدن مردم از علم و دانش مى شود، محدودیت آن است؛ به ویژه درباره روح که بشر پیرامون آن از علمى اندک برخوردار است. قرآن در این باره مى فرماید:
«وَما اُوتیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلّا قَلیلاً».(31)
از دانش، چیزى جز مقدارى اندک داده نشده اید.
 
تا وقتى که مغز آدمى کارآیى کامل نداشته باشد و حتّى نابغه ترین دانشمندان فقط از جزیى اندک از مغز خود استفاده کنند، بشر چگونه مى تواند رازهاى عظیم و ناگشوده جهان بزرگ را درک کند؟
 
این حقیقتى است که در روایات خاندان وحى علیهم السلام به آن تصریح شده و غرب تازه به آن راه یافته است. تا وقتى که زمان غیبت ادامه داشته باشد و بشر به تکامل عقلى نرسیده و کارآیى مغز کامل نشود علم و دانش نیز در محدودیت خواهد بود.
 
با این بیان، علم و دانشِ محدود چگونه مى تواند پاسخ گوى مشکلات ناشناخته باشد و چگونه مى تواند جهان تاریک را به مدینه فاضله تبدیل کند؟
 
بر اثر پاسخگو نبودن دانش به بسیارى از پرسش هاى جامعه و بى جواب ماندن بسیارى از مشکلات، مردم آگاه شدند که علم و دانش نمى تواند ناهنجارى هاى جامعه و مشکلات آن را برطرف سازد.
 
این، حقیقتى است که بسیارى از دانشمندان به آن اعتراف نموده اند. ما در اینجا به نقل چند گفتار از آن ها اکتفا مى کنیم:
1- علم حدود دقیقاً مشخّصى دارد و هرگز نمى تواند جز چگونگى پدیده هاى مورد بررسى چیزى به ما بدهد. علم در واقع به ما مى گوید که چگونه زمین دور خورشید مى گردد، چگونه انسانها زاده مى شوند و مى میرند اما نمى تواند پاسخگوى چراها باشد یعنى جز مقصودى که احتمالاً موضوع مورد تجربه خود تلویحاً بیان مى کند قصد دیگرى را آشکار سازد....(32)
 
علم، نمى تواند جهان را درک کند
2- مقیاس هاى ثانیه، سانتى متر و گِرم را - که کاربرد آن ها در استخراج قوانینى است که در عالم مادّه حکومت مى کند - نمى توان براى فهم حقیقتِ جاذبه، نفس، روح، عقل و عوامل غیر مادّى دیگر به کار برد.
 
بنابراین، حقیقت نیروى جاذبه نزد فیزیک دانان ناشناخته است، همچنین حقیقت الکتریسیته یا مغناطیس یا انرژى - اعمّ از انرژى حرارتى یا الکتریکى یا حرکتى یا اتمى - نیز مجهول است، فیزیک دانان معترفند که از فهم حقیقت هر امر غیر عادّى، عاجزند، حتّى این که آن ها به عدم فهم حقیقت مادّه نیز معترف هستند؛ زیرا مادّه سرانجام به اتم برمى گردد و اتم مجموعه اى از قواى الکتریکى مثبت (یعنى پرتون) و قواى الکتریکى منفى (یعنى الکترون) و قواى دیگرى که علم جدید براى همیشه از شناختن آثار آن ها عاجز است، مى باشد.(33)
 
3- علم فیزیک تا امروز نتوانسته به این سؤال جواب بدهد: چگونه نور چراغ ما که انرژى است، مبدّل به مادّه مى شود؟ و اگر علم فیزیک پاسخ این سؤال را پیدا کند، در یک لحظه، علم راه صد هزار ساله را خواهد پیمود.
 سرنوشت اختراعات کنونى در عصر ظهور چه خواهد شد؟

چون در فیزیک سر الأسرار همین است و راز عظیم خلقت، جواب همین پرسش مى باشد که انرژى چگونه مبدّل به مادّه مى شود.
 
تبدیل مادّه به انرژى در نظر ما عادّى است و روز و شب، مادّه را در کارخانه ها و هواپیماها و کشتى ها و اتومبیل ها و خانه ها حتّى در بدن خودمان مبدّل به انرژى مى کنیم ولى تا امروز نتوانسته ایم انرژى را مبدّل به مادّه نماییم و هنوز نمى دانیم در جهان، انرژى چگونه مبدّل به مادّه مى شود.(34)
 
4- ما بعد از بیست و شش قرن با تمام پیشرفت هاى علم فیزیک و علم «آستروفیزیک» یعنى علم شناسایى فیزیکى ستارگان هنوز از لحاظ شناسائى مبدء دنیا از لحاظ فیزیکى (از لحاظ جسمى) از حدود نظریه فیلسوف قرن ششم قبل از میلاد کشور یونان جلوتر نرفته ایم.
 
اتم هیدروژن که سبک ترین اتم هاى عناصر مى باشد داراى یک الکترون و یک پرتون است و الکترون اطراف پروتون گردش مى کند و هنوز هیچ نظریه فیزیکى نتوانسته قانون علمى تبدیل شیئى غیر قابل وصف اولیه را به الکترون و پروتون توضیح بدهد، یعنى قانون علمى آن را کسى کشف نکرده است و نمى دانیم که آیا اول پروتون به وجود آمد یا الکترون، یا این دو که اوّلى داراى شارژ مثبت و دیگرى داراى شارژ منفى برق است، در یک موقع به وجود آمدند؟ و چه شد که در یک موقع از شیئى غیر قابل وصف اوّلیه به وجود آمدند؟
 
از قرن نوزدهم میلادى تا امروز، هر چه در این خصوص گفته شد تئورى است و ما از لحاظ شناسایى مبدأ دنیا بیش از مردم یونان در دوره «آناگزیماندر» اطّلاع نداریم.(35)
 
با توجّه به مطالب گذشته، به بیان چند نکته مهم مى پردازیم:
1- چون علوم مختلف و دانش هاى گوناگون بى ارتباط با یکدیگر نیستند، اشتباه در یک رشته از علوم نه تنها سبب رکود و توقّف در پیشرفت آن علم خواهد شد، بلکه در رشته هاى دیگرى از علوم که در ارتباط با آن علم است نیز مؤثّر مى باشد.

بنابراین زیان اشتباه دانشمندان در یک علم، منحصر به آن رشته از دانش نخواهد بود؛ بلکه در پیشرفت علوم دیگرى که در ارتباط با آن علم است نیز خسارت وارد مى سازد.
 
2- از آنجا که برخى از دانشمندان عصر غیبت یا قبل از این زمان در میان شاگردان خود و نیز سایر مردمان داراى چهره هاى پرنفوذ و باعظمتى بوده اند، شاگردان آنان تحت تأثیر شخصیت آنان قرار مى گرفتند و آراء و نظریات آنان را از جان و دل پذیرا مى شدند و گاهى این جریان تا چندین نسل ادامه مى یافت و شاگردان و شاگردانِ شاگردان و... بر اثر شخصیت زدگىِ بى جا، به نظریه اشتباه شخص اوّل پابرجا مى ماندند.
 
گاهى شخصیت زدگى شاگردان، آنچنان مهم بوده است که اگر فردى از آنان پى به اشتباه استاد مى برده، جرأت اظهار آن را براى دیگران نداشته است؛ زیرا مى دانسته که اگر به مخالفت با استاد برخیزد، مورد ریشخند نابجاى دیگران واقع شده و با هیاهو و جنجال بى جا، براى او آبرویى باقى نخواهد ماند.

به این جهت از اظهار اندیشه و فکر صحیح خود، خوددارى و امتناع مى ورزیده است. این واقعیتى است که در طول تاریخ وجود دارد.
 
3- گاهى برخى از مذاهب تحریف شده به پشتیبانى برخى از دانش ها و پندارهاى بى پایه برمى خیزند و با نفوذى که در مردم خود دارند، جرأت مخالفت با عقاید اشتباه را از دیگران سلب مى کنند، همانند طرفدارى کلیسا از نظریه «ارسطو».
 
در این گونه موارد، دینِ تحریف شده و دانش خیالى دست به دست یکدیگر داده و جامعه را از پیشرفت و رسیدن به حقیقت دور مى کنند.
 
4- اشتباهات دانشمندان و سوء استفاده زورگویان از دانش آنان و محدودیت علم و دانش مانع آنست که علم و دانش، جهان ستمدیده را به مدینه فاضله تبدیل کند.
 
5- در عصر درخشان ظهور که علم و دانش وحیانى فراگیر شده و همه از آبشخور علم صحیح مى آشامند، نه تنها جایى براى اظهار دانش خیالى باقى نمى ماند، بلکه با حکومت و دین واحد جهانى، همه مردمان جهان در سایه مکتب راستین و دانش پرور تشیع زندگى مى کنند و از مکتب هاى باطل و تحریف شده اثرى باقى نخواهد ماند.
 
بنابراین دست دین و دانش خیالى رو شده و همه مردمان جهان از اشتباه گذشتگان آگاه خواهند شد. با فرارسیدن آن روزگار پرشکوه و تابش انوار تابناک علم و دانش صحیح، جایى براى خفّاشان فرارى از نور، باقى نخواهد ماند. (36)
 سرنوشت اختراعات کنونى در عصر ظهور چه خواهد شد؟

جمع بندی و نتیجه گیری
در این گفتار، به دنبال پاسخی جامع به این سوال بودیم که در زمان پرشکوه ظهور امام زمان علیه السلام، سرنوشت اختراعات کنونى چه خواهد شد؟
 
براى روشن شدن پاسخ ما درباره اختراعات کنونى، آن ها را به سه دسته تقسیم نمودیم:
1- اختراعاتى که داراى آثار منفى، شوم و ویرانگر هستند.
2- اختراعاتى که آثار شوم ندارند ولى زمان استفاده و بهره بردارى از آن ها گذشته است.
3- اختراعاتى که داراى آثار منفى نیستند و مورد استفاده جامعه قرار دارند.
 

درباره سرنوشت دسته اول از اختراعات گفتیم:

بدیهى است که در نظام عادلانه و حکومت عدل پرور حضرت مهدى عجّل الله تعالى فرجه نه تنها وسایل ویرانگر جنگى بلکه هر گونه وسیله اى که در راه فساد، تباهى و نابودى جسم یا جان انسان ها به کار مى رود از میان برداشته خواهد شد و نابود مى گردد.

بنابراین از میان برداشتن وسایل ویرانگر و نابود ساختن آن ها در حکومت عدلِ الهى حضرت بقیة الله الأعظم ارواحنا فداه نه تنها وسایل ویرانگر جنگى بلکه هر گونه وسیله اى که داراى اثر منفى بر جامعه بشرى است از سر راه انسان ها برداشته مى شود و آن حضرت با نابود ساختن آن ها بشریت را از آثار شوم و منفى آن ها نجات خواهند داد.

پس در حکومت امام عصر ارواحنا فداه آن دسته از اختراعات که داراى اثرات شوم، ویرانگر و منفى هستند به نابودى کشیده شده و از میان برداشته مى شوند.
 

درباره سرنوشت دسته دوم از اختراعات گفتیم:

دسته دوم از اختراعات کنونى، آن قسمت از اختراعاتى هستند که داراى آثار منفى نیستند ولى در عصر ظهور دوران بهره ورى و استفاده از آن ها گذشته است. مانند وسایل طبّى و یا برخى از وسایل جنگى که در جهادهاى عادلانه مورد استفاده قرار مى گیرند.

این گونه وسایل نیز از بین خواهند رفت؛ زیرا نیازى به وجود آن ها در میان جامعه وجود ندارد. روشن است وقتى که صحّت و سلامتى، تمامى جهانیان را فرا گرفته و همه از صحّت روحى و جسمى برخوردار باشند، اصلاً نیارى به وسایل جنگى نابودکننده بشر و یا وسایل طبّى که دیگر قابل بهره بردارى نیستند، وجود ندارد.

پس وقتى که بیمارى باقى نماند تا نیاز به وسایل طبّى وجود داشته باشد، آن وسایل کنار گذارده مى شوند. بدیهى است وقتى زمینه به کارگیرى چیزى از میان رفت، آن چیز نیز محکوم به نابودى است و به دست فراموشى سپرده خواهد شد.
 

درباره سرنوشت دسته سوم از اختراعات گفتیم:

دسته سوم از اختراعاتى که در دوران غیبت مورد استفاده مردم مى باشند وسیله هایى هستند که آثار منفى در آن ها وجود ندارد. آیا وضع این گونه ابزار آلات چگونه خواهد بود؟
در پاسخ به این مورد از اختراعات - که تعداد آن ها نیز زیاد است - باید بگوییم: با توجّه به پیشرفت بیش از حدّ علم و دانش و تکامل عقلى و افزایش فراوان قدرت هاى مغزى و به کار افتادن کامل نیروهاى فکرى، بدیهى است که وسایل پیشرفته مهمى اختراع خواهد شد که با وجود آن ها نیازى به وسیله هاى عقب مانده و از رده خارج شده وجود نخواهد داشت.

براى توضیح مطلب وسائلى را که در این زمان مورد استفاده قرار دارند مقایسه کنید با وسیله هایى که تا یک قرن قبل مورد استفاده بوده اند. به عنوان نمونه آیا مى توان دلو و ریسمان را با پمپ هاى قوى آب مقایسه نمود؟! آیا دستگاه هاى قدرت مندى را که براى کشیدن آب از قعر چاه ها یا رودخانه ها ساخته شده اند، جایى براى استفاده از دلو و ریسمان باقى مى گذارد؟!

البتّه هنوز در بسیارى از نقاط محروم جهان مردم مستضعف و بى پناه از دلو و ریسمان استفاده مى کنند و این به خاطر ضعفِ کشورهاى به اصطلاح متمدّن است که صنعت تمام نقاط جهان را فرا نگرفته و مورد استفاده همه مردم جهان واقع نشده است. امّا در دوران شکوهمند ظهور وضع جهان این گونه نخواهد بود.

ما درباره ویژگى هاى حکومتى حضرت بقیة الله ارواحنا فداه گفتیم یکى از ویژگى هاى حکومتى آن حضرت، جهانى بودن حکومت آن بزرگوار است و جهانى بودن حکومت آن حضرت نه تنها به معناى حکومت واحد در سراسر گیتى است بلکه به معناى بهره مندى همه مردمان جهان از امکانات آن روزگار درخشان نیز هست.
 
پی‌نوشت‌ها:
1- سوره مؤمنون، آیه 14.
2- بحار الأنوار: 391/52.
3- صحیفه مهدیه: 98.
4- بدون شک تحوّلى که در جسم و جان مردمان عصر ظهور پدید مى آید، در قدرت چشم انسان ها نیز اثر مى گذارد، در زمان هاى گذشته کسانى بوده اند که از قدرت بسیار بالاى دید برخوردار بوده اند؛ یکى از آنان ابوعلى سینا است. از او نقل شده که گفته است: «در روز ستاره عطارد را دیدم که در وقت مقارنه با آفتاب بر روى آفتاب بود مانند خالى که بر صورت کسى باشد و عطارد اگرچه در فلک دوّم است و شمس در فلک چهارم، لیکن چون مقارنه بود یعنى در یک برج و در یک دقیقه جمع گشته بودند چنان به نظر مى آمد که خالى در روى آفتاب است.» (گلزار اکبرى: 383) در «قصص العلماء» درباره قوّه باصره او نوشته است: قدرتِ دیدِ او به حدّى بود که از مسافت چهار فرسخ مگس را مى دید، چنان که روزى در مجلس سلطان وارد شده دید که دوربین انداخته. شیخ پرسید که دوربین براى چه انداخته اید؟ سلطان گفت: در چهار فرسخى سوارى مى آید، مى خواهم او را تمیز داده باشم. ابو على گفت: در این مسافت قلیل حاجت به دوربین نیست. پس شیخ بدان جانب نگاه کرد و گفت که: سوارى مى آید که به فلان شکل و به فلان لباس است و اسب او را فلان رنگ است و شیرینى مى خورد. سلطان گفت: شیرینى داخل در مطعومات است نه مرئیات، پس آن را چگونه دانستى؟ ابوعلى در جواب گفت که: از آنجا دانستم که مگس هایى چند در اطراف دهانش پرواز مى کنند و این علامت آن است که شیرینى مى خورد و چون سوار نزدیک شد و از او سؤال نمودند همان نحو بود که شیخ گفته بود و شکل و لباس و رنگ اسبش چنان بود که شیخ اظهار نموده. و به قولى شیخ گفت که: آن سوار نان خشک مى خورد چه ریزه هاى نان در میان ریش و سبیل او است و چون تفحّص کردند گفته شیخ ابوعلى صادق آمد. (گلزار اکبرى: 382) در زمان ما نیز افرادى هستند که دیدِ آنان بسیار قوى است. در اینجا نمونه اى از آن ها را مى آوریم: «هیچمن» زنى است که با چشم غیر مسلّح اقمار مشترى را از فاصله 268 میلیون کیلومترى به وضوح مى بیند و مشاهدات او مورد تأیید دانشمندان نجوم و ستاره شناسى نیز قرار گرفته است. یا این که از مسافت 1609 مترى حالت خطوط صورت نوه اش را تشریح مى کند و از فاصله سه مترى حروف ریز ذرّه بینى را مى خواند. وجود این گونه افراد دلیل بر این است که امکان دارد چشم انسان از دید بسیار بالا و شگفت انگیزى برخوردار باشد، ولى با این همه آنچه در عصر ظهور واقع مى شود و تحوّلاتى که در دیدِ انسان ها رخ مى دهد بالاتر از این حرف ها است.
5- بحار الأنوار: 336/52 ح 72.
6- آینده جهان: 5.
7- درباره آثار بسیار شگفت نور ماه رجوع کنید به: از کتاب هاى قدیم: گلزار اکبرى؛ تألیف: مرحوم آیة الله شیخ على اکبر نهاوندى. و از کتاب هاى جدید: فوق طبیعت؛ تألیف: «لیال واتسن»، ترجمه شهریار بحرانى و احمد ارژمند.
8- اشاره به روایتى که حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام فرموده اند: «ما من علم إلاّ وأنا أفتحه والقائم یختمه».
9- تاریخ ناشناخته بشر: 105.
10- آیة الکرسى، پیام آسمانى توحید: 213.
11- همان.
12- روزنامه کیهان: 5 شهریور 1360 صفحه 5.
13- سیماى انسان کامل از دیدگاه مکاتب: 465.
14- علم، قدرت، خشونت: 87.
15- روان شناسى ضمیر ناخودآگاه: 73.
16- همان: 79.
17- تاریخ ناشناخته بشر: 169.
18- همان: 171.
19- رک: فکر، نظم، عمل: 93.
20- علم و نابخردى: 103.
21- رک: مغز متفکر جهان شیعه: 302.
22- مغز متفکر جهان شیعه: 303.
23- جهان در 500 سال آینده: 240.
24- رک: مغز متفکر جهان شیعه: 367.
25- همان: 367.
26- مغز متفکر جهان شیعه: 362. (براى شناخت عظمت کوآزرها به پاورقى ص 127 این کتاب رجوع کنید.)
27- ماهنامه اطّلاعات علمى: سال 19، شماره 3، دى ماه 1383.
28- مقدّمه روانشناسى ضمیر ناخودآگاه: 78، به نقل از علم و ترکیب: 29.
29- اینشتین: 27.
30- همان: 25.
31- سوره اسراء، آیه، 85.
32- علم، شبه علم و علم دروغین: 45.
33- راه تکامل: 89/5.
34- مغز متفکر جهان شیعه: 344.
35- همان: 112.
36- با توجّه به وصف شدن امام عصر ارواحنا فداه به: «المستور عن عوالمهم»، ظهور آن حضرت نیز - همچون غیبت آن بزرگوار - اختصاص به عالمِ ما ندارد.
 
منبع: دولت کریمه امام زمان (علیه السلام)، مرتضی مجتهدی سیستانی، قم: نشر الماس، چاپ دوم، 1385ش.
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
استوری ولادت پیامبر اکرم (ص) / و انک لعلی خلق عظیم
play_arrow
استوری ولادت پیامبر اکرم (ص) / و انک لعلی خلق عظیم
مراسم بزرگداشت شهیده سیده بشری خامنه‌ای در مسجد دانشگاه شریف
play_arrow
مراسم بزرگداشت شهیده سیده بشری خامنه‌ای در مسجد دانشگاه شریف
ابلاغ‌های قضایی خودکار
play_arrow
ابلاغ‌های قضایی خودکار
رئیس اوقاف اهل سنت عراق در حین سخنرانی از حال رفت
play_arrow
رئیس اوقاف اهل سنت عراق در حین سخنرانی از حال رفت
جزئیات محکومیت دولت آمریکا به پرداخت غرامت با شکایت بیماران پروانه‌ای
play_arrow
جزئیات محکومیت دولت آمریکا به پرداخت غرامت با شکایت بیماران پروانه‌ای
مردی که ۴۴ سال بی‌هیاهو به رهبر شهید خدمت کرد
play_arrow
مردی که ۴۴ سال بی‌هیاهو به رهبر شهید خدمت کرد
انتشار تصاویر تاسیسات هسته‌ای سوریه برای اولین بار پس از ۱۹ سال
play_arrow
انتشار تصاویر تاسیسات هسته‌ای سوریه برای اولین بار پس از ۱۹ سال
حملات هوایی اسرائیل به شهرک «المنصوری» در جنوب لبنان
play_arrow
حملات هوایی اسرائیل به شهرک «المنصوری» در جنوب لبنان
سرنوشت خلبانان ایرانی در قطر از زبان آقای سخنگو
play_arrow
سرنوشت خلبانان ایرانی در قطر از زبان آقای سخنگو
درخشش محمد صلاح در ترکیه
play_arrow
درخشش محمد صلاح در ترکیه
جواب قاطع تحلیلگر ایرانی به کارشناس آمریکایی: دست از سر منطقه بردارید!
play_arrow
جواب قاطع تحلیلگر ایرانی به کارشناس آمریکایی: دست از سر منطقه بردارید!
واکنش بقایی به خبر عبور روزانه چند میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز
play_arrow
واکنش بقایی به خبر عبور روزانه چند میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز
جلسه‌ای که رهبر انقلاب استاد راهنما بودند
play_arrow
جلسه‌ای که رهبر انقلاب استاد راهنما بودند
بقائی: ایران در حال حاضر ترکیبی بازی می‌کند
play_arrow
بقائی: ایران در حال حاضر ترکیبی بازی می‌کند
رانش کوه زباله در گینه با دست‌کم ۳۰ کشته!
play_arrow
رانش کوه زباله در گینه با دست‌کم ۳۰ کشته!