قانون هوش مصنوعی اروپا: متن ملاحظه 19
«برای مقاصد این مقرره، مفهوم «فضای در دسترس عموم» (publicly accessible space) باید به هر فضای فیزیکیای اطلاق شود که برای تعداد نامعینی از اشخاص حقیقی قابل دسترسی باشد؛ صرفنظر از اینکه آن فضا در مالکیت خصوصی باشد یا عمومی، و صرفنظر از نوع فعالیتی که فضا برای آن استفاده میشود؛ از جمله برای تجارت، مانند فروشگاهها، رستورانها و کافهها؛ برای خدمات، مانند بانکها، فعالیتهای حرفهای و مهماننوازی؛ برای ورزش، مانند استخرها، باشگاهها و ورزشگاهها؛ برای حملونقل، مانند ایستگاههای اتوبوس، مترو و راهآهن، فرودگاهها و وسایل حملونقل؛ برای سرگرمی، مانند سینماها، تئاترها، موزهها و سالنهای کنسرت و همایش؛ یا برای فراغت و سایر مقاصد، مانند جادهها و میدانهای عمومی، پارکها، جنگلها و زمینهای بازی.همچنین، یک فضا باید در صورتی «در دسترس عموم» تلقی شود که، صرفنظر از محدودیتهای احتمالی ظرفیت یا الزامات امنیتی، دسترسی به آن مشروط به شرایط از پیش تعیینشدهای باشد که تعداد نامعینی از اشخاص بتوانند آن شرایط را برآورده کنند؛ مانند خرید بلیت یا بلیت حملونقل، ثبتنام قبلی، یا داشتن سن معین.
در مقابل، فضایی نباید «در دسترس عموم» تلقی شود اگر دسترسی به آن، یا بهموجب حقوق اتحادیه یا حقوق ملی که مستقیماً به ایمنی یا امنیت عمومی مربوط است، یا از طریق اراده صریح شخصی که اختیار مربوط بر آن فضا را دارد، به اشخاص حقیقی مشخص و معینی محدود شده باشد. صرف امکان فیزیکی ورود ــ مانند درِ باز یا دروازه باز در یک حصار ــ بهتنهایی به این معنا نیست که فضا در دسترس عموم است، اگر نشانهها یا اوضاعواحوالی خلاف آن را نشان دهند، مانند تابلوهای منع یا محدودیت ورود.

محوطه شرکتها و کارخانهها، و نیز دفاتر و محلهای کاری که صرفاً برای دسترسی کارکنان ذیربط و ارائهدهندگان خدمات در نظر گرفته شدهاند، فضاهای در دسترس عموم محسوب نمیشوند. فضاهای در دسترس عموم همچنین شامل زندانها یا نقاط کنترل مرزی نمیشوند.
برخی فضاها ممکن است هم شامل بخشهای در دسترس عموم و هم بخشهای غیردر دسترس عموم باشند، مانند راهروی یک ساختمان مسکونی خصوصی که برای دسترسی به مطب پزشک لازم است یا فرودگاه. فضاهای آنلاین مشمول این مفهوم نیستند، زیرا فضای فیزیکی محسوب نمیشوند. با این حال، اینکه آیا یک فضای معین برای عموم قابل دسترسی است یا خیر، باید در هر مورد بهصورت جداگانه و با توجه به ویژگیهای خاص وضعیت مورد نظر تعیین شود.»
تحلیل ملاحظه 19
این ملاحظه یکی از مهمترین تعاریف عملیاتی قانون هوش مصنوعی اتحادیه اروپاست، زیرا مفهوم «فضای در دسترس عموم» را روشن میکند؛ مفهومی که بهویژه در تنظیم شناسایی زیستسنجی از راه دور و نظارت در فضاهای عمومی نقش بنیادین دارد. اهمیت این تعریف در آن است که قانونگذار میخواهد مشخص کند دقیقاً کجا یک فضا آنقدر «عمومی» محسوب میشود که استفاده از برخی سامانههای هوش مصنوعی در آن، واجد حساسیت ویژه حقوق بنیادین باشد.نخستین نکته مهم این ملاحظه، تعریف کارکردی و نه مالکیتیِ فضای عمومی است. قانونگذار بهروشنی میگوید معیار عمومیبودن فضا، مالکیت آن نیست. یک فضا ممکن است خصوصی باشد ــ مانند فروشگاه، رستوران، بانک یا سینما ــ اما چون برای تعداد نامعینی از مردم قابل دسترسی است، از منظر این قانون «در دسترس عموم» تلقی میشود. این نکته بسیار مهم است، زیرا مانع از آن میشود که صرف خصوصیبودن مالکیت، به ابزاری برای دور زدن قواعد نظارتی تبدیل شود.
دومین نکته مهم، معیار «تعداد نامعین اشخاص» است. قانونگذار بهجای تمرکز بر اینکه چه کسی مالک فضاست یا ورود به آن رایگان است یا نه، به این توجه میکند که آیا اصولاً تعداد نامشخصی از مردم میتوانند وارد آن شوند یا خیر. به همین دلیل، حتی فضاهایی که ورود به آنها مشروط به خرید بلیت، ثبتنام یا داشتن شرایطی مانند حداقل سن است، همچنان ممکن است «در دسترس عموم» باشند؛ زیرا این شروط برای جمعی نامعین از افراد قابل تحققاند.
سومین نکته، مرزبندی با فضاهای واقعاً محدود و غیرعمومی است. قانونگذار تصریح میکند که فضاهایی که دسترسی به آنها محدود به اشخاص مشخص و معین است ــ مانند محیطهای شرکتی، کارخانهها، دفاتر کاری ویژه کارکنان یا فضاهای محدودشده به موجب قواعد امنیتی ــ «در دسترس عموم» محسوب نمیشوند. این بخش مهم است، زیرا نشان میدهد معیار اصلی نه صرف امکان ورود، بلکه ماهیت حقوقی و عملی دسترسی است.

چهارمین نکته مهم، رد معیار صرفاً فیزیکی است. قانونگذار تأکید میکند که صرف باز بودن یک در یا دروازه، فضا را عمومی نمیکند. این نکته برای جلوگیری از تفسیرهای صوری مهم است. اگر قرائن و نشانهها ــ مانند تابلوهای منع ورود ــ نشان دهند که فضا برای عموم گشوده نیست، صرف امکان مادی ورود، وصف «در دسترس عموم» ایجاد نمیکند. این رویکرد نشان میدهد که قانونگذار به واقعیت اجتماعی و حقوقی دسترسی توجه دارد، نه فقط امکان فیزیکی آن.
پنجمین نکته، پذیرش ماهیت ترکیبی برخی فضاهاست. قانونگذار آگاه است که بسیاری از فضاها کاملاً عمومی یا کاملاً خصوصی نیستند، بلکه ترکیبیاند؛ مانند فرودگاهها، ساختمانهای چندمنظوره یا برخی فضاهای خدماتی. به همین دلیل، ارزیابی را موردی (case-by-case) میداند. این انعطاف اهمیت زیادی دارد، زیرا مانع از تفسیرهای بیشازحد خشک و صوری میشود.
در نهایت، این ملاحظه روشن میکند که «فضای در دسترس عموم» در قانون هوش مصنوعی، مفهومی کارکردی، زمینهمحور و مبتنی بر دسترسی اجتماعی است، نه صرفاً مفهومی مبتنی بر مالکیت، ظاهر فیزیکی یا امکان ورود. این تعریف برای تعیین حدود مشروعیت نظارت الگوریتمی در فضاهای عمومی نقشی بنیادین دارد.
منبع: ترجمه شده توسط بخش فناوری های نوین سایت راسخون