بیان مسئله:
در هر جامعهای که سخن از فساد اقتصادی، اختلاسهای کلان و محاکمه مسئولان متخلف به میان میآید، این پرسش در اذهان عمومی شکل میگیرد که «آیا واقعاً میشود با قدرتهای مفسد اقتصادی برخورد کرد؟» و «آیا هیچ نظام مدیریتی توانایی دارد که بدون خط قرمز، با خیانتکاران بیتالمال برخورد کند؟»
پاسخ این پرسشها را میتوان در تاریخ حکومت کوتاه اما پرمعنای امیرالمؤمنان علی بن ابیطالب علیهالسلام جستجو کرد. نظام علوی، با تمام دشواریهایش، الگویی بینظیر از برخورد قاطع، بدون اغماض و بدون خط قرمز با مسئولان خائن ارائه داده است.
از عزل فوری کارگزاران نالایق تا تازیانه و زندان، از بازگرداندن اموال غارتشده حتی اگر مهریه زنان شده باشد تا رسوا کردن خیانتکاران در بازار، این سیره نشان میدهد که عدالت علوی هیچ تعارفی با متخلفان ندارد.
ضرورت مسئله:
بازخوانی سیره برخورد امام علی (ع) با مسئولان خائن، امروز بیش از هر زمان دیگر ضرورت دارد.
نخست: آنکه جامعه ایران، پس از چند دهه، با پدیده «فساد سیستمی» و «دریافتهای نامتعارف» روبهروست و مردم نگرانند که مبادا قدرتهای اقتصادی - سیاسی، عدالت را قربانی مصلحتهای کوتاهمدت کنند.
دوم: سیره علوی میتواند معیار و میزانی برای قضاوت درباره عملکرد قوه قضائیه و دستگاههای نظارتی باشد؛ ما در برابر «عدالت علوی» مسئولیم.
سوم: مطالعه این سیره، هم به کارگزاران نظام اسلامی میآموزد که هیچ مقامی از مجازات مصون نیست و هم به مردم امید میدهد که برخورد با فساد، ممکن و شدنی است. در این مقاله، با مرور مستندات تاریخی و گزارههای نهجالبلاغه، به این پرسش اصلی پاسخ خواهیم داد که امام علی (ع) با مسئولان خائن چگونه برخورد میکردند و چه آموزههایی برای امروز دارد.
اهداف مقاله:
هدف کلی: تبیین سیره عملی امام علی (ع) در برخورد با کارگزاران خائن و استخراج پیامهای آن برای نظام مدیریتی امروز.
سوال۱. مبانی فکری امام علی (ع) در برخورد با مسئولان خائن چیست؟
سوال۲. امام علی (ع) اموال غارتشده بیتالمال را چگونه بازگرداند؟
سوال۳. دستورالعمل جامع امام علی (ع) برای برخورد با یک مفسد اقتصادی (ابن هرمه) چه بود؟
سوال۴. برخورد امام با خیانتکاران چه مراحلی از عزل تا تازیانه، زندان و آبروریزی را شامل میشد؟
سوال۵. آیا در نظام علوی، هیچ کس (از دختر امام تا افراد سرشناس) از مجازات مصون بود؟
سوال۶. امام علی (ع) چه راهکارهای پیشگیرانهای برای جلوگیری از خیانت کارگزاران ارائه داده است؟
سوال۷. سیره علوی چه درسهایی برای مبارزه با اشرافیگری و دریافتهای نامتعارف در امروز دارد؟
امام علی (ع) با مسئولان خائن چطور برخورد می کردند؟
بخش اول: مبانی فکری امام علی (ع) در برخورد با مسئولان خائن
رسول خدا (ص) فرمود: «إذا وُسِّدَ الاَمرُ الی غَیرِ اَهلِهِ فانتَظِرالسَّاعَة» ترجمه: «آنگاه که کار به دست نااهل سپرده شود، منتظر قیامت و هلاکت باشید.»این هشدار پیامبر اسلام (ص) نشان میدهد که سپردن مسئولیت به افراد نالایق و خائن، نه یک اشتباه مدیریتی ساده، بلکه عاملی برای هلاکت و نابودی جامعه است.
امیرالمؤمنین علیهالسلام نیز در خطبه 216 نهجالبلاغه بر این اصل تأکید میفرماید: «فَلیسَت تصْلح الرّعیة الا بِصَلاح الولاة وَ لا تَصْلح الولاة الا بِاستقامة الرَّعیة»؛ مردم صالح نمیشوند مگر به اصلاح زمامداران، و زمامداران صالح نمیشوند مگر با استقامت مردم. (1)
🔹 حرمت بیتالمال؛ امانتی الهی نه ملک شخصی حاکم
از دیدگاه اسلام، اموال عمومی و سرمایههای معنوی و مادی به جامعه تعلق دارد، نه به شخص خاصی. فلسفه آن نیز روشن است، زیرا اولاً گروهی چنین میپندارند که چون این سرمایهها تعلق به عموم دارند، آنها آزادند هرگونه میخواهند در آن عمل کنند، و ثانیاً اگر خیانت در اموال عمومی و بیتالمال رایج شود، نظام جامعه از هم گسیخته خواهد شد. (2)
در این میان «نفی ضرر و ضرار» و مبارزه با تجاوز و غصب و تعدی به حقوق دیگران و اموال عمومی از جمله دستورها و برنامههای اقتصادی اسلام است که جنبه الزامی دارد. (3)
حساسیت امیرالمؤمنین علیهالسلام در حفظ بیتالمال ریشه در همین مبانی دارد. دوران حکومت امام علیهالسلام بعد از دوران پر مخاطره عثمان بود که با ریخت و پاش گسترده بیتالمال و روی آوردن گروهی از سرشناسان جامعه اسلامی به زندگی پر زرق و برق صورت گرفت.
امام علیهالسلام برای متوقف ساختن این جریان خطرناک همواره در خطبهها و نامههای نهجالبلاغه درباره دنیای مادی و زخارف فریبنده آن هشدار میدهد و خود نیز زندگی بسیار زاهدانهای را در حالی که در رأس حکومت اسلامی است پیش میگیرد. (4)
🔹 داستان «حدیده محماه»؛ هشدار به نزدیکترین افراد
داستان «حدیده محماه» را به خاطر بیاوریم آنجا که عقیل برادر امیرمؤمنان علیهالسلام تقاضا کرده بود کمی بر سهمیه او از گندم بیتالمال بیفزاید، و ضابطه عدالت بین مسلمین را به خاطر رابطه برادری کمی تغییر دهد. علی علیهالسلام آهنی را در آتش گذارد و نزدیک دست او برد.
فریاد عقیل بلند شد و امام با عصبانیت فرمود: «ای عقیل از آهن تفتیدهای که انسانی آن را به بازی سرخ کرده - و نزدیک دست تو آورده - ناله میکنی، اما مرا به سوی آتشی میکشانی که خداوند جبار با شعله خشم و غضبش آن را برافروخته؟! آیا تو از این ناراحتی مختصر مینالی و من از آن آتش سوزان ننالم؟!» (5)
این داستان نشان میدهد که مبانی فکری امام علیهالسلام در برخورد با خیانت، حتی برای نزدیکترین بستگانش نیز تغییری نمیکند. هیچ رابطهای، حتی رابطه برادری، نمیتواند عدالت را تحت شعاع قرار دهد.
🔹 اصلاح مردم در گرو اصلاح زمامداران
امام علیهالسلام در خطبه 216 نهجالبلاغه تأکید میفرماید که صلاح و فساد جامعه مستقیماً به صلاح و فساد زمامداران و مسئولان گره خورده است. اگر زمامداری عادل و پاکدست باشد، مردم نیز به سمت صلاح و درستی حرکت میکنند و اگر زمامداری خائن و فاسد باشد، فساد او به تدریج به تمام جامعه سرایت میکند. (1)
از همین روست که امام علیهالسلام در اولین اقدام پس از پذیرش حکومت، به بازگرداندن اموال غارتشده بیتالمال و عزل کارگزاران نالایق پرداخت. ایشان میدانست که اگر رأس حکومت پاک و عادل باشد، میتواند جامعه را اصلاح کند و اگر خود حاکم و کارگزارانش خائن باشند، هیچ امیدی به اصلاح جامعه نخواهد بود.
🔹 هیچ خط قرمزی جز عدالت
امام علیهالسلام در جای دیگر، در یک سخن تکاندهنده، خط قرمز خود را در برخورد با غارتگران بیتالمال چنین ترسیم میفرماید: «به خدا سوگند اگر آنها را (آنچه از عطایای عثمان) بیهوده از بیتالمال مسلمین به این و آن بخشیده شده بیابم، به بیتالمال باز میگردانم، هر چند مهر و کابین زنان شده باشد، و یا کنیزانی را با آن در اختیار گرفته باشند، چرا که عدالت سبب گشایش و پیشرفت جامعه است، و آن کس که عدالت بر او گران آید تحمل جور، بر او گرانتر است.» (6)
این سخن نشان میدهد که مبانی فکری امام علیهالسلام در برخورد با مسئولان خائن، بر دو اصل استوار است: اول، بیتالمال امانت الهی است و هیچ کس حق تصرف ناروا در آن را ندارد. دوم، عدالت هیچ خط قرمزی نمیشناسد و حتی اگر اموال غارتشده به مهریه زنان و خرید کنیزان رفته باشد، باید بازگردانده شود.
🔹 نتیجه بخش اول:
مبانی فکری امام علی (ع) در برخورد با مسئولان خائن بر سه پایه استوار است:
1- بیتالمال امانت الهی و متعلق به همه مسلمانان است و هیچ کس، حتی نزدیکترین بستگان، حق تصرف ناروا در آن ندارند.
2- صلاح و فساد جامعه در گرو صلاح و فساد زمامداران است؛ از این رو برخورد با خائنان یک ضرورت اجتماعی است.
3- عدالت هیچ خط قرمزی ندارد؛ نه رابطه خویشاوندی و نه جایگاه اجتماعی، کسی را از مجازات مصون نمیدارد.
بخش دوم: بازگرداندن اموال غارتشده؛ اولین گام در برخورد با خائنان
در دوران حکومت خلیفه سوم (عثمان)، بذل و بخششهای فراوانی از بیتالمال مسلمین صورت گرفت. اموال عمومی و سرمایههای مسلمانان بدون حساب و کتاب در اختیار خویشاوندان و نزدیکان خلیفه قرار میگرفت. این مسئله باعث خشم عمومی مردم شد و زمینهساز قیام علیه خلیفه سوم گردید. (7)
مقدار این بخششها در تواریخ با ذکر عدد آمده است. از جمله ۳۰۰ هزار درهم، به اضافه شترهایی که به عنوان زکات جمعآوری شده بود، به اضافه زمینی که پیامبر (ص) وقف مسلمانان کرده بود، به حارث بن حکم داده شد. همچنین ۳۲ میلیون و ۲۰۰ هزار درهم به طلحه و ۵۶ میلیون و ۸۰۰ هزار درهم به زبیر و دیگران پرداخت گردید. (7)
در چنین شرایطی که فساد و حیف و میل بیتالمال به اوج خود رسیده بود، حضرت علی علیهالسلام بعد از بیست و پنج سال خانهنشینی، به اصرار مردم و به علت به ستوه آمدن آنها از فساد موجود، حکومت را پذیرفت. ایشان در اولین اقدام، کارگزاران فاسد و نالایق را از کار برکنار کرد و اموال غارتشده بیتالمال را بازگرداند. (8)
🔹 اعلامیه تاریخی امام علی(ع): بازگشت همه اموال، حتی اگر مهریه زنان شده باشد
امام علیهالسلام در یک اعلامیه تاریخی و صریح فرمود: «أَلَا إِنَّ کُلَّ قَطِیعَةٍ اِقْطَعْها عُثْمَانُ وَ کُلَّ مَالٍ اَعْطَاهُ مِن مَالِ اللَّهِ فَهُوَ مَرْدُودٌ فِی بَیتِ المالِ» (9)
ترجمه: «آگاه باشید! تمام زمینهایی را که عثمان به این و آن بخشیده و همه اموالی را که از مال خدا (بیتالمال) داده، همه به بیتالمال باز میگردد.»
امام در ادامه تأکید میکند: «فَإِنَّ الْحَقَّ الْقَدِیمَ لَا یُبْطِلُهُ شَیْءٌ»؛ هیچ چیز نمیتواند حقوق گذشته را باطل کند. (9) این جمله نشان میدهد که مرور زمان یا هر بهانه دیگری نمیتواند غصب اموال عمومی را توجیه کند.
قابل توجه اینکه به گفته «کلبی» - مورخ و مفسر معروف - طبق نقل «ابن ابی الحدید»، علی علیهالسلام بعد از ایراد این خطبه دستور داد اموال بیتالمال را از خانه عثمان بیرون آورند، ولی دستور فرمود متعرض اموال شخصی او - که از طریق مشروع حاصل شده بود - نشوند. (10)
🔹 حتی اگر به مهریه زنان و خرید کنیزان رفته باشد
امام علیهالسلام در یک سخن تکاندهنده دیگر، بر بازگرداندن اموال غارتشده تأکید میکند و هیچ بهانهای را نمیپذیرد: «وَاللَّهِ لَوْ وَجَدْتُهُ قَدْ تُزُوِّجَ بِهِ النِّساءُ وَ مُلِکَ بِهِ الْإِماءُ لَرَدَدْتُهُ» (11)
ترجمه: «به خدا سوگند! اگر اموال بیتالمال را بیابم که مهر زنان شده و یا کنیزانی با آن خریده شده باشد، آن را به بیتالمال بر میگردانم.»
امام در ادامه میفرماید: «فَإِنَّ فِی الْعَدْلِ سَعَةً، وَ مَنْ ضَاقَ عَلَیْهِ الْعَدْلُ فَالْجَوْرُ عَلَیْهِ أَضْیَقُ»؛ عدالت سبب گشایش و پیشرفت جامعه است، و آن کس که عدالت بر او گران آید تحمل جور، بر او گرانتر است. (11)
این سخن به روشنی نشان میدهد که در نظام علوی، هیچ چیز - نه مهریه زنان، نه خرید کنیزان، و نه هیچ توجیه دیگری - نمیتواند مانع بازگرداندن اموال غارتشده به بیتالمال شود.
🔹 واکنش دشمنان به این قاطعیت
هنگامی که خبر این تصمیم قاطعانه علی (ع) به عمرو بن عاص رسید، بلافاصله به معاویه پیغام داد: «مَا کُنْتَ صَانِعاً فَاصْنَعْ إِذْ قَشَرَکَ ابْنُ أَبِی طَالِبٍ مِنْ کُلِّ مَالٍ تَمْلِکُهُ کَمَا تُقْشَرُ عَنِ الْعَصَا لِحَاهَا» (12)
ترجمه: «هر کاری از دستت ساخته است، انجام ده. زیرا در غیر این صورت پسر ابوطالب اموالت را از تو جدا میکند، همانگونه که پوست از عصا جدا میشود!»
این جمله عمرو بن عاص، نشان میدهد که دشمنان علی (ع) نیز به خوبی میدانستند که ایشان در برخورد با غارتگران بیتالمال هیچ اغماضی نخواهد کرد و تا بازپسگیری کامل اموال، دست بردار نیست.
🔹 تقسیم مساوی بیتالمال؛ پایان ویژهخواریها
سخنان علی (ع) برای کسانی که به استفاده بیحد و حساب از بیتالمال عادت کرده بودند، بسیار سنگین بود. در روز سوم خلافت، هنگام پرداخت حقوق مردم، علی علیهالسلام به عبیدالله بن ابی رافع فرمود: «أَوَّلًا بِالْمُهَاجِرِینَ ثُمَّ بِالْأَنْصَارِ وَ بِالنَّاسِ عَلَی السَّوَاءِ؛ اول به مهاجران و سپس به انصار و به همه به طور مساوی سه دینار بپرداز!»
وقتی علی (ع) در تقسیم بیتالمال بدون توجه به ویژهخواریهای گذشته، «مو را از ماست کشید»، صدای اعتراض زیادهخواهان قوم بلند شد. کسانی که در دوران عثمان به بذل و بخششهای کلان عادت کرده بودند، تقسیم مساوی بیتالمال را برنتابیدند. اما علی (ع) با قاطعیت تمام خطاب به آنها تأکید کرد: «به خدا سوگند، اگر بمانم و سالم باشم، با قاطعیت به این روش ادامه خواهم داد.»
🔹 عزل نالایقان، بازگرداندن به بیتالمال
در چنین شرایطی که فساد و حیف و میل بیتالمال به اوج خود رسیده بود، حضرت علی علیهالسلام در اولین اقدام، کارگزاران فاسد و نالایق را از کار برکنار کرد و اموال غارتشده بیتالمال را بازگرداند.
ایشان فرمود: «بدانید هر زمینی و هر ثروتی را که از اموال خداوند به کسی بخشیده شده به بیتالمال باز میگردد؛ حتی اگر مهریه زنانتان شده باشد و به هیچ کس امتیاز ویژهای نخواهم داد. آنان که از طریق غصب اموال عمومی صاحب ثروت بادآورده شدهاند، علی همه آنها را به بیتالمال باز خواهد گرداند.» (خطبه شقشقیه)
🔹 نتیجه بخش دوم:
بازگرداندن اموال غارتشده به بیتالمال، اولین گام عملی امام علی (ع) در برخورد با مسئولان خائن بود. این اقدام شامل سه مرحله اساسی بود:
اول: اعلامیه عمومی و صریح برای بازگشت همه اموال
دوم: عدم پذیرش هیچ بهانهای (حتی مهریه زنان و خرید کنیزان)
سوم: تقسیم مساوی بیتالمال و لغو همه امتیازات ویژه
این اقدامات نشان میدهد که در نظام علوی، هیچ کس - حتی نزدیکان خلیفه سابق و افراد سرشناس - نمیتوانست اموال غارتشده بیتالمال را نزد خود نگه دارد و عدالت علوی بدون هیچ خط قرمزی اجرا میشد.
بخش سوم: دستورالعمل جامع برخورد با مفسد اقتصادی (مطالعه موردی: ابن هرمه)
در دوران حکومت امام علی علیه السلام، به آن حضرت خبر رسید که «ابن هرمه» مأمور حکومتی ناظر بر بازار اهواز، مرتکب خیانتی شده است. امام علیه السلام پس از اطلاع، به فرماندار خود در اهواز (رفاعه) چنین خطاب فرمودند: (13)«هنگامی که نامه مرا خواندی، ابن هرمه را از نظارت بازار برکنار دار و او را به مردم معرفی کن، و به زندانش بیفکن و آبرویش را بریز، و به همه بخشهای تابع اهواز بنویس که من علی چنین عقوبتی برای او معین کردهام. مبادا در مجازات او غفلت یا کوتاهی کنی، که نزد خدا خوار میشوی، و من به زشتترین صورت ممکن تو را از کار برکنار میکنم و خدا آن روز را نیاورد.» (14)
🔹 مرحله اول: برکناری فوری و معرفی به مردم
نخستین گام امام علیهالسلام در برخورد با مسئول خائن، برکناری فوری او از مسئولیت است. هیچ فرصتی برای توجیه، فرار از مجازات یا ادامه فعالیت داده نمیشود. در کنار برکناری، امام دستور میدهد که او را «به مردم معرفی کن».
این معرفی، جنبه آگاهیبخشی به مردم دارد تا بدانند چه کسی به اموال عمومی خیانت کرده است. همچنین امام دستور میدهد که «به همه بخشهای تابع اهواز بنویس که من چنین عقوبتی برای او معین کردهام». این کار برای عبرت دیگر کارگزاران و مسئولان است تا بدانند خیانت به بیتالمال، عواقب سنگینی دارد.
امام در ادامه تأکید میکند: «مبادا در مجازات او غفلت یا کوتاهی کنی، که نزد خدا خوار میشوی، و من به زشتترین صورت ممکن تو را از کار برکنار میکنم.» این نشان میدهد که امام نه تنها با خود خائن برخورد میکند، بلکه با مسئولی که در اجرای مجازات کوتاهی کند نیز برخورد شدید خواهد داشت. هیچ سهلانگاری در اجرای عدالت پذیرفته نیست.
🔹 مرحله دوم: زندان و آبروریزی
امام علیهالسلام دستور میدهد: «او را به زندان بیفکن و آبرویش را بریز.» زندان، مجازاتی است که خائن را از جامعه جدا میکند و مانع از ادامه فعالیتهای خلاف او میشود. اما نکته مهم، عبارت «آبرویش را بریز» است.
امام علیهالسلام به دنبال حفظ آبروی خائن نیست؛ زیرا وقتی شخصی با سمَت مسئولیت به اموال عمومی خیانت میکند، آبروی خود را پیش از این از دست داده است. جامعه باید بداند که چنین افرادی خائن هستند تا دیگران فریب آنها را نخورند و از آنها الگو نگیرند.
🔹 مرحله سوم: تازیانه در روز جمعه در بازار
«و چون روز جمعه رسید، او را از زندان درآور و ۳۵ تازیانه به او بزن و او را در بازار بگردان.» (15) انتخاب روز جمعه، روز تجمع مردم، و مکان بازار، محل رفت و آمد عموم، برای اجرای مجازات، نشاندهنده جنبه عبرتآموزی این برخورد است.
۳۵ تازیانه، عددی نیست که به راحتی فراموش شود و گرداندن او در بازار، او را در معرض دید همگان قرار میدهد. این مجازات، هم برای خود خائن عبرت است و هم برای دیگرانی که قصد خیانت دارند. امام علیهالسلام نمیخواهد مجازات مخفیانه باشد؛ میخواهد علنی و آشکار باشد تا تأثیر بازدارندگی داشته باشد.
🔹 مرحله چهارم: بازگرداندن اموال به صاحبانش
«و هر کس گواهی آورد که ابن هرمه از او چیزی گرفته است، او را با گواه قسم بده، و مبلغ را از مال ابن هرمه بردار و به صاحب آن بپرداز.» (16)
امام علیهالسلام علاوه بر مجازات بدنی، به بازگرداندن حقوق مردم نیز توجه کامل دارد. صرف مجازات خائن کافی نیست؛ باید اموالی که از مردم گرفته شده، به آنها بازگردانده شود.
امام دستور میدهد که اگر کسی گواهی آورد که ابن هرمه از او چیزی گرفته، با یک قسم (و بدون تشریفات پیچیده قضایی) حقش از مال خائن بازپس گرفته شود. این نشان میدهد که در نظام علوی، حق الناس اولویت دارد و دستگاه قضایی در خدمت مردم است، نه در خدمت متخلفان.
🔹 مرحله پنجم: بازگشت به زندان با خواری و غل و زنجیر
«و دوباره او را خوار و سرافکنده و بیآبرو به زندان بازگردان، و پاهایش را در بند بگذار، و تنها برای نماز باز کن.» (17)
امام علیهالسلام تأکید میکند که مجازات فقط به تازیانه و گرداندن در بازار ختم نمیشود. خائن باید به زندان بازگردد و پاهایش در بند باشد. این بند فقط هنگام نماز باز میشود. حتی در زندان نیز خائن از حقوق عادی زندانیان محروم است.
🔹 مرحله ششم: منع ملاقات و جلوگیری از آموزش راه فرار
«مگذار ملاقاتی داشته باشد، تا مبادا راه پاسخگویی به محاکمه را به او یاد دهند و به آزاد شدن از زندان امیدوارش سازند.» (18)
این دستور امام علیهالسلام بسیار مهم است. ایشان میدانند که ممکن است افراد سودجو و همدستان خائن، با ملاقات با او در زندان، راههای فرار از مجازات یا پاسخگویی به اتهامات را به او بیاموزند. از این رو، ملاقات با او را ممنوع اعلام میکنند.
همچنین اگر کسی به او چیزی یاد بدهد که به مسلمانی ضرر برساند، خود او نیز مجازات میشود: «اگر دانستی که کسی چیزی به او آموخته است که به مسلمانی زیانی میرساند، او را نیز تازیانه بزن و زندانی کن تا توبه کند.» (19)
🔹 مرحله هفتم: تفریح دیگر زندانیان، اما نه برای ابن هرمه
«شبها زندانیان را به فضای باز بیاور تا تفریح کنند، جز ابن هرمه!» (20) امام علیهالسلام با دیگر زندانیان عادی با ملایمت و رعایت کرامت انسانی رفتار میکند و حتی به آنها اجازه تفریح میدهد، اما ابن هرمه به دلیل خیانت به بیتالمال و اموال عمومی، از این حق محروم است.
این تفاوت در رفتار، نشان میدهد که خیانت مسئولان و کارگزاران در نظام علوی، جرمی سنگینتر از جرم افراد عادی است؛ زیرا آنها به کل جامعه خیانت کردهاند.
🔹 مرحله هشتم: مجازات مستمر تا عبرت دیگران
«و اگر دیدی هنوز طاقت تازیانه خوردن دارد، پس از ۳۰ روز، ۳۵ تازیانه دیگر - به جز ۳۵ تازیانه نخستین - به او بزن.» (21)
مجازات ابن هرمه یکباره و تمام نمیشود. امام علیهالسلام دستور میدهد که هر ۳۰ روز یک بار، ۳۵ تازیانه دیگر به او زده شود. این مجازات مستمر، هم برای خود او عذابآور است و هم برای دیگر مسئولان عبرتی دائمی. همچنین امام دستور میدهد که حقوق ابن هرمه خائن قطع شود و نام جانشین او گزارش گردد. (22)
🔹نتیجه بخش سوم:
دستورالعمل جامع امام علی (ع) برای برخورد با مفسد اقتصادی (ابن هرمه) شامل این مراحل است:
اول: برکناری فوری و معرفی به مردم
دوم: زندان و آبروریزی
سوم: ۳۵ تازیانه در روز جمعه در بازار
چهارم: بازگرداندن اموال به صاحبانش
پنجم: بازگشت به زندان با غل و زنجیر
ششم: منع ملاقات و جلوگیری از آموزش راه فرار
هفتم: محرومیت از تفریح (برخلاف زندانیان عادی)
هشتم: مجازات مستمر (هر ۳۰ روز، ۳۵ تازیانه) و قطع حقوق
بخش چهارم: برخورد با خیانتکاران؛ از عزل تا تازیانه، زندان و آبروریزی
امام علی علیهالسلام در فرمان خود به مالک اشتر، یک دستورالعمل جامع و ماندگار برای برخورد با کارگزاران خائن ارائه میدهد. (23)امام به مالک اشتر میفرماید: «ثُمَّ تَفَقَّدْ أَعْمَالَهُمْ وَ ابْعَثِ الْعُیُونَ...»؛ با فرستادن مأموران مخفی مواظب کارگزاران خود باش. (24) چنانچه یکی از آنان دست به خیانتی زد، بدون تأخیر، خیانتکار را کیفر ده. (25) آنگاه وی را در مقام خواری و مذلت بنشان و داغ خیانت بر پیشانی او بگذار و طوق رسوایی بر گردنش بیفکن. (26)
🔹 نظارت و بازرسی مخفی؛ پیشگیری قبل از وقوع خیانت
نخستین گام امام علیهالسلام، پیشگیری است. ایشان به مالک اشتر دستور میدهد که با فرستادن مأموران مخفی، بر کار کارگزاران نظارت داشته باشد. (27) این نظارت پیشگیرانه، مانع از آن میشود که خیانتکاران به راحتی به اهداف خود برسند. امام میداند که اگر کارگزار احساس کند همیشه زیر نظر است، احتمال خیانت او کاهش مییابد.
نکته مهم این است که امام میفرماید: «به گواهی همان خبرهای بازرسان اکتفا کن و نیازی به تشریفات پیچیده قضایی نیست.» (28) این نشان میدهد که در نظام علوی، وقتی گزارشهای موثق از خیانت یک مسئول به دست میرسد، نباید با تشریفات اداری و قضایی وقتگیر، فرصت فرار یا تخریب شواهد به خیانتکار داده شود.
🔹 کیفر بدون تأخیر؛ ضربه به موقع
امام علیهالسلام تأکید میکند: «بدون تأخیر، خیانتکار را کیفر ده.» (29) این «بدون تأخیر» نشان میدهد که در نظام علوی، مجازات خیانتکاران نباید به تعویق بیفتد. تأخیر در مجازات، چند آسیب دارد:
خیانتکار فرصت فرار یا از بین بردن شواهد پیدا میکند
دیگر کارگزاران فکر میکنند خیانت بیعواقب است
اعتماد مردم به دستگاه قضایی کاهش مییابد
امام علیهالسلام با دستور «بدون تأخیر»، همه این آسیبها را رفع میکند.
🔹 خواری و مذلت؛ پایان اعتبار اجتماعی خائن
«آنگاه وی را در مقام خواری و مذلت بنشان.» (30)
امام علیهالسلام میداند که خیانتکاران به بیتالمال، علاوه بر مجازات مالی و بدنی، نیاز به مجازات اجتماعی نیز دارند. آنها باید خوار و ذلیل شوند تا دیگران از آنها عبرت بگیرند. اگر خیانتکار بعد از مجازات، همچنان در جامعه احترام و اعتبار داشته باشد، پیام اشتباهی به دیگران میرسد. امام تأکید میکند که خائن باید در پایینترین جایگاه اجتماعی قرار گیرد.
🔹 داغ خیانت بر پیشانی
«و داغ خیانت بر پیشانی او بگذار.» (31)
این عبارت، نمادین اما بسیار پرمعناست. داغ خیانت بر پیشانی، یعنی خیانتکار هرگز نباید فراموش کند چه کرده است و جامعه نیز هرگز نباید فراموش کند که او چه کسی است. در دنیای امروز، معادل این «داغ خیانت» میتواند ممنوعیت ابدی از تصدی پستهای دولتی، محرومیت از حقوق اجتماعی، و ماندگار شدن نامش در پروندههای قضایی باشد.
🔹 طوق رسوایی بر گردن
«و طوق رسوایی بر گردنش بیفکن.» (32)
طوق رسوایی، یعنی خیانتکار باید در جامعه رسوا شود. اقدامات خلاف او نباید پنهان بماند. مردم باید بدانند چه کسی به اموال عمومی خیانت کرده است تا فریب او را نخورند و از او الگو نگیرند. در نظام علوی، رسوایی خیانتکاران، بخشی از مجازات است و باعث بازدارندگی دیگران میشود.
🔹 نامه به کارگزاران متخلف؛ «تو در نزد من خوار و زبونی»
نامههای فراوانی از علی (ع) در نهجالبلاغه وجود دارد که در آنها به کارگزارانش که در معرض اتهام حیف و میل بیتالمال بودند، چنین مینویسد: «تو در نزد من خوار و زبون و کمارزش و بیمقدار خواهی شد.» (33)
و در نامه دیگر میفرماید: «چنان بر تو سخت میگیرم که در زندگی حقیر و ضعیف شوی.» (34)
این عبارات، زبان قاطع و بدون اغماض امام علیهالسلام را در برابر خیانتکاران نشان میدهد. ایشان نه تنها از تهدید ابایی ندارد، بلکه تهدیدهای خود را عملی نیز میکند.
🔹 برخورد با منذر بن جارود؛ عزل فوری و پسگیری اموال
هنگامی که گزارش فساد و اختلاس ۳۰ هزار درهمی «منذر بن جارود عبدی» یکی از کارگزاران آن حضرت به ایشان رسید، بلافاصله او را عزل کرد، ۳۰ هزار درهم را پس گرفت و به او نوشت: «شایستگی این را نداری که در جمعآوری بیتالمال به تو اعتماد شود.» (35)
امام علیهالسلام در ادامه این نامه، لیاقت و اهلیت او را برای پنج موضوع مهم نفی میکند و میفرماید: «کسی که دارای صفات تو باشد، نه شایستگی حفظ مرزی را دارد، نه انجام کار مهمی به او سپرده شود، نه قدر او را بالا ببرند، نه در حفظ امانت شریکش سازند و نه در جمعآوری حقوق بیتالمال به او اعتماد کنند.» (36)
🔹 نتیجه بخش چهارم:
برخورد امام علی (ع) با خیانتکاران دارای هفت اصل اساسی بود:
1.پیشگیری: نظارت و بازرسی مخفی بر کارگزاران
2.سرعت: مجازات بدون تأخیر و بدون تشریفات پیچیده
3.ذلت: خوار و مذلت کردن خائن در جامعه
4.داغ خیانت: باقی گذاشتن نشانهای از خیانت بر پیشانی او
5.طوق رسوایی: رسوا کردن خائن در میان مردم
6.عزل فوری: برکناری از هرگونه مسئولیت
7.بازپسگیری اموال: بازگرداندن کامل اموال غارتشده به بیتالمال
بخش پنجم: عدم مصونیت برای هیچکس؛ حتی دختر امام، برادر عقیل و افراد سرشناس
در سیره حکومتی امیرالمؤمنین علیهالسلام، هیچ کس - نه نزدیکترین بستگان و نه افراد سرشناس و دارای جایگاه اجتماعی - از اجرای عدالت مصون نبود. امام علیهالسلام با قاطعیت تمام، هرگونه خیانت به بیتالمال را حتی از سوی عزیزترین افراد میپذیرفت و بدون اغماض برخورد میکرد.🔹 ماجرای گردنبند بیتالمال و دختر امام علی(ع)
در زمانی که دختر بزرگوار حضرت علی(ع) به مناسبت جشن عید قربان گردنبندی از بیتالمال به عاریه گرفته بود، این امام بزرگوار خطاب به خزانهدار خود فرمود: «اگر دختر من این گردنبند را به عاریت مضمونه نمیگرفت، نخستین زن هاشمیهای بود که دست او را به عنوان دزد میبریدم.»
این سخن به گوش دختر آن حضرت رسید. او به نزد پدر آمد و عرض کرد: «یا امیرالمؤمنین! من دختر شما و پاره تن شما هستم. چه کسی از من شایستهتر به استفاده از این گردنبند بود؟» حضرت فرمود: «دخترم! انسان نباید به واسطه خواستههای نفس و خواهشهای دل، پا از دایره حق بیرون بگذارد. آیا همه زنان مهاجر که با تو یکسانند، در این عید به مانند چنین گردنبندی خود را زینت دادهاند تا تو هم خواسته باشی در ردیف آنها قرار گرفته و از ایشان کمتر نباشی؟» (37)
🔹 داستان عقیل و پیشنهاد دزدی از بیتالمال
شبی عقیل به عنوان مهمان بر آن حضرت در کوفه وارد شد. حضرت مقدم برادر را گرامی شمرد و احترام کرد. هوا گرم بود، علی و عقیل روی بام دارالاماره کوفه نشسته بودند. عقیل انتظار سفره رنگینی داشت، بر خلاف انتظارش غذای سادهای بیش نبود. بعد عقیل حاجت خود را اظهار کرد و گفت: «زودتر باید به خانهام برگردم و خیلی مقروضم، آمدهام شما دستور بدهید قرض من را بدهند.»
فرمود: «چقدر مقروضی؟» گفت: «صد هزار درهم.» فرمود: «چقدر زیاد!» بعد فرمود: «متأسفم که اینقدر تمکن ندارم که همه قرضهای تو را بدهم، ولی همینکه موقع حقوق و تقسیم سهمیهها شد، من از سهم خودم تا آن اندازهای که مقدور است، خواهم داد.»
عقیل گفت: «سهم تو که چیزی نیست، چقدرش را میخواهی خودت برداری و چقدرش را به من بدهی، دستور بده از بیتالمال بدهند.» فرمود: «بیتالمال که ملک شخصی من نیست، من امین مال مردمم، نمیتوانم از بیتالمال به تو بدهم.»
بعد که دید عقیل خیلی سماجت میکند، از همان پشت بام که به بازار مشرف بود و صندوقهای تجار دیده میشد، به صندوقها اشاره کرد و فرمود: «من یک پیشنهاد به تو میکنم که اگر عمل کنی همه قرضها را میدهی و آن اینکه این مردم تدریجا به خانهها میروند و اینجا خلوت میشود و صندوقهاشان که پر از درهم و دینار است اینجا هست، همینکه خلوت شد برو و این صندوقها را خالی کن و قرضهایت را بده.»
عقیل گفت: «برادر جان سر به سر من میگذاری، به من پیشنهاد دزدی میکنی، مگر من دزدم که بروم مال مردم بیچارهای را که راحت در خانههای خود خوابیدهاند بزنم؟!»
فرمود: «چه فرق میکند که از بیتالمال به ناحق بگیری و یا این صندوقها را بزنی، هر دو دزدی است.»
سپس فرمود: «پیشنهاد دیگری به تو میکنم، در این نزدیکی کوفه شهر قدیمی حیره است و مرکز بازرگانان و ثروتمندان عمدهای است، شبانه دو نفری میرویم و بر یکی از آنها شبیخون میزنیم.»
عقیل گفت: «برادر جان من از بیتالمال مسلمین کمک میخواهم و تو این حرفها را به من میزنی؟!»
فرمود: «اتفاقا اگر مال یک نفر را بدزدی، بهتر است از این که مال صدها هزار نفر را بدزدی. چطور است که ربودن مال یک نفر اسم دزدی دارد و ربودن اموال عمومی دزدی نیست؟» (38)
🔹 برخورد با افراد سرشناس؛ نجاشی شاعر
در میان افراد سرشناس متخلف، نجاشی شاعر بود که دارای موقعیت اجتماعی و فرهنگی رفیعی بود. اشعار و قصایدش در تقویت روحیه سپاه امیرمؤمنان(ع) در نبرد صفین بسیار مؤثر بود. او در ماه مبارک رمضان مرتکب شرب خمر شده بود و حضرت بر او اجرای حکم کرد و از سرزنش دیگران باکی نداشت. (39)
سرانجام وی به سبب قتل عمد، از ترس عدالت علی(ع) به معاویه پیوست. (40) این ماجرا نشان میدهد که حتی افراد تأثیرگذار و مفید برای حکومت، اگر مرتکب خلاف شوند، مشمول عدالت علوی قرار میگیرند و هیچ کس نمیتواند به بهانه «مفید بودن» از مجازات فرار کند.
🔹 برخورد با اشعث بن قیس؛ مردی که با حلوا میخواست دل امام را بخرد
اشعث بن قیس، منشأ بسیاری از اختلافات، تحریکات، خرابکاریها و توطئهها در عصر حکومت علی علیهالسلام بود. پرونده او به دست اسوه عدالت، علی علیهالسلام، قرار گرفت.
او شبانه ظرفی پر از حلوای لذیذ به در خانه علی علیهالسلام آورد و نام آن را هدیه گذاشت. این مرد کور باطن برای پیروزی بر طرف دعوای خود در محکمه عدل علی علیهالسلام میخواست از این طریق دل امام را به خود متوجه کند و رأی او را بخرد.
ولی امام علیهالسلام با چشم ملکوتیاش باطن حلوا را دید؛ باطنی که همچون زهر مار بود، زیرا قصد رشوه در آن نهفته شده بود. علی علیهالسلام برآشفت و فرمود: «سوگواران بر عزایت اشک بریزند، آیا با این عنوان آمدهای که مرا فریب دهی و از آیین حق باز داری؟ ... به خدا سوگند اگر هفت اقلیم را با آنچه در زیر آسمانهای آنها است به من دهند که پوست جوی را از دهان مورچهای به ظلم بگیرم هرگز نخواهم کرد. دنیای شما از برگ جویدهای در دهان ملخ برای من کم ارزشتر است. علی را با نعمتهای فانی و لذتهای زودگذر چه کار؟!» (41)
🔹 نتیجه:بخش پنجم:
امام علی (ع) در برخورد با خیانتکاران، هیچ خط قرمزی قائل نبود. این موارد نشان میدهد که در نظام علوی، عدالت بر هر رابطهای مقدم است و هیچ کس - نه دختر امام، نه برادر، نه شاعر محبوب، نه فرد سرشناس - نمیتواند از چتر عدالت خارج شود.
بخش ششم: راهکارهای پیشگیرانه از خیانت (انتخاب، تأمین مالی، بازرسی)
امام علی علیهالسلام نه تنها با خیانتکاران برخورد قاطع میکرد، بلکه پیش از وقوع خیانت نیز تدابیری اندیشیده بود تا از خیانت کارگزاران جلوگیری کند. این تدابیر پیشگیرانه، بخش مهمی از سیره حکومتی ایشان را تشکیل میدهد. (42)🔹 مشورت در انتخاب مسئولان
امام علیهالسلام در فرمان خود به مالک اشتر میفرماید: در کارهای کارگزاران خود نظر و اندیشه کن و آنها را به میل خود و بدون مشورت به کاری مگمار. زیرا به میل و سر خود کسی را به کاری گماشتن، گرد آمدهای است از شاخههای ستم و نادرستی. (43)
این دستور نشان میدهد که انتخاب مسئولان نباید سلیقهای و بدون مشورت باشد. مشورت با آگاهان و صاحبنظران، احتمال اشتباه در انتخاب را کاهش میدهد و مانع از رسیدن افراد نالایق به پستهای حساس میشود.
🔹 انتخاب از خاندانهای نجیب و شایسته
امام علیهالسلام تأکید میکند که کارگزاران باید از خاندانهای نجیب و شایسته و پیشقدم در اسلام باشند. زیرا آنها دارای اخلاق و خوهای گرامیتر و ناموس درستتر و طمعهای کمتر و اندیشه در پایان کارها هستند. (44)
این به معنای تبعیض نژادی یا قبیلهای نیست، بلکه به معنای انتخاب افرادی است که سابقه درخشانی در درستکاری و امانتداری دارند. خاندانهای نجیب و شایسته، کسانی هستند که در طول تاریخ خود را با صداقت و پاکدستی شناخته شدهاند.
🔹 تأمین مالی مسئولان (جیره و خواربار)
امام علیهالسلام در ادامه میفرماید: پس جیره و خواربارشان را فراوان ده که این کار آنان را به اصلاح خودشان توانا میدارد و بینیاز میگرداند از خوردن آنچه (مال مسلمانها) که زیر دستشان میباشد. (45)
این دستور بسیار مهمی است. امام علیهالسلام میداند که اگر مسئولی از نظر مالی تأمین نباشد، احتمال خیانت او بیشتر میشود. بنابراین، پرداخت حقوق کافی و تأمین مالی مناسب کارگزاران، یک راهکار پیشگیرانه از خیانت است. مسئولی که از نظر مالی بینیاز باشد، کمتر به سمت اموال عمومی دست درازی میکند.
🔹 بازرسی و خبرگیری نهانی زیردستان
امام علیهالسلام میفرماید: پس در کارهایشان کاوش و رسیدگی کن و بازرسهای راستکار و وفادار بر آنان بگمار. زیرا خبرگیری و بازرسی در نهانی تو، کارهای آنها را سبب وادار نمودن ایشان است بر امانتداری و مدارا نمودن با رعیت. (46)
نظارت و بازرسی مخفی، یکی از مؤثرترین راهکارهای پیشگیرانه است. وقتی کارگزار بداند که ممکن است در هر لحظه مورد بازرسی قرار گیرد، از خیانت خودداری میکند. امام علیهالسلام تأکید دارد که بازرسان باید «راستکار و وفادار» باشند تا گزارشهای دقیق و عادلانه ارائه دهند.
🔹 دوری از یاران خیانتکار
امام علیهالسلام میفرماید: خود را از یاران خیانتکار دور دار. (47)
همنشینی با خیانتکاران، خطرناک است. انسان ممکن است به تدریج تحت تأثیر آنها قرار گیرد و خیانت برای او عادی شود. امام علیهالسلام به مسئولان خود هشدار میدهد که از معاشرت با خائنان بپرهیزند، زیرا این معاشرت میتواند روح امانتداری را در آنها تضعیف کند.
🔹 جمعبندی بخش ششم:
راهکارهای پیشگیرانه امام علی (ع) از خیانت کارگزاران عبارت است از:
مشورت: انتخاب مسئول با مشورت، نه سلیقهای
اصالت: انتخاب از خاندانهای نجیب و شایسته
تأمین مالی: پرداخت حقوق کافی برای بینیازی از بیتالمال
بازرسی مخفی: نظارت مستمر با بازرسان راستکار
دوری از خائنان: پرهیز از همنشینی با خیانتکاران
بخش هفتم: درسهایی از سیره علوی برای امروز؛ مبارزه با اشرافیگری و دریافتهای نامتعارف
رسول خدا (ص) فرمود: «إذا وُسِّدَ الاَمرُ الی غَیرِ اَهلِهِ فانتَظِرالسَّاعَة» (48) «آنگاه که کار به دست نااهل سپرده شود، منتظر قیامت و هلاکت باشید.»این هشدار پیامبر اسلام (ص) و نیز فرمایش امیرالمؤمنین علیهالسلام که «فَلیسَت تصْلح الرّعیة الا بِصَلاح الولاة» (49)؛ مردم صالح نمیشوند مگر به اصلاح زمامداران، امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز جامعه ماست. اگر جلوی دستاندازی به اموال عمومی توسط برخی مدیرانی که مستی اشرافیگری وجود آنها را فرا گرفته گرفته نشود، فرهنگ جاهلیتِ اشرافیگری به جامعه سرریز خواهد کرد.
🔹 هشدار به نااهلان؛ وقتی کار به دست نااهل سپرده شود
بعد از رحلت پیامبر اکرم (ص)، بسیاری از کارگزاران حکومت از میان افراد فاقد صلاحیت انتخاب شدند و اشرافیگری اولویت کارگزاران و مسئولان دولتی شد. کار بدان جا رسید که «ولید بن عقبه» که خداوند به صراحت او را فاسق و تبهکار خوانده است (50)، به فرمانداری کوفه گماشته شد.
وقتی ولید در چپاول بیتالمال کار را به اوج رساند، حضرت علی (ع) خطاب به خلیفه وقت فریاد برآورد: «او را برکنار و مجازات کن و دیگر مسئولیت به او نسپار.»
🔹 بذل و بخششهای نابجا از جیب بیتالمال
موضوع دیگری که باعث خشم مردم شد، مسئله بذل و بخششهای فراوان از بیتالمال مسلمین بود. از جمله ۳۰۰ هزار درهم، به اضافه شترهایی که به عنوان زکات جمعآوری شده بود، به اضافه زمینی که پیامبر (ص) وقف مسلمانان کرده بود، به حارث بن حکم داده شد. همچنین ۳۲ میلیون و ۲۰۰ هزار درهم به طلحه و ۵۶ میلیون و ۸۰۰ هزار درهم به زبیر و دیگران پرداخت گردید. (51)
در چنین شرایطی که فساد و حیف و میل بیتالمال به اوج خود رسیده بود، حضرت علی علیهالسلام بعد از بیست و پنج سال خانهنشینی، به اصرار مردم حکومت را پذیرفت و در اولین اقدام، کارگزاران فاسد و نالایق را از کار برکنار کرد و اموال غارتشده بیتالمال را بازگرداند.
🔹 قاطعیت و صراحت در برابر غارتگران بیتالمال
دوران حکومت چهار سال و نه ماهِ امیرالمؤمنین (ع) دوران مبارزه با فرهنگ اشرافیگری جاهلیت بود. امام علی (ع) با تمام وجود و بدون ملاحظه روشهای معمول گذشته، با قاطعیت و صراحت، جلوی تمام غارتگران بیتالمال ایستاد و عدالت را تحقق بخشید.
امام در این مبارزه اهل زد و بندهای سیاسی-اقتصادی پشت پرده نبود. چنانکه در خطبه 216 نهجالبلاغه میفرماید: «وَ لا تُخالِطوُنی بِالمُصانِعَة»؛ با من با ساخت و پاخت و تبانی معاشرت نکنید. (52)
🔹 دستان پاک، شرط مبارزه با فساد
یکی از مسائل مهم در مبارزه با فساد و غارت بیتالمال، از نگاه امیرالمؤمنین علیهالسلام این است که مبارزه با فساد «دستان پاک» میخواهد. علی (ع) در این خصوص تأکید میکند: «لایُقیم أمرُ الله إلاّ مَن لا یُصانِع»؛ امر خدا را هرگز نمیتواند اقامه کند جز کسی که اهل سازش و زد و بند با مفسدان نباشد. (53)
🔹 هشدار به اشرافیگری امروز
اگر میخواهیم دچار سرنوشت اشرافیگری بعد از رحلت پیامبر نشویم، باید هشدارهای رهبر معظم انقلاب را جدی بگیریم. ایشان در سخنرانی خود به مسئولان هشدار دادند: «جلوی این فسادها و این زیادهخواهیها و زیادهخوریها و این حقوقهای گزاف را بگیرید، باید فراگیر و دنبال شود، باید رها نشود. جلوی اشرافیگری باید گرفته شود.» (54)
رهبر معظم انقلاب سالها قبل از این نیز هشدار داده بودند: « آقایان! مگر مردم نمیبینند که ما چگونه زندگی میکنیم؟ نمیشود ما در زندگی مادی مثل حیوان بچریم و بغلطیم... مثل اشراف عروسی بگیریم، مثل اشراف خانه درست کنیم! از آیه شریفه «وَ إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِکَ قَرْیَةً أَمَرْنا مُتْرَفِیها فَفَسَقُوا فِیها» بترسیم. اندازه نگه دارید.» (55)
🔹 نتیجه بخش هفتم:
سیره علوی در برخورد با غارتگران بیتالمال، درسهای مهمی برای امروز دارد:
1- کار به دست نااهل نیفتد: انتخاب مدیران صالح و پاکدست
2- بذل و بخششهای نابجا ممنوع: جلوگیری از حقوقهای نجومی و امتیازات ویژه
3- قاطعیت و صراحت: برخورد بدون ملاحظه با مفسدان
4- دستان پاک: مسئول مبارزه با فساد خود پاک باشد
5- هشدار به اشرافیگری: سادهزیستی مدیران و پرهیز از تجملگرایی
ارجاعات :
(1) نهجالبلاغه، خطبه 216(2) مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن، ج 3، ص 195
(3) مکارم شیرازی، خطوط اقتصاد اسلامی، ص 55
(4) مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمومنین (ع)، ج 9، ص 54
(5) نهجالبلاغه، خطبه 224
(6) نهجالبلاغه، خطبه 15
(7) مسعودی، مروج الذهب، ج 2، ص 332 به بعد
(8) مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمومنین (ع)، ج 1، ص 526
(9) ابن ابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ج 1، ص 269
(10) مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمومنین (ع)، ج 1، ص 528
(11) نهجالبلاغه، خطبه 15
(12) ابن ابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ج 1، ص 202
(13) تا (22) قاضی نعمان، دعائم الإسلام، ج 2، صص 532-533
(23) تا (32) نهجالبلاغه، نامه 53
(33) نهجالبلاغه، نامه 43
(34) نهجالبلاغه، نامه 20
(35) نهجالبلاغه، نامه 71
(36) مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمومنین (ع)، ج 11، ص 380
(37) علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 41، ص 48
(38) علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 41، ص 49
(39) ابراهیم بن محمد الثقفی، الغارات، ج 2، صص 901-902
(40) ابن سعد، الطبقات الکبری، ج 2، صص 11-12
(41) مکارم شیرازی، مثالهای زیبای قرآن، ج 1، ص 365 و برگزیده تفسیر نمونه، ج 1، ص 170
(42) مکارم شیرازی، مثالهای زیبای قرآن، ج 1، ص 365 و برگزیده تفسیر نمونه، ج 1، ص 170
(43) تا (47) نهجالبلاغه، نامه 53 (عهدنامه مالک اشتر)
(48) تفسیر المنار، رشید رضا، ج 5، ص 168.
(49) نهجالبلاغه، خطبه 216
(50) آیه 6 سوره حجرات
(51) مسعودی، مروج الذهب، ج 2، ص 332 به بعد
(52) نهجالبلاغه، خطبه 216
(53) نهجالبلاغه، خطبه 216.
(54) سخنرانی رهبر معظم انقلاب (11/5/95)
(55) سخنرانی رهبر معظم انقلاب (۱۳۷۰/۰۵/۲۳)
نویسنده: قربان منتظمی
منبع: تحریریه راسخون