تحلیلی بر فراز شانزدهم زیارت اربعین و نقش آن در فرهنگ پیاده‌روی اربعین

نجات از جهالت؛ رسالت امام حسین (ع) در آیینه زیارت اربعین

هدف از نگارش این مقاله، تبیین اهداف قیام حسینی با تأکید بر فراز شانزدهم زیارت اربعین و نقش آن در نجات بندگان از جهالت و گمراهی است تا مخاطب با درک عمیق‌تری از این فراز نورانی، جایگاه اربعین را در تداوم رسالت نجات‌بخشی امام حسین (ع) بشناسد.
چهارشنبه، 31 تير 1405
تخمین زمان مطالعه:
نویسنده : قربان منتظمی
موارد بیشتر برای شما
نجات از جهالت؛ رسالت امام حسین (ع) در آیینه زیارت اربعین
مقدمه:
بیان مسئله:
اربعین حسینی، یکی از بزرگ‌ترین و پرمعناترین اجتماعات بشری است که هر ساله با حضور میلیونی عاشقان اهل بیت (ع) در مسیر نجف تا کربلا، جلوه‌ای از عشق و ارادت به سیدالشهدا (ع) را به نمایش می‌گذارد.
 
 این حماسه عظیم، ریشه در آموزه‌های اهل بیت (ع) دارد و زیارت اربعین که در منابع معتبری چون «مصباح المتهجد» و «تهذیب الأحکام» شیخ طوسی به نقل از صفوان بن مهران جمال از امام صادق (ع) نقل شده است، از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است.
 
در فراز شانزدهم این زیارت شریف، به یکی از اهداف عالی قیام حسینی اشاره شده است: «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ»؛ «و جانش را در راه تو بذل و بخشش نمود تا بندگانت را از جهالت و نادانی و سرگردانی گمراهی نجات بخشد».
 
 این عبارت، به خوبی نشان می‌دهد که قیام امام حسین (ع) و حماسه عاشورا، با هدف رهایی بندگان از جهالت و گمراهی و هدایت آنان به سوی نور و حقیقت صورت گرفته است.
 
 پیاده‌روی اربعین نیز، که خود تجلی عینی این عشق و ارادت است، نشان از آن دارد که این زیارت، نه تنها یک عمل فردی، بلکه یک حرکت جمعی و اجتماعی برای زنده نگه داشتن پیام عاشورا و نجات جامعه از جهالت و گمراهی است.
 
ضرورت مسئله:
در دنیای امروز که جهالت و گمراهی در اشکال مختلف، از تهاجمات فرهنگی و شبهات اعتقادی گرفته تا ظلم و ستم و بی‌عدالتی، جامعه بشری را تهدید می‌کند، بازخوانی و تبیین اهداف قیام حسینی و جایگاه زیارت اربعین، ضرورتی انکارناپذیر است.
 
 فراز شانزدهم زیارت اربعین، با اشاره به بذل جان امام حسین (ع) برای نجات بندگان از جهالت و گمراهی، راه روشنی را برای مؤمنان ترسیم می‌کند و نشان می‌دهد که هر مؤمنی وظیفه دارد در مسیر مبارزه با جهالت و ترویج معرفت و آگاهی گام بردارد.
 
همچنین، با توجه به گسترش پیاده‌روی اربعین و حضور میلیونی زائران از اقصی نقاط جهان، تبیین اهداف والای این زیارت و پیوند آن با قیام عاشورا، می‌تواند به ارتقاء کیفیت معنوی این سفر کمک کرده و زائران را با ابعاد عمیق‌تری از این حماسه آشنا سازد.
 
اهداف مقاله:
این مقاله با هدف تبیین اهداف قیام حسینی بر اساس فراز شانزدهم زیارت اربعین، به بررسی مفاهیم کلیدی «بذل»، «مهجه»، «جهالت»، «حیرت» و «ضلالت» پرداخته و نقش این زیارت را در هدایت و روشنگری جامعه امروز و پیوند آن با پیاده‌روی اربعین به عنوان یک حرکت عملی در مسیر تحقق این اهداف، مورد تحلیل قرار می‌دهد.
 
 در این راستا، با استناد به آیات قرآن و روایات معصومان (ع)، جایگاه زیارت اربعین در فرهنگ شیعی و اهمیت آن در تجدید بیعت با آرمان‌های عاشورا تبیین شده و در نهایت، پیام‌های این فراز برای نسل امروز و وظایف مؤمنان در قبال آن، استخراج خواهد گردید.
 

نجات از جهالت؛ رسالت امام حسین (ع) در آیینه زیارت اربعین

بخش اول: «بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ»؛ بذل جان در راه خدا؛ اوج ایثار حسینی

🔹 «بَذَلَ»؛ بخشش بی‌چون‌ و چرا در مکتب حسینی
امام صادق (ع) در روایت زیارت اربعین می‌فرمایند: «اربعین که شد حسین بن علی بن ابی طالب (ع) را زیارت کنید، هنگامی که آفتاب بر آمد این زیارت نامه را بخوانید و حاجت‌های خود را از ذات اقدس مسألت کنید» (۱).

در فراز شانزدهم این زیارت شریف، می‌خوانیم: «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ» (۲): «و جانش را در راه تو بذل و بخشش نمود تا بندگانت را از جهالت و نادانی و سرگردانی گمراهی نجات بخشد.»
 
۱. «بَذَلَ» در لغت و اصطلاح
واژه «بَذَلَ» از ریشه «بَذْل» در لغت عرب به معنای بخشش، عطا و اهدای چیزی به دیگری است، بدون اینکه در مقابل آن، انتظار دریافت عوض و پاداشی داشته باشد.

این واژه، نشان از بخشش کامل و بی‌چون‌وچرا دارد که در آن، هیچ گونه چشمداشت مادی و دنیوی وجود ندارد. در اصطلاح اسلامی، بذل به معنای فداکاری و ایثار در راه خداوند است که انسان، عزیزترین داشته‌های خود را بدون هیچ شرط و انتظاری، در مسیر الهی هزینه می‌کند.
 
۲. تفاوت «بَذَلَ» با معاوضه
در معاوضه، انسان مالی را می‌پردازد تا در مقابل آن، کالا یا خدمتی دریافت کند. اما در بذل، بخشش به صورت یک طرفه و بدون انتظار دریافت چیزی است.
 
برای نمونه، هنگامی که پولی را به مغازه‌دار می‌دهیم، در حقیقت آن را نبخشیده‌ایم، بلکه معاوضه کرده‌ایم و در مقابل آن، جنس دریافت می‌کنیم.
 
 اما اگر به شخصی چیزی ببخشیم، دیگر در مقابل آن، طلب چیزی نداریم و این، همان بذل واقعی است. امام حسین (ع) بالاترین سرمایه‌ای که داشت، یعنی جان خود را، به خداوند بخشید و در مقابل آن، هیچ انتظاری از مخلوق نداشت و این، اوج ایثار و از خودگذشتگی است.
 
۳. بذل جان؛ عالی‌ترین درجه ایثار در راه خدا
امام حسین (ع) با بذل جان خود، نشان دادند که هیچ سرمایه‌ای بالاتر از جان و خون، برای نجات بندگان خدا از جهالت و گمراهی وجود ندارد. این بخشش، یک عطای بی‌چون‌وچرا بود که تنها برای رضایت خداوند صورت گرفت و قیام عاشورا را از هرگونه انگیزه دنیوی و مادی پاک و مقدس ساخت.

 این بذل جان، نشان از اخلاص کامل و عشق بی‌نهایت آن حضرت به خداوند دارد و این قیام را هم «فی الله» (در راه خدا) و هم «لله» (برای خدا) قرار داده است و هر کاری که «فی الله» و «لله» باشد، مقدس است، چه برسد به بذل جان خود و عزیزان.
 
🔹 «مُهْجَةً»؛ خون و سرمایه حیات در راه هدف
۴. «مُهْجَةً» در لغت و اصطلاح

واژه «مُهْجَةً» از ریشه «مهج» در لغت عرب به معنای خون و نیز به معنای جان و روح انسان به کار می‌رود. جمع آن «مُهَج» و «مُهَجات» است. در اصطلاح، مُهجه به معنای سرمایه حیات و عزیزترین چیزی است که انسان در اختیار دارد و حاضر است آن را در راه هدف خود فدا کند.
 
۵. بذل مهجه؛ اوج فداکاری در راه هدف
امام حسین (ع) با بذل مهجه خود، یعنی خون و جان خویش، نشان دادند که در راه خدا و برای نجات بندگان از جهالت، حاضرند از عزیزترین سرمایه خود، یعنی زندگی، بگذرند و هیچ چیز را بالاتر از رضایت الهی و نجات انسان‌ها قرار ندهند.
 
 این فداکاری، الگویی کامل برای تمام آزادگان و حق‌طلبان تاریخ است و نشان می‌دهد که برای تحقق اهداف عالی الهی، باید از هر چه داریم، گذشت کنیم.
 
🔹 «فِیکَ»؛ اخلاص کامل در راه خدا
۶. «فِیکَ»؛ نشانه اخلاص و نیت پاک

عبارت «فِیکَ» در این فراز، به وضوح نشان‌دهنده این حقیقت است که تمامی ایثار و فداکاری امام حسین (ع) تنها و تنها برای خداوند بوده است. این تعبیر، قیام عاشورا را از هرگونه انگیزه سیاسی، قبیله‌ای و شخصی پاک و مبرا می‌سازد و آن را به یک حرکت کاملاً الهی و معنوی تبدیل می‌کند.
 
۷. درس اخلاص برای مؤمنان
 امام حسین (ع) با خون خود، نشان داد که عشق به خداوند و اطاعت از فرمان او، از هرگونه تعلق و وابستگی دنیوی برتر است و برای تحقق اراده الهی، باید از هر چه داریم، گذشت کنیم.

این جمله، به مؤمنان می‌آموزد که هر حرکت و تلاشی در راه خدا، اگر با اخلاص کامل و برای رضای او باشد، ارزشی بی‌نهایت دارد و می‌تواند انسان را به بالاترین درجات قرب الهی برساند.
 
🔹 «لِیَسْتَنْقِذَ»؛ نجات از جهالت، فلسفه قیام عاشورا
 ۸. «لِیَسْتَنْقِذَ» در لغت و اصطلاح

واژه «لِیَسْتَنْقِذَ» از ریشه «استنقاذ» به معنای نجات دادن و رهایی بخشیدن است. این عبارت، هدف اصلی قیام امام حسین (ع) را بیان می‌کند که نجات بندگان خدا از جهالت و نادانی و سرگردانی گمراهی است.
 
۹. جهالت؛ ریشه تمام بدبختی‌های انسان
جهل و نادانی، منشأ تمام شرور و بدبختی‌های فردی و اجتماعی است. جهل، انواع و اقسام مختلفی دارد که یکی از مهم‌ترین آنها «جهل بسیط» و «جهل مرکب» است.
 
 جاهل بسیط، کسی است که نمی‌داند و نمی‌داند که نمی‌داند، اما جاهل مرکب، کسی است که نمی‌داند، ولی گمان می‌کند که می‌داند. امام حسین (ع) با قیام خود، در برابر هر دو نوع جهالت ایستاد و با خون خویش، نقش باطل را از چهره حق زدود تا مردم از حیرت و سرگردانی گمراهی، به سوی نور هدایت و معرفت رهنمون شوند.
 
 امروز نیز در فرهنگ عظیم اربعین، میلیون‌ها زائر با حضور در پیاده‌روی و قرائت این زیارت، در حقیقت با این هدف عالی قیام حسینی تجدید بیعت می‌کنند و خود را در مسیر نجات از جهالت و گمراهی قرار می‌دهند.
 
۱۰. حیرت ضلالت؛ سرگردانی در گمراهی و راه رهایی
عبارت «وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ» در ادامه فراز، به یکی دیگر از اهداف قیام حسینی اشاره دارد. «حیرت» به معنای سرگردانی و «ضلالت» به معنای گمراهی است.
 
جامعه‌ای که از مسیر حق و هدایت الهی فاصله می‌گیرد، در باتلاق گمراهی و سرگردانی فرو می‌رود و راه نجات را گم می‌کند. امام حسین (ع) با قیام خود، این حیرت و سرگردانی را افشا کردند و راه روشن هدایت را به مردم نشان دادند. خون آن حضرت، چراغ فروزان راهی شد که تا ابد، انسان‌های آزاده و حق‌طلب را از تاریکی جهل و گمراهی به سوی نور معرفت و هدایت رهنمون می‌سازد.
 
🔹 از فراز شانزدهم زیارت اربعین می‌آموزیم: «بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ»
از فراز شانزدهم زیارت اربعین می‌آموزیم که بذل جان و اخلاص در «فِیکَ» هدفی بزرگ را دنبال می‌کند و آن، نجات بندگان از جهالت و گمراهی است.
 
امروز میلیون‌ها زائر با حضور در پیاده‌روی اربعین و قرائت این زیارت، در حقیقت به این ایثار و اخلاص حسینی پاسخ می‌دهند و با تجدید بیعت با آرمان‌های آن حضرت، مسیر نجات از جهالت و گمراهی را برای خود و دیگران هموار می‌سازند.
 
 این همان پیامی است که در فراز شانزدهم زیارت اربعین به آن اشاره شده است و زائران امروز اربعین، با حضور در این حماسه عظیم، در مسیر تحقق این هدف عالی گام برمی‌دارند و با هر گام خود، به بذل جان و اخلاص حسینی پاسخ می‌دهند.
 

بخش دوم: «مِنَ الْجَهَالَةِ»؛ جهل؛ ریشه تمام بدبختی‌های انسان در نگاه قرآن و روایات

🔹 جهل؛ ریشه تمام بدبختی‌های انسان
امیرالمؤمنین (ع) در این باره می‌فرمایند:«الْجَهْلُ أَصْلُ کُلِّ شَرٍّ» (۳)«جهل، اصل و ریشه هر بدی است.»
 
۱. جهل؛ منشأ تمام گرفتاری‌های انسان
امیرالمؤمنین (ع) در این کلام گهربار، جهل و نادانی را ریشه تمام بدبختی‌ها و گرفتاری‌های انسان معرفی می‌فرمایند. این عبارت، نشان از عمق تأثیر جهل در زندگی فردی و اجتماعی انسان دارد و بیانگر آن است که تمام شرور و بدی‌ها، از نادانی و بی‌خبری انسان از حقایق الهی و انسانی سرچشمه می‌گیرد.
 
امام حسین (ع) با قیام عاشورا و بذل جان خود، در حقیقت به مبارزه با این ریشه تمام بدی‌ها پرداخت و با خون خود، پرده از چهره جهالت برداشت تا انسان‌ها از تاریکی نادانی به سوی نور معرفت و آگاهی رهنمون شوند.
 
امروز نیز در فرهنگ عظیم اربعین، میلیون‌ها زائر با حضور در پیاده‌روی و قرائت زیارت اربعین، در حقیقت با این هدف عالی قیام حسینی تجدید بیعت می‌کنند و خود را در مسیر مبارزه با جهل و نادانی قرار می‌دهند.
 
۲. جهل؛ عامل اصلی گناهان و غفلت‌ها
امام سجاد (ع) در دعای خود، با نهایت تواضع و فروتنی، جهل را عامل تمام گناهان و غفلت‌های خود معرفی می‌فرمایند و می‌گویند: «أَنَا الْجَاهِلُ، عَصَیْتُکَ بِجَهْلِی، وَ ارْتَکَبْتُ الذُّنُوبَ بِجَهْلِی، وَ أَلْهَتْنِی الدُّنْیَا بِجَهْلِی، وَ سَهَوْتُ عَنْ ذِکْرِکَ بِجَهْلِی» (۴)
 
«من نادانم، به سبب نادانیم تو را نافرمانی کردم و به سبب نادانیم مرتکب گناهان شدم و به سبب نادانیم از یاد تو غافل شدم و به سبب نادانیم به دنیا دل بستم.»
 
این فراز از دعای امام سجاد (ع)، به خوبی نشان می‌دهد که چگونه جهل و نادانی، انسان را به گناه، غفلت از یاد خدا، دل‌بستگی به دنیا و نافرمانی از پروردگار سوق می‌دهد.
 
 تمام این انحرافات، ریشه در جهل و نادانی دارد و انسان را از مسیر حق و حقیقت دور می‌سازد. امام حسین (ع) با قیام خود، در برابر این جهل و نادانی ایستاد و با خون خویش، راه نجات را به انسان‌ها نشان داد تا از این تاریکی و سرگردانی رهایی یابند.
 
 این همان پیامی است که در فراز شانزدهم زیارت اربعین به آن اشاره شده است و زائران امروز اربعین، با حضور در این حماسه عظیم، در مسیر نجات از این جهل و رهایی از گمراهی گام برمی‌دارند.
 
🔹 هشدار امام علی (ع)؛ جهل، عامل تمام مشکلات انسان
امیرالمؤمنین (ع) با بیانی رسا، جهل را عامل تمام مشکلات انسان معرفی می‌فرمایند و با این بیان، به همه انسان‌ها هشدار می‌دهند که ریشه تمام گرفتاری‌هایشان، نادانی است.
 
این هشدار، نه از روی عیب‌جویی، بلکه برای بیداری و آگاهی انسان‌هاست تا هر چه زودتر برای از بین بردن جهل قیام کنند. امام علی (ع) در این باره می‌فرمایند: «الْجَاهِلُ مَیِّتٌ وَ إِنْ کَانَ حَیّاً» (۵)؛ «نادان مرده است هر چند در ظاهر زنده باشد». این جمله، نشان از عمق فاجعه‌ای است که جهل برای انسان به ارمغان می‌آورد و او را از حیات حقیقی و معنوی محروم می‌سازد.
 
 امروز در فرهنگ اربعین، میلیون‌ها زائر با حضور در پیاده‌روی و قرائت زیارت اربعین، در حقیقت به این هشدار پاسخ می‌دهند و با حرکت در مسیر عشق به اهل بیت (ع)، از مرگ جاهلیت رهایی می‌یابند و به حیات حقیقی و معنوی دست می‌یابند.
 
🔹 جهل؛ فساد و تباهی هر چیزی
امیرالمؤمنین (ع) در ادامه می‌فرمایند: «الْجَهْلُ فَسَادُ کُلِّ أَمْرٍ» (۶)؛ «جهل فساد و تباهی هر چیزی است». این جمله، نشان از تأثیر فراگیر جهل در تمام ابعاد زندگی انسان دارد.
 
 جهل، نه تنها خود انسان، بلکه تمام امور و شئون زندگی او را فاسد و تباه می‌سازد و مانع از رشد و تعالی او می‌شود. اگر جامعه‌ای به جهل و نادانی دچار شود، تمام ارکان آن از سیاست و اقتصاد گرفته تا فرهنگ و اخلاق، فاسد و تباه خواهد شد.
 
 امام حسین (ع) با قیام عاشورا، در برابر این فساد فراگیر ایستاد و با خون خود، تلاش کرد تا جامعه را از این تباهی نجات دهد. امروز نیز زائران اربعین با حضور در این حماسه، در مسیر مبارزه با فساد و تباهی ناشی از جهل گام برمی‌دارند و با تجدید بیعت با آرمان‌های حسینی، خود را در برابر این فساد، مصون و استوار می‌سازند.
 
🔹 جهل؛ ریشه کفر و انحراف
امیرالمؤمنین (ع) با بیانی قاطع، جهل را ریشه کفر و انحراف معرفی می‌فرمایند: «مَا کَفَرَ الْکَافِرُ حَتَّی جَهِلَ» (۷)؛ «کافر کافر نشد، مگر بخاطر جهلش».
 
 این جمله، نشان از آن دارد که تمام کفرها، انحرافات و گمراهی‌ها، ریشه در جهل و نادانی دارند و هیچ‌کس به صرف کفر، کافر نشده است، بلکه جهل و نادانی، او را به این سرنوشت شوم دچار ساخته است.
 
تاریخ از زمان آدم (ع) تا پیامبر خاتم (ص)، گواه بر این حقیقت است که انحراف و کفر امت‌ها، ریشه در جهل آنان داشته است. خداوند متعال در قرآن کریم درباره کفار و مشرکان می‌فرماید: «وَ لَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَیهِمُ الْمَلَئکَةَ وَ کلَّمَهُمُ المُوْتیَ وَ حَشَرْنَا عَلَیهِمْ کُلَّ شَیْءٍ قُبُلًا مَّا کاَنُواْ لِیُؤْمِنُواْ إِلَّا أَن یَشَاءَ اللَّهُ وَ لَکِنَّ أَکْثَرَهُمْ یَجهَلُونَ» (۸)؛
 
 «(و حتّی) اگر ما (برای کفار و مشرکین آن طور که درخواست کرده بودند) فرشتگان را بر آنها نازل می کردیم، و مردگان با آنان سخن می گفتند، و همه چیز را در برابر آنها جمع می نمودیم، هرگز ایمان نمی آوردند، مگر آنکه خدا بخواهد! ولی بیشتر آنها جاهل هستند!».
 
این آیه، به وضوح نشان می‌دهد که جهل و نادانی، بزرگ‌ترین مانع برای پذیرش حق و ایمان به خداوند است و تا زمانی که انسان در جهل و نادانی فرو رود، هیچ معجزه و نشانه‌ای نمی‌تواند او را به سوی ایمان و هدایت رهنمون سازد.
 
🔹 نمونه‌ای از جهل در تاریخ؛ قوم موسی (ع)
تاریخ، نمونه‌های فراوانی از تأثیر جهل و نادانی در انحراف جوامع را ثبت کرده است. قوم حضرت موسی (ع) پس از سال‌ها هدایت و مشاهده معجزات فراوان، وقتی از رود عظیم نیل عبور کردند و چشمشان به جمعی بت‌پرست افتاد که مشغول پرستش بت بودند، از حضرت موسی (ع) تقاضا کردند: «یا مُوسَی اجْعَلْ لَنا إِلهاً کَما لَهُمْ آلِهَةٌ» (۹)؛
 
«ای موسی! تو هم برای ما معبودی قرار ده، همان گونه که آنها معبودان (و خدایانی) دارند!». این درخواست، نشان از عمق جهل و نادانی آن قوم داشت که با وجود دیدن معجزات بزرگ الهی، همچنان به دنبال بت‌پرستی و شرک بودند.
 
حضرت موسی (ع) در پاسخ به این جهل و نادانی، آنان را مورد سرزنش قرار داد و حقارت و نادانی آنان را گوشزد نمود. این نمونه تاریخی، نشان می‌دهد که جهل، چگونه انسان‌ها را از مسیر حق و هدایت دور می‌سازد و آنان را به تاریکی شرک و گمراهی سوق می‌دهد.
 
امام حسین (ع) با قیام عاشورا، در برابر این جهل تاریخی ایستاد و با خون خود، تلاش کرد تا انسان‌ها را از این جهل و گمراهی نجات دهد و مسیر حق و هدایت را به آنان نشان دهد.
 
🔹 پاسخ قاطع انبیا به جهالت امت‌ها
حضرت موسی (ع) در پاسخ به درخواست قوم خود برای بت‌پرستی، با یک جمله کوتاه اما پرمعنا، ریشه انحراف آنان را گوشزد کرد: «إِنَّکُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ» (۱۰)؛ «شما جمعیّتی جاهل و نادان هستید!».
 
این جمله، نشان می‌دهد که تمام انحرافات و بدبختی‌های قوم موسی (ع) ریشه در جهل آنان داشت و حضرت با این بیان، آنان را به این حقیقت تلخ آگاه ساختند.
 
 حضرت لوط (ع) نیز در مواجهه با قوم منحرف خود، پس از دیدن اعمال نامشروع آنان، فرمود: «أَ ئنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاءِ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تَجهَلُونَ» (۱۱)؛ «آیا شما بجای زنان، از روی شهوت به سراغ مردان می‌روید؟! شما قومی جاهل و نادانید!».
این پاسخ‌ها، نشان از آن دارد که تمام انحرافات اخلاقی و اجتماعی، ریشه در جهل و نادانی دارد و انبیا با این بیان، ریشه اصلی فساد را به امت‌های خود گوشزد می‌کردند.
 
امام حسین (ع) نیز با قیام عاشورا، در برابر همین جهل و نادانی ایستاد و با خون خود، تلاش کرد تا جامعه را از این جهل و گمراهی نجات دهد.
 
🔹 جهل؛ مانع بزرگ در مسیر حق
حضرت نوح (ع) در پاسخ به تقاضای قوم خود که از او خواستند مؤمنان مستضعف را از اطراف خود دور کند، فرمود: «وَ مَا أَنَا بِطَارِدِ الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِنَّهُم مُّلَاقُواْ رَبهِّمْ وَ لَکِنِّی أَرَئکمُ قَوْمًا تَجْهَلُونَ» (۱۲)؛ «و من، آنها را که ایمان آورده‌اند، (بخاطر شما) از خود طرد نمی‌کنم، چرا که آنها پروردگارشان را ملاقات خواهند کرد (اگر آنها را از خود برانم، در دادگاه قیامت، خصم من خواهند بود) ولی شما را قوم جاهلی می‌بینم!».
 
این پاسخ، نشان از عمق جهل آن قوم دارد که نمی‌توانستند ارزش و جایگاه مؤمنان راستین را درک کنند و با نگاهی سطحی و جاهلانه، به دنبال تبعیض و دوری از مؤمنان بودند.
 
خداوند متعال نیز در پاسخ به درخواست نجات فرزند نوح (ع)، به او فرمود: «أَعِظُکَ أَنْ تَکُونَ مِنَ الْجاهِلینَ» (۱۳)؛ «من به تو اندرز می‌دهم، تا از جاهلان نباشی!!».
 
 این هشدار الهی، نشان از خطر عظیم جهل دارد که حتی در مسیر نجات و رستگاری نیز می‌تواند مانع بزرگی ایجاد کند و انسان را از درک حقایق الهی بازدارد.
 
 امروز نیز در فرهنگ اربعین، زائران با حضور در این حماسه، در مسیر مبارزه با این جهل گام برمی‌دارند و با تجدید بیعت با آرمان‌های حسینی، خود را از خطر جهالت و گمراهی مصون می‌سازند.
 
🔹 ضرر جهل؛ از خوره در بدن بدتر
امیرالمؤمنین (ع) در تبیین خطرات جهل، می‌فرمایند: «الْجَهْلُ فِی الْإِنْسَانِ أَضَرُّ مِنَ الْآکِلَةِ فِی الْبَدَنِ» (۱۴)؛ «ضرر جهل از خوره‌ای که به بدن می‌افتد و چیزی از بدن را باقی نمی‌گذارد، بدتر است».
این جمله، نشان از تأثیر ویرانگر جهل در وجود انسان دارد که از هر بیماری و آفت جسمانی، خطرناک‌تر و کشنده‌تر است. جهل، مانند خوره‌ای است که تمام وجود انسان را فاسد و تباه می‌سازد و او را از رشد و تعالی بازمی‌دارد.
 
 امام حسین (ع) با قیام عاشورا، در برابر این خوره خطرناک ایستاد و با خون خود، تلاش کرد تا جامعه را از این آفت خانمانسوز نجات دهد. امروز نیز میلیون‌ها زائر اربعین، با حضور در پیاده‌روی و قرائت زیارت اربعین، در حقیقت به مبارزه با این جهل و نادانی برخاسته‌اند و با تجدید بیعت با آرمان‌های حسینی، خود را از این آفت بزرگ مصون می‌سازند.
 
🔹 جهل؛ مرکب چموش گمراه‌کننده
امیرالمؤمنین (ع) در توصیف دیگر جهل، می‌فرمایند: «الْجَهْلُ مَطِیَّةٌ شَمُوسٌ مَنْ رَکِبَهَا زَلَّ وَ مَنْ صَحِبَهَا ضَلَّ» (۱۵)؛ «نادانی مرکبی چموش است که هر که سوارش شود، سرنگونش کند و هر که همراهش گردد، گمراه شود».
 
این توصیف، نشان از خطرناک بودن جهل دارد که انسان را از مسیر حق و حقیقت دور می‌سازد و او را به ورطه گمراهی و سقوط می‌کشاند. کسی که بر مرکب جهل سوار شود، هرگز به مقصد نخواهد رسید و سرنوشتی جز سرنگونی و گمراهی نخواهد داشت.
 
بنابراین برگشت تمام انحرافات و صفات رذیله و حب دنیا و غیره، به جهل انسان بر می‌گردد و انسان جاهل در دنیا و آخرت از خاسرین و زیانکاران است.
 
 حضرت موسی (ع) نیز در پاسخ به قوم خود، با پناه بردن به خدا از جهل، فرمود: «أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْجاهِلینَ» (۱۶)؛ «به خدا پناه می‌برم، از اینکه از جاهلان باشم». این پناه‌بردن، نشان از خطر عظیم جهل دارد که حتی پیامبران الهی نیز از آن به خدا پناه می‌برند.
 
🔹 رسالت انبیا؛ نجات از جهالت
تمامی پیامبران، خصوصاً رسول اکرم (ص) و اوصیای ایشان، انتخاب شدند تا مردم را از جهالت و ضلالت خارج کنند و به سوی نور هدایت و معرفت رهنمون سازند.
 
 هدف قیام امام حسین (ع)، کاملاً هماهنگ با بعثت انبیا و مأموریتی است که خدا بر دوش او نهاده است و این رسالت، همان نجات بندگان از جهالت و حیرت ضلالت است که در فراز شانزدهم زیارت اربعین به آن اشاره شده است.
 
 جهل، گاهی در مقابل عقل قرار می‌گیرد و جاهل کسی است که از عقل خود استفاده نمی‌کند و گاهی در مقابل علم قرار می‌گیرد و جاهل کسی است که علم ندارد. امام حسین (ع) با قیام خود، در برابر هر دو نوع جهل ایستاد و با خون خویش، راه نجات را به انسان‌ها نشان داد.
 
 امروز نیز زائران اربعین با حضور در این حماسه، در مسیر تحقق این رسالت الهی گام برمی‌دارند و با تجدید بیعت با آرمان‌های حسینی، خود را در مسیر نجات از جهالت و گمراهی قرار می‌دهند.
 
🔹از فراز شانزدهم زیارت اربعین می‌آموزیم: : «مِنَ الْجَهَالَةِ»
از فراز شانزدهم زیارت اربعین می‌آموزیم که جهل و نادانی، ریشه تمام بدبختی‌های انسان است و امام حسین (ع) با قیام عاشورا، در برابر این ریشه تمام شرور ایستاد و با خون خود، تلاش کرد تا جامعه را از این جهل و نادانی نجات دهد.
 
امروز زائران اربعین با حضور در این حماسه، در مسیر مبارزه با جهل گام برمی‌دارند و با تجدید بیعت با آرمان‌های حسینی، خود را در مسیر نجات از جهالت و گمراهی قرار می‌دهند و با هر گام خود، به این پیام فراز شانزدهم پاسخ می‌دهند.
 

بخش سوم: «حَیْرَةِ»؛ عقل حجت باطن و مهارکننده جهل و سرگردانی

🔹 عقل؛ زانوبند نادانی
رسول اکرم (ص) در این باره می‌فرمایند: «إِنَّ الْعَقْلَ عِقَالٌ مِنَ الْجَهْلِ وَ النَّفْسَ مِثْلُ أَخْبَثِ الدَّوَابِّ فَإِنْ لَمْ تُعْقَلْ حَارَتْ» (۱۷) «همانا خرد زانو بند نادانی است، و نفس امّاره مانند شرورترین جنبندگان است که اگر پایش بسته نشود، بیراهه می‌رود.»
 
۱. عقل؛ مهارکننده جهل و گمراهی
پیامبر اکرم (ص) در این روایت، عقل را به عنوان زانوبند و مهارکننده جهل معرفی می‌فرمایند. همان‌گونه که زانوبند، پای حیوان را مهار می‌کند و از بیراهه رفتن او جلوگیری می‌نماید، عقل نیز جهل و نادانی را مهار می‌سازد و انسان را از گمراهی و سرگردانی بازمی‌دارد.
 
نفس امّاره، که مانند شرورترین جنبندگان است، اگر با عقل مهار نشود، انسان را به هر سوی گمراهی و انحراف می‌کشاند. این جمله، نشان از اهمیت فوق‌العاده عقل در کنترل جهل و هدایت انسان به سوی حق و حقیقت دارد.
 
امام حسین (ع) با قیام عاشورا، در حقیقت به بیداری عقل‌ها و مهار جهل و نادانی پرداخت و با خون خود، پرده از چهره جهالت برداشت تا انسان‌ها با استفاده از عقل خود، از گمراهی و سرگردانی رهایی یابند.
 
۲. عقل؛ شرط اساسی برای درک حق
خداوند متعال در قرآن کریم، بدترین جنبندگان را کسانی معرفی می‌فرماید که از عقل خود استفاده نمی‌کنند: «إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذینَ لا یَعْقِلُونَ» (۱۸)؛ «قطعاً بدترین جنبندگان نزد خدا کران و لالانی اند که نمی‌اندیشند».
 
این آیه، نشان از جایگاه والای عقل در نظام ارزشی اسلام دارد و کسانی که از عقل خود بهره نمی‌برند، در پایین‌ترین مرتبه قرار می‌گیرند.
 
 همچنین خداوند از زبان دوزخیان می‌فرماید: «وَ قالُوا لَوْ کُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما کُنَّا فی أَصْحابِ السَّعیرِ» (۱۹)؛ «و گویند: اگر شنیده و پذیرفته بودیم یا تعقّل کرده بودیم در میان دوزخیان نبودیم».
 
 این آیه، به روشنی نشان می‌دهد که عدم استفاده از عقل و گوش فرا ندادن به حقایق، عامل اصلی ورود به آتش جهنم است. امام حسین (ع) با قیام خود، در برابر این جهل و بی‌خردی ایستاد و با خون خویش، راه نجات را به انسان‌ها نشان داد تا با استفاده از عقل خود، از این سرنوشت شوم رهایی یابند.
 
🔹 عقل؛ کلید همه خیرها
رسول اکرم (ص) در این باره می‌فرمایند: «إِنَّمَا یُدْرَکُ الْخَیْرُ کُلُّهُ بِالْعَقْلِ وَ لَا دِینَ لِمَنْ لَا عَقْلَ لَه» (۲۰)«همه خیرها را با عقل می‌توان یافت و آنکه عقل ندارد، دین ندارد.»
 
۳. عقل؛ راه رسیدن به همه خیرها
پیامبر اکرم (ص) با این جمله، عقل را به عنوان تنها راه دستیابی به همه خیرها معرفی می‌فرمایند و تأکید می‌کنند که بدون عقل، دین نیز معنا و مفهومی ندارد.
 
این جمله، نشان از پیوند عمیق عقل و دین دارد و بیانگر آن است که دین بدون عقل، ناقص و بی‌معناست. امام حسین (ع) با قیام عاشورا، در حقیقت به بیداری عقل‌ها و دعوت به اندیشه و تفکر پرداخت و با خون خود، تلاش کرد تا جامعه را از جهل و نادانی نجات دهد و آنان را به سوی خیر و سعادت رهنمون سازد.
 
🔹 درخواست تکمیل عقل از خداوند
امام کاظم (ع) در این باره می‌فرمایند: «مَنْ أَرَادَ الْغِنَی بِلَا مَالٍ وَ رَاحَةَ الْقَلْبِ مِنَ الْحَسَدِ وَ السَّلَامَةَ فِی الدِّینِ فَلْیَتَضَرَّعْ إِلَی اللَّهِ فِی مَسْأَلَتِهِ بِأَنْ یُکْمِلَ عَقْلَه» (۲۱)«هر که توانگری بی مال، و آسودگی از حسد، و سلامت دین خواهد، متضرعانه از خدا درخواست کند که عقلش را کامل کند.»
 
۴. عقل کامل؛ کلید سعادت دنیا و آخرت
امام کاظم (ع) در این روایت، راه رسیدن به سه نعمت بزرگ (توانگری بی‌مال، آسودگی از حسد و سلامت دین) را درخواست تکمیل عقل از خداوند معرفی می‌فرمایند.
 
 این جمله، نشان از آن دارد که تمام خیرات و برکات، در سایه عقل کامل به دست می‌آید و هر کس به دنبال سعادت دنیا و آخرت است، باید از خداوند تکمیل عقل خود را درخواست کند.
 
امام باقر (ع) نیز در این باره می‌فرمایند: «وَ لَا مُصِیبَةَ کَعَدَمِ الْعَقْلِ» (۲۲)؛ «هیچ مصیبت چون بی‌خردی نیست». این جمله، نشان از عظمت مصیبت بی‌خردی دارد که از هر مصیبت و بلایی، بزرگ‌تر و خطرناک‌تر است. امام حسین (ع) با قیام عاشورا، در برابر این مصیبت بزرگ ایستاد و با خون خود، تلاش کرد تا جامعه را از بی‌خردی و جهالت نجات دهد و آنان را به سوی عقل و خرد رهنمون سازد.
 
🔹 عقل؛ معیار ارزش و میزان سعادت
رسول اکرم (ص) در این باره می‌فرمایند: «إِنَّ الْأَحْمَقَ یُصِیبُ بِحُمْقِهِ أَعْظَمَ مِنْ فُجُورِ الْفَاجِرِ» (۲۳)«همانا احمق بر اثر حماقتش گرفتاری‌هایی به بار می‌آورد، که از آنچه فاجر فاسق به بار می‌آورد، بزرگ‌تر است.»
 
۱. حماقت؛ خطرناک‌تر از فجور
پیامبر اکرم (ص) در این روایت، به خطرات بزرگ حماقت و بی‌خردی اشاره می‌فرمایند. انسانی که از عقل خود بهره‌مند نشود، گاهی مرتکب کارهای زشتی می‌شود که یک انسان فاجر و بدکار نیز مرتکب نمی‌شود.
 
 در روایت آمده است که جمعی در حضور پیامبر (ص) از مردی به خاطر عبادت و کوشش در کارهای خیر ستایش کردند، اما حضرت از عقل او پرسیدند و فرمودند که حماقت و بی‌خردی، می‌تواند آسیب‌هایی بزرگ‌تر از فجور و فسق به بار آورد.
 
 این جمله، نشان از آن دارد که عقل، ملاک اصلی ارزش انسان است و بدون آن، عبادت و اعمال خیر نیز نمی‌توانند انسان را از گمراهی و انحراف نجات دهند.
 
امام حسین (ع) با قیام عاشورا، در برابر این بی‌خردی و حماقت ایستاد و با خون خود، تلاش کرد تا عقل‌ها را بیدار کند و جامعه را از خطرات بزرگ حماقت و جهالت نجات دهد.
 
۲. جهل؛ منشأ پلیدی و آلودگی
خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «وَ یَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَی الَّذینَ لا یَعْقِلُونَ» (۲۴)؛ «و خدا بر کسانی که نمی‌اندیشند، پلیدی را قرار می‌دهد». این آیه، نشان از آن دارد که پلیدی و آلودگی روحی، نتیجه عدم استفاده از عقل و خرد است.
 
 کسانی که از عقل خود بهره نمی‌برند، در معرض پلیدی‌های اخلاقی و روحی قرار می‌گیرند و از رحمت الهی دور می‌شوند. این پلیدی، می‌تواند انواع گناهان و انحرافات را در بر گیرد و انسان را از مسیر حق و حقیقت منحرف سازد.
 
 امام حسین (ع) با قیام عاشورا، در برابر این پلیدی و آلودگی ایستاد و با خون خود، تلاش کرد تا جامعه را از این رجس و پلیدی پاک سازد و آنان را به سوی طهارت و پاکی رهنمون شود.
 
🔹 عقل؛ حجت باطن در کنار حجت ظاهر
امام کاظم (ع) در این باره می‌فرمایند: «إِنَّ لِلَّهِ عَلَی النَّاسِ حُجَّتَیْنِ حُجَّةً ظَاهِرَةً وَ حُجَّةً بَاطِنَةً فَامّا الظَّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الْأَنْبِیَاءُ وَ الْأَئِمَّةُ (ع) وَ امّا الْبَاطِنَةُ فَالْعُقُولُ» (۲۵)«خدا بر مردم دو حجت دارد: ظاهر و باطن، حجت ظاهر رسولانند، و پیامبران و امامان (ع)، و حجت باطن عقل است.»
 
۳. عقل؛ حجت باطن الهی
امام کاظم (ع) در این روایت، عقل را به عنوان حجت باطن الهی معرفی می‌فرمایند که در کنار حجت ظاهر (انبیا و اولیای الهی)، بر انسان اقامه شده است.
 
این جمله، نشان از جایگاه فوق‌العاده عقل در نظام الهی دارد که به عنوان یک حجت و دلیل درونی، بر همه انسان‌ها اقامه شده است. از جمله ادله‌ای که در قیامت بر علیه انسان اقامه می‌شود، همین عقل است و هیچ کس نمی‌تواند در آن روز بگوید که نمی‌دانستم یا جاهل بودم، زیرا خداوند عقل و خرد را به او عطا کرده بود تا با استفاده از آن، حق را از باطل تشخیص دهد.
 
 امام حسین (ع) با قیام عاشورا، در حقیقت به بیداری این حجت باطن پرداخت و با خون خود، عقل‌ها را بیدار کرد تا انسان‌ها با استفاده از عقل خود، راه حق را از باطل تشخیص دهند و از گمراهی و جهالت رهایی یابند.
 
🔹 جهل و عقل؛ دو یار و دو دشمن
امام رضا (ع) در این باره می‌فرمایند: «صَدِیقُ کُلِّ امْرِیً عَقْلُهُ، وَ عَدُوُّهُ جَهْلُهُ» (۲۶)«رفیق هر کس عقل اوست، و دشمنش جهلش.»
 
۴. عقل؛ رفیق و جهل؛ دشمن انسان
امام رضا (ع) در این کلام گهربار، عقل را به عنوان رفیق و همراه انسان و جهل را به عنوان دشمن او معرفی می‌فرمایند. این جمله، نشان از آن دارد که عقل، همواره در کنار انسان است و او را به سوی خیر و سعادت راهنمایی می‌کند، در حالی که جهل، دشمنی است که همواره در کمین انسان است و او را به سوی گمراهی و نابودی سوق می‌دهد.
 
امام حسین (ع) با قیام عاشورا، در برابر این دشمن خطرناک ایستاد و با خون خود، پرده از چهره جهالت برداشت تا انسان‌ها با استفاده از عقل خود، این دشمن را از خود دور کنند و به سوی رفیق حقیقی خود، یعنی عقل، روی آورند.
 
 امروز نیز زائران اربعین با حضور در این حماسه، در حقیقت با این دشمن (جهل) مبارزه می‌کنند و با تجدید بیعت با آرمان‌های حسینی، عقل خود را به عنوان رفیق و همراه خود برمی‌گزینند و از دشمنی جهل، به خدا پناه می‌برند.
 
🔹. از فراز شانزدهم زیارت اربعین می‌آموزیم: «حَیْرَةِ»
از فراز شانزدهم زیارت اربعین می‌آموزیم که جهل، تنها نادانی نیست، بلکه مقابل علم و آگاهی است و امام حسین (ع) با قیام خود، در حقیقت به ترویج علم و روشنگری در جامعه پرداخت و با خون خود، جهل و نادانی را از جامعه زدود.
 
امروز نیز زائران اربعین با حضور در این حماسه، در مسیر کسب علم و آگاهی و مبارزه با جهل گام برمی‌دارند و با این حرکت، به هدف عالی قیام حسینی پاسخ می‌دهند.
 

بخش چهارم: «الْعِلْمُ»؛ علم؛ حیات و شفای روح در مکتب حسینی

🔹 علم؛ کشنده جهل
امیرالمؤمنین (ع) در این باره می‌فرمایند: «الْعِلْمُ قَاتِلُ الْجَهْلِ» (۲۷) «علم کشنده جهل است.»
 
۵. علم؛ تنها راه مبارزه با جهل
امیرالمؤمنین (ع) با این جمله کوتاه اما پرمعنا، علم را به عنوان تنها راه مبارزه با جهل معرفی می‌فرمایند. جهل، یک دشمن خطرناک است که با هیچ چیز جز علم و آگاهی نمی‌توان با آن مبارزه کرد و آن را از بین برد.
 
 گاهی اطلاق جهل و جاهل به کسی، به خاطر عدم علم و آگاهی یا کمی علم است و در این روایت و بسیاری از روایات دیگر، علم در مقابل جهل آمده است.
 
امام حسین (ع) با قیام عاشورا، در حقیقت به مبارزه با جهل با سلاح علم و آگاهی پرداخت و با خون خود، پرده از چهره جهالت برداشت و حقایق الهی را به انسان‌ها نشان داد.
 
 امروز نیز زائران اربعین با حضور در این حماسه و قرائت زیارت اربعین، در حقیقت با جهل و نادانی مبارزه می‌کنند و با کسب علم و آگاهی، خود را در مسیر نجات از جهالت و گمراهی قرار می‌دهند.
 
🔹 علم؛ برترین عمل در پیشگاه الهی
انس بن مالک نقل می‌کند که مردی نزد رسول خدا (ص) آمد و پرسید: «أَیُّ الأَعمالِ أَفْضَلُ؟»؛ «کدام عمل برتر است؟» حضرت سه بار در پاسخ فرمودند: «الْعِلْمَ بِاللهِ»؛ «دانش به خداوند».
 
 راوی می‌گوید: من از عمل می‌پرسم و شما از علم می‌گویید؟ حضرت فرمودند: «إِنَّ قَلِیلَ الْعَمَلِ یَنفَعُ مَعَ الْعِلْمِ وَ إِنَّ کَثِیرَ الْعَمَلِ لَا یَنفَعُ مَعَ الْجَهْلِ» (۲۸)؛ «همانا عمل اندک همراه با دانش، سود دهد و عمل فراوان با نادانی، بهره ندهد».
 
 این روایت، نشان از برتری علم بر عمل دارد و بیانگر آن است که بدون علم و آگاهی، هیچ عملی ارزش و پاداش واقعی نخواهد داشت. امام حسین (ع) با قیام عاشورا، در حقیقت به ترویج علم و آگاهی در جامعه پرداخت و با خون خود، پرده از چهره جهالت برداشت تا انسان‌ها با کسب علم و معرفت، به عبادت و عمل صحیح روی آورند.
 
🔹 علم؛ شرط قبولی عبادت
امیرالمؤمنین (ع) در این باره می‌فرمایند: «وَ لَا خَیْرَ فِی عِبَادَةٍ لَا عِلْمَ فِیهَا» (۲۹)؛ «در پرستش بی دانش خیری نیست». این جمله، نشان از آن دارد که عبادت بدون علم و آگاهی، ارزش و فایده‌ای ندارد و نمی‌تواند انسان را به خداوند نزدیک کند.
 
رسول خدا (ص) نیز می‌فرمایند: «خَیْرُ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ مَعَ الْعِلْمِ وَ شَرُّ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ مَعَ الْجَهْلِ» (۳۰)؛ «خیر دنیا و آخرت با دانش و شر دنیا و آخرت با نادانی است».
 
 این روایت، نشان از آن دارد که تمام خیرات و برکات دنیا و آخرت، در سایه علم و آگاهی به دست می‌آید و تمام شرور و بدبختی‌ها، ریشه در جهل و نادانی دارد.
 
🔹 علم؛ ریشه هر خیر
امیرالمؤمنین (ع) در این باره می‌فرمایند: «الْعِلْمُ أَصْلُ کُلِّ خَیْر وَ الْجَهْلُ أَصْلُ کُلِّ شَرٍّ» (۳۱)؛ «دانش ریشه هر خیر و نادانی ریشه هر شری است».
 
این جمله، به روشنی نشان می‌دهد که تمام خیرات و برکات، ریشه در علم و آگاهی دارد و تمام شرور و بدی‌ها، ریشه در جهل و نادانی. همچنین حضرت می‌فرمایند: «الْعِلْمُ مُجِلَّةٌ الْجَهْلُ مُضِلَّةٌ» (۳۲)؛ «دانش مایه بزرگی و نادانی مایه گمراهی است».
 
این جمله، نشان از آن دارد که علم، انسان را به بزرگی و عزت می‌رساند و جهل، او را به گمراهی و سرگردانی می‌کشاند.
 
🔹 انسان؛ سه بخش وجودی
لقمان حکیم در وصیت به فرزند خود می‌فرماید: «یا بُنَّی النَّاسُ ثَلاثَةُ اثلاث، ثُلْثٌ لله، ثُلْثَ لَنَفْسُه، و ثُلْثُ لِلدُّودِ فامّا مَا هُوَ لله فَرُوحُهُ و امّا مَا هُوَ لِنَفْسِه فَعلمُهُ و امّا مَا هُوَ لِلدُّودِ فَجِسْمُهُ» (۳۳)؛ «ای پسرکم! انسان سه بخش است: یک سوم برای خدا، یک سوم برای خود و یک سوم برای کرم‌ها.
 
 امّا آنچه برای خداست، روح است و آنچه برای خود اوست، دانش اوست و آنچه برای کرم‌ها است، تن اوست». این حکمت، نشان از ارزش والای علم دارد که تنها بخشی از وجود انسان است که برای خود او باقی می‌ماند و سرمایه واقعی او محسوب می‌شود.
 
🔹 علم؛ شرط اصلاح عمل
رسول اکرم (ص) در این باره می‌فرمایند: «مَنْ عَمِلَ عَلَی غَیْرِ عِلْمٍ کَانَ مَا یُفْسِدُ أَکْثَرَ مِمَّا یُصْلِحُ» (۳۴)؛ «هر که ندانسته عمل کند، آنچه تباهی به بار می‌آورد بیشتر است از آنچه اصلاح می‌کند». این روایت، نشان از آن دارد که عمل بدون علم، نه تنها سودی ندارد، بلکه می‌تواند زیان‌بارتر از هر اصلاحی باشد.
 
 همچنین رسول خدا (ص) فرمودند: «ثلاث صلوات بعلم افضل عندالله من الف صلاه بغیر علم و کذلک سائر العمل» ؛ «سه نماز با دانش در پیشگاه خدا، از هزار نماز بدون دانش بهتر است و حال اعمال دیگر نیز چنین است».
 
 این جمله، نشان از ارزش فوق‌العاده علم در قبولی اعمال دارد و بیانگر آن است که حتی تعداد کمی از اعمال، اگر با علم و آگاهی همراه باشند، از اعمال فراوان بدون علم، نزد خداوند ارزشمندتر هستند.
 
🔹 ارزش والای علم در کلام امام سجاد (ع)
امام سجاد (ع) در این باره می‌فرمایند: «لَوْ یَعْلَمُ النَّاسُ مَا فِی طَلَبِ الْعِلْمِ لَطَلَبُوهُ وَ لَوْ بِسَفْکِ الْمُهَجِ وَ خَوْضِ اللُّجَجِ» (۳۶)

«اگر مردم می‌دانستند در طلب علم چه فایده‌ای است، دنبال آن می‌رفتند گر چه به ریختن خون باشد (یعنی در راه به دست آوردن علم مجروح شوند و خون از بدنشان جاری شود و یا در این راه خون دل بخورند و رنج‌های زیادی متحمل شوند) و به فرو رفتن در دریاها باشد».
 
۱. علم؛ ارزشی فراتر از جان
امام سجاد (ع) با این جمله، ارزش والای علم را به تصویر می‌کشند و می‌فرمایند که اگر مردم از فواید و برکات علم آگاه بودند، برای به دست آوردن آن، حاضر بودند از هرگونه رنج و مشقتی، حتی ریختن خون و فرو رفتن در دریاها، دریغ نکنند.
 
این جمله، نشان از عظمت علم در مکتب اهل بیت (ع) دارد که آن را از هر سرمایه و ارزشی، بالاتر و والاتر می‌دانند. امام حسین (ع) با قیام عاشورا، در حقیقت به ترویج علم و آگاهی در جامعه پرداخت و با خون خود، راه را برای طالبان علم و معرفت هموار ساخت تا آنان با کسب علم و آگاهی، از جهالت و گمراهی رهایی یابند.
 
🔹 برتری قلم علماء بر خون شهدا
امام باقر (ع) در این باره می‌فرمایند: «إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ وُزِنَ مِدَادُ الْعُلَمَاءِ بِدِمَاءِ الشُّهَدَاءِ فَیَرْجَحُ مِدَادُ الْعُلَمَاءِ عَلَی دِمَاءِ الشُّهَدَاءِ» (۳۷)«زمانی که روز قیامت بر پا شود خون شهدا با قلم و دست خط دانشمندان سنجیده می‌شود و سرانجام قلم علماء بر خون شهداء مقدم می‌گردد».
  
۲. قلم علما؛ برتر از خون شهدا
امام باقر (ع) در این روایت، به برتری قلم و نوشته‌های علماء بر خون شهدا اشاره می‌فرمایند. این جمله، نشان از جایگاه فوق‌العاده علم و دانش در اسلام دارد که از شهادت در راه خدا نیز والاتر و ارزشمندتر معرفی شده است.
 
علم، حیات بخش جامعه است و با نشر علم و آگاهی، می‌توان جامعه را از جهالت و گمراهی نجات داد و این ارزش، از هر فداکاری و ایثاری، برتر و والاتر است.
 
🔹 یک رکعت نماز دانشمند؛ برتر از هفتاد هزار رکعت عابد
امام صادق (ع) در این باره می‌فرمایند: «رَکْعَةٌ یُصَلِّیهَا الْفَقِیهُ أَفْضَلُ مِنْ سَبْعِینَ أَلْفَ رَکْعَةٍ یُصَلِّیهَا الْعَابِدُ» (۳۸)«یک رکعت نماز دانشمند بهتر است از هفتاد هزار رکعت نماز عابد».
 
۳. علم؛ برترین عبادت
امام صادق (ع) با این جمله، ارزش والای علم را در قبولی اعمال نشان می‌دهند و می‌فرمایند که یک رکعت نماز یک عالم و دانشمند، از هفتاد هزار رکعت نماز یک عابد بی‌علم و آگاهی، بهتر و ارزشمندتر است. این جمله، نشان از آن دارد که علم، روح و حقیقت عبادت است و بدون آن، هیچ عبادتی به درگاه الهی مقبول و ارزشمند نخواهد بود.
 
🔹 علم؛ گمشده مؤمن
امیرالمؤمنین (ع) در این باره می‌فرمایند: «الْعِلْمُ ضَالَّةُ الْمُؤْمِنِ» (۳۹)«علم گمشده مؤمن است».
 
۴. علم؛ سرمایه واقعی مؤمن
امام علی (ع) با این جمله، علم را به عنوان گمشده مؤمن معرفی می‌فرمایند که هر مؤمنی باید در جستجوی آن باشد و هر جا که آن را یافت، آن را برگیرد. این جمله، نشان از آن دارد که علم، سرمایه واقعی مؤمن است و هر مؤمنی باید در طلب علم و آگاهی باشد و از هیچ کوششی در این راه فروگذار نکند.
 
🔹 کشتی نجات در دریای دنیا
امام کاظم (ع) در این باره به هشام بن حکم می‌فرمایند: «یَا هِشَامُ إِنَّ لُقْمَانَ قَالَ لِابْنِهِ... یَا بُنَیَّ إِنَّ الدُّنْیَا بَحْرٌ عَمِیقٌ قَدْ غَرِقَ فِیهَا عَالَمٌ کَثِیرٌ فَلْتَکُنْ سَفِینَتُکَ فِیهَا تَقْوَی اللَّهِ وَ حَشْوُهَا الْإِیمَانَ وَ شِرَاعُهَا التَّوَکُّلَ وَ قَیِّمُهَا الْعَقْلَ وَ دَلِیلُهَا الْعِلْمَ وَ سُکَّانُهَا الصَّبْرَ» (۴۰)
 
«ای هشام! لقمان به پسر خود گفت:... فرزندم! دنیا دریایی است ژرف که در آن مردمی بسیار غرق شده‌اند، پس باید کشتی تو در آن تقوی الهی باشد و اندرونش ایمان و بادبانش توکل و ناخدایش خرد و راهنمایش دانش و سکانش شکیبایی است».
 
۵. علم؛ راهنمای کشتی نجات
امام کاظم (ع) در این روایت، علم را به عنوان راهنمای کشتی نجات در دریای پرخطر دنیا معرفی می‌فرمایند. بدون علم، انسان نمی‌تواند در این دریای طوفانی راه درست را پیدا کند و به ساحل نجات برسد. علم، چراغ راهی است که انسان را از تاریکی جهالت و گمراهی به سوی نور هدایت و معرفت رهنمون می‌سازد.
 
🔹 درخواست افزایش علم از خداوند
خداوند متعال در قرآن کریم به پیامبر خود می‌فرماید: «وَ قُلْ رَبِّ زِدْنی عِلْماً» (۴۱)؛ «بگو: پروردگارا، بر دانشم بیفزای». رسول اکرم (ص) با اینکه از علم گذشته و حال و آینده برخوردار بود، باز از خداوند افزایش علم را درخواست می‌کرد و می‌فرمود: «اللَّهُمَّ أَغْنِنِی بِالْعِلْمِ» (۴۲).
 
۶. علم؛ حیات اسلام
رسول اکرم (ص) در این باره می‌فرمایند: «الْعِلْمُ حَیَاةُ الإِسْلاَمِ وَعِمَادُ الإیمَانِ» (۴۳)؛ «علم حیات اسلام و ستون ایمان است». این جمله، نشان از آن دارد که علم، حیات و زنده‌گی اسلام است و بدون آن، اسلام از حیات و پویایی می‌افتد.
 
امام حسین (ع) با قیام عاشورا، در حقیقت به حیات بخشیدن به اسلام با علم و آگاهی پرداخت و با خون خود، راه را برای نشر علم و معرفت در جامعه هموار ساخت. علم باعث حیات انسان‌ها و جهل باعث ممات آنها می‌شود و امام حسین (ع) قیام کردند تا به همگان حیات دهند نه ممات.
 
🔹 علم؛ حیات و شفای روح
امیرالمؤمنین (ع) در این باره می‌فرمایند: «الْعِلْمُ حَیَاةٌ وَ شِفَاءٌ» (۴۴)«علم، حیات و شفا است».
 
۱. علم؛ حیات‌بخش و شفا‌دهنده
امیرالمؤمنین (ع) با این جمله کوتاه اما پرمعنا، علم را به عنوان حیات و شفا برای انسان معرفی می‌فرمایند. علم، نه تنها روح انسان را زنده می‌کند و به او حیات معنوی می‌بخشد، بلکه شفای بیماری‌های روحی و اخلاقی نیز هست.
 
 جهل، مرگ و بیماری روح است و علم، حیات و شفای آن. امام حسین (ع) با قیام عاشورا، در حقیقت به دنبال حیات‌بخشی به جامعه و شفای بیماری‌های اخلاقی و اعتقادی بود و با خون خود، راه را برای نشر علم و آگاهی در جامعه هموار ساخت.
 
🔹 جهل؛ تاریکی و علم؛ نور
امام صادق (ع) در این باره می‌فرمایند: «أَنَّ الظُّلْمَةَ فِی الْجَهْلِ وَ أَنَّ النُّورَ فِی الْعِلْمِ» (۴۵)«تاریکی در نادانی است و روشنی در دانش».
 
۲. نور علم در برابر تاریکی جهل
از روایات استفاده می‌شود که جهل، ظلمت و تاریکی است و علم، نور و روشنایی. امام صادق (ع) با این جمله، به روشنی نشان می‌دهند که جهل، سراسر تاریکی و گمراهی است و علم، سراسر نور و هدایت.
 
امام (ع) مأمور است انسان‌ها را از ظلمت‌ها و تاریکی‌ها خارج کرده به نور و روشنایی منتقل کند و این رسالت، در قیام عاشورا به اوج خود رسید. امام حسین (ع) با خون خود، تاریکی جهل را از جامعه زدود و نور علم و آگاهی را در دل‌ها روشن کرد.
 
🔹. از فراز شانزدهم زیارت اربعین می‌آموزیم: «الْعِلْمُ»
از فراز شانزدهم زیارت اربعین می‌آموزیم که حیرت و سرگردانی، نتیجه بی‌خردی و عدم استفاده از عقل است و امام حسین (ع) با قیام خود، عقل‌ها را بیدار کرد تا جامعه از این سرگردانی رهایی یابد.
 
 امروز زائران اربعین با حضور در این حماسه، با عقل و شعور خود، مسیر حق را از باطل تشخیص می‌دهند و با این حضور، به پیام فراز شانزدهم پاسخ می‌دهند و خود را از حیرت و سرگردانی نجات می‌دهند.
 

بخش پنجم:«الضَّلَالَةِ»؛ضلالت و گمراهی در قرآن؛ مصادیق و ریشه‌ها

🔹 ضلالت؛ گمراهی و انحراف از مسیر حق
برای روشن شدن مفهوم «ضلالت» که در فراز شانزدهم زیارت اربعین به آن اشاره شده است، باید به آیات قرآن رجوع کرد تا این مفهوم برای همگان کاملاً روشن شود:
 
۱. شرک؛ گمراهی دور و دراز
خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «وَ مَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعیداً» (۴۶)؛ «و هر کس به خدا شرک ورزد، قطعاً دچار گمراهیِ دور و درازی شده است». شرک، بزرگ‌ترین گمراهی است که انسان را از مسیر حق و حقیقت دور می‌سازد و او را به ورطه نابودی می‌کشاند.
 
۲. نافرمانی خدا و رسول؛ گمراهی آشکار
خداوند می‌فرماید: «وَ مَنْ یَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبیناً» (۴۷)؛ «و هر کس خدا و فرستاده‌اش را نافرمانی کند قطعاً دچار گمراهیِ آشکاری گردیده است». نافرمانی از خدا و رسول، راهی به سوی گمراهی آشکار است که انسان را از مسیر هدایت دور می‌سازد.
 
۳. پیروی از هوس‌ها؛ گمراهی قطعی
خداوند به پیامبر خود می‌فرماید: «قُلْ لا أَتَّبِعُ أَهْواءَکُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُهْتَدینَ» (۴۸)؛ «بگو: من از هوس‌های شما پیروی نمی‌کنم، و گرنه گمراه شوم و از راه یافتگان نباشم». پیروی از هوس‌ها، انسان را به گمراهی می‌کشاند و از راه هدایت دور می‌سازد.
 
۴. پیروی از هوس بدون هدایت خدا؛ بزرگ‌ترین گمراهی
خداوند می‌فرماید: «وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَیْرِ هُدیً مِنَ اللَّهِ» (۴۹)؛ «و کیست گمراه‌تر از آنکه بی‌راهنمایی خدا از هوسش پیروی کند؟». این آیه، نشان از بزرگ‌ترین گمراهی دارد که انسان با پیروی از هوس‌های خود، بدون هیچ راهنمایی الهی، به بیراهه می‌رود.
 
۵. پیروی از هوس؛ دوری از راه خدا
خداوند می‌فرماید: «وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوی فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدیدٌ بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِسابِ» (۵۰)؛ «و از هوس پیروی مکن که تو را از راه خدا به دورکند. در حقیقت کسانی که از راه خدا دور شوند، به سزای آنکه روز حساب را فراموش کرده‌اند عذابی سخت خواهند داشت». پیروی از هوس، انسان را از راه خدا دور می‌سازد و عذابی سخت برای او به همراه دارد.
 
۶. هوس؛ معبودی گمراه‌کننده
خداوند می‌فرماید: «أَ فَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلی عِلْمٍ» (۵۱)؛ «پس آیا دیدی کسی را که هوس خویش را معبود خود قرار داده و خدا او را دانسته گمراه گردانیده؟». کسی که هوس خود را معبود خود قرار دهد، در گمراهی عمیقی فرو رفته است که خداوند او را با وجود علم و آگاهی، به این گمراهی وا می‌گذارد.
 
این آیات، به روشنی نشان می‌دهد که ضلالت و گمراهی، در شرک، نافرمانی از خدا و رسول، پیروی از هوس‌ها و قرار دادن هوای نفس به جای خداوند است. امام حسین (ع) با قیام عاشورا، در برابر تمام این گمراهی‌ها ایستاد و با خون خود، تلاش کرد تا انسان‌ها را از این ضلالت و گمراهی نجات دهد و به سوی هدایت و روشنایی رهنمون سازد.
 
🔹 کفر و گمراهی دور و دراز
خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «وَ مَنْ یَکْفُرْ بِاللَّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعیداً» (۵۲)
«و هر کس به خدا و فرشتگان او و کتابها و پیامبرانش و روز بازپسین کفر ورزد، در حقیقت دچار گمراهی دور و درازی شده است».
 
۱. کفر؛ ریشه گمراهی دور و دراز
خداوند در این آیه، کفر به خدا، فرشتگان، کتاب‌های آسمانی، پیامبران و روز قیامت را موجب گمراهی دور و درازی معرفی می‌فرماید. کفر، نه تنها انسان را از مسیر حق و هدایت دور می‌سازد، بلکه او را در گمراهی عمیقی فرو می‌برد که رهایی از آن، بسیار دشوار است.
 
 این نوع گمراهی، یکی از مصادیق بارز ضلالتی است که امام حسین (ع) برای نجات مردم از آن، خون خود و عزیزانش را فدا کرد. ایشان با قیام عاشورا، در برابر کفر و انکار حقایق الهی ایستاد و با خون خود، پرده از چهره کفر و نفاق برداشت تا انسان‌ها از این گمراهی دور و دراز رهایی یابند و به سوی ایمان و هدایت رهنمون شوند.
 
🔹 کفر و بازداشتن از راه خدا
خداوند متعال می‌فرماید: «إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبیلِ اللَّهِ قَدْ ضَلُّوا ضَلالاً بَعیداً» (۵۳)«بی تردید، کسانی که کفر ورزیدند و مردم را از راه خدا باز داشتند، به گمراهیِ دور و درازی افتاده اند».
 
۲. کفر؛ همراه با گمراه‌سازی دیگران
این آیه، به کسانی اشاره دارد که نه تنها خود کافر شدند، بلکه دیگران را نیز از راه خدا باز داشتند و آنان را به گمراهی کشاندند. این نوع گمراهی، از عمیق‌ترین و خطرناک‌ترین انواع ضلالت است که عذابی سخت برای آنان به همراه دارد.
 
 امام حسین (ع) با قیام عاشورا، در برابر این جریان کفر و گمراه‌سازی ایستاد و با خون خود، راه را برای هدایت دیگران هموار ساخت و نشان داد که برای نجات جامعه از این گمراهی، باید از هر چه داریم، گذشت کنیم.
 
🔹 قساوت قلب؛ گمراهی آشکار
خداوند متعال می‌فرماید: «فَوَیْلٌ لِلْقاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکْرِ اللَّهِ أُولئِکَ فی ضَلالٍ مُبینٍ» (۵۴)«پس وای بر آنان که از سخت دلی یاد خدا نمی‌کنند، اینانند که در گمراهی آشکارند».
 
۳. قساوت قلب؛ گمراهی آشکار
این آیه، قساوت و سخت‌دلی را که مانع از یاد خدا می‌شود، به عنوان گمراهی آشکار معرفی می‌کند. کسانی که قلب‌هایشان از یاد خدا سخت و سنگین می‌شود، در گمراهی آشکاری قرار دارند و از مسیر حق و هدایت دور می‌شوند. امام حسین (ع) با قیام عاشورا، در برابر این قساوت قلب ایستاد و با خون خود، تلاش کرد تا قلب‌های سخت و سنگین را نرم کند و آنان را به سوی یاد خدا و هدایت رهنمون سازد.
 
🔹 بزهکاران در گمراهی و جنون
خداوند متعال می‌فرماید: «إِنَّ الْمُجْرِمِینَ فی ضَلالٍ وَ سُعُرٍ» (۵۵)«قطعاً بزهکاران در گمراهی و جنونند».
 
۴. بزهکاری؛ گمراهی و جنون
این آیه، بزهکاران را در گمراهی و جنون معرفی می‌کند. بزهکاری و ارتکاب گناهان، انسان را از مسیر عقل و خرد دور می‌سازد و او را در گمراهی و جنون فرو می‌برد.
 
🔹 خلاصه مصادیق ضلالت در قرآن
بر اساس آیات ذکر شده، ضلالت و گمراهی عبارتند از:
۱. شرک، اعم از شرک جلی (آشکار) و شرک خفی (پنهان)
۲. نافرمانی و معصیت خداوند
۳. پیروی از هوای نفس خود و دیگران
۴. کافر شدن به خدا و ملائکه و کتب آسمانی و پیامبران الهی و معاد
۵. بازداشتن مردم از رسیدن به خدا
۶. قساوت دل از یاد خدا

 
🔹 اصرار بر گمراهی؛ مهلت الهی
خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «قُلْ مَنْ کانَ فِی الضَّلالَةِ فَلْیَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمنُ مَدًّا حَتَّی إِذا رَأَوْا ما یُوعَدُونَ امّا الْعَذابَ وَ امّا السَّاعَةَ فَسَیَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ شَرٌّ مَکاناً وَ أَضْعَفُ جُنْداً» (۵۶)
 
«بگو: هر که در گمراهی است خدای رحمان به او تا زمانی مهلت می‌دهد، تا وقتی آنچه به آنان وعده داده می‌شود: یا عذاب، یا روز رستاخیز را ببینند پس به زودی خواهند دانست جایگاه چه کسی بدتر و سپاهش ناتوان تر است».
 
۵. مهلت الهی؛ آزمایشی برای گمراهان
برخی از مردم، با وجود روشن شدن حق، اصرار بر گمراهی و ضلالت دارند و نمی‌خواهند از آن خارج شوند. خداوند نیز به آنان مهلت می‌دهد تا در گمراهی خود باقی بمانند و عاقبت کار خود را ببینند.
 
 این مهلت، یک آزمایش الهی است تا مشخص شود چه کسانی واقعاً به دنبال هدایت هستند و چه کسانی با اصرار بر گمراهی، سرنوشت خود را به دست خود رقم می‌زنند. از جمله «حیره الضلاله» بدست می‌آید که انسان‌هایی که در گمراهی باشند، همیشه حیران و سرگردانند و ثباتی در کارها و اهداف خود ندارند و لازمة حیران بودن، آشفتگی و اضطراب است.
 
امام حسین (ع) با قیام عاشورا، خدمت بزرگی به بشریت نمود و با خون خود، راه نجات از این حیرت و سرگردانی را به انسان‌ها نشان داد و آنان را به سوی نور هدایت و رستگاری رهنمون ساخت.
 
🔹. از فراز شانزدهم زیارت اربعین می‌آموزیم: الضَّلَالَةِ»
از فراز شانزدهم زیارت اربعین می‌آموزیم که ضلالت و گمراهی، در شرک، معصیت، پیروی از هوس و قساوت قلب است و امام حسین (ع) با قیام خود، در برابر تمام این گمراهی‌ها ایستاد و با خون خود، راه نجات را به انسان‌ها نشان داد.
 
 امروز زائران اربعین با حضور در این حماسه، در مسیر نجات از این ضلالت‌ها گام برمی‌دارند و با تجدید بیعت با آرمان‌های حسینی، خود را از گمراهی رهایی می‌بخشند.
 

بخش ششم: «لِیَسْتَنْقِذَ»؛نجات از جهالت و ضلالت؛ رسالت همیشگی حسین (ع) در فرهنگ اربعین

🔹 جمع‌بندی نجات از جهالت و ضلالت
بر اساس آنچه در بخش‌های پیشین بررسی شد، فراز شانزدهم زیارت اربعین با عبارت «لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ» (۲)، به روشنی هدف نهایی قیام امام حسین (ع) را ترسیم می‌کند.
 
ایشان با بذل جان خود در راه خدا، در برابر جهل و نادانی، حیرت و سرگردانی، و ضلالت و گمراهی ایستاد تا بندگان خدا را از این تاریکی‌ها نجات دهد.
 
جهل، به عنوان ریشه تمام بدبختی‌های انسان، با علم و آگاهی از بین می‌رود و عقل، به عنوان حجت باطن الهی، انسان را از حیرت و سرگردانی رهایی می‌بخشد. ضلالت و گمراهی نیز که در قرآن به انواع مختلفی تقسیم شده است، با پیروی از هدایت الهی و دوری از هوای نفس، از میان می‌رود.
 
۱. نجات از جهالت؛ هدف مشترک انبیا و اولیا
تمامی پیامبران، خصوصاً رسول اکرم (ص) و اوصیای ایشان، انتخاب شدند تا مردم را از جهالت و ضلالت خارج کنند و به سوی نور هدایت و معرفت رهنمون سازند.
 
هدف قیام امام حسین (ع)، کاملاً هماهنگ با بعثت انبیا و مأموریتی است که خدا بر دوش آنان نهاده است و این رسالت، همان نجات بندگان از جهالت و حیرت ضلالت است که در فراز شانزدهم زیارت اربعین به آن اشاره شده است. امام حسین (ع) با قیام عاشورا، در حقیقت به تداوم این رسالت الهی پرداخت و با خون خود، راه نجات را به انسان‌ها نشان داد.
 
۲. اربعین؛ تجدید بیعت با رسالت نجات‌بخشی حسینی
امروز، میلیون‌ها زائر با حضور در پیاده‌روی اربعین و قرائت زیارت اربعین، در حقیقت با این هدف عالی قیام حسینی تجدید بیعت می‌کنند. اربعین، نه تنها یک اجتماع عظیم مذهبی، بلکه یک حرکت عظیم و همگانی برای نجات جامعه از جهالت و گمراهی است.

زائران با هر گام خود، در مسیر مبارزه با جهل و نادانی گام برمی‌دارند و با حضور در این حماسه، به پیام فراز شانزدهم زیارت اربعین پاسخ می‌دهند. این حضور، نشان از عزم امت اسلامی برای تداوم مسیر حسینی و تحقق اهداف قیام عاشورا دارد.
  
🔹 از فراز شانزدهم زیارت اربعین می‌آموزیم: «لِیَسْتَنْقِذَ»
از فراز شانزدهم زیارت اربعین می‌آموزیم که امام حسین (ع) با بذل جان خود در راه خدا، هدفی بزرگ را دنبال می‌کرد و آن، نجات بندگان از جهالت، حیرت و ضلالت بود.
 
 امروز، پیاده‌روی اربعین به عنوان بزرگ‌ترین حرکت عملی برای تحقق این هدف، هر ساله با حضور میلیونی زائران، این رسالت الهی را تداوم می‌بخشد و نشان می‌دهد که خون حسین (ع)، هرگز در راه نجات انسان‌ها از جهالت و گمراهی، بی‌ثمر نبوده است.
 

نتیجه‌گیری:

بررسی فراز شانزدهم زیارت اربعین، نشان از عمق و عظمت اهداف قیام حسینی دارد. امام حسین (ع) با بذل جان خود در راه خدا، در برابر جهل و نادانی، حیرت و سرگردانی و ضلالت و گمراهی ایستاد تا بندگان خدا را از این تاریکی‌ها نجات دهد.
 
 جهل، به عنوان ریشه تمام بدبختی‌های انسان، با علم و آگاهی از بین می‌رود و عقل، به عنوان حجت باطن الهی، انسان را از حیرت و سرگردانی رهایی می‌بخشد.
 
 ضلالت و گمراهی نیز که در قرآن به انواع مختلفی تقسیم شده است، با پیروی از هدایت الهی و دوری از هوای نفس، از میان می‌رود.
 
 امروز، میلیون‌ها زائر با حضور در پیاده‌روی اربعین و قرائت این زیارت، در حقیقت با این هدف عالی قیام حسینی تجدید بیعت می‌کنند و با هر گام خود، در مسیر نجات از جهالت و گمراهی گام برمی‌دارند.
 
 اربعین، نه تنها یک اجتماع عظیم مذهبی، بلکه یک حرکت عظیم و همگانی برای نجات جامعه از جهالت و گمراهی است و نشان می‌دهد که خون حسین (ع)، هرگز در راه نجات انسان‌ها از جهالت و گمراهی، بی‌ثمر نبوده است.
 

 ارجاعات:

(۱) شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج ۶، ص ۱۱۳
(۲) شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ص ۷۸۸؛ شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج ۶، ص ۱۱۳
(۳) غرر الحکم و درر الکلم، ص ۴۸
(۴) الدروع الواقیة، ص ۲۴۹
(۵) غرر الحکم و درر الکلم، ص ۶۰
(۶) غرر الحکم و درر الکلم، ص ۵۲
(۷) غرر الحکم و درر الکلم، ص ۶۸۸
(۸) قرآن کریم، سوره انعام، آیه ۱۱۱
(۹) قرآن کریم، سوره اعراف، آیه ۱۳۸
(۱۰) قرآن کریم، سوره اعراف، آیه ۱۳۸
(۱۱) قرآن کریم، سوره نمل، آیه ۵۵
(۱۲) قرآن کریم، سوره هود، آیه ۲۹
(۱۳) قرآن کریم، سوره هود، آیه ۴۶
(۱۴) غرر الحکم و درر الکلم، ص ۹۹
(۱۵) غرر الحکم و درر الکلم، ص ۱۰۹
(۱۶) قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۶۷
(۱۷) غرر الحکم و درر الکلم، ج ۱، ص ۱۱۷
(۱۸) قرآن کریم، سوره انفال، آیه ۲۲
(۱۹) قرآن کریم، سوره ملک، آیه ۱۱
(۲۰) بحار الأنوار، ج ۷۴، ص ۱۵۸
(۲۱) الکافی، ج ۱، ص ۱۸
(۲۲) بحار الأنوار، ج ۷۵، ص ۱۶۵
(۲۳) بحار الأنوار، ج ۷۴، ص ۱۵۸
(۲۴) قرآن کریم، سوره یونس، آیه ۱۰۰
(۲۵) الکافی، ج ۱، ص ۱۶
(۲۶) الکافی، ج ۱، ص ۱۱
(۲۷) غرر الحکم و درر الکلم، ص ۵۶
(۲۸) تفسیر روح البیان، ج ۲، ص ۲۹۳
(۲۹) بحار الأنوار، ج ۷۵، ص ۷۵
(۳۰) بحار الأنوار، ج ۱، ص ۲۰۴
(۳۱) غرر الحکم و درر الکلم، ص ۴۸
(۳۲) غرر الحکم و درر الکلم، ص ۲۵
(۳۳) علم و حکمت در قرآن و حدیث، ج ۱، ص ۵۸
(۳۴) الکافی، ج ۱، ص ۴۴
(۳۶) بحار الأنوار، ج ۷۵، ص ۳۵
(۳۷) بحار الأنوار، ج ۲، ص ۱۶
(۳۸) بحار الأنوار، ج ۲، ص ۱۹
(۳۹) بحار الأنوار، ج ۱، ص ۱۶۸
(۴۰) الکافی، ج ۱، ص ۱۶
(۴۱) قرآن کریم، سوره طه، آیه ۲۰
(۴۲) بحار الأنوار، ج ۹۴، ص ۳۶۸
(۴۳) نهج الفصاحة، ص ۵۸۱
(۴۴) غرر الحکم و درر الکلم، ص ۴۳
(۴۵) الکافی، ج ۱، ص ۲۹
(۴۶) قرآن کریم، سوره نساء، آیه ۱۱۶
(۴۷) قرآن کریم، سوره احزاب، آیه ۳۶
(۴۸) قرآن کریم، سوره انعام، آیه ۵۶
(۴۹) قرآن کریم، سوره قصص، آیه ۵۰
(۵۰) قرآن کریم، سوره ص، آیه ۲۶
(۵۱) قرآن کریم، سوره جاثیه، آیه ۲۳
(۵۲) قرآن کریم، سوره نساء، آیه ۱۳۶
(۵۳) قرآن کریم، سوره نساء، آیه ۱۶۷
(۵۴) قرآن کریم، سوره زمر، آیه ۲۲
(۵۵) قرآن کریم، سوره قمر، آیه ۴۷
(۵۶) قرآن کریم، سوره مریم، آیه ۷۵
 
نویسنده: قربان منتظمی
منبع: تحریریه راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط