خواهم اندر پايش افتادن چو گوي

خواهم اندر پايش افتادن چو گوي شاعر : سعدي ور به چوگانم زند هيچش مگوي خواهم اندر پايش افتادن چو گوي در ره مشتاق پيکان گو بروي بر سر عشاق طوفان گو ببار ور به دردت مي‌کشد درمان مجوي گر به داغت مي‌کند فرمان ببر گر فروريزند خون آيد به جوي ناودان چشم رنجوران عشق تا که خورد اين مي‌که من مستم به بوي شاد باش اي مجلس روحانيان دفتر پرهيزگاري گو بشوي هر که سودانامه سعدي نبشت گو به شيراز آي و خاک من ببوي هر که نشنيدست وقتي بوي عشق ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
خواهم اندر پايش افتادن چو گوي
خواهم اندر پايش افتادن چو گوي
خواهم اندر پايش افتادن چو گوي

شاعر : سعدي

ور به چوگانم زند هيچش مگويخواهم اندر پايش افتادن چو گوي
در ره مشتاق پيکان گو برويبر سر عشاق طوفان گو ببار
ور به دردت مي‌کشد درمان مجويگر به داغت مي‌کند فرمان ببر
گر فروريزند خون آيد به جويناودان چشم رنجوران عشق
تا که خورد اين مي‌که من مستم به بويشاد باش اي مجلس روحانيان
دفتر پرهيزگاري گو بشويهر که سودانامه سعدي نبشت
گو به شيراز آي و خاک من ببويهر که نشنيدست وقتي بوي عشق
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.