به رنگ حاتمي کيا
پس از 5 سال فجر 28 به رنگ ارغوان در مي آيد
به رنگ ارغوان از همان جنس فيلم هايي است که دوستداران ابراهيم حاتمي کيا توقعش را دارند.
يک عاشقانه سياسي
حاتمي کيا هم جزو همان دسته کارگرداناني است که علاوه بر علاقه مندان معمولي سينما، يک سري طرفدار متعصب دارد که در هر شرايطي با تمام وجود از او و اثرش دفاع مي کنند و حتي اگر کار به جاهاي باريک تر هم بکشد، برايش دست به يقه هم مي شوند. حاتمي کيا بازها که خودم هم تا دوره اي در حلقه آنها بودم، برايشان فرقي ندارد که او «دعوت» ساخته يا «روبان قرمز» يا «حلقه سبز». در هر حال از او و کارش دفاع مي کنند؛ هر چند بدانند اثري که به دفاع از آن برخاسته اند، نسبت به آثار شاخص کارنامه حاتمي کيا اثر قابل توجهي نيست. اما او و طرفدارانش بعد از اتفاقات «به رنگ ارغوان» دوران تازه اي را تجربه کردند. بسياري از منتقدان که دوست دارند هميشه حاتمي کيا فيلم هايي فوق خوب بسازد، بعد از «به نام پدر» تئوري تازه اي را مطرح کردند که او وارد دوران خود تکراري شده و بعد از حلقه سبز و دعوت به اين نتيجه رسيدند که او براي فرار از خود تکراري به مرض دورافتادگي از خودش مبتلا شده است. نتيجه همه اين تئوري پردازي ها واکنش هاي تندي بود که حاتمي کيا در هنگام اکران فيلم «دعوت» از خود بروز داد.ورده است. اما روي واقعي ماجرا اين بود که طرفداران حاتمي کيا و ...از اين فيلم به اندازه آثار شاخص او مثل «از کرخه تا راين»، «خاکستر سبز»، «روبان قرمز»، «آژانس شيشه اي» و «ارتفاع پست» لذت نبرده بودند و اين واقعيتي بود که در دل خود ماجرايي داشت که خود حاتمي کيا و همه آدم هاي محدودي که به رنگ ارغوان را ديده اند، از آن باخبرند. اما اينکه چرا بعد از توقيف به رنگ ارغوان او با آثاري که مي سازد، متهم به خود تکراري و دور از اصل افتادگي مي شود؛ شايد کساني که از به نام پدر تا دعوت به قلع و قمع حاتمي کيا پرداختند، اگر به رنگ ارغوان را مي ديدند ديگر با اين شدت و حدت او را مورد تاخت و تاز قرار نمي دادند و کمي به او حق مي دادند که بعد از توقيف بهترين کارش وارد اين مسير شود. در اين دوران هيچ کس از خودش نپرسيد که چرا حاتمي کيا بلافاصله بعد از اتفاقات به رنگ ارغوان بدون هيچ وقفه اي خودش را سرگرم پروژه به نام پدر مي کند و در ادامه حلقه سبز را دست مي گيرد و با تمام کردن آن وارد پروژه دعوت مي شود. اين همه پر کاري و وصل کردن پروژه ها به يکديگد شايد به اين دليل بود که او خودش را از اتفاقات به رنگ ارغوان دورتر و دورتر کند.
تلفيق خاکستر سبز و آژانس شيشه اي
بازي پلان ها در فضاي محدود
اتفاق ها
به بهانه پروانه اي که بالاخره صادر شد
حاشيه هاي زمان توليد
روز اولي که آقاي ساداتيان براي انجام امور روابط عمومي فيلم به «رنگ ارغوان» به من زنگ زدند و به دفترشان رفتم. فيلمنامه را دادند تا بخوانم. فرداي آن روز به ايشان گفتم اين فيلم، مهم ترين فيلم حاتمي کيا خواهد بود و مي تواند يک سر و گردن بالاتر از «آژانس شيشه اي» باشد. فيلم برداري شروع شد و به دنبال آن جنجال هايي که اصولاً حاشيه هاي معمول فيلم هاي حاتمي کياست هم آغاز شد... . با شروع فيلم برداري طي گفت و گويي با تهيه کننده و کارگردان به اين نتيجه رسيديم که اين فيلم خلاف فيلم هاي قبلي حاتمي کيا در سکوت خبري ساخته نشود اما اين بار بعضي از دوستان مطبوعاتي شيطنت هايي را شروع کردند که حاتمي کيا را دلخور کرد. در يکي از روزها حاتمي کيا به گروه توليد اعلام کرد براي سکانس فينال نياز به هلي کوپتر دارد و خبر آن توسط يکي از عوامل گروه ــ که اخبار جنجالي هيجان زده اش مي کرد ــ به مطبوعات رسيد و يکي از روزنامه هاي کثيرالانتشار با تيتر درشت نگراني خود را از اينکه چرا به حاتمي کيا هلي کوپتر تعلق مي گيرد و به داريوش مهرجويي نه! ابراز کرد. اين خبر، نگراني حاتمي کيا را تشديد کرد و نتيجه اين شد که تا پايان فيلم برداري هيچ خبري از توليد فيلم به مطبوعات درز نکند. من اما موافق نبودم چون مي دانستم اين امر امکان پذير نخواهد بود؛ چرا که مطمئن بودم همان دوستي که جزو عوامل فيلم بود کار خودش را خواهد کرد و ارتباطش را با دوستان مطبوعاتي حفظ خواهد کرد و همين طور هم شد؛ يعني چند روز بعد خبري که با خلاصه داستان فيلم همراه بود و فيلم را يک فيلم سياسي ــ جاسوسي عنوان مي کرد، روي تلکس خبر گزاري ها قرار گرفت و نگراني هاي حاتمي کيا و تهيه کننده را دو چندان کرد و اين جنجال ها تا پايان فيلم برداري همچنان ادامه داشت. پايان فيلم برداري همزمان شد با برگزاري بيست و سومين جشنواره فيلم فجر و بحث داغ و جنجالي ديگري بالا گرفت؛ مبني بر اينکه به رنگ ارغوان به دليل سوژه اش مي تواند اکران شود يا نه؛ تا جايي که در روزهاي آغازين جشنواره حضور يا عدم حضور فيلم در بين فيلم هاي منتخب به يکي از بحث هاي مهم جشنواره بدل شد و همان اوايل برگزاري جشنواره، نامه اي در مطبوعات منتشر شد مبني بر توقيف فيلم توسط وزارت اطلاعات که مانع از نمايش آن در جشنواره فيلم فجر شد. در پي انتشار اين نامه، حاتمي کيا هم از فرط خستگي روحي جوابيه اي را (خطاب به وزير اطلاعات وقت) به مطبوعات فرستاد با اين مضمون که به عنوان پدر معنوي فيلم اصراري به اکران فيلم در جشنواره ندارد. در همان ايام به درخواست سيد جمال ساداتيان ــ تهيه کننده فيلم ــ به رنگ ارغوان براي جمعي از دوستان وزارت اطلاعات در سينما کانون به نمايش در آمد و پس از نمايش فيلم تا پاسي از شب جلسه اي در همان سال برگزار شد که در نتيجه ــ به گفته تهيه کننده ــ باعث توقيف قطعي فيلم شد. خوشحالم از اينکه به رنگ ارغوان بالاخره مجوز اکران گرفت و نه پرواز نمايش؛ چرا که به گفته مسؤولان وزارت ارشاد پروانه نمايش آن خيلي پيش تر از اينها صادر شده بود ــ و خوشحالم از اينکه اين فيلم مي تواند روي پرده نقره اي براي علاقه مندان سينما و خصوصاً دوستداران سينماي خاص حاتمي کيا به نمايش عمومي درآيد و خوشحالي بعدي ام بابت اين است که شايد اکران موفق اين فيلم باعث شود تا حاتمي کيا به روزهاي اوج خود باز گردد و اين موفقيت ممکن است ساخت فيلم هاي محبوب ديگري را براي او و حتي علاقه مندان فيلم هايش به همراه داشته باشد.
*مسئول روابط عمومي فيلم به رنگ ارغوان
وقايع نگاري پرحاشيه ترين فيلم سينماي ايران
به رنگ توقيف
«به رنگ ارغوان» نه تنها پروانه ساخت که پروانه نمايش عمومي هم داشت. کارگردانش که براي همه آشنا بود و تهيه کننده اش، سيد جمال ساداتيان هم از توليد کنندگان خوشنام سينماي ايران بود. با اين وجود وزير اطلاعات وقت، آقاي يونسي نمايش فيلم را صلاح ندانست و رايزني هاي اهالي سينما هم به جايي نرسيد. وزارت فرهنگ و ارشاد هم چه در زمان مسجد جامعي و چه صفار هرندي از خود سلب مسؤوليت کرد و همه چشم به وزارت اطلاعات داشتند تا ببينند سرنوشت يکي از مهم ترين فيلم هاي تاريخ سينماي ايران به کجا مي کشد. فيلم براي بيست و سومين جشنواره فيلم فجر سال 83 آماده نمايش بود اما به دستور مستقيم وزير اطلاعات نمايشش به تعويق افتاد و با نامه ابراهيم حاتمي کيا به يونسي در همان روزها جريان نامه نگاري ها براي رفع توقيف فيلم آغاز شد. هر چند اولين نامه حاتمي کيا خبر از همکاري او با وزارت اطلاعات داشت تا بتواند در فضاي منطقي مشکل فيلمش را بررسي و رفع کند و امکان نمايش عمومي آن را فراهم کند: «شهادت مي دهم که به عنوان پدر معنوي به رنگ ارغوان با ميل و خواست شخصي خودم، فيلم را از شرکت در جشنواره محروم مي کنم. مي دانم شما هم همچون من از اين اينکه حاصل زحمت يک سال از اهالي هنر در دولت هنر دوست آقاي خاتمي چنين سرنوشتي پيدا کرده، متأسف هستيد. من و يارانم منتظر روزي خواهيم بود که به رنگ ارغوان در فضايي صرفاً فرهنگي به همراه شما و يارانتان در منظر نگاه مخاطبان اصلي قرار گيرد. «نتيجه اينکه فيلم حتي براي اهالي مطبوعات هم اکران نشد. سال 84 دولت نهم به روي کار آمد و رايزني هاي ساداتيان شروع شد. اما همچنان که فيلم در توقيف باقي ماند شايعاتي هم حول و حوش آن قوت گرفت. از جمله اينکه مي گفتند تهيه کننده حقوق مادي و معنوي «به رنگ ارغوان» را به يک نهاد دولتي واگذار کرده است. شايعه اي که به سرعت از سوي تهيه کننده تکذيب شد. جالب بود که بعد از گذشت سه چهار سال يونسي در گفت و گويي اعلام کرد که «به رنگ ارغوان» هيچ گاه از سوي وزارت اطلاعات توقيف نشده بود!: «اين فيلم توقيف نشد، بلکه وزارت اطلاعات با همکاري تهيه کننده فيلم آن را خريد. آن زمان من از آقاي حاتمي کيا خواستم تغييراتي در فيلم بدهد، ولي ايشان نپذيرفت و گفت من فيلم فرمايشي نمي سازم». البته ساداتيان اين ادعا را هم تکذيب کرد. مهم ترين نامه ساداتيان شايد به آقاي احمدي نژادي بود که در آن درخواست کرده بود تا در آستانه انتخابات فکري به حال «به رنگ ارغوان» هم بکنند. فيلمي که به گفته ساداتيان همه در مورد آن از خود سلب مسؤوليت کرده بودند. با اين حال شمقدري به قول خودش درباره رسيدگي به وضعيت اين فيلم و «درباره الي» عمل کرد. همين شد که هفته گذشته منابع خبري نزديک به وزارت ارشاد از رفع توقيف «به رنگ ارغوان» بعد از پنج سال خبر دادند. حتي بعد از انتشار خبر هم منابعي صحت و سقم آن را زير سؤال بردند ولي با تأييد و تشکر ساداتيان از مسؤولان جديد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نشان داد که خوشبختانه خبر درست است و شمقدري در نهايت توانست به حاشيه هاي «به رنگ ارغوان» پايان دهد.
کوروش تهامي در اولين تجربه همکاري با حاتمي کيا متفاوت ترين بازي خود را ارائه داده است
يک اتفاق ارغواني
خبر رفع توقيف «به رنگ ارغوان» را اولين بار از چه کسي شنيديد؟
انتظار چنين خبري را داشتيد؟
آنهايي که موفق شدند فيلم را ببينند، معتقدند اگر به رنگ ارغوان در زمان خودش به نمايش در مي آمد مي توانست مسير کاري آقاي حاتمي کيا را عوض کند. شما چقدر با اين نظر موافقيد؟
براي خود شما چطور؟ به نظر مي رسد به رنگ ارغوان شکل متفاوتي از شما و توانايي هايتان را در سينما نشان مي دهد.
باز هم طبق گفته هاي دوستاني که فيلم را ديده اند، به رنگ ارغوان جزو فيلم هاي سخت و متفاوت آقاي حاتمي کياست. شما اين ويژگي و فضاي متفاوت را حس کرديد؟
تمرين هايتان بر اساس ميزانس هاي از قبل تعيين شده بود؟
آن سکانس دکوپاژ شده که فيلم برداري مي شد با تمرين هايتان خيلي متفاوت بود؟
شما که تجربه بازيگري در تئاتر و تلويزيون را هم داريد، اين شيوه آقاي حاتمي کيا چقدر کمکتان مي کرد؟
حالا بعد از شش سال کدام سکانس فيلم خيلي برجسته تر از باقي سکانس ها در خاطرتان مانده؟
بااين ويژگي هايي که گفتيد و تقريباً همگي مثبت بودند، شما چه نمره اي به رنگ ارغوان مي دهيد؟
چون هنوز فيلم اکران نشده، نمي توانيم درباره نقش خودتان خيلي حرف بزنيم اما در حد معرفي بگوييد نقشتان در به رنگ ارغوان چه ويژگي هايي داشت؟
چرا «به رنگ ارغوان» فيلم مهمي است؟
نقطه عطف سوم سينماي حاتمي کيا
حاتمي کيا بي شک يکي از بهترين فيلمسازان نسل دوم به حساب مي آيد. سينماي جنگ با حاتمي کيا مفهوم تازه اي پيدا کرد. او را شايد بتوان بنيانگذار نوعي از سينماي دفاع مقدس دانست که متعلق به همه مردم است و اقشار مختلف جامعه با طرز فکرهاي متفاوت مي توانند با فيلم هايش ارتباط برقرار کنند و همه اينها به نگاه تر و تازه خود حاتمي کيا بر مي گردد که خودش در جنگ بوده و نگاه متفاوتي به بسيجي و جنگ دارد. حاتمي کيا بعد از ساخت فيلم متوسطي مثل «وصل نيکان» يکي از بهترين ملودرام هاي جنگي تاريخ سينماي ايران را ساخت: «از کرخه تا راين» که نه تنها نقطه عطف اول کارنامه حاتمي کيا که يکي از فيلم هاي مثال زدني در حوزه سينماي دفاع مقدس است. اما سينمايي که بيشتر به تبعات جنگ و آدم هاي آن مي پردازد تا پرداختن صرف به مقوله اي به نام «جنگ». فيلمي که به شدت احساساتي است و هر چند امروزه ديگر بهترين فيلم حاتمي کيا نيست اما از دستاوردهاي مهم او به شمار مي رود.
نقطه عطف دوم کارنامه حاتمي کيا قطعاً و بي هيچ ترديدي «آژانس شيشه اي» است. فيلمي که با وجود موضوع سياسي اش در گذر سال ها تاب آورد و هنوز سرنوشت حاج کاظم و سلمان براي مردم مهم است و هنوز خيلي ها به عباس فکر مي کنند. «آژانس شيشه اي» مي توانست فيلم خيلي تندي باشد اما حاتمي کيا آن قدر مصالح انساني و احساسي به آن اضافه کرد که هم از تندي اش کاسته شد و قابل نمايش شد و هم تأثير و ماندگاري اش دو چندان شد.
اما امروزه نوبت به شاهکار ابراهيم حاتمي کيا رسيده است: «به رنگ ارغوان». فيلمي که محصول پختگي فيلمساز چه در فرم سينمايي و چه در طرز تفکر است. در اينکه موضوع فيلم، جنجالي و حاشيه برانگيز است هيچ شکي وجود ندارد. «به رنگ ارغوان» هر چند ماجراي يک مأمور امنيتي و درگير شدنش در يک ماجراي عاشقانه و ترديدش در انجام مأموريت است اما از سوي ديگر مي توان آن را چالش يک آدم با درونيات خودش دانست. چالشي که آن قدر دردناک است که فيلم را تبديل به يکي از تلخ ترين فيلم هاي تاريخ سينماي ايران مي کند. آدم هايي که بايد بين وظيفه و خودشان يکي را انتخاب کنند. خود حاتمي کيا جايي درباره «به رنگ ارغوان» گفته بود: «به رنگ ارغوان نگاهي تغزلي به موقعيت آدم هاي آرمانخواه دارد. آرمان هايي که در مقابل شرايط روز قرار مي گيرند». فيلمسازي که ساداتيان در نامه اش گفت که افکارش براي همه شناخته شده است. ساداتيان «به رنگ ارغوان» را يک نقد تند اجتماعي که رگه سياسي هم دارد، ناميد و گفت: «در زمان ساخت اين فيلم، مسؤولان همه از بالا تا پايين در جريان ساخت آن قرار داشتند. فيلم «به رنگ ارغوان» هم اکنون براي خود من به عنوان يک متر و معيار شناخته شده است. معياري که اگر نمره قبولي آورد من کار خود را ادامه مي دهم».
منبع: همشهري جوان، شماره 233