گفت و گو با فيما امامي و رضا دريانوش

مي توانيم بگوييم ناباروري موضوع فيلم مستند جاي خالي خانم و آقاي ب است و کارگردانش به اين بيماري پرداخته اند. اما نه، نمي توان بعد از ديدن فيلم، همه آن 70 دقيقه پر از نگراني، دلسوزي، تعليق، عصبانيت و... را فقط در يک کلمه ناباوري خلاصه کرد. در سالن تاريک سينما نشسته ايد و يک مرتبه مي بينيد زوج فيلم ساز به بهانه همين يک
چهارشنبه، 16 آذر 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
گفت و گو با فيما امامي و رضا دريانوش

گفت و گو با فيما امامي و رضا دريانوش
گفت و گو با فيما امامي و رضا دريانوش


 

نويسنده: امير حسين ثنائي




 

درباره مستند «جاي خالي آقا يا خانم ب »
 

روايت ناباوري يک زندگي
 

مي توانيم بگوييم ناباروري موضوع فيلم مستند جاي خالي خانم و آقاي ب است و کارگردانش به اين بيماري پرداخته اند. اما نه، نمي توان بعد از ديدن فيلم، همه آن 70 دقيقه پر از نگراني، دلسوزي، تعليق، عصبانيت و... را فقط در يک کلمه ناباوري خلاصه کرد. در سالن تاريک سينما نشسته ايد و يک مرتبه مي بينيد زوج فيلم ساز به بهانه همين يک کلمه دستتان را گرفته اند و برده اند در ميان يک زوج ديگر، در دل يک زندگي، که به بهانه همان يک کلمه، ناباروري، درحال نابودي است و...
مستند جاي خالي آقا يا خانم ب سال گذشته، در سومين جشنواره سينما حقيقت، برنده بهترين فيلم مستند بلند شد و در بيست و هشتيمن جشنواره فيلم فجر سيمرغ بلورين بهترين فيلم را از آن خود کرد و تا کنون در چند جشنواره بين المللي نيز به نمايش در آمده است.

قبل از شروع ساخت فيلم، چقدر با موضوع ناباروري آشنايي داشتيد؟
 

امامي: راستش تقريباً اطلاعاتي نداشتم. اتفاقاً وقتي سمت ساخت مستندي مي روم که اطلاعي درباره موضوعش ندارم، برايم جذاب تر است. مثل اين که وارد يک جهان نو مي شوم که خيلي ناشناخته است.

پس اين آشنايي و فکر انتخاب اين موضوع براي ساخت فيلم از کجا شروع شده؟
 

امامي: پژوهشگاه ابن سينا با مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي ارتباط کاري داشتند. دو سه بار در اين زمينه براي ساخت فيلم به من پيشنهاد شده بود، که شرايط توليدش در آن زمان فراهم نشد. وقتي دوباره قرار شد درباره اين موضوع کار کنيم، رفتم و آن فضا را ديدم، برايم خيلي عجيب به نظر رسيد. هميشه فکر مي کردم که ناباروري صرفاً يک بيماري است. در حد اين که مثلاً حالا يکي بچه دارد يا ندارد. اما در طول اين پروسه متوجه شدم که تبليغات اجتماعي بسياري دارد که شامل هر طبقه اي مي شود، و هيچ ربطي هم به جايگاه اجتماعي ندارد. اتفاقي که اختلال وحشتناکي را در زندگي اجتماعي زوج ها به وجود مي آورد.
موضوع ناباروري بسيار گسترده است، مي شد آن را از منظره هاي مختلفي ديد و روايت كرد، اما شما اين موضوع را درون يک خانواده جست و جو مي کنيد. چرا؟
امامي: من صرفاً فکر مي کردم با يک بيماري رو به رو هستيم. ببينيد، وقتي کسي سرطان دارد، خانواده و يا اجتماع با آن بيماري همراهي مي کند. اما ناباروري در يک زوج مشکلات بسياري را به وجود مي آورد که مهم ترين تاثيرش را روي خانواده مي گذارد. از هم گسيختگي اي که به وجود مي آورد، تنها يکي از تبعاتش است. طلاق که به وجود مي آورد، تنها يکي از تبعاتش است. طلاق ساده ترين راهي است که در اين مواقع پشنهاد مي شود. بسياري از افراد دچار افسردگي هاي شديدي مي شوند. اين موضوع ممکن است يک زندگي را به صورت کامل از بين ببرد. اين بيماري صرفاً با يک درمان حل نمي شود و خانواده ها راهم تحت الشعاع قرار مي دهد. خانواده هم روي اجتماع تاثير مي گذارد. ما به سفارش مرکز گسترش و پژوهشگاه ابن سينا قرار بود فيلمي براي سمينار بيمه و ناباروري بسازيم. در حين ساخت آن فيلم، اصرار داشتيم که با خود خانوده ها هم صحبت کنيم. احساس کرديم که از طريق گفت و گو با پزشکان نمي توانيم به صورت کامل اين فضا را بشناسيم. آن چيزي که برايمان مهم بود، زوجي بود که براي اين مشکل در عذاب بودند.
دريانوش: در پژوهشگاه، صرفاً به درمان نپرداخته بودند. درباره ناباروري و حوزه هاي پيرامونش تحقيق مفصلي انجام شده بود؛ مثلاً بررسي آسيب هاي اجتماعي، مسائل شرعي اين موضوع، بحث هاي روان شناسي و... اين مسئله براي ما به عنوان فيلم ساز امکان خوبي بود. به ما کمک کرد تا با شناخت خيلي خوبي نسبت به موضوع کار را شروع کنيم و عينيت ها را در اين روابط پيدا کنيم. به اين شکل چيزهايي که تئوري بودند و يا آمارها و...را که روي کاغذ بودند، به اين شکل در خانواده اي جست وجو مي کرديم که درگير اين ماجرا بودند.

اين زوج را چطور پيدا کرديد؟
 

امامي: به واسطه فيلم اول که درباره بيمه و ناباروري بود، با خانواده هاي زيادي صحبت کرديم. يک روز هم اعلام کرديم که اگر کسي مي خواهد، بيايد و در اين رابطه صحبت کند. اولين کسي که آمد، ولي بود و آمد و گفت اگر خانم من اين بار بچه دار نشود، طلاقش مي دهم. ولي در موقعيتي اين حرف را به صراحت مي زد که خيلي ها يا با چشم گريان اين حرف ها را مي زنند يا به خاطر فشار هاي مختلف اجتماعي و... پنهان مي کنند.
ارتباط ما از اين جا آغاز شد. ولي و خديجه نمونه خوبي از يک زوج نابارور بودند که زندگي شان در حال نابودي و از بين رفتن بود.
دريانوش: ناباروري متاسفانه جاهايي يک انگ است.
مشکلات اجتماعي بسياري دارد، که متاسفانه بسياري از آنها ديده نمي شود. اما مفهومش اين نيست که وجود ندارند. از طرفي سفارش دهنده مي خواست اين مسئله را با دولت مطرح کند که ناباروري قابل درمان است، اما هزينه بالايي دارد و اين هزينه شامل بيمه هم نمي شود. چون به عنوان يک بيماري شناخته نمي شود. که خود همين مسئله هم به خصوص براي قشر ضعيف مشکل مضاعفي را به وجود مي آورد. حالا تمام اين فشار ها و مشکلات را در نظر بگيريد براي يک خانواده اي که در روستا زندگي مي کنندو... اينها دلايلي بود که در همان برخورد ابتدايي و با رک بودن و راحت بودن ولي و همسرش در مقابل دوربين، بخواهيم انتخابشان کنيم.

خديجه چطوره؟ او هم از اول همين قدر با دوربين راحت بود؟
 

امامي: خديجه کمي سخت تر پيش رفت. مثلاً روزهاي اول هيچ حرفي از مشکلاتش با ولي نمي زد. مي گفت ما رابطه خيلي خوبي داريم. همديگر را دوست داريم و...از اين حرف ها. بعد که کمي جلوتر رفتيم، ديگر با هم دوست و صميمي شديم و البته ولي هم يک سري پنهان کاري هايي داشت، آن هم ديگر بر عهده ما بود که بخواهيم آنها را کشف کنيم.
دريانوش: ما خودمان هم به عنوان فيلم ساز دائم با موضوع جلو مي رفتيم و اطلاعاتمان را با تماشاگر در ميان مي گذاشتيم. ما سوالاتي را مطرح مي کرديم که ما را به کشفي نو مي رساند. هيچ چيزي را از خودمان اضافه نکرديم.
امامي: فقط در يک جا از خديجه، ولي و تماشاگر جلو بوديم. آن هم لحظه اي بود که مي دانستيم جواب آزمايش مثبت است. خيلي از لحظات مستند اتفاقي خواهد افتاد.

اين که خديجه مشکل ندارد را چطور، مي دانستند؟
 

امامي: نه نمي دانستيم. ما پرونده را به صورت کامل نخوانده بوديم، چون بخشي از آن محرمانه بود و بحث اخلاق پزشکي مطرح بود.

خود خديجه چطور؟
 

امامي: آن قدر ولي براي خديجه تکرار کرده بود که مشکل از توست، که او هم مثل ما باور کرده بود. ديگر همه فکر مي کردند مشکل از خديجه است؛ و اين نقابي بود براي ولي که هر کاري دلش مي خواهد بکند.

هيچ صحنه اي را باز سازي نکرديد؟
 

امامي: تنها جايي که بازسازي است، صحنه ابتدايي فيلم است. که آن هم بر اساس واقعيت است. چون ما در مقطعي وارد زندگي ولي و خديجه شده بوديم که آن اتفاق افتاده بود. اين صحنه هم به ما براي شروع فيلم بسيار کمک مي کرد.

زوج بودن خود شما و اين که به جز خودتان فرد ديگري هم سر صحنه حضور نداشته، به شکل گيري اين ارتباط کمک کرده، شايد هر کدامتان اگر تنها بوديد، يکي از سوژه ها از دست مي رفت.
 

امامي: دقيقاً؛ من که به شخصه به هيچ عنوان نمي توانستم با ولي ارتباط برقرار کنم. برايم خيلي سخت بود.
دريانوش: طبيعتاً اگر زوج نبوديم فيلم به يک شکل ديگر بود. يک چيزي که در اين فيلم نمي شود انکارش کرد، همين است. حضور دو فيلم ساز مستند که زوج هم هستند. براي خود ما تجربه خيلي خوبي بود. البته اين طوري هم نبود که همه چيز خوب پيش رفته باشد. يک جاهايي اختلاف نظر و سليقه هم داشتيم. من دوست داشتم از يک جهت نزديک شوم و خانم امامي هم مي خواست جور ديگري ببيند. اما بحث مي کرديم تا به يک نقطه نظر مشترک برسيم. مثل استفاده از ساختار دوربين روي دست که پيشنهاد خانم امامي بود.

واتفاقاً اين مسئله به فيلم خيلي کمک کرده است.
 

دريانوش: من فيلم بردارم و در واقع بيشتر وقتم صرف فيلم برداري شده. حالا چند سال است که با همکاري خانم امامي کارگراني هم مي کنيم. منظورم اين است که اين فيلم از اين منظر برايم تجربه خيلي خوب و سختي بود. خودتان مي دانيد که دوربين روي دست آن هم با دوربين 170 که تکيه گاهي ندارد و از استدي کم هم نمي خواستيم استفاده کنيم، چقدر سخت و مشکل بود. حالا در اين بين من بايد حواسم به همه چيز باشد؛ صدا، قاب، سوال ها، نور و... تمام سعي ام را کردم که از نور طبيعي بهترين استفاده را بکنم، که مي دانيد در ديجيتال چقدر مشکل است؛ مثلاً اين که بخواهيد بين نور مهتابي اتاق با نور تنگستن حال خانه بالانس به وجود بياوريد، در شرايطي که شما نمي توانيد از وايت بالانس به طور معمول استفاده کنيد. تجربه هاي فيلم بردار بودن من اين جاها خيلي کمک کرد.

چقدر زمان صرف ساخت فيلم شده است؟
 

دريانوش: در حدود 13 ماه به صورت پراکنده درگير اين پروژه بوديم. يعني از آبان سال گذشته تا اواخر آذر ماه امسال که از تولد بچه تصوير گرفتيم و آن را به فيلم اضافه کرديم.
امامي: ولي و خديجه ساکن روستايي از توابع خنداب استان مرکزي بودند که با تهران حدود 500 کيلومتر فاصله دارد. نزديک 10 روز همان جا مانديم. اما به خاطر بد بودن و سردي بيش از اندازه هوا بيشتر رفت و آمد مي کرديم تا اين که بخواهيم بمانيم. مدتي هم که براي درمان به تهران آمدند پيش ما بودند و به همين شکل کار به جلو رفت.
دريانوش: من فقط مي خواهم در پايان صحبتمان از آقاي آفريده، دکتر آخوندي، دکتر دانشمند، دکتر رضايي و تمام کساني که در مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي و پژوهشگاه ابن سينا در ساخت اين فيلم به ما کمک کردند و همراهمان بودند تشکر مي کنم.
منبع : فيلم نگار شماره 94



 

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
فلسفه وقف در اسلام؛ از خیر لحظه‌ای تا خیر ماندگار
فلسفه وقف در اسلام؛ از خیر لحظه‌ای تا خیر ماندگار
بازدید سرلشکر عبداللهی از یک سایت‌ تولید زیرزمینی موشک
play_arrow
بازدید سرلشکر عبداللهی از یک سایت‌ تولید زیرزمینی موشک
روایت نایب‌رئیس دوم ‌مجلس از اختاپوس حاکم بر صنعت خودرو
play_arrow
روایت نایب‌رئیس دوم ‌مجلس از اختاپوس حاکم بر صنعت خودرو
رکوردشکنی شهروند روس با پرش از لایه‌های بالایی جَو
play_arrow
رکوردشکنی شهروند روس با پرش از لایه‌های بالایی جَو
ساخت محیط سه بعدی با قابلیت جدید هوش مصنوعی
play_arrow
ساخت محیط سه بعدی با قابلیت جدید هوش مصنوعی
سوپر گل دام بالارد بازیکن بریستول به بیرمنگهام با پشت پا
play_arrow
سوپر گل دام بالارد بازیکن بریستول به بیرمنگهام با پشت پا
دبیر شورای‌عالی امنیت ملی: ترامپ می‌خواهد بازی جدیدی به‌نام جنگ اقتصادی راه بیندازد که حسابش را خواهیم رسید
play_arrow
دبیر شورای‌عالی امنیت ملی: ترامپ می‌خواهد بازی جدیدی به‌نام جنگ اقتصادی راه بیندازد که حسابش را خواهیم رسید
تاکر کارلسون: اسرائیل با سلاح آمریکایی فلسطینی‌ها را قتل‌عام می‌کند
play_arrow
تاکر کارلسون: اسرائیل با سلاح آمریکایی فلسطینی‌ها را قتل‌عام می‌کند
روایت دبیر شورای‌عالی امنیت ملی از پیشنهاد جدید نتانیاهو به ترامپ
play_arrow
روایت دبیر شورای‌عالی امنیت ملی از پیشنهاد جدید نتانیاهو به ترامپ
یک ربات انسان‌نما از چین، رکورد اوسین بولت را شکست
play_arrow
یک ربات انسان‌نما از چین، رکورد اوسین بولت را شکست
مرشایمر: ترامپ می‌خواهد جنگ لبنان را از ایران جدا کند، اما نتانیاهو آتش‌بس نمی‌خواهد
play_arrow
مرشایمر: ترامپ می‌خواهد جنگ لبنان را از ایران جدا کند، اما نتانیاهو آتش‌بس نمی‌خواهد
وزیر خزانه‌داری آمریکا مانند یک گانگستر دیگر کشورها را تهدید می‌کند!
play_arrow
وزیر خزانه‌داری آمریکا مانند یک گانگستر دیگر کشورها را تهدید می‌کند!
فواز جرجیس: ایران، ونزوئلا و کوبا نیست؛ ایران بیش از ۴۰ سال تحت تحریم بوده / فشار آمریکا دیگر برای تهران تازگی ندارد!
play_arrow
فواز جرجیس: ایران، ونزوئلا و کوبا نیست؛ ایران بیش از ۴۰ سال تحت تحریم بوده / فشار آمریکا دیگر برای تهران تازگی ندارد!
ربع رشیدی و درس‌های وقف‌نامه‌ای که جهان را شگفت‌زده کرد
ربع رشیدی و درس‌های وقف‌نامه‌ای که جهان را شگفت‌زده کرد
وقفِ انسان، نه وقفِ اشیاء؛ روایت بنیاد فرهنگی البرز و شصت سال سرمایه‌گذاری بر نخبگان ایران
وقفِ انسان، نه وقفِ اشیاء؛ روایت بنیاد فرهنگی البرز و شصت سال سرمایه‌گذاری بر نخبگان ایران