پادشاه جلوه هاي ويژه
نويسنده: محمد صادق شايسته- محمد ياشار افخمي
جورج لوکاس و شرکت اش چگونه سينما را زيرو رو کردند؟
«جورج والتون لوکاس جونيور» متولد سال 1944 در کاليفرنياي آمريکاست. او مؤسس شرکت لوکاس فيلم است. درجهان سينما او را با سري فيلم هاي جنگ هاي ستاره اي و اينديانا جونز مي شناسند. او در کل 15 فيلم کوتاه و بلند را کارگرداني کرده و در 24 فيلم هم به عنوان تهيه کننده حضور داشته است. او در سال 1962 از مدرسه سينمايي کاليفرنياي جنوبي فارغ التحصيل شد. البته اگر شانس با او همراه نبود طي يک تصادف مرگبار که به علت سرعت زيادش بود، قبل از اتمام دوران دبيرستان به ديار باقي مي شتافت. او از ابتدا به تلفيق تکنولوژي و تصوير علاقه فراواني داشت؛ به حدي که تا چهار سال قبل از افتتاح لوکاس فيلم، شبانه روز تمام تکنولوژي هاي آن روز کامپيوتر را فرا گرفت و به يک متخصص تمام و کمال در زمينه کامپيوتر تبديل شد. در سال 1971 شرکت لوکاس فيلم را پايه گذاري کرد و هدفش از اين کار، گردآوري بهترين متخصصان جلوه هاي صوتي و تصويري براي ايجاد يک تحول بزرگ در عرصه صوت و تصوير در سينما بود. او شش سال تمام به همراه گروهش شبانه روز تلاش کرد و نتيجه اين تلاش شش ساله ساخت موفقيت آميز اولين قسمت از سري فيلم هاي جنگ هاي ستاره اي در سال (1977)بود. او از اولين فيلمي که کارگرداني کرده تا کنون، بودجه تمام فيلم هايش را خودش تهيه کرده است. حتي گفته مي شود براي اولين قسمت جنگ هاي ستاره اي او قرض هاي بسيار سنگيني کرده بود که در صورت عدم موفقيت فيلم، رسماً او را از پا درمي آورد. مهم ترين سوالي که در مورد لوکاس وجود دارد، اين است که چرا دو قسمت از شش قسمت جنگ هاي ستاره اي را خودش کارگرداني نکرده است. لوکاس به شدت آدم آرمان گرايي است و تا اجراي صحنهاي کاملاً مطابق ميل اش نباشد آن را تاييد نمي کند، حتي اگر ده ها برداشت انجام شود و چند روز هم طول بکشد. به همين دليل خيلي ها اعتقاد دارند که کار کردن با لوکاس بسيار طاقت فرسا و انرژي بر است، ولي نتيجه بسيار خوبي به همراه دارد.خيلي ها او را کاشف هريسون فورد با فيلم جنگ هاي ستاره اي و ناجي استيون اسپيلبرگ با سري فيلم هاي اينديانا جونز مي دانند. رابطه او با اسپيلبرگ آن قدر نزديک است که خيلي ها معتقدند در هر کار اسپيلبرگ حضور لوکاس به عنوان مشاور يا تهيه کننده، يک امر بسيار ضروري و لازم است.
جنگ هاي ستاره اي چگونه متولد شد؟
لوکاس فيلم
«لوکاس فيلم » طي اين سال ها
آيا مي دانيد
ابتدا قرار بود لوکاس به عنوان تهيه کننده، کارگرداني اپيزود ششم جنگ هاي ستاره اي، بازگشت جداي (1983) را به استيون اسپيلبرگ بسپارد که به دليل درگيري اش با صنف کارگردانان آمريکا، اين موضوع منتفي شد.
لوکاس آن قدر هنگام فيلم برداري اولين قسمت از جنگ هاي ستاره اي دچار استرس و نگراني شده بود که دوبار هنگام فيلمبرداري و يک بار هنگام تدوين فيلم، مجبور شدند او را به بيمارستان انتقال دهند.
لوکاس تاکنون هفت جايزه قدرداني و بزرگداشت يک عمر فعاليت هنري را گرفته که دوست داشتني ترين آنها از لحاظ خود او، جايزه بهترين ايده هاي طلايي بوده است. جايزه اي که تاکنون فقط لوکاس، اسپيلبرگ و کوبريک آن را دريافت کرده اند. ضمن اينکه بارها در نظر سنجي هاي گوناگون به عنوان يکي از 100 مرد برتر جهان انتخاب شده است.
به گفته لوکاس، مهم ترين عاملي که باعث شد؛ ايده ساخت شرکت لوکاس فيلم به ذهنش برسد و در نهايت فيلم جنگ هاي ستاره اي را کليد بزند، ديدن فيلم 2001، يک ادويسه فضايي به کارگرداني استنلي کوبريک بوده است.
او شخصيت هان سولو در جنگ هاي ستاره اي را براساس شخصيت دوست کارگردان اش فرانسيس فورد کاپولا به وجود آورد.
جذاب و بکر، مثل ايده هاي لوکاسي
لوکاس در يک خانواده مذهبي و فرهنگ دوست متولد شده است؛ به همين دليل در کودکي و جواني بسياري از قصه ها و افسانه هاي تاريخي و مذهبي را مطالعه کرده است. بسياري از ايده هاي او از جمله ايده جنگ هاي ستاره اي از دل همين افسانه ها و قصه ها بيرون آمده است. به غير از تالکين و کتاب ارباب حلقه ها يکي از مهم ترين اشخاصي که در به وجود آمدن ايده هاي او وجود دارد، جوزف کمبل است که از مهم ترين نويسنده هاي فلسفي -مذهبي آمريکا محسوب مي شود.
جورج لوکاس قبل از اينکه کارگردان خوبي باشد، يک تکنسين کامپيوتر فوق العاده است. او کار خود را با طراحي سيستم صوتي /تصويري تي اچ اکس (THX) باهمکاري تاملينسون هولمن (Tomlinson Holman)و جيمز اي مور (James A. Moorer)شروع کرد. تي اچ اکس سيستمي است که کيفيت صدا و تصوير را در هنگام پخش تنظيم مي کند؛ يعني فيلم هايي را که با کيفيت تصوير و نورپردازي حرفه اي فيلم پردازي شده باشند و صداي فيلم در چند کانال صوتي مجزا ضبط شده باشد، به صورت فوق العاده حرفه اي براي پخش تنظيم و هماهنگ مي کند اين سيستم قابليت اين را دارد در صورتي که فيلم از نظر کيفيت تصوير يا نحوه نورپردازي ضعيف باشد، تنظيمات نور و رنگ را تا حد امکان براي بهتر شدن کيفيت تصوير، تغيير دهد يا اگر صداي فيلم فقط روي يک كانال صوتي ضبط شده باشد، صداها را با استفاده از نرم افزار مخصوصي از هم تفکيک کند و بين چند کانال مختلف صوتي تقسيم کند. تي اچ اکس موردتوجه فيلمسازان حرفه اي قرار گرفت و آن قدر سفارش بازسازي و ترميم فيلم هاي توليد شده به روش تي اچ اکس به لوکاس داده شد که بودجه کافي براي پيشرفت و تکامل شرکت نوپاي لوکاس فيلم (Lucas Film)را فراهم کرد.
لوکاس بيشتر صحنه هاي جنگ و نزاع در فيلم هاي مهم اش مثل جنگ هاي ستاره اي يا اينديانا جونز را در کنار گودال هاي بزرگ؛ تپه هاي بلند يا درختاني با تنه هاي قطور مي گيرد، چون معتقد است اين مکان ها احساس جنگ و درگيري را در مخاطب بيش از پيش مي کند.
او در اجراي ايده هاي فيلم هايش معمولاً از 30 تا 40 نفر متخصص در علوم مختلف استفاده مي کند، به اين صورت که ايده خام خود را به صورت نوشته شده يا استوري بورد در اختيار آنها قرار مي دهد و متخصصان اش در زمينه هاي گوناگون، آنها را کاملا بررسي مي کنند و تغييرات علمي خود را روي آنها انجام مي دهند و پس از تکميل شدن دوباره آن را به لوکاس برمي گردانند تا او آنها را براي ساخته شدن و پرداخت نهايي تحويل متخصصان جلوه هاي ويژه خود بدهد.
لوکاس اعتقاد داشت که صحنه هاي جنگي تا قبل از جنگ هاي ستاره اي به علت طولاني بودن هر صحنه، تاثير خيلي بالايي روي مخاطب نمي گذاشتند، به همين دليل براي اولين بار در اولين قسمت از سري فيلم هاي جنگ هاي ستاره اي به صورت امتحاني کات هاي بسيار سريع به صحنه هاي جنگي فيلم داد که تاثير بسيار زيادي در جذاب ترشدن صحنه هاي جنگي فيلم داشت. او اين کار را در قسمت هاي ديگر جنگ هاي ستاره اي و بعد هم در سري فيلم هاي اينديانا جونز ادامه داد.
در مورد اينکه چرا لوکاس جنگ هاي ستاره اي را از وسط داستان شروع به ساختن کرده، اظهار نظرهاي فراواني وجود دارد اما مستندترين اظهار نظري که وجود دارد، جمله خود لوکاس در اين مورد است .او مي گويد: «من دوست داشتم قدرت خودم را امتحان کنم و ببينم مي توانم از لحاظ جذابيت هاي بصري و داستاني در خلق يک اثر آن قدر موفق باشم که حتي اگر مخاطبانم از ابتدا آخر و عاقبت قهرمانان داستان را بدانند، باز هم از فيلم استقبال کنند يا نه». البته جورج لوکاس پاسخ ديگري هم به اين سوال دارد و آن اين است :«کودکي و جواني آنارکين - شخصيت اصلي فيلم -براي من بسيار مهم بود و احتياج به جلوه هاي ويژه بصري فراواني داشت اما در آن زمان امکانات من با ايده هايم جور درنمي آمد؛ به همين دليل اول، وسط تا آخر داستان را ساختم و بعد اول داستان تا وسط آن را.»