کارهای شق القمر

ـ چرا کسی نمی پرسید او چه کاره است؟! چرا کسی نمی پرسید از کجا چنین درآمدی دارد؟! چرا کسی در مورد کارش چیزی نمی پرسید؟! فقط و فقط همه نگاه شان به ماشین های رنگارنگ و مدل بالایی بود
شنبه، 2 ارديبهشت 1391
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
کارهای شق القمر

 

 

 

 کارهای شق القمر
کارهای شق القمر


 

نویسنده: سید حسین ذاکر زاده




 
ـ چرا کسی نمی پرسید او چه کاره است؟! چرا کسی نمی پرسید از کجا چنین درآمدی دارد؟! چرا کسی در مورد کارش چیزی نمی پرسید؟!
فقط و فقط همه نگاه شان به ماشین های رنگارنگ و مدل بالایی بود که سوار می شد؛ خانه هایی که می خرید و پس از چندی می فروخت، خرج هایی که می کرد، مسافرت هایی که می رفت و لباس هایی که می پوشید. پس چرا کسی یک مرتبه از خودش نپرسید فردی که حتی دیپلم ندارد و تا چند سال پیش پادوی یک بنگاه معاملات ملکی بوده است، چرا باید چنین وضعی داشته باشد، شاید گنجی پیدا کرده یا از کسی چیزی به او ارث رسیده باشد.
هر چه بود کسی از این ها سوالی نمی پرسید.
چرا برای بعضی از ما مهم نیست پولی که درمی آوریم یا اطرافیان مان در می آورند از چه راهی به دست می آید؟ راستی او چه کاره بود که چنین درآمدی داشت در حالی که ظاهراً شغلی نداشت؟!
ـ پول ها را روی هم گذاشت و به زور در جیب جلویی شلوار لی تنگش فرو کرد. نگاهی به اطراف انداخت و دوباره به تبلیغ سی دی هایش پرداخت.

کارهای شق القمر

اول از زور بی کاری و بی پولی چنین کاری می کرد. اما حالا که مزه پول «یامفت» زیر دندانش رفته بود، دیگر نفسش نمی گذاشت این کار را رها کند؛ کاری که سرمایه اندکی می خواست و احتیاج به مغازه و دفتر و دستک نداشت. فقط کمی خطر داشت که آن را هم به جان خریده بود.
اول ها نه، اما حالا همه جور «سی دی» داشت و اگر کسی سفارشی داشت برایش فراهم می کرد!
آیا او نمی دانست در گناه هر کسی که با دیدن این صحنه ها به انحراف کشیده شود شریک است؟! آیا او نمی دانست پولی که از این راه در می آورد آن قدر هم که خیال می کند پاک و طاهر نیست؟! آیا نمی دانست ناخواسته یا شاید خواسته موجب انحراف و فساد دیگران شده است؟! شاید او هم این ها را می دانست، اما به قول بعضی ها:«کار، کار است دیگر ...»
ـ باورش نمی شد تا این حد سخت و مقرراتی باشند. چه شب ها که با رویای این جا به خواب رفته بود و چه صبح ها برای این که هنوز این جا نیست، خُلقش تنگ شده بود و به زمین و زمان «دری وری» گفته بود... همه آرزویش زندگی در غرب بود.
به همه هم گفته بود و پای همه چیزش ایستاده است؛ غربت، بی کسی، بی احترامی، و کار سخت.

کارهای شق القمر

خودش می دانست این جا جایی نیست که بشود با آرتیست بازی دغل از زیر کار کشید. می دانست اینجا مقررات خودش را دارد واگر چه درآمد خوبی دارد، اما باید تن به کارهایی بدهد که عمراً در ایران سراغ شان را نمی گرفت. می دانست این جا به کم ترین بهانه اخراج می شود و باید تا چند سال پنهانی کار کند تا بتواند اقامت دائمی بگیرد. این جا برای کسی که پول، تخصص و آشنایی به زبان ندارد یعنی جهنم؛ گرچه همه جایش سبز و شیک باشد. همه این ها را می دانست اما تا این حد باور نمی کرد. حتی اجازه نداشت چند دقیقه ایی استراحت کند. همه با او مثل یک ماشین بی احساس آهنی رفتار می کردند. او نباید دوست می داشت، عشق می ورزید و با کسی درددل می کرد و فقط و فقط باید کار می کرد. حالا با خودش که تنها می شود فکر می کند اگر در وطن حتی کم تر از این هم کار می کرد، می توانست درآمد خوبی داشته باشد. اما دیگر برای این حرف ها دیر شده بود و باید خودش را به مترو می رساند تا سر ساعت به محل کارش برسد.
ـ لباسش را عوض کرد و سر و رویش را به هم ریخت. بند کفشش را هم شل کرد تا حسابی در پایش بلغزد و لنگ بودنش طبیعی تر باشد.
چند وقتی می شد که به آرایشگاه نرفته بود. آن مرتبه که به آرایشگاه رفت به ضررش تمام شد. تا این شکلی بشود کلی ضرر کرد. حالا بعد از چند ماه خوب دستش آمده چه کند. حتی چند کتاب روان شناسی خریده و شب ها که بر می گردد می خواندشان... گرچه معاشرت با مردم آن هم به این شکل، خودش بهترین کلاس و کتاب روان شناسی جهان است، اما پیشرفت با علم روز هم بد نیست.
کار خوبی است، نه اجاره ایی دارد، نه سرمایه ای، نه تخصصی خاصی... البته غیر از دروغگویی و شارلاتان بازی و استفاده از انواع و اقسام قسم ها و دعاها، متناسب با وضع افراد. آخر همه که مثل هم فکر نمی کنند. هر دعایی برای یک عده مفید است، قسم هم همین طور. جوان تر ها را باید یک جوری قسم داد، مسن ترها را جور دیگر. آدم های به ظاهر معتقد را باید یک طوری دعا کرد، دیگران را طور دیگر. البته بستگی به زمان و مکان هم دارد. زمستان های سرد و نزدیک عید بهتر است. در هوای بارانی و برفی که دیگر غوغا می کنند. مخصوصاً اگر مثل موش آب کشیده بشوی؛ رقت انگیز و مفلوک... هر چه درب و داغون تر، بهتر!
به هر حال کار خوبی است، کم دردسر و پر سود.
فقط کافی است انسانیت و شرف و آبرویت را بگیری روی دست و بگویی: «بده در راه خدا...»
منبع: نشریه دیدار آشنا شماره 128



 

تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
واکنش هادی عامل به موضوع حسن یزدانی: تمام شد رفت
play_arrow
واکنش هادی عامل به موضوع حسن یزدانی: تمام شد رفت
از رهبر معظم انقلاب به علیرضا بخشی
play_arrow
از رهبر معظم انقلاب به علیرضا بخشی
استقبال سلطنت‌طلبان از پهلوی با تاج خامه‌ای
play_arrow
استقبال سلطنت‌طلبان از پهلوی با تاج خامه‌ای
احمد جوان: با صلاح دید کادر فنی تصمیم می‌گیرم در چه وزنی کشتی بگیرم
play_arrow
احمد جوان: با صلاح دید کادر فنی تصمیم می‌گیرم در چه وزنی کشتی بگیرم
شکوه ملکوتی حدیث کساء؛ سفری از آسمان تا زمین با حضرت زهرا (س)
شکوه ملکوتی حدیث کساء؛ سفری از آسمان تا زمین با حضرت زهرا (س)
واکنش زارع به حرکتی که صدای آمریکایی‌ها را درآورد
play_arrow
واکنش زارع به حرکتی که صدای آمریکایی‌ها را درآورد
هدیه طلایی یک زوج هوادار به کشتی‌گیران
play_arrow
هدیه طلایی یک زوج هوادار به کشتی‌گیران
روایت جذاب لگویی از جلسه فرماندهان نظامی با رهبر انقلاب
play_arrow
روایت جذاب لگویی از جلسه فرماندهان نظامی با رهبر انقلاب
بقایی: گروسی بدهی‌های زیادی به ایران دارد و باید بدهی‌های قبلی خود را تسویه کند
play_arrow
بقایی: گروسی بدهی‌های زیادی به ایران دارد و باید بدهی‌های قبلی خود را تسویه کند
‏تعجب توریست‌های خارجی از مهمان‌نوازی ایرانی‌ها + فیلم
play_arrow
‏تعجب توریست‌های خارجی از مهمان‌نوازی ایرانی‌ها + فیلم
نتانیاهو نخست‌وزیر موقت خواهد بود + فیلم
play_arrow
نتانیاهو نخست‌وزیر موقت خواهد بود + فیلم
ویدیو دیده نشده از حضور رهبر معظم انقلاب اسلامی در دفتر حماس + فیلم
play_arrow
ویدیو دیده نشده از حضور رهبر معظم انقلاب اسلامی در دفتر حماس + فیلم
ترامپ: یک تأسیسات پدافند هوایی ایران را بمباران کردیم + فیلم
play_arrow
ترامپ: یک تأسیسات پدافند هوایی ایران را بمباران کردیم + فیلم
هیلاری کلینتون: پیروزی دموکرات‌ها در هر دو مجلس، ترامپ را از کنترل خارج می‌کند + فیلم
play_arrow
هیلاری کلینتون: پیروزی دموکرات‌ها در هر دو مجلس، ترامپ را از کنترل خارج می‌کند + فیلم
لحظه جان باختن مهاجم ۳۰ ساله تنریف پس از ایست قلبی در جریان برخورد با دروازه‌بان آندورا + فیلم
play_arrow
لحظه جان باختن مهاجم ۳۰ ساله تنریف پس از ایست قلبی در جریان برخورد با دروازه‌بان آندورا + فیلم