افتخار حوزه هاي علمي
گزارشي از ديدار علامه بلخي با مراجع تقليد حوزه علميه نجف اشرف
نکته ديگر اين است که يک مرجع تقليد جهاني نبايد فقط به نوشتن و پخش رساله عمليه اکتفا کند. وقتي شما در اغلب کشورهاي دنيا نمايندگي داريد و براي شما وجوهات مي فرستند، مي توانيد فعاليت هاي فرهنگي در زمينه هاي مختلف داشته باشيد. امکاناتي که امروز در اختيار ماست بايد از آن به خوبي استفاده کنيم. امروز يهودي ها عليه ما در سطح جهان فعاليت مي کنند. مسيحيت در تمام نقاط دنيا فعال است. وهابيت در همه کشورهاي اسلامي عليه ما تبليغ مي کند. از همه مهم تر دشمنان اسلام با عناوين مختلف از گوشه و کنار جهان سر بيرون آورده اند و به تخريب اسلام ناب مي پردازند. کمونيست ها در اکثر کشورهاي اسلامي نفوذ کرده اند و جوانان مسلمان را منحرف مي سازند. رژيم صهيونيستي با پشتوانه غرب سرزمين فلسطين را اشغال کرده و مسلمانان را قتل عام مي کند و در صدد نفوذ به ساير کشورهاي اسلامي و عربي برآمده است. در مجموع همه اينها عوامل تهديد اسلام به شمار مي رود. اما شيعه که يک مذهب اصيل و منطق دارد و جوابگوي همه نيازمندي هاي امروز و فرداي بشريت است چرا بايد ساکت بماند و مذاهب ديگر بيايند و افکار عمومي را فريب دهند.
جناب آقاي خويي، امروز مذاهب سراسر دنيا فعال هستند. راديو و تلويزيون و مجلات و روزنامه ها دارند. رسانه هاي مختلف دارند و از طريق اين رسانه ها ديدگاه شان را در دنيا پخش مي کنند. ما بايد دست بکار شويم و فرهنگ اسلام را در جهان گسترش دهيم. امروز يک ميليارد مسلمان در جهان زندگي مي کنند. همه آن ها زير پرچم استعمار بسر مي برند. آيا ما وظيفه نداريم که در کشورهاي اسلامي پخش شويم و اسلام حقيقي را براي آنها تبليغ کنيم. مکتب تشيع مکتب واقعي و اصيل است. اگر با منطق و با شيوه صحيح معرفي شود بر جامعه جهاني و ملل اسلامي تأثير گذار خواهد بود.
امروز همه انسان ها تشنه عدالت هستند. حقيقت گم شده شان را جستجو مي کنند. بايد سعي کنيم مسلمانان دنيا را بيدار کنيم و متوجه حقيقت نمائيم. با امکاناتي که امروز در اختيار داريم مي توانيم کارهاي بزرگي انجام دهيم و دنياي اسلام را متوجه خود سازيم. پيروزي به همت بستگي دارد. من بيش از 30 سال براي احقاق حق و از بين بردن ظلم و ظالم مبارزه کردم. و به موفقيت هاي بزرگي دست يافتم اگر بين شيعيان و اهل تسنن در افغانستان وحدت و همبستگي به وجود نيايد ضربات سختي بر جامعه تشيع وارد خواهد شد. يکي از فعاليت هاي مهم و اساسي که من بيش از همه روي آن تلاش کردم وحدت و تقريب بين شيعه و سني است. تا همه مذاهب و اقوام را يکپارچه کنم.
علامه بلخي بيش از نيم ساعت صحبت کرد و آيت الله خوئي به سخنان او گوش داد. آنگاه به علامه بلخي گفت: «شما واقعاً براي پيشرفت اسلام و مسلمين خوب مي انديشيد. پيشنهادات خوب و ضروري ارائه مي دهيد. من از شما تشکر مي کنم که براي احياء مذهب شيعه و وحدت مسلمين بسيار زحمت کشيديد. سختي هاي زيادي در اين راه تحمل کرديد. از اينکه با شما هم کلام شدم و از نزديک زيارت تان کردم خيلي خوشوقتم. از نظر بلند و آينده نگري شما استفاده کردم. براي موفقيت روزافزون شما در زمينه نزديکي اديان و تقريب مذاهب اسلامي به خصوص شيعه و سني در اين کشور دعا مي کنم. شما باعث افتخار ما و حوزه هاي علميه شيعه هستيد. جامعه اسلامي به افرادي مثل شما نيازمند است. خداوند فداکاري هاي شما را بي پاسخ نخواهد گذاشت و پاداش بزرگي به شما خواهد داد. نظر شما را تأييد مي کنم و در حد توان در خدمت همه برادران افغاني خواهم بود. از هيچ تلاش در اين باره دريغ نمي کنم».
آنگاه آقاي خويي از جا برخاست و يک جلد کتاب ارزشمندي را تقديم علامه بلخي کرد و گفت: «اين هديه ناچيز را از جانب من قبول بفرمائيد. ببخشيد که هديه بهتر از اين در اختيار نداشتم. آن طور که شايسته مقام شما است نتوانستم پذيرايي کنم». آيت الله خويي صورت علامه بلخي را بوسيده و براي او دعا کرد. علامه بلخي هم با احترام دست مبارک آقاي خويي را بوسيد و خداحافظي کرد.
نقل کرده اند که آقاي خوي بعداً خطاب به علماي افغاني گفته بود: «ما فکر مي کرديم که افغاني ها حرف زدن بلد نيستند. چون در اين همه سال که با آنها ارتباط داشتيم حتي براي يکبار هم که شده يک عالم و يا طلبه از آن ها نديده بوديم که به نام اين کشور در يک مجمع اسلامي سخن بگويد. هرگز چنين چيزي ديده نشده بود. وقتي که آقاي بلخي، به نجف آمد چنان در حضور ما و ديگر مراجع حوزه صحبت کرد که به آدم فرصت حرف زدن نمي داد.
مسئله مهمي که علامه بلخي با آيت الله شاهرودي در ميان گذاشت، طرح بالا بردن رشد ديني جامعه تشيع در افغانستان بود که با تأسيس حوزه هاي علميه و فعاليت هاي فرهنگي امکان پذير است.
علامه بلخي در اين ديدار افزود: «به نظر من فرزند ارشدتان آيت الله سيد محمد شاهرودي را که تازه به اجتهاد رسيده همراه ما به افغانستان اعزام کنيد تا نمايندگي عام شما را در آنجا پايه گذاري کنيم. از مرجعيت شما در افغانستان حمايت خواهيم کرد. شما به عنوان اولين مرجع تقليد شيعه در آنجا دفتر و نمايندگي داشته باشيد. مي خواهيم ميان حوزه هاي علميه عراق و ايران و افغانستان يک نوع ارتباط به وجود آيد. چون علما و مراجع ما تا بحال ارتباط نزديک با هم نداشته و اين باعث فاصله بين شيعيان ساير کشورهاي اسلامي شده است. اگر چنين ارتباط مشترکي بين ما و شما وجود داشته باشد، به فزوني قدرت و عظمت اسلام در سطح جهان کمک مي کند و آنگاه دشمنان اسلام هرگز قدرت ضربه زدن به ما را نخواهند يافت. من با کمال ميل عرض مي کنم تا جايي که توان دارم سعي خواهم کرد مرجعيت و نفوذ شما را در افغانستان گسترش دهم و شما نمايندگي قدرت مندي را در آنجا داشته باشيد».
آيت الله العظمي شاهرودي به سخنان دلسوزانه علامه بلخي با علاقه شديد گوش داد و گفت: «جناب آقاي بلخي پيشنهاد شما بسيار عالي و به جاست. به شما قول مي دهم که از پيشنهادتان پشتيباني کنم. بر حسب امکاناتي که در اختيار دارم و شما لازم مي دانيد، با کمال ميل انجام مي دهم. من از صميم قلب از شما تشکر مي کنم. به شجاعت و انديشه شما ارج مي نهم. خدمات شما به مردم مرحوم افغانستان و مبارزات حق طلبانه و سال هاي رنج و محنت شما را تحسين برانگيز مي دانم. ما به همکاري شما به منظور گسترش حوزه هاي علميه و فعاليت هاي فرهنگي نيازمنديم».
آيت الله شاهرودي قلباً راضي نبودند که يگانه فرزندشان را که تازه به درجه اجتهاد رسيده به عنوان نماينده به افغانستان اعزام نمايد. چون فاصه بين نجف و کابل زياد بود و مسير هواپيما و امکانات رفت و آمد مثل امروز وجود نداشت. مشکل ديگر اين است که حکومت هاي استبدادي در عراق، ايران و افغانستان نسبت به وجود ارتباطات بين علماي شيعه حساسيت داشتند. فعاليت هاي فرهنگي آن ها را تحت تعقيب قرار مي داند. اما علامه بلخي برنامه هايي را تدارک ديده بود و به هر شکل ممکن مي کوشيد آن ها را به مورد اجرا بگذارد. به ويژه اينکه فاصله ميان افغانستان و کشورهاي آسياي ميانه خيلي نزديک است، و اينگونه هماهنگي به گسترش فرهنگي اهل بيت کمک مي کند. اما متأسفانه با شهادت زود هنگام علامه بلخي اين برنامه هاي کلان مسکوت ماند.
منبع:شاهد ياران شماره 64
درآمد
ديدار با آيت الله العظمي سيد ابوالقاسم خوئي
آقاي حکيم که سال هاست زمان امور جهان تشيع را در دست دارد در واقع اين افغاني ها بودند که او را در سطح جهان معرفي کردند. و شما را هم افغاني ها جهاني خواهند کرد. اما به اين شرط که شما هم زير پر و بال طلبه هاي افغاني را بگيريد، و نگذاريد که درمانده و سرگردان باشند.
شما شهريه اين طلاب را پرداخت کنيد. به وضعيت زندگي آن ها رسيدگي کنيد. طلبه هاي افغاني در مقايسه با ساير طلاب حوزه هاي علميه در محروميت بسر مي برند. آن ها مدارک اقامت، شهريه و حجره کافي ندارند. از آن ها به درستي حمايت نمي شود. آن ها با زحمات و مشکلات فراوان توانستند خودشان را از يک مملکت بي صاحب با حکومت استبدادي و مخالف رشد و ترقي به نجف برسانند. شما بايد دست محبت و پدرانه روي سر آن ها بکشيد. انشاء الله جهان اسلام به زودي متوجه عظمت شما خواهد شد. طلبه هاي افغاني را فراموش نکنيد که محروم تر و مستحق تر از ديگران هستند.نکته ديگر اين است که يک مرجع تقليد جهاني نبايد فقط به نوشتن و پخش رساله عمليه اکتفا کند. وقتي شما در اغلب کشورهاي دنيا نمايندگي داريد و براي شما وجوهات مي فرستند، مي توانيد فعاليت هاي فرهنگي در زمينه هاي مختلف داشته باشيد. امکاناتي که امروز در اختيار ماست بايد از آن به خوبي استفاده کنيم. امروز يهودي ها عليه ما در سطح جهان فعاليت مي کنند. مسيحيت در تمام نقاط دنيا فعال است. وهابيت در همه کشورهاي اسلامي عليه ما تبليغ مي کند. از همه مهم تر دشمنان اسلام با عناوين مختلف از گوشه و کنار جهان سر بيرون آورده اند و به تخريب اسلام ناب مي پردازند. کمونيست ها در اکثر کشورهاي اسلامي نفوذ کرده اند و جوانان مسلمان را منحرف مي سازند. رژيم صهيونيستي با پشتوانه غرب سرزمين فلسطين را اشغال کرده و مسلمانان را قتل عام مي کند و در صدد نفوذ به ساير کشورهاي اسلامي و عربي برآمده است. در مجموع همه اينها عوامل تهديد اسلام به شمار مي رود. اما شيعه که يک مذهب اصيل و منطق دارد و جوابگوي همه نيازمندي هاي امروز و فرداي بشريت است چرا بايد ساکت بماند و مذاهب ديگر بيايند و افکار عمومي را فريب دهند.
امروز همه انسان ها تشنه عدالت هستند. حقيقت گم شده شان را جستجو مي کنند. بايد سعي کنيم مسلمانان دنيا را بيدار کنيم و متوجه حقيقت نمائيم. با امکاناتي که امروز در اختيار داريم مي توانيم کارهاي بزرگي انجام دهيم و دنياي اسلام را متوجه خود سازيم. پيروزي به همت بستگي دارد. من بيش از 30 سال براي احقاق حق و از بين بردن ظلم و ظالم مبارزه کردم. و به موفقيت هاي بزرگي دست يافتم اگر بين شيعيان و اهل تسنن در افغانستان وحدت و همبستگي به وجود نيايد ضربات سختي بر جامعه تشيع وارد خواهد شد. يکي از فعاليت هاي مهم و اساسي که من بيش از همه روي آن تلاش کردم وحدت و تقريب بين شيعه و سني است. تا همه مذاهب و اقوام را يکپارچه کنم.
علامه بلخي بيش از نيم ساعت صحبت کرد و آيت الله خوئي به سخنان او گوش داد. آنگاه به علامه بلخي گفت: «شما واقعاً براي پيشرفت اسلام و مسلمين خوب مي انديشيد. پيشنهادات خوب و ضروري ارائه مي دهيد. من از شما تشکر مي کنم که براي احياء مذهب شيعه و وحدت مسلمين بسيار زحمت کشيديد. سختي هاي زيادي در اين راه تحمل کرديد. از اينکه با شما هم کلام شدم و از نزديک زيارت تان کردم خيلي خوشوقتم. از نظر بلند و آينده نگري شما استفاده کردم. براي موفقيت روزافزون شما در زمينه نزديکي اديان و تقريب مذاهب اسلامي به خصوص شيعه و سني در اين کشور دعا مي کنم. شما باعث افتخار ما و حوزه هاي علميه شيعه هستيد. جامعه اسلامي به افرادي مثل شما نيازمند است. خداوند فداکاري هاي شما را بي پاسخ نخواهد گذاشت و پاداش بزرگي به شما خواهد داد. نظر شما را تأييد مي کنم و در حد توان در خدمت همه برادران افغاني خواهم بود. از هيچ تلاش در اين باره دريغ نمي کنم».
آنگاه آقاي خويي از جا برخاست و يک جلد کتاب ارزشمندي را تقديم علامه بلخي کرد و گفت: «اين هديه ناچيز را از جانب من قبول بفرمائيد. ببخشيد که هديه بهتر از اين در اختيار نداشتم. آن طور که شايسته مقام شما است نتوانستم پذيرايي کنم». آيت الله خويي صورت علامه بلخي را بوسيده و براي او دعا کرد. علامه بلخي هم با احترام دست مبارک آقاي خويي را بوسيد و خداحافظي کرد.
نقل کرده اند که آقاي خوي بعداً خطاب به علماي افغاني گفته بود: «ما فکر مي کرديم که افغاني ها حرف زدن بلد نيستند. چون در اين همه سال که با آنها ارتباط داشتيم حتي براي يکبار هم که شده يک عالم و يا طلبه از آن ها نديده بوديم که به نام اين کشور در يک مجمع اسلامي سخن بگويد. هرگز چنين چيزي ديده نشده بود. وقتي که آقاي بلخي، به نجف آمد چنان در حضور ما و ديگر مراجع حوزه صحبت کرد که به آدم فرصت حرف زدن نمي داد.
ديدار با آيت الله العظمي سيد محمود حسيني شاهرودي
مسئله مهمي که علامه بلخي با آيت الله شاهرودي در ميان گذاشت، طرح بالا بردن رشد ديني جامعه تشيع در افغانستان بود که با تأسيس حوزه هاي علميه و فعاليت هاي فرهنگي امکان پذير است.
با معرفي چهره حقيقي مذهب اهل بيت (ع) مسلمانان افغانستان را با حقايق اين مکتب آشنا ساخت. از اين راه مي توان بر مشکلات و تنگناها چيره شد و پايه هاي وحدت و اخوت اسلامي را در آن کشور استوار نگه داشت.
علامه بلخي گفت: «مراجع و علماي حوزه هاي علميه ايران و عراق بايد در اين باره توجه کامل نسبت به اين طرح و پيشنهاد داشته باشند. من در نظر دارم با همکاري و همفکري شما علماي اعلام در افغانستان حوزه علميه جامع مثل قم و نجف تشکيل دهم. نبايد حوزه هاي علميه تنها در عراق و ايران محدود باشد. بايد افغانستان بعد از ايران و عراق سومين کشور اسلامي باشد که در آن حوزه هاي درسي و مجتهدان بزرگ وجود داشته باشد تا به حفظ ارزش هاي مکتب اهل بيت (ع) و جايگاه مهم آن در دنياي امروز کمک کند. ما نبايد خودمان را در يک حوزه محدود کنيم. بايد فعاليت هاي ما جهاني باشد. امروز روزي است که شيعه بايد پرچم خود را بر فراز قله هاي دنيا به اهتزاز درآورد».علامه بلخي در اين ديدار افزود: «به نظر من فرزند ارشدتان آيت الله سيد محمد شاهرودي را که تازه به اجتهاد رسيده همراه ما به افغانستان اعزام کنيد تا نمايندگي عام شما را در آنجا پايه گذاري کنيم. از مرجعيت شما در افغانستان حمايت خواهيم کرد. شما به عنوان اولين مرجع تقليد شيعه در آنجا دفتر و نمايندگي داشته باشيد. مي خواهيم ميان حوزه هاي علميه عراق و ايران و افغانستان يک نوع ارتباط به وجود آيد. چون علما و مراجع ما تا بحال ارتباط نزديک با هم نداشته و اين باعث فاصله بين شيعيان ساير کشورهاي اسلامي شده است. اگر چنين ارتباط مشترکي بين ما و شما وجود داشته باشد، به فزوني قدرت و عظمت اسلام در سطح جهان کمک مي کند و آنگاه دشمنان اسلام هرگز قدرت ضربه زدن به ما را نخواهند يافت. من با کمال ميل عرض مي کنم تا جايي که توان دارم سعي خواهم کرد مرجعيت و نفوذ شما را در افغانستان گسترش دهم و شما نمايندگي قدرت مندي را در آنجا داشته باشيد».
آيت الله العظمي شاهرودي به سخنان دلسوزانه علامه بلخي با علاقه شديد گوش داد و گفت: «جناب آقاي بلخي پيشنهاد شما بسيار عالي و به جاست. به شما قول مي دهم که از پيشنهادتان پشتيباني کنم. بر حسب امکاناتي که در اختيار دارم و شما لازم مي دانيد، با کمال ميل انجام مي دهم. من از صميم قلب از شما تشکر مي کنم. به شجاعت و انديشه شما ارج مي نهم. خدمات شما به مردم مرحوم افغانستان و مبارزات حق طلبانه و سال هاي رنج و محنت شما را تحسين برانگيز مي دانم. ما به همکاري شما به منظور گسترش حوزه هاي علميه و فعاليت هاي فرهنگي نيازمنديم».
ديدار با علامه محمد محسن آقا بزرگ تهراني
منبع:شاهد ياران شماره 64
/ج