مشکل تبیین علمی در جامعه شناسی(3)

مرتن برخلاف پارسونز، علاقه چندانی به مسئله تحلیل دینامیکی و جایگزین های آن ندارد. کمال مطلوب نظریه علمی از نظر او، لزوماً ملاحظه همه پدیده ها به عنوان متغیرهای یک نظام نظری جامع و
پنجشنبه، 4 آبان 1391
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
مشکل تبیین علمی در جامعه شناسی(3)
 مشکل تبیین علمی در جامعه شناسی(3)

نویسنده: وسوّله.ر.ایساجو
ترجمه: سید حسین شرف الدین*


 

مرتن و مشکل مفاهیم ساختاری و پیامدهای آن

مرتن برخلاف پارسونز، علاقه چندانی به مسئله تحلیل دینامیکی و جایگزین های آن ندارد. کمال مطلوب نظریه علمی از نظر او، لزوماً ملاحظه همه پدیده ها به عنوان متغیرهای یک نظام نظری جامع و فراگیر نیست. (1)بیشتر به مختصات تحلیل کارکردی، بااین هدف که آنرا عملاً قابل کاربرد در پژوهش قرار دهد، علاقه مند است. مرتن هیچ گاه تعریف مختصری از کارکرد گرایی ارائه نکرده است. از نظر وی، جهت گیری اصلی کارکرد گرایی «در عمل، تفسیر داده ها از طریق اثبات پیامدهای آنها برای ساختارهای بزرگتری، که در ضمن آنها جای گرفته اند» است.(2) در عین حال، وی در هیچ جا، آنگونه که باید «ساختارهای بزرگ تر» را مشخص نکرده است. این ساختارها «طیفی از واحدها هستند که برای هر بخش پیامدهای معین دارند». در عین حال، این طیف ممکن است مرکب از «افراد در موقعیت های مختلف، خرده گروهها، نظام اجتماعی بزرگ تر و نظام های فرهنگی باشند».
از نظر پارسونز، داشتن یک تصویر کامل و متعین از جهان کلی تحلیل کارکردی از اهمیت ویژه برخوردار است؛ زیرا این امر بستگی کاملی به مسئله تحلیل دینامیکی دارد. از سوی دیگر، مرتن بر مسائل علمی تحقیق تأکید کرده و این سوال نظری مهم را بدون پاسخ وانهاده است. او مشکلات موجود در تعیین یک جهان «کلی» از تحلیل کارکردی را مدنظر قرار داد. مرتن این فرض، که جهان تحلیل کارکردی همواره نظام اجتماعی به مثابه یک کل است، را مورد سوال قرار داده است: «آیا مفاهیم فرهنگی کارکرد یکپارچه سازی برای جامعه به عنوان یک نظام یا برای همه اعضاء جامعه دارند؟ این سوال بیشتر سوالی تجربی در خصوص واقعیت است تا یک اصل موضوع. (3)چنین اعتراضی احتمالاً موجه خواهد بود. با این وجود اگرتحلیل کارکردی به معنای فوق مورد نظر باشد، [در آن صورت] یک نظام نسبتاً روشن و مستقل الزاماً باید به عنوان یک فرض پذیرفته شود. این مسئله را در ارتباط با مفهوم کارکرد و مدل ارگانیکی، بعداً با تفصیل بیشتری مورد بحث و بررسی قرار خواهیم داد.
سهم مرتن در کارکردگرایی، تشخیص و تعیین مسائل خاصی است که یک پارادایم را برای تحلیل کارکردی فراهم می سازد. این مفاهیم در ابتدا شامل مفهوم، مفاهیم، کارکردها، شبکه متوازن مجموعه نتایج و جایگزین های کارکردی می شوند. شاید مشخص ترین عنصر کارکردگرایی مرتن، تأکید او بر مفاهیمی است که به کارکردها منسوب اند. در حقیقت، می توان کارکردگرایی او را «مفهوم محور» و کارکردگرایی پارسونز را «نظام محور» نامید. (4)
از دید وی، مفاهیم با مقولات ساختاری پارسونزی قابل مقایسه اند و باید آنها را «به عنوان مفاهیمی تا حد امکان کامل و دقیق» توصیف نمود.(5) مرتن از آنچه باید در توصیف یک مفهوم ملحوظ شود، به تفصیل سخن گفته است و عناوین ذیل معرف دیدگاه اوست»
1- جهت گیری شرکت کنندگان در یک الگو در درون ساخت اجتماعی یعنی مشارکت تغییرپذیر؛
2- ملاحظه شیوه های جایگزین رفتار، قطع نظر از تأکید بر یک الگوی مشهود؛
3- معانی عاطفی و شناختی مربوط به شرکت کنندگان در این الگو؛
4- تمایز میان انگیزه های مشارکت در یک الگو و رفتار عینی موجود در آن الگو؛
5- نظم های رفتاری توسط مشارکت کنندگان دریافت نمی شوند، آنچه دریافت می شود با الگوی اصلی رفتار ارتباط دارد.(6)
با این وجود، مرتن اذعان دارد که حتی این الگو نیز با الگوی کامل فاصله دارد. هدف توصیف تفصیلی از مفاهیم، قادر ساختن محقق به انجام پژوهش کارکردی است. این اولین و مهم ترین گام است. به بیان مرتن، توصیف صِرف یک مفهوم ساختی، سرنخ عمده ای برای کارکردهای ایجاد شده توسط آن فراهم می سازد: «ما معتقدیم که توصیف ساختی شرکت کنندگان در یک فعالیت مورد تحلیل، فرضیاتی را برای تفاسیر کارکردی بعدی فراهم می سازد.»(7)
تفسیر کارکردی لاحق به معنای نشان دادن نتایجی است که مفهوم ساختی برای واحدهای اجتماعی خاص دارد. مفاد ضمنی بینش مرتن در خصوص «پیامدها» و لوازم اجتناب وی از پذیرش یک «نظام اجتماعی» از نوع پارسونزی آن، به عنوان یک چارچوب مرجع برای قضایای کارکردی، در بخش های آتی این نوشتار مورد بحث قرار خواهد گرفت.

لویی و تحلیل بایسته های ساختی- کارکردی

مارین.جی. لوی،(8) نیز همچون مرتن در اولین گام تحلیل ساختی – کارکردی بر تعریف دقیق واحدی که تحلیل در مورد آن صورت می گیرد، تأکید کرده است. واحد مورد بحث بیشتر امری عینی است تا تحلیلی؛ یعنی مقوله ای است راجع به مواردی که دست کم در نظر قابلیت جدایی فیزیکی از موارد دیگر دارای مقولات مشابه را دارند. (9)از این رو، مقولات یا مفاهیمی همچون «خانواده»، «جامعه»، «بنگاه های انتفاعی» واحدهای عینی به معنای مذکور هستند. این مفاهیم یا مقولات، نظام های کنش اجتماعی هستند که شامل تعداد زیادی از افرادند. آنها عضویت واحدها را تعیین می کنند. لویی در این باره می نویسد: «این واحدها نه به عنوان مجموعه ای از افراد دارای نوعیت معین، بلکه بیشتر به عنوان نظامی از کنشی که چنین مجموعه ای را تعیین می کند، تعریف می شوند. این نظام در فرض فقدان کامل اکثریت اعضا «وجود» نخواهد داشت.(10) پس از ارائه تعریف واحد، گام بعدی در تحلیل ساختی- کارکردی، از نظر لویی، بررسی بستر و زمینه آن واحد است. واژه «بستر» (Setting) از دید لویی به معنای «عواملی است که دقیقاً یا بر پایه احتمالی، طیف حداکثری از تنوعات ممکن در الگوهای مشخص کننده آن واحد را تعیین می کنند.» از این رو، در مورد جامعه به طور عام به عنوان یک واحد تحلیل، بستر و زمینه عبارت است از عوامل وراثت انسانی و محیط غیرانسانی.
به هر حال، مهم ترین سهم لویی در کارکردگرایی، تأکید او بر تمایزات مفهومی دقیق، به ویژه تمایز میان ضرورت های ساختی و ضرورت های کارکردی و پیش نیازهای کارکردی و ساختی است. وی در حقیقت، کارکردگرایی مورد نظر خود را تحلیل «ضرورت ساختی – کارکردی» نام نهاده است. مسئله محوری در این تحلیل، کشف معانی ضمنی وجود واحد تحت مطالعه در درون زمینه آن است.(11) به عبارت دیگر، هر گاه یک واحد و زمینه اش تعیین شده باشند، به دو سؤال باید پاسخ گفت: سؤال اول اینکه، اگر چنین واحدی در زمینه معین موجود باشد، چه اعمالی لزوماً باید انجام شود؟
دوم اینکه، چه نوع یکپارچگی ها یا الگوهای کنش باید موجود باشد تا چنین اعمالی امکان تحقق یابد. پاسخ به سؤال اول ضرورت های کارکردی واحد و پاسخ به سؤال دوم ضرورت های ساختاری آن واحد را به میان می آورد. دیدگاه لویی در خصوص کارکردگرایی با دیدگاه مرتن از این جهت تفاوت دارد که وی نه بر پیامدهای واحد مورد تحلیل، که بر شرایط موجود آن تأکید دارد. از این رو، اگر عمل ساخت یک واحد معین به گونه ای باشد که افزایش یا حفظ سازگاری آن واحد با زمینه اش را موجب شود، در آن صورت، شرایط وجود یا ثبات آن تحقق می یابد. از سوی دیگر، اگر عمل ساخت به گونه ای باشد که سازگاری واحد با زمینه اش در گذر زمان تنزل یابد، در آن صورت، شرایط وجودی آن واحد به طور کامل تحقق نمی یابد و نتیجه آن تغییر یا انحلال واحد تعیین شده است.(12) لویی با طرح شیوه «اگر، آنگاه» ماهیت تحلیل کارکردی را توضیح بیشتری داده است.
لویی بر عبارت «واحد تعیین شده»(13) تأکید دارد. تحقق شرایط وجود یک واحد (کارکردی بودن) یا فقدان این تحقق (کژ کارکرد)، صرفاً بر اساس شیوه ای که آن واحد و زمینه اش دریافت می شوند، معنی می یابد. از این رو، «یک وضعیت که از نقطه نظر یک گروه خانوادگی در یک زمینه خاص کارکردی است، ممکن است از نقطه نظر یک عضو منفرد در همان زمینه یا زمینه دیگر به گونه ای قابل ملاحظه کژکارکرد باشد. شرایطی که برای حزب کمونیست آمریکا در وضعیت موجود کارکردی هستند، بی شک برای جامعه آمریکایی مدرن کژ کارکردی اند. و همچنین در سایر موارد تنها با ارجاع به یک واحد خاص، (تعیین شده در یک سطح خاص و زمینه معین است که طبقه بندی یک وضعیت یا جنبه ای از یک وضعیت تحت عنوان کارکردی یا کژ کارکردی ممکن می شود.(14)
علاوه بر این، اینکه لویی میان پیش نیازهای کارکردی و ساختی تمایز قائل شده است. این تمایز شبیه تمایز ضرورت های ساختی و کارکردی است، با این تفاوت که تمایز ضرورت های ساختی و کارکردی، اساساً تمایزی ایستا است. ولی تمایز پیش نیازها یک عنصر تغییر شمرده می شود. اگر یک واحد از نوع معین در زمینه خاص خود بخواهد به شیوه ای خاص بوجود آید یا تغییر کند، در این صورت، عطف توجه به شرایطی که از قبل باید وجود داشته باشند، لازم است. از این رو، مفهوم «پیش نیازهای کارکردی» طبق تعریف لویی کارکردی است که برای وجود آمدن یک واحد معین در زمینه اش، لزوماً باید از قبل وجود داشته باشد.
براساس تعریف لوی، مفهوم «پیش نیازهای ساختی» ساختی است که برای بوجود آمدن یک واحد معین در زمینه اش لزوماً باید از قبل موجود باشد»(15) به هرحال، لویی هشدار می دهد که هرگاه یک ساخت یا یک واحد ساختی موضوع تحلیل واقع شود، محقق باید معنای ضمنی مقصود از واژه «ساخت» را روشن سازد. تمایز روشن میان ساخت های عینی و ساخت های تحلیلی باید همواره حفظ شود. ساخت های عینی، الگوهای کنشی هستند که به واحدهایی که دست کم در نظر قابلیت جدایی فیزیکی از واحدهای دیگر این نوع را از حیث زمان یا مکان دارند، ارجاع می یابند. از سوی دیگر، ساخت های تحلیلی، جنبه های الگو یافته کنشی هستند که حتی قابلیت جدایی فیزیکی از سایر جنبه های الگو یافته کنش را ندارند.(16)
از این رو،یک «خانواده» یا موسسه انتفاعی ساخت های عینی هستند؛ زیرا به الگوهایی ارجاع دارند که عضویت ها را جدای از عضویت های این نوع به صورتی متمایز تعریف می کنند. اما الگوهای «اقتصادی» و الگوهای «سیاسی» ساخت های تحلیلی اند؛ زیرا هیچ کنش عینی نیست که به طور کامل از جنبه های اقتصادی یا سیاسی عاری باشد. از این رو ساخت های تحلیلی، جنبه هایی از کنش شمرده می شوند. تحلیل ها معمولاً با برخی از ساخت های عینی مشخصی شروع شده و سپس، به جنبه های تحلیلی آن ساخت ها با هدف دستیابی به فهم ساخت های عینی در سطوح دیگر تعمیم، ادامه می یابند. از این رو، اگر محقق بعضی از خانواده های معین را نقطه شروع اصلی تحلیل خود قرار دهد، و ساخت های تحلیل آنها همچون الگوهای توزیع کالاها یا الگوهای توزیع اقتدار را مورد مداقه قرار دهد، می تواند به درک ساخت در سطح بالایی از تعمیم همچون خانواده آمریکایی دست یابد. از سوی دیگر، تحلیل ممکن است با ساخت های تحلیلی شروع شده و با آزمون شیوه ای که ساخت تحلیلی، در ضمن ساخت عینی وجود می یابند، ادامه یابد محقق ممکن است با تأمل در توزیع مساوی اقتدار شروع کرده و با آزمون شیوه توزیع اقتدار در خانواده آمریکایی یا در سطح پایین تری از تعمیم، شیوه توزیع اقتدار در بعضی از خانواده های آمریکایی در محدودیت های زمانی و مکانی مشخص، کار خود را ادامه دهد.(17)
لویی در مخالفت با به ریختگی های این دو نوع ساخت، بویژه در تحلیل تغییر هشدار می دهد. تغییرات در ساخت های عینی ممکن است به عنوان تغییرات علی در ساخت های عینی دیگر- هرچند نه همچون ساخت های تحلیلی – مورد بحث قرار گیرد. لویی خاطر نشان می سازد که:
الگوهای صرفاً تحلیل از پدیده های عینی نمی توانند در انجام کاری علت یکدیگر باشند این دو خود به حفظ یا تغییر پدیده عینی که این دو از جنبه های آن شمرده می شوند وابسته است. البته، این تغییرات ممکن است یک جنبه ثابت را کنار نهاده و سایر جنبه ها را دستخوش تغییر سازند بسیاری از استدلال های معطوف به عوامل اقتصادی یا سیاسی علت یکدیگرند. هنگامی که محقق تلاش چندانی برای استفاده از تمایزات تحلیلی به مثابه تمایزات عینی و متقابلاً استفاده از تمایزات عینی به مثابه تمایزات تحلیلی مبذول نکند، این مسائل خاتمه می یابند. (18)
خلاصه اینکه لویی می کوشد تا با شیوه ای مفهومی هم ویژگی ساخت های مورد مطالعه کارکردگرایی و هم ویژگی شرایط وجودی این ساخت ها در درون یک زمینه ساختی گسترده تر ر امشخص نماید.

پی نوشت ها :

دانش آموخته حوزه علمیه قم و عضو هیأت علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(قدس سره).
دریافت: 89/2/9 پذیرش: 89/6/25
sharaf @ qabas. net
1. C.f Merton, p.5-10
2. Ibid.,p.46-7.
3. Ibid.,p.26
4. For a discussion of this diffrence between parsons and merton see Alvin W. Gouldner, 'Reciprocity and Autonomy in Functional Theory', Symposium on Sociological Theory, ed. Llewelyn Gross(Evanston, III.:Row Peterson and Co., 1959),p.241-70.
5. Merton , p.55
6. Ibid .,p.60
7 .Ibid p.56
8.Marion J.Levy
9. Marion Levy, Jr., The Structure of Society (Princeton, N.J.: Princeton University Press, 1952),P.53,88.
10. Ibid, p.36
11 .Ibid, p.39
12. Ibid,p.77
13. Unit as defined
14. Ibid, p. 79-80
15. Ibid, p.71-2
16. Ibid, p. 88-9.
17. Ibid, p.90-6
18. Ibid, p. 97-8

منبع: نشریه پژوهش، شماره 3.

 

 



ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
معنی اسم سروش و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم سروش و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم دیلان و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم دیلان و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم آریانا و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم آریانا و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم آیدا و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم آیدا و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم دارا و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم دارا و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم سلما و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم سلما و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم رادین و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم رادین و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم ویدا و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم ویدا و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم زاهد و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم زاهد و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم عارفه و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم عارفه و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم هیوا و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم هیوا و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم رزا و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم رزا و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم فوزیه و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم فوزیه و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
نظر حاج قاسم سلیمانی درباره فلسطین
play_arrow
نظر حاج قاسم سلیمانی درباره فلسطین
نماهنگ یادگار کربلا با نوای حاج محمود کریمی
play_arrow
نماهنگ یادگار کربلا با نوای حاج محمود کریمی