شکل هاي ارتباط انساني

فيلسوف و نمايشنامه نويس فرانسوي ژان پل سارتر زماني نوشت که "جهنم ديگران اند". به راستي موقعيتهاي بسياري وجود دارند، خواه موقعيتهاي غيررسمي يا رسمي تر، که در آن موقعيتها روابط ما با ديگران مي تواند سرکوبگرانه
پنجشنبه، 6 شهريور 1393
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
شکل هاي ارتباط انساني
 شکل هاي ارتباط انساني

 

نويسنده: آنتوني گيدنز
مترجم: منوچهر صبوري



 

فيلسوف و نمايشنامه نويس فرانسوي ژان پل سارتر زماني نوشت که "جهنم ديگران اند". به راستي موقعيتهاي بسياري وجود دارند، خواه موقعيتهاي غيررسمي يا رسمي تر، که در آن موقعيتها روابط ما با ديگران مي تواند سرکوبگرانه باشد. يکي از راههاي ناراحت کردن و حتي نوميد کردن افراد قرار دادن آنها در مناسبات بسيار نزديک و مستمر با ديگران است- براي مثال، چنانکه اغلب در زندانها معمول است. با وجود اين مجازاتي به مراتب شديدتر اين است که کسي را از تماس انساني به کلي محروم کنند. به سر بردن در حبس مجرد، ولو آنکه از جهات ديگر تا اندازه اي اسباب راحتي فراهم شده باشد، چيزي است که اکثر انسانها تقريباً آن را غيرقابل تحمل مي يابند. زندگي و کنش متقابل با ديگران در گروهها، انجمنها و سازمانها عملاً جنبه اي فراگير در زندگي همه ي انسانهاست.
بيشتر ما به گروههاي متعددي تعلق داريم- از جمله مثلاً خانواده اي که در آن متولد مي شويم، اما همچنين به انواع سازمانهاي بسيار بزرگتر مانند مدرسه، دانشکده يا مؤسسات کسب و کار نيز تعلق داريم. گروهها و سازمانها بيشتر زندگي ما را تحت سلطه ي خود دارند، و نظامهاي اقتداري که ايجاد مي کنند رفتار ما را پيوسته تحت تأثير قرار داده و مقيد مي سازند.
مفهوم گروه اجتماعي(1) بايد از دو مفهوم ديگر وابسته به آن، يعني انبوهه ها(2) و دسته هاي اجتماعي(3) متمايز گردد. گروه اجتماعي عبارت از عده اي افراد است که با يکديگر به طور منظم کنش متقابل دارند. اين گونه کنش متقابل منظم معمولاً اعضاء گروه را به عنوان واحدي مشخص با يک هويت اجتماعي کلي به همديگر پيوند مي دهد. اعضاي گروه شکلهاي رفتار معيني را از يکديگر انتظار دارند که از ديگران مورد انتظار نيست. گروهها از نظر اندازه فرق مي کنند، و از يک جمع کوچک دوستانه، مانند خانواده، تا مجتمع هاي بزرگ، مانند باشگاههاي ورزشي را در برمي گيرند. انبوهه به مجموعه اي از افراد مي گويند که در يک زمان در يک جا حضور دارند، اما هيچ گونه ارتباطات معين مشترکي با يکديگر ندارند. مسافران منتظر در فرودگاه يا تماشاگران سينما يا دانشجويان منتظر در صف ثبت نام براي درسها، نمونه هاي انبوهه ها هستند. اگر عبارت اروينگ گافمن را به کار ببريم، انبوهه اجتماع افرادي است که در کنش متقاب نامتمرکز با يکديگرند. بديهي است، در درون انبوهه ها معمولاً انواع گوناگون رابطه ي گروهي يافت مي شود.
دسته ي اجتماعي يک گروهبندي آماري است- يعني افرادي که بر اساس ويژگي خاصي که در آن اشتراک دارند، مانند داشتن سطح درآمد يکسان يا شغل يکسان، طبقه بندي مي شوند افرادي که در يک دسته اجتماعي هستند نه با يکديگر کنش متقابل دارند و نه در يک جا گرد هم مي آيند؛ آنها لزوماً به ويژگي مشترکي که در آن سهيم هستند هيچ اهميت خاصي نمي دهند. با اين همه غالباً در پژوهشهاي جامعه شناختي به دسته هاي اجتماعي اشاره مي شود. براي مثال، اگر به روابط نژادي در بريتانيا علاقه منديم، ممکن است لازم باشد تفاوت درآمد متوسط ميان سياهان و سفيدپوستان را به طور کلي- دو دسته ي آماري- تحليل کنيم.

گروههاي نخستين و دومين

گروههايي که به آنها تعلق داريم همگي براي ما به يک اندازه اهميت ندارند. بعضي گروهها معمولاً بر بسياري از جنبه هاي زندگي ما تأثير مي گذارند و ما را در ارتباط شخصي و نزديک با ديگران قرار مي دهند. چارلز هورتون کولي(4) (1929-1864). جامعه شناس آمريکايي اصطلاح گروه نخستين را براي اشاره به جمع کوچکي از افراد که با پيوندهاي عاطفي با يکديگر ارتباط يافته اند به کار برد. خانواده، يا گروههاي دوستي نمونه ي اين گروهها هستند. کولي گرايش به آرماني کردن گروههاي نخستين داشت، اما اين تأکيد را بايد مورد ترديد قرار داد. براي مثال، زندگي در خانواده، به هيچ وجه هميشه حقيقتاً ارضاکننده و لذت بخش نيست؛ خانواده ها اغلب منبع تنش و خصومت زيادي هستند. (ر.ک. به فصل 12 از منبع مقاله: خويشاوندي، ازدواج و خانواده).
گروه دومين متشکل از عده اي افراد است که برخورد منظم دارند، اما روابطشان اساساً غيرشخصي است. افرادي که در گروههاي دومين هستند پيوندهاي نزديک با يکديگر ندارند، و معمولاً براي مقاصد عملي ويژه اي گرد هم مي آيند. کميته يا باشگاه نمونه خوبي از گروه دومين است. بديهي است، در وضعيتهاي اجتماعي واقعي، تمايز ميان گروههاي نخستين و دومين آشکار نيست. براي مثال، افرادي که منظماً با همديگر در جلسات کميته ها حضور مي يابند، ممکن است روابط بسيار دوستانه اي برقرار کرده و زماني را با يکديگر به طور غيررسمي بگذارنند.

سازمانهاي رسمي

در جوامع سنتي، بيشتر مردم در محدوده ي گروههاي کوچک زندگي مي کنند. در جامعه اي مانند چين قديم، اعضاي يک اجتماع روستايي به ندرت ممکن بود يک مقام حکومتي را ببينند. فرمانهاي حکومت در زندگي آنها چندان تأثيري نداشت. اين وضع را با وضعيت امروزي ما مقايسه کنيد. اعمال ما دايماً با تصميمات مقامات حکومتي مشروط مي شوند؛ ما حتي از اين گونه مقامات اکنون به عنوان صاحبان اقتدار(5) سخن مي گوييم- چنانکه گويي اقتدار ديگران در محيطهاي ديگر مي تواند ناديده گرفته شود. هر رويداد مهم- تولد، ازدواج يا مرگ- بايد ثبت شود. سازمانهاي دولتي برخي از اساسي ترين منابعي را فراهم مي کنند که بر فعاليتهاي ما تأثير مي گذارند، مانند آموزش و پرورش، بهداشت، سيستمهاي حمل و نقل، تسهيلات عام المنفعه، کنترل محيط، سيستم پولي ملي- اين فهرست تقريباً بي پايان است- يا دست کم تا اندازه اي مسئول آنها هستند.
بسياري از ما در بيمارستانهاي بزرگ به دنيا مي آييم، و براي مشخص شدن در ميان دهها کودک نوزاد ديگر به ما برچسب زده مي شود. تقريباً همه ي ما به مدرسه مي رويم، و بعضي براي ادامه ي تحصيل به دانشگاه مي رويم. ممکن است بيشتر دوران بزرگسالي خود را در کار در يک شرکت بازرگاني، مؤسسه ي مالي، بانک يا يک سازمان دولتي سپري کنيم. ما همچنين در سراسر زندگي خود براي برقراري ارتباط با ديگران به وسيله ي نامه و تلفن براي فراهم ساختن روشنايي و گرما براي خانه هايمان، و اطلاعات يا سرگرمي چنانچه بخواهيم روزنامه اي بخوانيم، به راديو گوش کنيم يا به تماشاي تلويزيون بپردازيم به سازمانها وابسته ايم.
سازمان تجمع بزرگي از افراد است که بر اساس روابط غيرشخصي اداره مي شود، و براي رسيدن به هدفهاي معين ايجاد گرديده است. بيشتر نظامهاي اجتماعي در دنياي قديم طي دوره هاي طولاني در نتيجه ي رسم و عادت به وجود آمدند. اما، سازمانها اکثراً از پيش طرح شده اند- با توجه به هدفهاي معيني ايجاد گرديده، و در ساختمانها يا محيطهاي فيزيکي که مخصوصاً براي تحقق آن هدفها ساخته شده جاي داده شده اند. بناهايي که بيمارستانها، دانشگاهها يا شرکتهاي بزرگ در آنجا فعاليتهاي خود را انجام مي دهند اکثراً "بر طبق سفارش ساخته شده" اند.
به آساني مي توان ملاحظه کرد که چرا سازمانها امروز تا اين اندازه براي ما مهم هستند. در دنياي پيش از صنعتي شدن، خانواده ها، خويشاوندان نزديک و همسايگان بيشتر نيازها- خوراک، آموزش کودکان، کار و فعاليتهاي اوقات فراغت- را فراهم مي کردند. در جوامع امروزي همه ي ما به مراتب بيش از هر زمان ديگري به يکديگر وابسته ايم. بسياري از نيازمنديهاي ما توسط ديگران، ديگراني که هرگز آنها را نمي بينيم و در واقع ممکن است هزاران فرسنگ دورتر زندگي کنند، فراهم مي گردد. در چنين شرايطي هماهنگي نسبتاً زياد فعاليتها و منابع- که از طريق سازمانها فراهم مي شود- ضروري است.

پي نوشت ها :

1. social group
2. aggregates
3. social categories
4. Charles Horton Cooley
5. authorities

منبع مقاله :
گيدنز، آنتوني، (1376)، جامعه شناسي، ترجمه ي منوچهر صبوري، تهران: نشر ني، چاپ بيست و هفتم: 1391



 

 



ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.