مهارت جرئتمندي و رفتار جرئتمندانه (1)

مهارت جرئتمندي يا همان رفتار جرئتمندانه، رفتار يا مهارتي است كه به افراد توانايي مي دهد از خودشان در موقعيت هاي مختلف محافظت و دفاع كنند. كساني كه اين مهارت را دارند، با رفتار جرئتمندانه ي خود قادرند ديگران را از
دوشنبه، 14 مهر 1393
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
مهارت جرئتمندي و رفتار جرئتمندانه (1)
مهارت جرئتمندي و رفتار جرئتمندانه (1)

 

نويسنده: دکتر پروانه محمدخاني




 

جرئتمندي چيست؟

مهارت جرئتمندي يا همان رفتار جرئتمندانه، رفتار يا مهارتي است كه به افراد توانايي مي دهد از خودشان در موقعيت هاي مختلف محافظت و دفاع كنند. كساني كه اين مهارت را دارند، با رفتار جرئتمندانه ي خود قادرند ديگران را از عقايد و احساسات شان مطلع كنند و اجازه ندهند كه آن ها بنا به ميل خود رفتار كنند. اين افراد قادرند ديگران را در موضعي قرار دهند كه ضمن احترام به حق خود، به حق آن ها نيز احترام بگذارند. اين رفتار به اين دليل در جهت مخالف با رفتار پرخاشگرانه يا منفعلانه يا منفعل- پرخاشگر قرار دارد كه در آن افراد در يك تعامل برنده- برنده قرار مي گيرند. يعني ضمن احترام و حفظ حقوق ديگران اجازه نمي دهند كه به آن ها بي احترامي شود يا ناديده گرفته شوند. چنان كه ذكر شد در رفتار پرخاشگرانه فرد براي احقاق حقوق خود، حقوق ديگران را زير پا مي گذارد و از آن جا كه خود مورد بي احترامي قرار گرفته، يا تصور مي كند كه به او بي احترامي شده يا خواهد شد، درصدد رفتار متقابل برمي آيد و ممكن است به جاي يك ضربه كه محتمل شده، ده ها ضربه را به طرف مقابل وارد كند.
برعكس، افراد منفعل و تابع به رغم اين كه شاهد تضييع حقوق خود و بي احترامي ديگران نسبت به خود هستند، از ترس اين كه مبادا با اعتراض اوضاع را بدتر كنند يا خشم طرف مقابل را برانگيزند، سكوت مي كنند و حتي در مواردي تن به پست ترين كارها مي دهند تا مبادا ديگران را از خود نااميد كنند و در نتيجه ي آن طرد شوند.
افرادي كه رفتار منفعل- پرخاشگرانه دارند ممكن است در شرايط جاري خشم خود را ابراز نكنند و از اين كه مورد ظلم قرار گرفته اند شكايتي ابراز ندارند، اما به محض كم رنگ شدن سايه ي ظلم، خشم خود را به بدترين وضع ابراز كنند. براي مثال اموال كساني را كه تصور مي كنند به آن ها ظلم كرده اند از بين ببرند يا حتي ممكن است تله هايي بر سر راه آن ها بگذارند كه جان و مال شان را به خطر اندازد.
بنابراين، با رشد رفتار جرئتمندانه افراد مي آموزند كه بدون خشم يا رفتار پرخاشگرانه و گستاخانه حقوق خود را احيا كنند يا از تضييع آن جلوگيري كنند.
جرئتمندي مهارتي آموختني است. اين مهارت به افراد كمك مي كند تا در ارتباط با ديگران به آگاهي و اعتماد به نفس دست يابند. رفتار جرئتمندانه معطوف به زمان حال است. بگذاريد با يك مثال آن را روشن تر كنيم. دوستي مي خواهد كتابي را كه براي امتحان روز بعد به آن نياز داريد از شما قرض بگيرد. در صورت فقدان رفتار جرئتمندانه، شما كتاب را به او مي دهيد، ولي بعد دچار اين احساس مي شويد كه كاش اين كار را نمي كردم، پس خودم براي فردا بايد چه كار كنم، همان طور كه ملاحظه مي كنيد، در اين مثال زمان ها معطوف به گذشته ( كاش اين كار را نمي كردم) و آينده( فردا چه كار كنم) است، در حالي كه چنان چه به اين دوست تفهيم مي كرديد كه كتاب را براي امتحان فردا نياز داريد، هيچ يك از دو حالت ذكر شده رخ نمي داد و مشكل را در همان زمان و به موقع حل كرده بوديد.

جرئتمندي شامل چه موقعيت هايي مي شود؟

در اين جا با ارائه ي چندين مثال موقعيت هايي توصيف مي شوند كه شايد خود شما هم با قرار گرفتن در آن ها براي مدتي نمي دانستيد كه چه پاسخي بدهيد.

1- موقعيت هايي كه مستلزم پاسخ منفي شما بوده است. براي مثال يكي از دوستان خواسته است كه اتومبيل شما را به رغم نياز خودتان، قرض بگيرد. يا كسي شما را به مهماني يا جلسه اي دعوت كرده كه خودتان ميلي يا دليلي براي رفتن به آن جا نداريد. در مورد نوجوانان مثالي هايي از اين موقعيت ها، وقتي است كه مثلاً يكي از هم كلاسي ها يا دوستان شان مصرف موادي را به آن ها پيشنهاد كرده و اصرار داشته است كه امتحان كنند يا از آن ها خواسته كه به مهماني يا جشني بروند و خوش بگذرانند، يا براي دختران، زماني كه آن ها بي اختيار تن به روابطي مي دهند كه عواقب بدي براي شان دارد، اين دقيقاً موقعيتي است كه در آن، بايد جواب منفي بدهند.
2- موقعيت هايي كه مستلزم درخواست و تمنا از كسي است. شما ممكن است خواسته باشيد از دوست تان درخواست كنيد كتابي را كه مي دانيد وي در حال حاضر به آن نياز ندارد به شما قرض دهد يا خودتان كتابي به او قرض داده ايد، حالا مي خواهيد از او درخواست كنيد كه آن را پس بدهد. ممكن است بسياري از شما در چنين موقعيت هايي قرار گرفته باشيد و ضمن آن احساس بي قراري و بلاتكليفي زيادي كرده باشيد.
3- گاهي در موقعيت هايي قرار داشته ايد كه به رغم ميل شما فردي بدون ملاحظه ي احوال تان، نسبت به شما خشمگين بوده و خشم خود را به شما ابراز داشته است. شما نمي دانستيد كه چرا او اين رفتار را انجام مي دهد و مي خواستيد هرچه زودتر به آن وضع خاتمه دهيد، اما كلافه بوديد و نمي دانستيد در مقابل اين فرد چه رفتاري اتخاذ كنيد.
4- يكي ديگر از موقعيت ها در ميان گذاشتن احساسات و عواطف يا حتي نظرات تان با ديگران است. موقعيت هايي كه دوست داشته ايد درباره ي احساس يا عقيده ي خود با طرف مقابل صحبت كنيد. مثلاً به كسي بگوييد كه دوستش داريد يا از او دلخور هستيد ولي مهر سكوت بر لب زده و از خير آن گذشته باشيد.

اغلب افراد از طريق سكوت، عصبانيت، تسليم شدن يا تلافي كردن با اين موقعيت ها برخورد مي كنند. اين واكنش ها همگي به احساس عدم كنترل بر زندگي و لاينحل ماندن مشكلات مي انجامد. سرانجام اين واكنش ها و رفتارها چيزي جز افسردگي و رسيدن به احساس درماندگي نيست.
كساني كه اظهار مي دارند از اعتماد به نفس كافي برخوردار نيستند و در شرايط پيچيده يا تسليم مي شوند يا به شدت واكنش نشان مي دهند، افرادي هستند كه در موقعيت هاي توصيف شده در بالا واكنش جرئتمندانه ندارند. آن ها غالباً از نااميدي يا بدتر كردن اوضاع شكايت دارند، در حالي كه رفتار جرئتمندانه چنين احساس هايي را براي شان ايجاد نمي كند. با اتخاذ رفتار جرئتمندانه، افراد در عين داشتن عزت نفس و اعتماد به نفس كافي، قادر به حل مسائل خود خواهند بود.

آيا راهي براي سنجش رفتار جرئتمندانه وجود دارد؟

روان شناسان ابزارهاي متعددي را براي سنجش رفتار جرئتمندانه، در مقابل رفتار منفعلانه يا پرخاشگرانه به كار گرفته اند. اين ابزارها بيشتر به شكل پرسش نامه ها به سنجش و ارزيابي رفتار خود يا رفتار نوجوان تان اقدام نماييد. پاسخ هريك از پرسش ها امكان برآورد سبك رفتاري پاسخ دهنده را فراهم مي آورد.
شما ممكن است پس از ارزيابي خود يا نوجوان تان يا شخص ديگري، به اين حقيقت دست يابيد كه غالباً به عنوان فرد منفعل يا پرخاشگر يا جرئتمند عمل كرده ايد. يا اين كه فرزندتان فرد كم رو يا پرخاشگري است. در صورت آگاهي از اين موضوع كه شما يا فرزندتان فردي منفعل يا پرخاشگر هستيد، خواندن مطالب اين كتاب و تمرين مهارت ها به شما كمك مي كند تا رفتار جرئتمندانه داشته باشيد.
اگر خود را فردي جرئتمند يافتيد، بدانيد كه مشكلات برشمرده شده در صفحات قبل را كه به فقدان جرئتمندي مربوط است، نداريد و انسان موفقي هستيد. فراموش نكنيد كه صادقانه به پرسش ها پاسخ دهيد. هرگونه عدم صداقت به برآورد غلط از سبك رفتاري تان منتهي مي شود و ممكن است در پايان خود را به عنوان فردي جرئتمند ارزيابي كنيد و بعد متعجب شويد كه چرا اعتماد به نفس كافي نداريد.
در اين صورت به طور يقين دربرخي شرايط كه مربوط به رفتار جرئتمندانه است نقص و كمبود داشته ايد، ولي به خود دروغ گفته ايد چون دوست داشته ايد كه اين طور باشيد پاسخ مبني بر جرئتمند بودن را انتخاب كرده ايد.
در  ادامه مقاله چندين موقعيت كه ممكن است درگذشته تجربه كرده يا نكرده باشيد ارائه شده است. ما مي خواهيم بدانيم كه شما معمولاً در اين موقعيت ها چه كار مي كنيد. لطفاً پاسخ خود را با دقت انتخاب كنيد.

1- شما و بهترين دوست تان چهار بليت براي تماشاي بازي فوتبال داريد. دو تن از دوستان ديگرتان كه قرار بوده به شما بپيوندند نمي توانند با شما بيايند، بنابراين شما دو بليت اضافه داريد. دوست تان مي گويد: « اگر بليت هاي اضافه را به من بدهي، تلاش مي كنم آن ها را بفروشم». او بليت ها را مي فروشد ولي سهم شما را نمي دهد.
الف- شما رفتار دوست تان را نمي پذيريد چون فكر مي كنيد كه او پول اضافه را با فروش بليت هاي شما كسب كرده است.
ب- آرام مي گوييد: « پول مرا بده» .
ج- مي گوييد: « خيلي كلكي، اگر پول مرا ندهي، دوستي مان به هم مي خورد» .

2- مادرتان شما را براي تهيه ي آذوقه فرستاده است. فروشگاه شلوغ است و شما براي پرداخت پول خيلي منتظر شده ايد. مادرتان گفته عجله كنيد، ناگهان خانمي شما را كنار مي زند و مي گويد: « مي توانم قبل از شما بروم؟ من عجله دارم. »
الف- خوشحال نيستيد كه او به شما كلك مي زند اما به آرامي كنار مي كشيد و مي گوييد: « بسيار خوب» و اجازه مي دهيد آن خانم قبل از شما برود.
ب- شما دست خانم را پس مي زنيد و مي گوييد: « نه خير خانم» و نوبت خودتان را به او نمي دهيد.
ج-مي گوييد: « بله مي فهمم اما من هم عجله دارم، لطفاً تا نوبت خودتان صبر كنيد يا به صندوق ديگري برويد» .

3- يكي از دوستان مدرسه اي تان دروغ هايي درباره ي شما گفته است. در نتيجه، بيشتر دوستان از شما دوري مي كنند و پشت سرتان حرف مي زنند. امروز شما با اين دوست در مدرسه رودررو مي شويد. او با شما طوري حال و احوال مي كند كه انگار اتفاقي نيفتاده است.
الف- شما هم با او سلام و احوال پرسي مي كنيد و تظاهر مي كنيد كه چيزي درباره ي دروغي كه او گفته نمي دانيد.
ب- مي گوييد: « خوب، خوشحالم كه بالاخره گيرت انداختم ما يك خرده حساب هايي با هم داريم، دروغ گو».
ج- مي گوييد: « از شايعاتي كه شما درباره ي من پخش كرده اي ناراحتم. فكر مي كردم دوست من هستي و متعجبم كه چرا اين كار را با من كردي. اگر دليلي داري خوشحال مي شوم آن را بگويي تا ببينم چه كار مي توانيم بكنيم. »

4- شما غالباً در حق دوستان تان خوبي مي كنيد. يكي از دوستان تان به هر دليل از شما انتظار بيشتري دارد. در حقيقت شما فكر مي كنيد برخي درخواست هاي اين دوست غيرمنطقي است و اين كه او از شما سوءاستفاده مي كند. امروز دوباره اين دوست درخواستي از شما دارد.
الف- درخواستش را قبول مي كنيد، چون دوستي براي شما خيلي اهميت دارد.
ب- معذرت خواهي مي كنيد و به او مي گوييد امروز خيلي گرفتاريد و نمي توانيد كمكش كنيد.
ج-به دوست تان مي گوييد: « شما مرتب درخواست هايي داريد كه برخي از آن ها غيرمنطقي هستند. اين دفعه مي گويم نه، دوستي يك خيابان دوطرفه است. »

5- شما عضو تيم بسكتبال مدرسه هستيد. مربي قول داده كه همه ي اعضاي تيم بازي خواهند كرد اما فقط پنج دقيقه به پايان بازي مانده و هنوز مربي شما را به بازي نفرستاده است.
الف- بلند مي شويد به طرف مربي مي رويد، فحاشي مي كنيد و اعتراض خود را اعلام مي داريد.
ب- روي نيمكت ذخيره ها مي مانيد. فكر مي كنيد با نگاه كردن به بازي ديگران خيلي چيزها ياد مي گيريد.
ج- به مربي نزديك مي شويد و به او يادآوري مي كنيد كه شما هنوز بازي نكرده ايد.

6- امروز ورقه ي امتحان تان را گرفته ايد. بعد از صحبت با هم كلاسي ها، احساس مي كنيد كه به يكي از جواب هاي شما عادلانه نمره داده نشده است. كمي بعد معلم شما در راهرو احوال تان را مي پرسد.
الف- شما مي گوييد: « سلام، راستي من معتقدم كه نمره ي عادلانه اي نگرفته ام، مي توانيد يك بار ديگر برگه ي مرا تصحيح كنيد؟»
ب- مي گوييد: « سلام، من فكر مي كنم شما خيلي ناحق به من نمره داده ايد. »
ج- فكر نمي كنيد كه موقع مناسبي براي بحث درباره ي نمره باشد و به سادگي مي گوييد: « سلام» و به راه تان ادامه مي دهيد.

7- يكي از هم كلاسي هاي شما در يك امتحان شركت نكرده و وقتي به خانه برمي گرديد، مي خواهد ورقه ي امتحان شما را بگيرد. هر دوي شما مي دانيد كه معلم همان سؤال ها را براي كساني كه امتحان را از دست داده اند، طرح خواهد كرد. شما فكر مي كنيد اين عادلانه نيست كه او بدون درس خواندن و با استفاده از ورقه ي شما نمره ي خوب بگيرد.
الف- درخواست او را رد مي كنيد، ورقه ي خود را به او نمي دهيد و مي گوييد كه ديگر با او دوست نيستيد.
ب- از دادن ورقه تان به او خودداري مي كنيد و توضيح مي دهيد كه چرا فكر مي كنيد كار غلطي است كه او از ورقه ي شما استفاده كند.
ج- نگهداري يك رابطه ي دوستانه براي شما ارزشمند است، بنابراين ورقه تان را در اختيار او مي گذاريد.

8- معلم محبوب شما متقاضي است كه داوطلبانه روزي دو ساعت براي يك پروژه ي اضافه بر درس هاي تان به او كمك كنيد. شما در كلاس درس تان را خوب مي خوانيد اما براي دروس ديگر ترس آن را داريد كه وقت كم بياوريد.
الف- مي گوييد: « درباره اش فكر مي كنم» و بعد هر جا او را مي بينيد در مي رويد.
ب- از انجام دادن اين كار خشنود نيستيد اما مي ترسيد كه اگر درخواست او را رد كنيد شما را اذيت كند. موافقت مي كنيد كه به او كمك كنيد.
ج- مي گوييد« نه» و توضيح مي دهيد كه دوست داريد اين كار را بكنيد، ولي نياز به مطالعه ي ساير درس ها داريد.

9- شما توسط يكي از دوستان براي شام دعوت شده ايد. موقع شام مي بينيد كه همه چيز آماده است اما غذا از نوعي است كه شما آن را دوست نداريد و قبلاً باعث بيماري تان شده. مادر دوست تان مي گويد: « قانون خانه ي ما اين است كه شما هر غذايي كه در بشقاب تان است بخوريد».
الف- شما نمي خواهيد در خانه ي دوست تان دچار شرمندگي شويد، بنابراين با زور آن را مي خوريد.
ب- به او مي گوييد كه درگذشته اين غذا شما را مريض كرده و عاقلانه نيست دوباره آن را بخوريد.
ج- چيزي نمي گوييد، اما نشان مي دهيد كه ناراحت هستيد و ميز را ترك مي كنيد و به خانه برمي گرديد.

10- شما در صف تهيه ي بليت سينما ايستاده ايد. فيلم چند دقيقه ي ديگر شروع مي شود و شما نمي خواهيد اول آن را از دست بدهيد. سرانجام به گيشه مي رسيد. دختري كه بليت ها را مي فروشد مي خواهد بليت شما را به مردي بدهد كه پشت سر شما ايستاده است.
الف- شما به سادگي مي گوييد: « متأسفم نوبت من است» و سفارش خود را تكرار مي كنيد.
ب- به مرد مي گوييد: « اين كار صحيح نيست» و سپس به دختر مي گوييد: « چرا بايد او را زودتر از من راه بيندازيد؟»
ج- ناراحت مي شويد، اما صبر مي كنيد تا پس از وي بليت خود را دريافت كنيد. تصميم مي گيريد كه ديگر به آن سينما نرويد.

11- از مغازه اي يك وسيله ي بازي خريده ايد. وقتي به خانه مي رسيد، متوجه مي شويد كه برخي از قطعات آن كم اند. برمي گرديد و مي خواهيد آن را پس بدهيد يا عوض كنيد. وقتي با فروشنده صحبت مي كنيد او مي گويد: « خيلي بد شد» ، اما نه آن را پس مي گيرد و نه عوض مي كند.
الف- چيزي نمي گوييد و از مغازه خارج مي شويد و تصميم مي گيريد ديگر از آن جا خريد نكنيد.
ب- عصباني مي شويد، آن را به طرف فروشنده پرت مي كنيد و خارج مي شويد.
ج- مي گوييد: « مي دانم كه خيلي بد شد اما اصرار دارم يا آن را عوض كنيد يا پس بگيريد».

12- معلم در خارج از كلاس و خيلي خصوصي به شما مي گويد كه پاسخ تان به يكي از سؤال هاي امتحان شبيه پاسخ يكي ديگر از هم كلاسي هاي تان است. اين دفعه اشكالي ندارد ولي دفعه ي ديگر اين اتفاق نيفتد. شما تقلب نكرده ايد و معلم تان در اشتباه است.
الف- چيزي نمي گوييد، كتابي برمي داريد و شروع به خواندن مي كنيد، انگار كه با شما حرف نمي زند.
ب- مي گوييد: « من تقلب نكرده ام».
ج- عصباني هستيد اما چيزي نمي گوييد. اميدواريد كه روزي اين را به معلم تان ثابت كنيد.

13- شما با اتوبوس در حال مسافرت به شهر ديگري هستيد. اتوبوس شلوغ است و شما در جايي كه غيرسيگاري ها مي نشينند، نشسته ايد. مردي كه پشت سرتان نشسته سيگاري بعد از سيگار ديگر دود مي كند. حال شما دارد به هم مي خورد.
الف- كاري نمي كنيد. دود را تحمل مي كنيد و اميدواريد كه راننده بيايد و به وي تذكر دهد.
ب- با عصبانيت به او اعتراض مي كنيد و اميدواريد كه او به زودي سيگارش را خاموش كند.
ج- به او مي گوييد: « متشكر مي شوم اگر سيگار نكشيد، چون سيگار حال مرا به هم مي زند. مي دانيد كه اين جا نبايد سيگار كشيد» .

14- امروز جمعه است و شما تكاليف خود را انجام داده ايد. حالا دل تان مي خواهد كه برويد با دوستان تان بازي كنيد. مادرتان به شما مي گويد كه از خواهر كوچك ترتان نگهداري كنيد.
الف- شما مي گوييد: « من مي خواهم با دوستانم بازي كنم» .
ب- نمي خواهيد از بچه نگهداري كنيد ولي مي گوييد: « چَشم مادر».
ج- به درخواست مادر بي توجهي مي كنيد و از خانه خارج مي شويد.

15- در زمان امتحان، دانش آموزي كه پشت سرتان نشسته درخواست مي كند كه به او دستمال كاغذي بدهيد. شما يك دستمال به او مي دهيد. معلم تان مي بيند و شما را متهم به تقلب مي كند.
الف- شما ناراحت مي شويد، اما عذرخواهي مي كنيد و به نوشتن ادامه مي دهيد.
ب- به معلم مي گوييد كه دانش آموز پشت سري از شما دستمال كاغذي خواست و شما به او داديد.
ج- فكر مي كنيد تنها كسي كه مي تواند به شما كمك كند دوست تان است، برمي گرديد و به او نگاه مي كنيد به اين اميد كه او در پشتيباني از شما چيزي بگويد.

16- بهترين دوست شما چند بار پشت سر هم از شما پول قرض گرفته و هنوز پس نداده است. امروز شما براي خريد ناهارتان به كمي پول نياز داريد. از دوست تان مي خواهيد كه به شما پول بدهد ولي او درخواست شما را رد مي كند.
الف- اگرچه رنجيده مي شويد ولي چيزي نمي گوييد و تصميم مي گيريد كه به دوستي با وي خاتمه دهيد.
ب- مي گوييد: « چند بار از من پول خواستي و به تو دادم، خوب از حالا ديگر پولي از من نخواه. »
ج- مي گوييد: « من چند بار به تو پول قرض دادم و ناراحتم كه تو حتي يك بار هم پولم را پس ندادي» .

17- شما در فروشگاهي توي صف ايستاده ايد. مشتري جلو شما حداقل پنج دقيقه مشغول صحبت كردن با صندوقداراست و شما عجله داريد كه زود به خانه برگرديد.
الف- حرفي نمي زنيد؛ از فروشگاه خارج مي شويد بدون اين كه چيزي را كه براي آن به فروشگاه آمده بوديد، خريداري كنيد.
ب- حرف صندوقدار و مشتري را قطع مي كنيد و مي گوييد: « فكر نمي كنيد كه مردم مي خواهند شما ساكت شويد؟ نمي بينيد كه من بيشتر از پنج دقيقه است كه اين جا منتظر هستم؟»
ج- مي گوييد: « معذرت مي خواهم، من خيلي وقت است كه منتظرم و مي خواهم كه الان كارم راه بيفتد. »

18- امروز چهارشنبه است و شما جزوه ي علوم را تا روز جمعه احتياج داريد. يكي از دوستان تان كه به جزوه ي شما احتياج دارد درخواست مي كند كه آن را به او بدهيد، شما بايد چند بخش از آن را بخوانيد.
الف- جزوه را به خاطر دوام دوستي تان به او مي دهيد در حالي كه خودتان به آن نياز داريد.
ب- شما مي گوييد: « نه ممكن نيست. تا جمعه خودم به آن نياز دارم. »
ج- مي گوييد: « بگذار درباره اش فكر كنم» ، بعد سعي مي كنيد از دست او در برويد به اميد اين كه دوباره درخواستش را مطرح نكند.

19- در ايستگاه اتوبوس ايستاده ايد و مقدار زيادي هم بار و بسته داريد. وقتي اتوبوس مي رسد، پر است و شما شانس مي آوريد و يك صندلي گيرتان مي آيد. ناگهان مي بينيد كه يكي از بسته هاي تان را انداخته ايد. وقتي بلند مي شويد آن را بياوريد كسي جاي تان را مي گيرد.
الف- نمي خواهيد سر يك صندلي سروصدا به راه اندازيد، بنابراين چيزي نمي گوييد و در فضاي وسط اتوبوس مي ايستيد.
ب- مي گوييد: « ببخشيد اين صندلي من است».
ج- عصباني مي شويد و اميدواريد كه او صندلي را به شما برگرداند.

20- شما و هم كلاسي تان تكليفي را به اتمام مي رسانيد. شما بخش بيشتري از آن را انجام داده ايد. آموزگار مي پرسد كدام يك از شما اين نقاشي را كشيده است. قبل از اين كه شما چيزي بگوييد، هم كلاسي تان آن را به حساب خودش مي گذارد.
الف- شما مي گوييد: « درست نيست من آن نقاشي را كشيدم. »
ب- چيزي نمي گوييد، چون نمي خواهيد دوست تان را شرمنده كنيد.
ج- به آموزگارتان مي گوييد: « او دروغ گو است» و به هم كلاسي تان مي گوييد: « ديگر با تو در هيچ كاري شراكت نمي كنم. »

21- آموزگارتان مي گويد كه رشد خوبي در درس ها داشته اي و نمره ات از 19 كه براي اولين امتحان دريافت كرده اي بالاتر خواهد رفت. او مي گويد كه ممكن است 20 بگيري. امروز نمره ي نهايي را دريافت مي كنيد، و هم چنان به جاي 20، نمره ي شما 19 است.
الف- از آموزگار مي پرسيد كه چرا به شما 19 داده است، در حالي كه گفته بود نمره تان بالاتر خواهد بود.
ب- واقعيت را مي پذيريد، زيرا احساس مي كنيد كه ممكن است اخيراً نظر آموزگار درباره ي شما تغيير كرده باشد.
ج- به آموزگار چيزي نمي گوييد، ولي بين هم كلاسي ها پخش مي كنيد كه آموزگار به شما دروغ گفته است.

22- قرار است از بچه ي همسايه تان در ازاي ساعتي 2000 تومان نگهداري كنيد. شما آن كودك را دوست نداريد چون اسباب دردسرتان بوده و امشب بدتر از قبل است. چون همسايه به جاي 2000تومان، مبلغ 1500 تومان به شما پرداخت مي كند.
الف- چيزي نمي گوييد و 1500 تومان را براي يك ساعت نگهداري از كودك، قبول مي كنيد و تصميم مي گيريد كه ديگر مسئوليت نگهداري از بچه ي او را به عهده نگيريد.
ب- مي گوييد شما قول داديد كه در ازاي هر ساعت 2000 تومان پرداخت كنيد. حق اين است كه همان مبلغ را كه قول داده بوديد بپردازيد.
ج- قبول مي كنيد كه براي هر ساعت 1500 تومان دريافت كنيد، چون اين بهتر از هيچ است و ناراحت به خانه تان برمي گرديد.

23- داريد با دوست تان توپ بازي مي كنيد كه شيشه ي همسايه بر اثر برخورد توپ با آن مي شكند. همسايه از خانه اش بيرون مي آيد، سر شما فرياد مي زند و شما را براي شكستن شيشه سرزنش مي كند و مي گويد: « مي دانم كه تو شيشه را شكستي. دفعه ي بعد مراقب باش» .
الف- به او مي گوييد كه اين يك حادثه بود اما شما اين كار را نكرديد.
ب- چيزي نمي گوييد. اما روز بعد عمداً يك شيشه ي ديگر خانه ي او را مي شكنيد.
ج- مي گوييد« باشه» و سرزنش او را براي اين كه دوست تان دچار دردسر نشود به جان مي خريد.

24- مادر دوست شما به خانه تان مي آيد و از شما مي خواهد شما به فرزند او در انجام درس هايش كمك كنيد. وقت كلاس شناي شماست و اگر به درخواست وي عمل كنيد، دير به شنا مي رسيد. آن چه موضوع را بدتر مي كند اين است كه، مادرتان هم مي خواهد كه شما به درخواست مادر دوست تان عمل كنيد.
الف- درخواست مادر دوست تان را رد مي كنيد و به او مي گوييد كه خودش آن كار را انجام دهد.
ب- چيزي نمي گوييد و به درخواست او عمل مي كنيد، اگرچه دير به كلاس شنا خواهيد رسيد.
ج- شما به مادر دوست تان و مادر خودتان مي گوييد كه به كلاس شناي خود دير خواهيد رسيد، بنابراين نمي توانيد درخواست او را قبول كنيد.

25- شما و دوتا از دوستان تان گرسنه هستيد. بنابراين به اولين ساندويچ فروشي مي رويد. پيش خدمت دستورات شما را يادداشت مي كند كه دو همبرگر با پياز و يكي بدون پياز سفارش داده بوديد. شما از پياز متنفريد؛ وقتي همبرگرها آورده مي شوند هر سه تا با پياز هستند.
الف- چيزي نمي گوييد و پيازها را از همبرگر خارج مي كنيد.
ب- پيش خدمت را صدا مي زنيد و به او مي گوييد كه شما همبرگر بدون پياز درخواست كرده بوديد و از او مي خواهيد كه آن را عوض كند.
ج- از پيش خدمت عصباني مي شويد و مي گوييد: « مگر گيج هستيد، خانم من گفتم كه پياز نمي خواهم. »

26- شما در ساحل نشسته ايد. خيلي شلوغ است اما شما يك جاي خلوت پيدا مي كنيد و حوله تان را آن جا پهن مي كنيد كه به شنا برويد. وقتي برمي گرديد مي بينيد كه حوله ي شما به طرفي پرت شده و دو نفر در جايي كه شما حوله را پهن كرده بوديد خوابيده اند.
الف- چيزي نمي گوييد. حوله تان را برمي داريد و به دنبال جاي ديگري مي گرديد.
ب- به آن دو مي گوييد كه آن جاي شما بوده است و از آن ها مي خواهيد كه به جاي ديگري بروند.
ج- چيزي نمي گوييد اما با عصبانيت به آن ها نگاه مي كنيد به اميد آن كه آن ها پيام شما را دريافت دارند و به جاي ديگري بروند.
حال با توجه به پاسخ هاي خود به پرسش هاي صفحات قبلي چه جمع بندي اي از خود داريد. آيا براساس پاسخ هايي كه به پرسش ها داديد خود را انسان جرئتمندي يافتيد يا دريافتيد كه شما انساني خشمگين و يا كم رو و مظلوم هستيد. در هر دو صورت شما به مطالب اين كتاب احتياج داريد. كتاب را بخوانيد و براي جرئتمندانه رفتار كردن شروع به تمرين كنيد. همان گونه كه ملاحظه كرديد رفتار جرئتمندانه معطوف به هدف و زمان حال است.

ادامه دارد...

كليد پرسش نامه

رفتار جرئتمندانه

رفتار پرخاشگرانه

رفتار منفعلانه

 

گزينه ي ب

گزينه ي ج

گزينه ي الف

سؤال 1

گزينه ي ج

گزينه ي ب

گزينه ي الف

سؤال 2

گزينه ي ج

گزينه ي ب

گزينه ي الف

سؤال 3

گزينه ي ب

گزينه ي ج

گزينه ي الف

سؤال 4

گزينه ي ج

گزينه ي الف

گزينه ي ب

سؤال 5

گزينه ي الف

گزينه ي ب

گزينه ي ج

سؤال 6

گزينه ي ب

گزينه ي الف

گزينه ي ج

سؤال 7

گزينه ي ج

گزينه ي الف

گزينه ي ب

سؤال 8

گزينه ي ب

گزينه ي ج

گزينه ي الف

سؤال 9

گزينه ي الف

گزينه ي ب

گزينه ي ج

سؤال 10

گزينه ي ج

گزينه ي ب

گزينه ي الف

سؤال 11

گزينه ي ب

گزينه ي ج

گزينه ي الف

سؤال 12

گزينه ي ج

گزينه ي ب

گزينه ي الف

سؤال 13

گزينه ي الف

گزينه ي ج

گزينه ي ب

سؤال 14

گزينه ي ب

گزينه ي ج

گزينه ي الف

سؤال 15

گزينه ي ج

گزينه ي ب

گزينه ي الف

سؤال 16

گزينه ي ج

گزينه ي ب

گزينه ي الف

سؤال 17

گزينه ي ب

گزينه ي ج

گزينه ي الف

سؤال 18

گزينه ي ب

گزينه ي ج

گزينه ي الف

سؤال 19

گزينه ي الف

گزينه ي ج

گزينه ي ب

سؤال 20

گزينه ي الف

گزينه ي ج

گزينه ي ب

سؤال 21

گزينه ي ب

گزينه ي الف

گزينه ي ج

سؤال 22

گزينه ي الف

گزينه ي ب

گزينه ي ج

سؤال 23

گزينه ي ج

گزينه ي الف

گزينه ي ب

سؤال 24

گزينه ي ب

گزينه ي ج

گزينه ي الف

سؤال 25

گزينه ي ب

گزينه ي ج

گزينه ي الف

سؤال 26

منبع مقاله:
محمدخاني، پروانه، (1388) فرزندان خجالتي يا پرخاشگر، تهران: نشر قطره، چاپ اول.



 

 



مقالات مرتبط
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.