پرسش :
فرزندم در محيطهاي آزاد و نسبت به مذهب كم تفاوت رفت و آمد ميكند. چگونه او را تربيت كنم ؟(حال آن كه ميدانم تربيت اجباري نه تنها تأثير ندارد، بلكه به عكس موجب روگرداني فرزند ميشود).
پاسخ :
انسان موجودي مختار و با اراده است. هر كاري را كه دلش بخواهد انجام ميدهد و هر كاري كه مطابق ميلش نباشد انجام نميدهد. اراده و اختيار از خصيصههاي ذاتي انسانها است. جبر و زور و تهديد نميتواند در دراز مدّت پايدار باشد. تمام انسانها براي تربيت و هدايت خويش به افراد صالح، نيكوكار و برگزيده از طرف خدا نياز دارند.
پيامبران كه براي هدايت و سعادت بشر مبعوث شدند هرگز از حربه تهديد استفاده نكردند و حال آن كه هدايت از مقولههايي است كه تأثيرش در جهان ابدي و سراي آخرت مشهود خواهد شد.
خداوند در قرآن فرمود: "لا اكراه في الدّين قد تبيّن الرّشد من الغيّ...؛ در كار دين اكراه (و زور) روا نيست، چرا كه راه از بيراهه به روشني آشكار شده است". بقره آيه 255 (آية الكرسي).
اين بيان نوراني قرآن و از طرف خداوند متعال است. نوع انسانها داراي ظرفيتهاي متعادل هستند تندي و كندي را نميپسندند، اما اگر در مسير تعليم و تربيت صحيح قرار گرفته و با مماشات رفتار شوند و حرفي را كه ميشنوند همراه با عمل ببينند در آن صورت ميتوان گفت كه اميدي براي نجات و هدايت وجود دارد.
بيشتر خسارتهايي كه در امر تربيت و تعليم و تهذيب به وجود ميآيد ناشي از دوگانگي كردار با گفتار است. آيهاي خوانده، حديثي گفته و حرفي زده ميشود با اين حال هيچ تأثيري جز در همان لحظه بر جاي نميگذارد و اين همان حكايت دورويي و دو گانگي حرف و عمل است. اصولاً نوع افراد بشر به خاطر خمير ناخودآگاهي كه دارند از عمل بيشتر ميآموزند تا حرف و سخن؛ زيرا در عمل واقعيتي نهفته است كه در حرف كمتر موجود است. نظام آفرينش و هستي بدون آن كه زبان باز كند و از خود مدح و ثنا بگويد به كار خود مشغول است روز در پي شب و شب در پي روز ميآيند و با سكوت خود درس عبرت ميدهند.
قرآن اين معجزه جاودان اسلام در هزار و چهار صد و اندي سال بر قلب مبارك پيامبر گرامي(ص) نازل شد و اكنون كه اين مدت نسبتاً طولاني از نزولش ميگذرد نه حرفي بر آن اضافه و نه حرفي از آن كم شد. اين ما هستيم كه هر روز خروار خروار سخن ميگوييم، اما شايد مثقالي ارزش در آن نباشد.
محيط خانه نقش دهنده اصلي در مسير رشد فرزندان است. پدر و مادري كه خود اهل تقوا و صلاح باشند بدون آن كه زبانخود را خسته كرده و سخنراني كنند با عملراني و انجام به موقع تكاليف الهي به فرزندان خود هدايت و تربيت ميآموزند.
در مرحله بعدي فرزند وارد محيط و اجتماع ميشود. محيط هم يكي از عوامل اصلي و تعيين كننده تربيت افراد است. فرزند در سن نوجواني و خصوصاً جواني پا به اجتماع ميگذارد و اگر تربيت خانه آويزه گوشش نباشد و اگر نكات مهمّ اخلاقي ديني و روابط بيروني از طرف پدر و مادر به فرزند يادآوري نشود پس در محيط اجتماع به دام افراد نا اهل و دوستان به ظاهر دوست افتاده و گرفتار انحطاطهاي اخلاقي و مذهبي با ضريب بسيار بالا ميشود و نتيجه آن خسارتهايي است كه قابل جبران نخواهد بود. پس فرزند بايد در محيط خانه تحت تربيت دقيق و صحيح پدر و مادر قرار گيرد كه در ابتدا فرزند به عمل پدر و مادر مينگرد و سپس به حرف و سخن آنان احترام ميگذارد و در ثاني تعليم احكام ديني و مذهبي نميبايست با جبر و زور همراه باشد و به قول معروف تعليم با سختگيري زياد نميسازد. حالا اگر به هر دليل فرزند واجبي از واجبات الهي را ترك كند. او را نبايد با خشونت و تندي مؤاخذه كرد، بلكه ميبايست با نرمي و لطافت علّت تمرد و سرپيچياش را جويا شد و سپس او را راهنمايي كرد.
دين اسلام دين سختگيري و خشونت نيست اسلام در تمام شبانه روز هفده ركعت نماز واحب ميخواهد. در طول سال يك ماه روزه طلب ميكند روزهاي كه براي سلامتي انسان بسيار مفيد است. اسلام ميگويد مردم حرمت دارند پس نبايد با آبرويشان بازي كرد. مسلمان محترم است پس نبايد پشت سرش غيبت كرد. اسلام ميگويد دروغ زشت است؛ زيرا كليد تمام بديها است، اسلام ميگويد مبناي انسانيت رسيدن به كرامتهايي است كه خداوند متعال براي او در نظر گرفته است.
حالا اگر كسي به هر دليل نتوانست خود مستقيماً به تريبت فرزندش همت گمارد و از طرفي نيم تواند مانع حضور فرزندش در اجتماع شود (اگر چه اجتماع نا سالم از اين قاعده مستثنا است و پدر و مادر ميتواند با گوشزد كردن خطرات جدي معاشرتهاي بيروني و جلوي درخواستهاي فرزند بايستند) ميتواند با تهيه كتابهاي مذهبي و ديني خصوصاً آثار گرانقدر شهيد عزيز مطهري و قرار دادن آن به طور نامحسوس در جايي كه در دسترس او باشد او را تشويق و ترغيب به مطالعه كند. شركت در جلسات مذهبي، انجمنهاي ديني، حضور در مساجد البته در حدّ اعتدال ميتواند در تقويت بنيههاي اعتقادي و ديني فرزند مؤثر باشد. با بازگشت به اصل مسئله چنين نتيجه ميگيريم كه شاكله اصلي و نهادين فرزند ابتدا در خانه ايجاد ميشود و فرزند (مگر در موارد استثنا) آيينه تمام نماي رفتار و كردار پدر و مادرش است در مرتبه دوم محيط و اجتماع خصوصاً دوستان ناباباند كه بستر بسيار مناسب سقوط و انحطاط ميشوند.
در عين حال، تهيه بعضي از كتابهاي مربوطه نظير كتابهاي دكتر علي قائمي، كتاب اسلام و تربيت كودكان - دكتر احمد بهشتي، والدين و مربيان مسؤول - رضا فرهاديان، راهنماي پدران و مادران - محمد علي سادات توصيه ميشود.
www.morsalat.com
انسان موجودي مختار و با اراده است. هر كاري را كه دلش بخواهد انجام ميدهد و هر كاري كه مطابق ميلش نباشد انجام نميدهد. اراده و اختيار از خصيصههاي ذاتي انسانها است. جبر و زور و تهديد نميتواند در دراز مدّت پايدار باشد. تمام انسانها براي تربيت و هدايت خويش به افراد صالح، نيكوكار و برگزيده از طرف خدا نياز دارند.
پيامبران كه براي هدايت و سعادت بشر مبعوث شدند هرگز از حربه تهديد استفاده نكردند و حال آن كه هدايت از مقولههايي است كه تأثيرش در جهان ابدي و سراي آخرت مشهود خواهد شد.
خداوند در قرآن فرمود: "لا اكراه في الدّين قد تبيّن الرّشد من الغيّ...؛ در كار دين اكراه (و زور) روا نيست، چرا كه راه از بيراهه به روشني آشكار شده است". بقره آيه 255 (آية الكرسي).
اين بيان نوراني قرآن و از طرف خداوند متعال است. نوع انسانها داراي ظرفيتهاي متعادل هستند تندي و كندي را نميپسندند، اما اگر در مسير تعليم و تربيت صحيح قرار گرفته و با مماشات رفتار شوند و حرفي را كه ميشنوند همراه با عمل ببينند در آن صورت ميتوان گفت كه اميدي براي نجات و هدايت وجود دارد.
بيشتر خسارتهايي كه در امر تربيت و تعليم و تهذيب به وجود ميآيد ناشي از دوگانگي كردار با گفتار است. آيهاي خوانده، حديثي گفته و حرفي زده ميشود با اين حال هيچ تأثيري جز در همان لحظه بر جاي نميگذارد و اين همان حكايت دورويي و دو گانگي حرف و عمل است. اصولاً نوع افراد بشر به خاطر خمير ناخودآگاهي كه دارند از عمل بيشتر ميآموزند تا حرف و سخن؛ زيرا در عمل واقعيتي نهفته است كه در حرف كمتر موجود است. نظام آفرينش و هستي بدون آن كه زبان باز كند و از خود مدح و ثنا بگويد به كار خود مشغول است روز در پي شب و شب در پي روز ميآيند و با سكوت خود درس عبرت ميدهند.
قرآن اين معجزه جاودان اسلام در هزار و چهار صد و اندي سال بر قلب مبارك پيامبر گرامي(ص) نازل شد و اكنون كه اين مدت نسبتاً طولاني از نزولش ميگذرد نه حرفي بر آن اضافه و نه حرفي از آن كم شد. اين ما هستيم كه هر روز خروار خروار سخن ميگوييم، اما شايد مثقالي ارزش در آن نباشد.
محيط خانه نقش دهنده اصلي در مسير رشد فرزندان است. پدر و مادري كه خود اهل تقوا و صلاح باشند بدون آن كه زبانخود را خسته كرده و سخنراني كنند با عملراني و انجام به موقع تكاليف الهي به فرزندان خود هدايت و تربيت ميآموزند.
در مرحله بعدي فرزند وارد محيط و اجتماع ميشود. محيط هم يكي از عوامل اصلي و تعيين كننده تربيت افراد است. فرزند در سن نوجواني و خصوصاً جواني پا به اجتماع ميگذارد و اگر تربيت خانه آويزه گوشش نباشد و اگر نكات مهمّ اخلاقي ديني و روابط بيروني از طرف پدر و مادر به فرزند يادآوري نشود پس در محيط اجتماع به دام افراد نا اهل و دوستان به ظاهر دوست افتاده و گرفتار انحطاطهاي اخلاقي و مذهبي با ضريب بسيار بالا ميشود و نتيجه آن خسارتهايي است كه قابل جبران نخواهد بود. پس فرزند بايد در محيط خانه تحت تربيت دقيق و صحيح پدر و مادر قرار گيرد كه در ابتدا فرزند به عمل پدر و مادر مينگرد و سپس به حرف و سخن آنان احترام ميگذارد و در ثاني تعليم احكام ديني و مذهبي نميبايست با جبر و زور همراه باشد و به قول معروف تعليم با سختگيري زياد نميسازد. حالا اگر به هر دليل فرزند واجبي از واجبات الهي را ترك كند. او را نبايد با خشونت و تندي مؤاخذه كرد، بلكه ميبايست با نرمي و لطافت علّت تمرد و سرپيچياش را جويا شد و سپس او را راهنمايي كرد.
دين اسلام دين سختگيري و خشونت نيست اسلام در تمام شبانه روز هفده ركعت نماز واحب ميخواهد. در طول سال يك ماه روزه طلب ميكند روزهاي كه براي سلامتي انسان بسيار مفيد است. اسلام ميگويد مردم حرمت دارند پس نبايد با آبرويشان بازي كرد. مسلمان محترم است پس نبايد پشت سرش غيبت كرد. اسلام ميگويد دروغ زشت است؛ زيرا كليد تمام بديها است، اسلام ميگويد مبناي انسانيت رسيدن به كرامتهايي است كه خداوند متعال براي او در نظر گرفته است.
حالا اگر كسي به هر دليل نتوانست خود مستقيماً به تريبت فرزندش همت گمارد و از طرفي نيم تواند مانع حضور فرزندش در اجتماع شود (اگر چه اجتماع نا سالم از اين قاعده مستثنا است و پدر و مادر ميتواند با گوشزد كردن خطرات جدي معاشرتهاي بيروني و جلوي درخواستهاي فرزند بايستند) ميتواند با تهيه كتابهاي مذهبي و ديني خصوصاً آثار گرانقدر شهيد عزيز مطهري و قرار دادن آن به طور نامحسوس در جايي كه در دسترس او باشد او را تشويق و ترغيب به مطالعه كند. شركت در جلسات مذهبي، انجمنهاي ديني، حضور در مساجد البته در حدّ اعتدال ميتواند در تقويت بنيههاي اعتقادي و ديني فرزند مؤثر باشد. با بازگشت به اصل مسئله چنين نتيجه ميگيريم كه شاكله اصلي و نهادين فرزند ابتدا در خانه ايجاد ميشود و فرزند (مگر در موارد استثنا) آيينه تمام نماي رفتار و كردار پدر و مادرش است در مرتبه دوم محيط و اجتماع خصوصاً دوستان ناباباند كه بستر بسيار مناسب سقوط و انحطاط ميشوند.
در عين حال، تهيه بعضي از كتابهاي مربوطه نظير كتابهاي دكتر علي قائمي، كتاب اسلام و تربيت كودكان - دكتر احمد بهشتي، والدين و مربيان مسؤول - رضا فرهاديان، راهنماي پدران و مادران - محمد علي سادات توصيه ميشود.
www.morsalat.com